جدید ترین تکنولوژی درمان سرطان
محققان دانشگاه کپنهاگ در مطالعات خود دریافتند که یک جهش ژنیتیکی که بین 6 تا 10 هزار سال پیش به وجود آمده، مسئول رنگی آبی چشمان امروزی است.
به گزارش ایسنا، این تیم که نتایج پژوهش انها در مجله Human Genetics منتشر شده توانسته اند یک جهش در ژن OCA2 2 را که به طور اتفاقی، در جایی نزدیک سواحل شمال غرب دریای سیاه در انسانی متعلق به 8هزار سال پیش ایجاد شده، شناسایی کنند.
این ژن باعث آبی شدن رنگ عنبیه نشده، بلکه در عوض مکانیزم تولید رنگ دانه های قهوه ای را خاموش کرده است.
به گفته دانشمندان، تمام انسان ها در ابتدا چشمانی قهوه ای داشتند بسیاری هنوز همین روال رنگ را دارند، کشف این جهش نادر که احتمالا در امواج سریع مهاجرت در پی آخرین عصر یخی پراکنده شده، به تأکید بر یکی از بزرگترین اسرار تکامل انسانی می پردازد. طبق این نظریه تکاملی، اروپاییان و ساکنان نزدیک به شرق، از ویژگی های بسیاری برخوردارند که آنها را از دیگر گونه های انسانی متفاوت می کند.
اروپاییان نه تنها از درصد بالاتر چشم آبی ها (حدود 95٪ در برخی کشورهای حوزه اسکاندیناوی)، بلکه همچنین از تناژ پوستی و رنگ موی گسترده تری نسبت به دیگر گروه بندی های قومی برخوردارند.
تنها در اروپا می توان تعداد گوناگونی از افراد با رنگ موی بلوند ، قرمز و قهوه ای ، پوست سفید و زیتونی و چشمانی آبی و سبز را در یک جامعه مشاهده کرد. در دیگر منطق جهان، اکثر انسان ها از رنگ مو و چشم تیره برخردارند.
دلیل این امر و به خصوص چگونگی وقوع سریع چنین جهش هایی هنوز ناشناخته مانده درحالیکه انسان ها حدود چند ده هزار سال پیش به اروپا مهاجرت کرده اند.
یک نظریه این است که آب و هوای سرد اروپا و آسمان های تیره آن باعث چنین تفاوت های ظاهری شده است. برای مثال رنگ پوست روشن برای جذب ویتامین D در نیمکره شمالی که از نور خورشید ضعیف تری برخوردار بوده، بهتر است.
یک نظریه دیگر بر این مبنا است که رنگ مو، پوست و چشم عجیب اروپاییان به پیوند نژادی با نئاندرتال ها بر می گردد که حدود 25هزار سال پیش منقرض شده اند.
شاید نئاندرتال ها موی بلوند یا قرمز داشته اند و این ژن آنهاست که افراد با این رنگ مو یا چشم به ارث برده اند. مشکل این نظریه نبود هیچ شاهدی از امکان پیوند نژادی این گونه با هوموساپین ها در نمونه های به دست آمده از DNA استخوان فسیل های آنهاست.
محققان موفق به ساخت روباتهای زنده یک میلیمتری شدند که با نیروی ماهیچهای کار میکنند. محققان دانشگاه کالیفرنیا در گزارش خود بیان کردهاند که این ابزارها از طریق رشد دادن سلولهای موش صحرایی بر روی تراشههای سیلیکونی میکروسکوپی ساخته شدهاند. این روباتهای بسیار ریز با طول کمتر از یک میلیمتر میتوانند بدون استفاده از هرگونه منبع انرژی خارجی ، حرکت کنند که این کار ، مثالی رویایی از پیوند زیست فناوری با دنیای کوچک است.
در فناوری نانو ، محققان برای کارهای خود اغلب از طبیعت الهام میگیرند، اما پروفسور مونت ماگنو از دانشگاه کالیفرنیا ، از طبیعت نو برای ایده گرفتن ، بلکه به عنوان مواد اولیه استفاده میکند. وی در گذشته از پروتئینهای طراحی شده ژنتیکی برای تولید نانوموتورهای چرخشی استفاده کرده است و در حال حاضر ، بافتهای ماهیچهای را بر روی اسکلتهای روباتیکی ریز رشد میدهد.
تیم مونت ماگنو از سلولهای قلب موش برای ایجاد ابزارهای ریزی استفاده کردند که هنگام انقباض سلولها ، حرکت میکنند، وسیله دیگری که آنها ساختند شبیه یک جفت پای ریز قوراغه میباشد. وی میگوید: استخوانهایی که ما بکار بردیم پلاستیکی یا بر پایه سیلیکون بودند، بنابراین ما این ساختارهای واقعا ریز را به نحوی ساختهایم که دارای لولا بوده و توان حرکت و خم شدن را داشته باشند.
وی اظهار میدارد: سپس از طریق کنترل شیمی سطح در مقیاس نانو ، سلولهای ماهیچهای را به نقطه خاصی هدایت میکنیم تا به آن نقطه متصل شوند و از اتصال به نقاط دیگر خودداری نمایند.
بدین ترتیب سلولهای ماهیچهای کنار هم جمع میشوند و یک ماهیچه واقعی را شکل میدهند، حال شما وسیلهای دارید که دارای یک اسکلت و یک ماهیچه بوده و میتواند حرکت کند. در زیر میکروسکوپ میتوان قطعه دوپایی به نام Bio - Botsرا مشاهده کرد که به این طرف و آن طرف میخزد.
پروفسور مونت ماگنو اظهار میدارد: میتوان ماهیچههایی مانند اینها را بر روی ابزارهای میکروسکوپی مستقر کرد. وی ادامه میدهد: این ابزارها حتی برای به راه انداختن ژنراتورهای الکتریکی کوچک برای استفاده در تراشههای رایانهای کاربرد دارند. پروفسور مونت ماگنو میگوید: زمانی که سلولهای زیستی به سیلیکون متصل میشوند، کاملا زندهاند به این معنی که رشد یافته ، تکثیر و تجمیع پیدا میکنند و ساختار خود را خودشان تشکیل میدهند.
تحقیقات جدید در آمریکا نشان داد زنان دارای گروه خونی O با بالا رفتن سن دارای مشکلات بیشتری در باروری می شوند.
به گزارش «تابناک اجتماعی»، این نخستین تحقیقی است که نشان می دهد گروه خونی زنان می تواند بر شانس بارداری آنها تأثیر گذار باشد.
محققان با تحقیق بر روی گروهی از زنانی که برای باروری تحت درمان بودند به این نتیجه رسیدند که زنان دارای گروه خونی O از نظر کمی و کیفی با تخمکهای ضعیف تری روبرو هستند.
در مقابل زنان دارای گروه خونی A از نظر کمی و کیفی تخمکهای بهتری را دارا بوده اند.
این یافته ها می تواند منجر به این شود که به زنان دارای گروه خونی O توصیه شود زودتر به فکر بچه دار شدن باشند اما کارشناسان می گویند قبل از رسیدن قاطعانه به چنین نتیجه ای با تحقیقات بیشتری نیاز است.
گروههای خونی O و A دو گروه خونی رایج در میان مردم بریتانیا است که حدود 44 درصد مردم دارای گروه خونی O و حدود 42 درصد دارای گروه خونی A هستند.
دکتر ادوارد نجات از دانشکده آلبرت انیشیتن دانشگاه پزشکی نیویورک می گوید این تحقیقات بر روی زنانی انجام شده که در برنامه های دانشگاه ییل تحت درمان باروری قرار گرفته بودند.
نتایج این تحقیقات به انجمن آمریکایی پزشکی آمریکا در دنور ارائه خواهد شد.
تحقیقات بر روی 560 زن که میانگین سنی آنها زیر 35 سال بوده انجام شده و نشان داد زنان دارای گروه خونی O شانس بیشتری را برای ابتلا به سندروم FSH دارای هستند.
افراد دارای گروه خونی A دارای آنتیژن A هستند پروتئینی در دیواره سلول که در افراد دارای گروه خونی O وجود ندارد.
منبع: سایت تابناک
خلق ویروس ابتلای ایدز در میمونها
دانشمندان در تلاش برای دستیابی به واکسن و داروی ضد ایدز، نسلی از ویروس انسانی عامل ایدز را خلق کردهاند که میتواند میمونها را آلوده کند.
به گزارش ایسنا، این ویروس که در بدن میمون ها تکثیر میشود در جهت انجام آزمایشهای آینده برای تولید واکسن ایدز در میمونها پیش از آزمایش آن روی انسان، تولید شده است. این نسل از ویروس «اچ آی وی»، با تغییر در یک ژن منفرد در نسخهی انسانی ویروس بهوجود آمده است.
با این نسخهی جدید دانشمندان توانستند گونهی خاصی از میمونها را به ایدز مبتلاء کنند. این ویروس که با مهندسی ژنتیک تغییر یافته برای اولینبار که به میمون تزریق شد درست با همان سرعتی که در بدن انسان اتفاق میافتد، شروع به تکثیر کرد.
محققان تاکید کردهاند که این میمون در نهایت توانست به ویروس تزریق شده غلبه کند و در واقع ویروس نتوانست حیوان را بیمار کند. گفتنی است، این نسل جدید با عنوان «stHIV-1» نامگذاری شده است.
پژوهشگران امیدوارند که با این دستاورد جدید بتوانند واکسنها و داروهای بالقوهی جدید ایدز را پیش از انج به گفتهی محققان ویروس HIV یک نسخهی مشابه به نام SIV دارد که باعث بروز بیماری مشابه ایدز در انواع خاصی از میمونها میشود.
عامل بیماری ایدز یک نوع ویروس از گروه رترو ویروسها است که باعث کاهش توانایی سیستم ایمنی بدن میزبان میشود. علایمی که ما در بیماری ایدز میشناسیم مربوط به بیماریهایی است که در اثر نقص دستگاه ایمنی بدن تولید میشوند. در اکثر بیماریهای ویروسی وضع به این منوال است که سلولهای مملو از ویروس ویروسها را آزاد کرده و این ویروسها خود را با پادتنهای آماده مواجه میبینند. در چنین وضعی بیماری شخص برطرف میشود. اما در مورد ویروس ایدز وضع به گونهای دیگر است.
سرگذشت رنگ پوست
از سالها پیش، این نظریه مورد قبول همگان بود که پوست تیره برای حفاظت در برابر سرطان پوست به وجود آمده است . اما کشفیات تازه به شکل گیری چارچوب تازه ای برای درک اساس تکاملی تنوع در رنگ پو ست انجامیده است:
((پوست انسان برای پیشگیری از تخریب نوعی ویتامین B (فولات) تیره تر و برای تقویت تولید ویتامین D ، روشن تر شده است.))
این تغییرات که فرآورده انتخاب طبیعی هستند، اثرات عمیقی بر موفقیت تولید مثلی انسان داشته اند.
تکامل رنگیزه دار شدن پوست با گرایش به بی مویی در انسان ارتباط دارد. نیاکان ما پوست پر مو یی مانند پوست شامپانزه ها داشتند. پوست شامپانزه ها رنگ روشنی دارد و در بیشتر بخش های بدن با مو پوشیده می شود. در جانوران جوان، پوست صورت، دستها و پاها صورتی رنگ است و تنها زمانی که با افزایش سن جانور، در معرض نور خورشید قرار میگیرد، کک و مک دار یا تیره می شوند. انسانهای اولیه نیز پوست روشن و پوشیده از مو داشتند.
بین 5/4 میلیون تا ۲ میلیون سال قبل، انسانها از جنگل های بارانی به سوی ساوانهای شرق آفریقا حرکت کردند. در این نواحی آنان نه تنها باید با شدت تابش نور خورشید کنار می آمدند بلکه باید شدیدتر کار میکردند تا به اندازه کافی غذا به دست آورند. از این رو، آنان باید به نحوی مشکل خنک نگهداشتن بدن و افزایش بیش از اندازه دمای مغز را حل می کردند.
دو محقق از دانشگاه لیورپول انگلستان به نامهای «پیتر هیلر» و «جان موریس» نشان داده اند که این مشکل با افزایش تعداد غده های عرق روی سطح پوست و در نتیجه کاهش میزان موهای پوشاننده پوست، حل شده است. به عبارت دیگر، طی تکامل غدههای عرق جای فولیکولهای مو را گرفتند.
اما با کاهش میزان موهای پوست، انسان با مشکل دیگری رو به رو شد. پوست بی مو به نور خورشید، به خصوص پرتوهای فرابنفش ( UV )، حساستر است. وقتی انسان تقریباً بی مو شد، توان تولید ملانین را به دست آورد. ملانین مهم ترین تعیین کننده رنگ پوست و در عین حال ضد آفتاب طبیعت است.
ملانین مولکول درشتی است که از یک طرف پرتوهای فرابنفش را جذب می کند ، ( حفاظت فیزیکی) و از طرف دیگر مواد شیمیایی مضری را خنثی می کند که رادیکال آزاد نامیده می شوند و پس از آسیب رساندن پرتوهای فرابنفش به پوست شکل می گیرند (حفاظت شیمیایی).
زیست شناسان به طور معمول غلظت بالای ملانین را در ساکنان نواحی گرمسیر با نقش حفاظتی آن در برابر سرطان، پوست مرتبط می دانند. برای مثال، «جیمزکلور» از دانشگاه کالیفرنیا نشان داده است، در افراد مبتلا به بیماری زرودرما پیگمنتوسام که ملانسویستها ( سلولهای تولید کننده ملانین) در اثر قرار گرفتن در معرض نور خورشید، تخریب میشوند، میزان شیوع نوعی سرطان پوست که به آسانی درمان میشود، بالاست.
سرطانهای بدخیم پوست اغلب کشنده اند، اما میزان شیوع آنها بسیار پایین است. از طرف دیگر ، سرطان به طور معمول در سنین بالا خود را نشان میدهد و در آن زمان فرد تولید مثل کرده است. بنابراین، سرطان نمیتوانسته است فشار تکاملی کافی را برای گزینش طبیعی انسانهای تیره پوست در مناطق نزدیک به استوا، فراهم سازد.
در سال ۱۹۷۸ «ریچارد براندا» و «جان ایتون» نشان دادند در خون افراد روشن پوستی که در معرض نور خورشید قرار گرفته بودند، میزان یکی از ویتامین های ضروری به نام فولات بسیار پایین است. کمبود فولات در زنان باردار با افزایش خطر نقائص عصبی در جنین همراه است. کودکان بعضی از مادرانی که حین بارداری به کارگاههای برنزهسازی پوست مراجعه کرده بودند، با نقائص دستگاه عصبی به دنیا آمدند. چون فولات برای ساخت ن DNA در سلولهای در حال تقسیم نیز ضروری است و سرعت تکثیر سلولی در سلولهای تولید کننده اسپرم بالاست، کمبود فولات در مردان نیز میتواند مشکل آفرین باشد. موشهای نری که فولات دریافت نکرده بودند، به نابا ر وی دچار شدند.
براساس این مطالعات ما ( جابلونسکی و کاپلاین ) پیشنهاد کرديم پوست تیره برای حفاظت ذخایر فولات بدن به وجود آمده است
اولین اعضای گونه Homo sapiens یا انسانهای پیشرفته، بین ۱۲۰ هزار تا ۱۰۰ هزار سال پیش در آفریقا ظاهر شدند و پوست تیرهای داشتند که با میزان تابش نور خورشید در استوا سازگار بود. با شروع مهاجرت انسانهای پیشرفته با مناطقی که طی سال پرتو فرابنفش کمتری دریافت میکردند، مشکل تازهای پیش آمد. برای تولید ویتامین D در پوست، پرتو فرابنفش کافی لازم است. مردمان تیره پوستی که در مناطق گرمسیری زندگی میکردند ، به اندازه کافی ویتامین D تولید میکردند اما تیرهپوستان مناطق غیر استوایی با کمبود این ویتامین روبه رو بودند. بنابراین، انتخاب طبیعی افرادی را در این مناطق برگزید که پوست روشنتری داشتند. زیرا پوست روشن پرتوهای فرابنفش را بهتر جذب میکند. بنابراین، ما معتقدیم چون ویتامین D علاوه بر نقش مهمی که در استخوانسازی ایفا می کند، در موفقیت تولید مثل نیز بسیار موثر است، مردمانی که دو ر از استوا زندگی میکنند، پوست روشنتری پیدا کردند تا نور خورشید را به خوبی جذب کنند و طی ماههای زمستان طولانی این مناطق، به مقدار کافی ویتامین D تولید کنند.
مردمانی نیز هستند که رنگ پوست آنان با الگوی پیشنهادی ما مطابقت ندارد اما شاهد خوبی بر ادعای ما هستند. قوم «اینوئیت» که در آلاسکا و شمال کانادا زندگی میکنند، ( مناطقی که پرتو کمتری دریافت میکنند) پوست تیرهای دارند. دو عامل ممکن است در این ناهماهنگی بین رنگ پوست و میزان پرتوی فرابنفش که به این نواحی میرسد، دخالت داشته باشد. شاید این مردمان به تازگی ( حدود ۵ هزار سال پیش) از مناطق استوایی به این مکانها مها ج رت کردهاند و هنوز فشارهای تکاملی روی آنان به طور کامل اثر نگذاشتهاند یا شاید رژیم غذایی غنی از ویتامین D ، نیاز به پوست روشن را در آنان برطرف کرده است ؛ زیرا مصرف ماهی در این مناطق رواج زیادی دارد.
من امیدوارم تحقیق من مردم را از اهمیت ویتامین D و فولات در رژیم غذایی آگاه سازد. برای مثال ، از مدتها پیش می دانستیم مردمان تیره پوستی که به مناطق با آب و هوای ابری مهاجرت می کنند، عوارض کمبود ویتامین D را نشان می دهند. بنابراین، آنان بايد مقدار ویتامین D را در رژیم غذایی خود افزایش دهند. تنها در آمریکا سالانه حدود ۲۵۰۰ کودک با نقائص دستگاه عصبی به دنیا می آیند. نیمی از این نقائص، از کمبود فولات در مادران این کودکان ناشی می شود. از این رو، سازمان نظارت بر مواد غذایی و دارویی ( FDA ) روزانه ۴۰۰ میکروگرم فولات برای زنان باردار تجویز کرده است. از طرف دیگر، مطالعات ما نشان می دهد که تکامل نژاد به همان اندازه که سیاست های نژادی پیچیده اند، ساده است. امیدواریم ، تلاش در این زمینه، اثرات مثبتی بر سیاست، طرز تفکر افراد و ارتباطات انسانی داشته باشد.
منابع:
Scientific American
مترجم: آقای حسن سالاری
سایت جزیره دانش
سايت آفتاب
ابريشم می تواند به ترميم عصب کمک کند
" سلول های عصبی در کنار الياف ابريشم رشد می کنند . "
دانشمندان بريتانيايی می گويند شايد بتوان از الياف ابريشم برای کمک به ترميم عصب آسيب ديده استفاده کرد.
آنها ثابت کرده اند که عصب می تواند در کنار دسته ای از الياف خاص، موسوم به "اسپايدراکس"، که مشخصه های مشابه تار عنکبوت دارد، رشد کند.اين گروه از محققين اميدوارند که تار ابريشم بتواند عصب قطع شده - شايد حتی در مواردی قطع نخاع - را نيز به رشد مجدد وادار کند.کرم های ابريشم که ابريشم "اسپايدراکس" را توليد می کنند، به لحاظ ژنتيکی دست کاری شده اند تا الياف مناسب پيوند با سلول عصب را بسازند.
پرفسور جان پريستلی، از دانشگاه کوئين مری لندن، که سرپرستی اين تحقيق را برعهده دارد، می گويد الياف ابريشم مانند يک داربست عمل می کند و سلول های عصب می تواند بر روی آن رشد کند.
گروه تحقيق دانشگاه کوئين مری لندن الياف ابريشم را در نسجی کشت شده و همچنين حيوانات آزمايش کرده است و در دو مورد نتيجه موفقيت آميز بوده است.پرفسور پريستلی، می گويد: "در تصاويری که از پروسه رشد سلولهای عصب گرفته شده دو تحول ديده می شود: يکی رشد فيبرهای عصب در کنار ابريشم و ديگری رشد سلولهای کمکی موسوم به شوان است که برای بازسازی عصب نقش بسيار مهمی دارد."وی می گويد در آزمايش هايی که بر روی حيوانات صورت گرفته الياف ابريشم به رشد عصب در ناحيه نخاع و عصب جنبی کمک کرده است.
پرفسور پريستلی همچنين گفت که يکی از مزايای الياف ابريشم اين است که می توان آنها را به شکل لوله هايی پيچيده برای جاسازی عصب درآورد. از اين لوله های ابريشمی همچنين می توان برای پل زدن ميان انتهای عصب پاره شده استفاده کرد.اين گروه تحقيق اميدوارست که بتواند از ابريشم برای درمان بيمارانی که عصب جنبی آنها - عصبی که عضلات و حس لامسه را ميسر می کند - مثلا در بريدگی عميق دست، استفاده کند.پرفسور پريستلی توضيح داد که هدف بلندپروازانه تر برای محققان در اين زمينه اين است که از ابريشم برای ترميم نخاع آسيب ديده استفاده کنند. اما او تاکيد کرد که رسيدن به چنين مرحله ای کاری بسيار دشوار خواهد بود.تصوير عصب هايی که روی تار ابريشم در حال رشد هستند، يکی از برندگان مسابقه معتبر تصاوير علمی "ولکام تراست" (Wellcome Trust Biomedical Images Award)، بوده است.در اين مسابقه تصاوير علمی غيرقابل رويت با چشم غيرمسلح مطرح می شود.
منبع : بی بی سی
ارتباط بین جراحی روده و اختلالات بینایی توسط چشم پزشک ایرانی کشف شد
دکتر "راد فروزان" چشم پزشک ایرانی کالج پزشکی "بایلور" در هوستون از ایجاد مشکلات بینایی برای
بیمارانی که جراحی روده روی آنها انجام می شود خبر داد.
به گزارش خبرنگار دانشگاهی مهر، دکتر "فروزان" و همکارش دکتر "تی. چای" با انجام تحقیقی دریافتند: جراحی روده منجر به عدم جذب مناسب ویتامین A در بدن می شود و این مشکل سال ها و حتی دهه ها پس از انجام عمل به ویژه در افراد مبتلا به انواع بیماری ها مشکلات بینایی را به وجود می آورد.
تحقیق این دو چشم پزشک که در نشریه انگلیسی "چشم پزشکی" به چاپ رسید حاکی از این بود که اختلالات بینایی حاصل از کمبود ویتامین A شامل خشکی چشم، نرم شدن قرنیه، آسیب به شبکیه و شب کوری است.
این دو محقق سال گذشته سوابق بیماری افرادی را که دچار کمبود ویتامین A بودند بررسی کردند و در میان افراد مورد مطالعه خود 4 بیمار را که تحت جراحی معده و روده قرار گرفته بودند شناسایی کردند.
یکی از این بیماران تنها چند ماه پس از انجام جراحی "بای پس معده" به اختلالات بینایی مبتلا شده بود درحالی که 3 مورد دیگر 18 سال پس از انجام جراحی روده این علائم را در خود نشان داده بودند.
آزمایشات مشخص کرد: کلیه حالات غیر طبیعی در این سه بیمار ناشی از کمبود ویتامین A در بدن آنها بود. دو تن از این بیماران پس از تزریق ویتامین A درمان شدند و علائم بهبود در هر دو چشم فرد سوم نیز مشاهده شد.
منبع : خبرگزاری مهر
ابتلا يك كودك چيني به يك ويروس تازه كشف شده
دانشمندان چيني بيماري تنفسي يك كودك را آلودگي به ويروس بوكاويروس انساني ( (bocavirusكه سال گذشته كشف شد، تشخيص دادهاند.
خبرگزاري رويترز از پكن به نقل از روزنامه گوانگ مينگ ديلي گزارش داد اين كودك كه از اهالي "چنژو" در استان مركزي "هونان" است به علت عفونت شديد تنفسي در بيمارستان بستري شد.
اين روزنامه نوشت: انجام آزمايش "دي.ان.آ" بر روي اين كودك نشان داد وي به اين ويروس آلوده شده است. اين روزنامه اطلاعات بيشتري در اين زمينه ارائه نداد.
محققان سوئدي اوت گذشته اعلام كردند موفق به كشف ويروسي شدهاند كه قبلا شناخته نشده بود. اين ويروس ميتواند موارد بسياري عفونتهاي شديد تنفسي در كودكان ايجاد كند.
آنها اين ويروس را بوكاويروس انساني نام نهادند و تحقيقي را بر روي تمام ويروسهايي كه عفونتهاي تنفسي ايجاد ميكنند، آغاز كردند.
اين گزارش كه در مجله " "Proceedings of the National Academyچاپ شده است، نشانگر اطلاعات اندك پزشكان در مورد علت بيشتر عفونتهاي تنفسي است.
كارشناسان بهداشتي ميگويند با توجه به نگرانيهاي روز افزون در مورد امكان ظهور يك آنفلوانزاي جهانگير به ويژه آنفلوانزاي مرغي، تشخيص و درمان سريع بيماريهاي تنفسي اهميت ويژهاي دارد.
۲۱نفر در چين بر اثر ابتلا به آنفلوانزاي مرغي جان خود را از دست دادهاند.
منبع : خبرگزاري جمهوري اسلامي
تعلیق حیات
● نگاهی به وضعیتی ناشناخته در مرز میان زندگی و مرگ
سوخت و ساز سلول های بدن جانوران نیازمند وجود اكسیژن است. به همین دلیل هم اگر به این جانوران اكسیژن نرسد می میرند. اما برخی از جانوران قادرند نیاز بدن خود به اكسیژن را كاهش داده و یا حتی آن را برای مدتی متوقف كنند. در این حالت آنها از وضعیت حیات عادی به حالتی اسرارآمیز به نام حیات معلق- كه نه شبیه مرگ است و نه زندگی - فرو می روند.
هم اكنون دانشمندان با تحقیق بر روی این قابلیت ناشناخته جانوران، در تلاش برای القای چنین حالتی در انسان هستند. برخی از این دانشمندان، پا را از این هم فراتر گذاشته و معتقدند كه انسان نیز به طور بالقوه توانایی تعلیق حیات را در خود دارد.
در آزمایشگاهی در شهر بوستون، دكتر «حسن علم» به بدن سرد و بی حركت خوكی كه روبه روی او بر روی یك میز فولادی قرار گرفته خیره شده است. تپش قلب این جانور متوقف شده، خون بدنش تخلیه شده، در مغزش هیچ گونه فعالیت الكتریكی مشاهده نمی شود و بافت های بدنش نیز هیچ اكسیژنی مصرف نمی كنند. اكنون حدود دو ساعت و نیم است كه جانور در این حالت قرار دارد. با دیدن این صحنه حتماً فكر می كنید كه این جانور مرده است اما در اشتباه هستید چرا كه همان گونه كه دكتر «علم» اشاره دارد می توان آن را دوباره زنده كرد! او كلیدی را فشار می دهد و خون گرم شروع به پمپ شدن به داخل بدن جانور كرده و دمای بدنش را به تدریج بالا می برد. وقتی دمای بدن خوك به حدود ۲۵ درجه سانتیگراد می رسد قلبش به طور خود به خود شروع به حركت كرده و جانور دوباره به زندگی برمی گردد.
«علم» كه یك جراح متخصص سوانح و حوادث مرگبار در بیمارستان عمومی ماساچوست واقع در شهر بوستون است اكنون در حال تحقیق بر روی تكنیك جدیدی است كه به وسیله آن می توان مجروحانی را كه در لبه مرگ قرار گرفته اند در وضعیتی اسرارآمیز به نام «حیات معلق» قرار داد. بدین ترتیب پزشكان قادر خواهند بود تا جسم شخص مجروح را ساعت ها در این وضعیت گرگ و میش میان زندگی و مرگ نگاه داشته و پس از ترمیم جراحات وارده، او را دوباره زنده كنند.
در آینده این روش خواهد توانست جان مجروحان حاصل از شلیك گلوله و یا حوادث و تصادفات جاده ای و سایر سوانح مرگبار را - كه میزان خونریزی در آنها بسیار بالاست - از مرگ حتمی نجات دهد. «علم» یكی از چند محققی است كه بر روی وضعیت حیات معلق تحقیق می كنند. این دانشمندان معتقدند كه با خارج كردن كامل اكسیژن از ارگانیسم ها می توان قابلیت نهفته ای را كه در بدن برای قرار گرفتن در وضعیت حیات معلق وجود دارد بیدار كرد.
اگرچه اكنون روش های بالینی مختلفی برای بیهوشی عمومی وجود دارد اما این روش ها فقط فعالیت مغز را به حالت تعلیق درمی آورند. اما «علم» و دیگر محققان اكنون مشغول مطالعه بر روی روش هایی هستند كه قادر خواهند بود كل بدن را به حالت تعلیق درآورند. البته جزئیات سازوكاری كه می تواند حیات را در جانوران به حالت تعلیق درآورد هنوز ناشناخته است اما به هرحال دانشمندان نسبت به یك مسئله مطمئن هستند: به تعلیق درآوردن حیات، كاری شدنی است.
برای مشاهده کل متن روی ادامه ی مطلب کلیک کنید
تولید بیوپلیمر کیتوزان از پوست میگو
در این تحقیق ابتدا یك پایلوت نیمه مداوم جهت تولید بیوپلیمر كیتوزان از پوست میگو، طراحی و ساخته شد. به منظور ارزیابی فنی كاربرد بیوپلیمر كیتوزان تولید شده به عنوان كمك منعقد كننده، ابتدا در مقیاس آزمایشگاهی با استفاده از دستگاه جارتست عملكرد كیتوزان تولیدی با كیتوزان تجاری و پلیالكترولیت مصنوعی مقایسه شد. پس ازاطمینان از مشابه بودن عملكرد این كیتوزان با كیتوزان تجاری و پلیالكترولیت مصنوعی، عملكرد كیتوزان تولیدی دركلاریفایر نیروگاه قم مورد ارزیابی قرار گرفت كه در این مورد نیز عملكرد مناسبی از خود نشان داد. محاسبات و بررسیهای انجام شده نشان میدهد كه استفاده از كیتوزان تولید داخل به عنوان كمك منعقدكننده، بسیار مقرون به صرفه است. همچنین تحقیقات انجام شده حاكی است كه استفاده از بیوپلیمر كیتوزان به عنوان كمك منعقد كننده نه تنها مشكل زیستمحیطی نداشته بلكه از ایجاد بسیاری مشكلات زیست محیطی جلوگیری میكند.
برای مشاهده کل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید
تقلید حس لامسه
اختراع جدید دانشمندان که مجهز به حس لامسه ای با دقت سرانگشتان دست انسان است، گامی دیگر بشر را به ساخت خدمتکاران مصنوعی نزدیک کرد.
دانشمندان آمریکایی یک گیرنده حسی (sensor) ساخته اند که قادر به تشخیص بافت تشکیل دهنده اشیاء مختلف، با دقتی معادل حس لامسه انسان است.
برای مشاهده کل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید
پزشکی هسته ای
پزشكى هسته اى شاخه اى از علم پزشكى است كه در آن از مواد راديواكتيو براى تشخيص و درمان بيمارى استفاده مى شود. مواد راديواكتيو مورد استفاده يا راديو ايزوتوپ هستند و يا داروهايى كه با مواد راديو ايزوتوپ نشاندار شده اند. داروى راديواكتيو، در روش هاى تشخيصى مواد راديواكتيو به بيمار تزريق مى شود و ميزان اشعه تاييد شده، از بيمار اندازه گيرى مى شود. اكثر روش هاى تشخيصى به كمك يك دوربين اشعه گاما، توانايى تشكيل تصوير را دارند. در موارد استفاده درمانى، مواد راديواكتيو براى درمان مورد استفاده قرار مى گيرند مثل استفاده از يد (۱۳۱) كه در درمان سمى شدن تيروئيد و سرطان تيروئيد مورد استفاده قرار مى گيرد.
برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید
كاربرد سلولهای بنیادی در درمان بیماری پاركینسون
بیماری پاركینسون از جمله بیماریهای سیستم اعصاب مركزی است كه بیش از ۲درصد جمعیت بالای ۶۵ سال را دربرمی گیرد. این بیماری از دیدگاه آسیب شناسی با از بین رفتن گروه خاصی از نورون ها در ناحیه مغز میانی به نام نورون های دوپامینرژیك مشخص می شود. لرزش، سختی و كم حركتی كه از بارزترین نشانه های این بیماری است، در اثر از بین رفتن این نورون ها ایجاد می شود.
برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید
موزه ها و آزمایشگاههای زیست شناسی
آنچه در زیر می آید ترجمه متن سخنرانی ارنست مایر فقید در ۲۹ مه سال ۱۹۷۳ به مناسبت افتتاح شاخه آزمایشگاهی موزه جانورشناسی مقایسه ای در دانشگاه هاروارد است و در آن به نقش موزه های تاریخ طبیعی و اهمیت علم سیستماتیک می پردازد.
برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید
فیزیك پزشكی
فیزیك پزشكی (Medicale Physics)
فیزیك پزشكی به معنی كاربرد فیزیك در حرفه پزشكی است، مانند رادیوگرافی ، سونوگرافی
، بیناییسنجی و غیره. چون بیوفیزیك به معنی فیزیك حیات است، فیزیك پزشكی درباره فیزیك حیات بشر بحث میكند. مانند گردش خون ، آناتومی گوش ، آناتومی چشم و غیره. از طرفی بكارگیری اصول و قوانین این گروههای علمی در طرحریزی و یا ساختن یك سیستم ، به ترتیب مهندسی پزشكی و بیومهندسی نامیده میشود. ................................
برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید
رابطه عشق و هورمون ها
افراد در همه جوامع و فرهنگ ها عاشق می شوند. خصوصیات شایع عشق شامل احساس بودن در یك حالت ذهنی تغییر یافته، اشتغال خاطر با افكار و تصاویر معشوق و تغییرات در رفتار با هدف به دست آوردن پاسخ متقابل از معشوق است. ..............
جهت مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید
هواي آلوده تر، دختر بيشتر

كروموزم y كه حامل جنسيت نر است، ضعيف تر از كروموزم x است و بنابراين در برابر فشارهاي محيطي آسيب پذيرتر است . .............
برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید
ساخت واكسن گیاهی از تنباكو
قرن بیست و یكم، هر چند دستیابی به بسیاری از یافته های علمی بویژه انواع واكسن ها است اما دستیابی به واكسنی ایده آل و ارزان قیمت، یكی از دغدغه های اصلی پژوهشگران بوده و هست؛ واكسنی كه نه تنها در كشورهای توسعه یافته و ثروتمند كه در كشورهای فقیر و نیازمند مورد استفاده قرار بگیرد.

برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید
كرم ها به كمك درمان آسم می آيند !!!
بر طبق تحقيقاتی در هلند كرم های انگلی شسيتوزوما كه بيش از200 ميليون نفر را در سراسر جهان آلوده كرده اند می توانند كليدی برای گشودن (درمان) بيماری هايی همچون آسم و ديابت كه موجب پاسخ های نادرست سيستم ايمنی می شوند فراهم كنند. انگل شناسی به نام ديزير وان در كليج و همكارانش در مركز پزشكی دانشگاه ليدن در هلند نشان داده اند كه ليپيدهای استخراجی از شيستوزومای انگل می تواند از پاسخ های ايمنی انسانی جلوگيری به عمل آورد. بر اساس اين خاصيت محققان ادعا می كنند میتوانند كه اين مواد را به عنوان دارويی مهم و جديد در درمان آسم و ديابت و ديگر بيماری هايی كه موجب پاسخ های ايمنی اضافی می شونداستفاده نمايند. وان در كليج می گويد ليپيدهايی مثل ليزوفسفاتيديل سرين سبب توسعه ی سيستم ايمنی دريك مسير خاص شده و هم چنين سبب شروع تكامل سلول های T تنظيم كننده می شود كه اين سبب غيرفعال سلول هایT موثر سيستم ايمنی می شود. شيستوزوما يك ميل هجومی در جلوگيری از پيشرفت سيستم ايمنی ميزبانش دارد پس شايد اين امرعجيب نباشد كه در آن سلاح های شيميايی رشد كرده باشد كه سيستم ايمنی را خلع سلاح كند. وان دركليج ليزوفسفاتيديل سرينی را كشف نموده است كه حاوی اسيد های چرب غير انسانی بوده و قادراست تكامل سلول های دندرتيك را تحريك نمايد. اين عمل يعنی تكامل سلول های دندرتيك به علت اين است در طی تكامل سلول های T تنظيم كننده كه در اثر تحريك ليپيدهای پارازيت (انگل) مزبورصورت گرفته است منجر به فعال كردن يك گيرنده ی اختصاصی به نامTOLL LIKE 2 بر روی سلول های دندرتيك می شوند. با بلوكه شدن گيرنده سلولهایT ديگر رشد نمی كنند كه بتوانند بعد ازتحريك به وسيله ی اين سلول های دندريتی مواد بيگانه را مورد هجوم قرار دهند. تركيباتی هم چون اين ليپيدهای انگل كه به طور اختصاصی سبب ممانعت از پاسخ ايمنی می شوند. ممكن است روزی سبب ممانعت از پاسخ های اشتباه سيستم ايمنی شوند.
اكنون اين موضوع توسط موسسه ی سازمان هلندی بيشتر مورد بررسی و تحقيق قرار گرفته است .
منبع : European journal of immonology/2005
عملكرد كانالهای آب در غشاء سلولهای عدسی چشم
(( گفتوگو با دكتر عماد تاج خورشید دانشمند پروتیئنهای غشایی))
دكتر عماد تاج خورشید، بیوفیزیكدان برجسته ایرانی و استاد دانشگاه ایلینویز آمریكا و همكارانش با شبیهسازی رایانهیی عملكرد كانالهای آب در غشاء سلولهای عدسی چشم، موفق به كشف اساس مولكولی نوع شایعی از بیماری آب مروارید چشم شدند.
دكتر عماد تاج خورشید، استادیار بخش بیوفیزیك دانشگاه ایلینویز در حال حاضر سرپرستی یكی از شناخته شدهترین گروههای تحقیقاتی فعال در زمینه شبیه سازی ساختارهای سلولی را بر عهده داشته و موفقیتهای علمی وی و همكارانش طی چند سال اخیر بازتاب وسیعی در مجامع علمی جهان داشته است. این دانشمند ایرانی در زمینه شبیهسازی رایانهیی ساختمان و سازوكار عملكرد پروتئینهای موثر در انتقال مواد از غشاء سلولها فعالیت دارد.
دكتر تاج خورشید سال گذشته با كشف و شبیهسازی رایانهیی یكی از پیچیدهترین فرآیندهای سلولی، جایزه مشترك بنیاد ملی علوم آمریكا و مجله علمی ساینس را به خود اختصاص داد.
تحقیقات دكتر تاج خورشید نقش موثری در تبیین و توسعه كشفیات دکتر پیتر آگره، دانشمند دانشكده پزشكی دانشگاه جان هاپكینز آمریكا و اعطای جایزه نوبل شیمی 2003 به وی داشته است.
دكتر تاجخورشید درباره فعالیتها و یافتههای علمی اخیرش اظهار داشت: من و دانشجویانم روی گروهی از پروتئینها كار می كنیم كه در غشاء سلولهای تمام جانداران حتی در باكتریها و میكروبها وجود دارند و به عنوان كانال انتقال آب در سلولها عمل میكنند.
این كانالها به ویژه در سلولهایی كه باید حجم زیادی از آب را مبادله كنند از اهمیت خاصی برخوردار هستند.
نمونه این قبیل سلولها در بدن انسان سلولهای كلیه هستند كه روزانه صدها لیتر آب را مبادله میكنند و اختلال در عملكرد كانالهای آب در آنها به بیماریهایی نظیر دیابت بیمزه منجر میشود كه در آن حجم ادرار بیمار به شدت افزایش مییابد.
وی خاطر نشان كرد: عدسی چشم یكی دیگر از اعضای بدن است كه وجود این كانالها در آن از اهمیت مضاعفی برخودار بوده و هرگونه اختلال در عملكرد كانالهای آب در سلولهای آن میتواند به بروز بیماریهای خاص در آن منجر شود.
كانالهای آب در سلولهای عدسی چشم نقش ثانویه بسیار مهمی را نیز ایفاء میكنند كه نظم بخشیدن و تثبیت سلولهای عدسی از طریق پیوند محكم پروتئینهای كانالهای غشایی در سلولهای مجاور است.
وی خاطرنشان كرد: بررسی چندین خانواده در اروپا كه تمام اعضای آنها به طور ارثی به آب مروارید مبتلاء هستند نشان داده كه نوعی موتاسیون در یكی از كانالهای آب در غشاء سلولهای عدسی چشم آنها سبب بروز این بیماری در چشم آنها شده است. اما نحوه اثر این موتاسیون معلوم نبود كه شبیه سازیهای رایانهیی ما نشان داد كه تنها با جابجایی یك اسید آمینه ساختمان این پروتئین كاملا دگرگون
شده و نمیتواند عملكرد خود را حفظ كرد.
به گفته این دانشمند ایرانی، وی و همكارانش با شبیه سازی كاملا موفق انجام شده توانستند در حد اتمی نشان دهند كه چگونه جهش یك ژن یا موتاسیون یك اسید آمینه میتواند باعث از بین رفتن ساختمان و مختل شدن عملكرد پروتئین در غشاء شود و در واقع توانستند نوع شایعی از بیماری آب مروارید را در جزئیترین حد ممكن و در مقیاس اتمی بررسی كنند.
پژوهشگر ایرانی دانشگاه ایلینویز خاطر نشان كرد: اختلال در عملكرد كانالهای انتقال آب در غشاء سلول كه به آكواپورین موسومند میتواند به بروز برخی بیماریهای پوستی نیز منجر شود. مبتلایان به این بیماریها پوست بسیار خشكی دارند و در برابر تشنگی و تغییرات آب بدنشان شدیدا حساسند و با مشكلات مختلفی در پوست و چشم و سایر اعضای بدن مواجه میشوند.
دكتر تاج خورشید خاطر نشان كرد: با این كه بیش از یك دهه از شناسایی و تحقیقات درباره این پروتئینها نمیگذرد ولی روز به روز نقش فیزیولوژیك آنها بیش از پیش شناخته میشود. تحقیقاتی كه ما در این زمینه انجام میدهیم مدل سازی رایانهیی عملكرد این پروتئینها است كه كار اصلی آنها انتقال آب از غشاء سلول است. البته در برخی گونهها این پروتئینها به گونهای تكامل یافتهاند كه میتوانند غیر از آب مواد دیگری را هم انتقال دهند.
دكتر تاج خورشید در ادامه با اشاره به اهمیت بالای پروتیئنهای غشایی در تحقیقات بیماری شناسی و داروسازی كه تقریبا حدود 50 درصد داروهای موجود در بازار بر عملكرد این قبیل پروتیئنها (گیرندههای غشایی، كانالهای غشایی و ...) مؤثرند، اظهار داشت: كانالهای آب (آكواپورینها) كه محور تحقیقات ما هستند به نوعی استثناییترین انواع كانالهای غشایی هستند چرا كه ساختار كریستالی سه بعدی چندین عضو این خانواده كاملا مشخص شده است.
كریستاله كردن این پروتئینهای غشایی و تعیین ساختار آنها بسیار دشوار و فوق العاده هزینه بر است كه با انجام آن، امكان مطالعه این پروتئینها با تمامی جزئیات فراهم شده و میتوان سازوكار بر هم كنش آنها با داروها، چگونگی افزایش تمایل و قدرت اتصال آنها به داروها و نحوه مهار عملكرد آنها را به سهولت مشخص كرد.
وی خاطر نشان كرد: با تحقیقات گسترده صورت گرفته ساختمان سه بعدی چندین پروتئین از خانواده آكواپورینها كه مربوط به گونههایی از پستانداران و باكتریها هستند مشخص شده است.
دكتر تاج خورشید تصریح كرد: ما در تحقیقات مدل سازیمان، ساختار سه بعدی این پروتئینها را كه موقعیت هر یك از اتمهای آنها مشخص است شبیه سازی كرده و در مدل رایانهیی غشاء سلول قرار میدهیم و با استفاده از ابررایانهها بر هم كنش این سیستمهای پیچیده بیولوژیك را كه از صدها هزار اتم مختلف تشكیل شدهاند بررسی كرده و نتایج شبیه سازی را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهیم.
در نتیجه این تحقیقات توانستهایم نحوه عملكرد گروههای مختلف در این پروتئینها را مشخص كرده و تاثیرات جابجایی (موتاسیون) در هر یك از این گروهها را شبیه سازی و پیشبینی كنیم كه یافتههای جالب توجه این پژوهشها طی چهار سال اخیر در قالب نزدیك به 20 مقاله در معتبرترین نشریات علمی تخصصی ارائه شده است.
دكتر تاج خورشید درباره چشم انداز بهرهگیری از یافتههای این تحقیقات و امكان دستیابی به روشهایی برای پیشگیری یا درمان بیماریها گفت: شناخت اساس مولكولی بیماریها قطعا افق جدیدی در درمان بیماریها در آینده خواهد بود. مثلا در مورد بیماری آب مروارید اگر بتوان آن اسید آمینه مشخصی را كه بروز موتاسیون در آن باعث بیماری است با تكنیكهای ژنتیكی، جابجا كرد، احتمالا میتوان در درمان بیماری از آن سود جست ولی به هر حال دستیابی به چنین تواناییای بسیار دشوار و زمانبر خواهد بود.
منبع: ایسنا
برگرفته از سایت (genetic.persianblog.com)
ساخت واکسن سرطان (Cancer Vaccine)
پژوهشگران انستیتو تحقیقاتی کارولینسکا (Karolinska) کشور سوئد اعلام کردند ملکولی که به ساخت واکسن سرطان کمک می کند را شناسایی کرده اند.
این پژوهش که بر روی حیوانات انجام شده است نشان می دهد که از طریق این ملکول می توان رشد تومورهای سرطانی را متوقف و یا از گسترش آن جلوگیری کرد. نتیجه این تحقیق در مجله Nature Medicine چاپ شده و حاکی از آنست که در این پژوهش، مرکز پزشکی دانشگاه لایدن (Leiden University Medical Centre) کشور هلند نیز شرکت داشته است.
براساس این گزارش، در این تحقیق سلول ایمنی شناسی (immunological cell) و تی سل (T cell) که سلولهای دیگر را با آسیب رسانی شناسایی می کند، بکار گرفته شده اند. این آسیب رسانی که در ملکولهای کلاس یک (MHC) پیدا شده، به سلهای تومور اجازه می دهد تا از سیستم دفاعی خون بگریزند.
پژوهشگران این دو موسسه، ملکولی را شناسایی کردند که تی سل آنرا تشخیص می دهند. با استفاده از این ملکول می توان از رشد تومور و گسترش آن جلوگیری کرد.
خانم الیزابت ولپرت (Elisabeth Wolpert) یکی از محققان این طرح در این رابطه می گوید: "ما فقط این تحقیقات را برروی موشها انجام داده ایم. هنوز خیلی زود است تا بگوییم که به واکسن ضد سرطان دستیافتیم چون آزمایشات باید برروی بدن انسان نیز انجام شوند."
توسعه و گسترش سلولهای سرطانی در بدن، بزرگترین سبب مرگهای بیماران سرطانی است.
تا به حال دانشمندان تحقیقات زیادی را برای ساخت این واکسن انجام داده که به نتیجه مطلوب نرسیده اند. اما این تحقیق یکی از موفق ترین آنها بشمار می رود. قبلا واکسنی ارایه شد که تقریبا اکثر تومورهای دهانه رحم زنان را مهار می کرد، اما برای تومورهای دیگر راه حلی قطعی ارایه نشده است.
دانشمندان پیش بینی می کنند که بیماری سرطان حداکثر تا سال 2025 میلادی مهار شدنی خواهد بود.
منبع : www.farya.com
تتراتوتوكسین
( زهر در برابر غذا )
چه چیزی در سمندرآبی، بادكنك ماهی، هشت پای حلقه آبی، خرچنگ نعل اسبی، ستاره ی دریایی و كرمهای پهن مشترك است؟
در بدن این جانوران، باكتریهایی زندگی میكنند كه یكی از مرگبارترین زهر های طبیعت را میسازند. این باكتری ها در برابر غذایی كه دریافت میكنند، میزبان خود را به دفاع شیمیایی كارآمدی مجهز میسازند. این زهر كه تتراتوتوكسین ( TTX ) نام دارد، 10 هزار بار از سیانید مرگبارتر است و ساختمان مولكولی بیمانندی دارد.
تتراتوتوكسین نخستین بار در دهه ی 1960 از سمندر آبی استخراج شد. وقتی شیمیدانها ساختمان مولكولی آن را بررسی كردند ، متوجه شدند این زهر با تمام زهر هایی كه تا آن زمان با آن ها رو به رو شده بودند، تفاوت دارند. این تركیب، نه استروئید بود ، نه كربوهیدارت و نه آلكالوئید. حتی از اسید آمینه های شناخته شده هم نبود : مولكول كوچكی كه ساختمان قفس مانند بینظیری دارد و بر دستگاه عصبی تاثیر میگذارد و سه اتم هیدروژن عامل پیامدهای هولناك آن هستند. این سه اتم با كمك یك دیگر یك گروه گوانیدیوم را میسازند .
وقتی زهر به بدن قربانی وارد میشود با اثر بر كانالهای سدیم سلولهای عصبی را از كار میاندازد. گروه گوانیدیم به طور محكم به ورودی كانال متصل میشود. به عبارت دیگر، این مولكول همانند درپوشی عمل میكند كه به طور برگشت پذیر روی دهانه ی كانالهای سدیمی آكسونهای عصب قرار میگیرد و از پیام رسانی عصبی جلوگیری میكند. در واقع TTX ، مانند كلیدی كه به نادرست درون قفلی شده است و به آسانی هم بیرون نمیآید، كانالهای سدیمی را میبندد و به این ترتیب ، از جابهجایی یونهای سدیم از خلال غشای پلا سمایی سلولهای عصبی جلوگیری میكند . یادآور میشود كه جریان یونهای سدیم برای جابهجایی عادی پیام عصبی ضروری است.
قربان یان زهر بادكنك ماهی یا شناگری كه مورد گزش هشت پای حلقه آبی قرار گرفته است، در آغاز پیرامون د هان خود احساس سوزش میكند. این احساس به سرعت به سرتاسر بدن گسترش مییابد و با فلج شدن، احساس گرما، حالت تهوع و لرز همراه میشود. اما چون TTX نمیتواند از سد خونی مغزی بگذرد ، با وجودی كه عصب های محیطی قربانی از كار میافتند، او هوشیاری خود را حفظ میكند. اغلب قربانیان چند ساعت یا چند روز پس از این كه این زهر كانالهای سدیمی را مسدود كرد، میمیرند.
چگونه آفریدگانی كه بر شاخههای گوناگون درخت زندگی قرار میگیرند، جداگانه این نوع دفا ع نامعمول را به وجود آوردهاند؟ در سال 1984 ، «موشر» و «فرد فورمن» پیشنهاد كردند همه گونه ه ای دارای TTX ، با میكروب ناشناختهای رابطه ی همزیستی دارند كه عامل جنگ افزار مولكولی نامعمول این جانوران است. پیشنهاد این شیمیدانهای آمریكایی را دو شیمیدان ژاپنی به نامهای «تاك ا ش ی نوگوچی» و «تامائو یاسوموتو» جدی گرفتند . آنان چند گونه باكتری دریایی پیدا كردند كه مقدار كمی TTX تولید میكردند.
اما مخالفان این نظریه عنوان كردند كه مقدار زهری كه این میكروبها در آزمایشگاه تولید میكنند، آن اندازه كم است كه میزان زهری را كه به طور معمول در بدن بادكنك ماهیها و دیگر گونههای دارای TTX یافت میشود، توجیه نمیكند. بسیاری از پژوهشگران به جای پذیرفتن فرضیه ی همزیستی موشر، به فرضیه ی «زنجیره ی غذایی آلوده» روی آوردند: همانند DDT كه طی زنجیرههای غذایی در پیكر جانوران بالای زنجیره جمع می شود ، TTX از خلال شبكهای از جانداران ایمن از TTX كه از یكدیگر تغذیه میكنند، میگذرد و در بافتهای مصرف كنندگان بعدی انباشته میشود . این فرضیه به عنوان تنها راه توضیح غلظت بالای TTX در بعضی گونههای شكارچی پذیرفته شد.
اما در سال 1997 گروهی از زیستشناسان كره جنوبی به رهبری «میونك جالی» شاهدی بر تأیید نظریه ی همزیستی به دست آوردند. این گروه ، باكتریهایی در روده ی بادكنك ماهی پیدا كردند كه بهراستی كارخانه ی جنگ افزار شیمیایی این جانور را میسازند. وقتی این باكتریها كه Vibrio LM-1 نامیده شدند، روی محیط كشت قرار گرفتند، TTX تولید كردند. پس از این كشف ، این باكتریها در پیكر جانوران زهری دیگر نیز كشف شدند. به این ترتیب، فرضیه ی همزیستی ثابت شد. اما آیا باكتریهایی كه TTX تولید میكنند، همزیستهای مهربانی هستند كه با جانور میزبان خود همكاری صمیمانهای دارند یا آنان قاتلان فرصت طلبی هستند ؟
اغلب جانوران دریایی قربانیان این قاتلان بالفطره هستند . اما گروهی آموختهاند كه با آن ها زندگی كنند. اما چگونه است كه این باكتری های مهلك به میزبان خود آسیب نمیرسانند؟ به نظر میرسد، این میزبانها طی رابطه ی همزیستی درازمدت خود با این باكتری ها نسبت به زهر آن ها پایدار شدهاند. برای مثال، در بادكنك ماهی پروتئین كانال سدیمی طوری جهش پیدا كرده است كه دیگر TTX نمیتواند به آن پیوند شود. به تازگی «كانیو یاماموری» از دانشگاه كیتاساتوی ژاپن پروتئینهایی را در خود بادكنك ماهی كشف كرده است كه به طور اختصاصی به TTX پیوند میشوند و به این ترتیب TTX سرگردان در خون را جارو میكنند. پروتئینهای مشابهی در خرچنگهای نعل اسبی نیز كشف شدهاند.
شكی نیست كه زهر مهلك این باكتریها ، جانور میزبان را به سلاح شیمیایی كارآمدی مجهز میسازد. باكتریها در برابر این هدیه نامعمول ، اما مفید، چه چیزی دریافت میكنند؟ پذیرفتهترین توجیه این است كه آن ها زهر را در برابر غذا مبادله میكنند. به نظر میرسد این باكتریها در آب دریا به صورت آزاد نیز زندگی میكنند. اما با لانه گزیدن در روده ی بادكنك ماهی یا غدههای بزاقی هشت پای حلقه آبی، از امكانات غذایی مناسبی بهرهمند میشوند و در برابر این میزبانی سودمند، دفاع شیمیایی كارآمدی برای میزبانهای خود فراهم میسازند. بدون شك در این محیط سرشار از غذاهای آماده، آن ها زهر بیش تری تولید میكنند .
پرسشی كه برجای میماند این است كه چرا این باكتریها طی تكامل توان تولید TTX را به دست آوردهاند؟ برخی براین باوراند كه آن ها ممكن است از این زهر برای رقابت با سایر میكروبها استفاده می كنند. اما موشر و همكارانش با بررسی فعالیت ضد باكتری احتمالی این مولكول ، در آزمایشگاه به نتیجه رسیدند كه این نظر نادرست است؛ TTX روی بیشتر باكتریها اثر مهاركنندهای نداشت. «پیتر آندرسون» ، عصب شناس دانشگاه فلوریدا ، پذیرفته شده ترین توجیه را پیشنهاد كرده است . به نظر او TTX یك فرآورده ی جانبی سوخت و ساز باكتری است، فرآورده جانبی كه برای باكتری غذای آماده و برای میزبان دفاع كارآمد فراهم میكند.
منبع:
Furlow, B. "the Freelance Poisoner." New Scientist 169.2274 (
مثانه های آزمایشگاهی دستاوردی بزرگ برای پزشكی
دانشمندان آمریكایی كیسه های مثانه را كه در آزمایشگاه از سلول خود بیماران رشد كرده اند، را با موفقیت در بدن بیماران امراض مثانه ای كار گذاشته اند.
پژوهشگران مركز تحقیقاتی ویك فارست در دانشگاه كارولینای شمالی هفت مورد از جاسازی مثانه آزمایشگاهی را ذكر می كنند كه برخی سال ها به خوبی كار كرده اند. جزئیات این تحقیق كه دستاوردی بزرگ برای علم پزشكی خوانده شده، در سایت اینترنتی لانست درج شده است. گروه محققان تلاش دارد با به كارگیری تكنیك های پیشرفته، به تولید اعضای دیگر بدن مانند قلب بپردازد. بیماری مثانه می تواند به بیماری های حاد كلیوی منجر شود. نارسایی های مثانه را تاكنون با عمل جراحی درمان می كردند كه می تواند با عواقب ناخوشایندی همراه باشد. در عمل جراحی معمولاً لایه ای از روده كوچك یا معده را برای ترمیم مثانه به كار می برند، اما به خاطر تفاوت جنس و كاركرد بافت های گوناگون بدن، این نوع عمل جراحی می تواند با نارسایی هایی همراه باشد و عواقبی مانند سرطان یا تولید بالای سنگ مثانه داشته باشد. تیم محققان مركز ویك فارست از هفت جوانی كه به بیماری مثانه مبتلا بودند، سلول های عضلانی و سلول های مثانه گرفتند و آنها را در شرایط آزمایشگاهی مناسبی رشد دادند. در این فرایند، سلول های فراهم آمده در آزمایشگاه در قالب هایی به شكل مثانه ۸-۷ هفته رشد می كنند. محققان مثانه های رشد یافته را با عمل جراحی به مثانه اصلی بیماران متصل كردند و آنها را تا ۵ سال زیر مراقبت گرفتند. معاینات بعدی نشان داد كه مثانه های آزمایشگاهی به خوبی توانسته اند كار كنند بدون آنكه نارسایی های ناشی از مثانه های پیوندی را به دنبال داشته باشند.
منبع : سایت آفتاب (www.aftab.ir)
کشف راز نحوه جذب آهن در روده ها
دانشمندان با کشف نحوه جذب آهن گوشت در روده، درمان جدیدی برای کم خونی ناشی از فقر آهن یافتند. پژوهشگران انگلیسی پروتئین مهمی را یافتند که این فرآیند در موش کنترل می کند. جهش در این پروتئین می تواند بر توانایی جذب آهن تاثیر بگذارد. این کشف راه را برای درمان های جدید این بیماری هموار خواهد کرد. تاکنون نحوه جذب آهن در روده مشخص نبود. محققان با مطالعه موش های مبتلا به کم خونی ، پروتئین HCP-1 را گشف کردند و دریافتند این پروتئین در بخش اول روده یعنی اثنی عشر فعال است. این پروتئین در واکنش به تغییرات ذخایر آهن بدن در دیواره روده تغییر مکان می دهد تا سلول ها بتوانند مقدار آهن کمتر یا بیشتری را جذب کنند. با کشف این پروتئین می توان داروهای ترکیبی آهن تهیه کرد که راحت تر جذب می شوند. این کشف نویدبخش درمانی برای اختلال ژنتیکی Haemochromatosis خواهد بود که باعث جذب بیش از حد آخن غذا می شود.
« منبع : جام جم 84.6.21 »
سلولهای ساق پای خرگوش کشفی جدید برای ترمیم سلولهای قلب
بیشتر ماهیچههای بدن پس از یک آسیب شدید خود را ترمیم میکنند. اما ماهیچههای قلب چنین نیستند. حمله قلبی ، تعدادی از سلولهای قلب را نابود میکند. بدون این سلولها قلب برای تلمبه زدن و رسانیدن خون به سراسر بدن ، نیروی کافی ندارد. بیماریهای قلبی ، از عوامل عمده مرگ و میرهای ناشی از بیماری در سراسر جهان هستند. نتایج تحقیقی که در مرکز پزشکی دانشگاه دوک در کارولینای شمالی انجام شده است، نوید بخش کشف روشی برای ترمیم سلولهای آسیب دیده قلب است.
در این تحقیق ، سلولهای استخوانی از پاهای عقب خرگوشهایی با قلب آسیب دیده ، برداشته و به قلب آنها تزریق کردهاند. در بیش از پنجاه درصد موارد ، سلولهای استخوانی رشد کردهاند و ویژگیهای قلب را به خود گرفتهاند و هیچ نشانی از پس زدن نیز مشاهده نشد. مهمتر از اینکه این پیوندهای سلولی ، عمل تلمبه زنی را نیز بهبود بخشید. از آنجا که بافت استخوانی بطور طبیعی خود را ترمیم میکند. این عمل در پاهای عقب خرگوشها تاثیر سوئی به جا نگذاشت. خرگوشهای مذکور 6 هفته تحت نظر بودند.
مغز زنان و مردان متفاوت عمل میكند
دانشمندان دانشگاه كالیفرنیا - ایروین میگویند حتی در حالت استراحت و بدون عامل محرك، بخش مهمی از مغز زنان و مردان به طور متفاوت از هم رفتار میكنند.
تلقى دانشمندان آن است که چون مغز زنان و مردان در مراحل آغاز شکل- گيرى جنين در رحم شبيه يکديگر است ، اما بتدريج تا زمان بزرگسالى و بلوغ تفاوتهاى آنها آشکار مى شود، در اين زمينه احتمالا تفاوت در شمار و تعداد سلولهاى عصبى نقش بازى مى کنند. يک گروه از محققان با انجام بررسيهايى بر روى موشها موفق شده اند عاملى را شناسايى کنند که در مرگ سلولهاى عصبى نقش کليدى ايفا مىکند و از اين طريق رويدادهايى را که در يک ناحيه خاص از مغز رخ مىدهد، تحت کنترل قرار مى دهد. اين پژوهشگران به سرپرستى خانم ״نانسى فورجر״ در مقاله اى در ارگان آکادمى علوم آمريکا اعلام کردند که موضوع مطالعه خود را فقدان ژنى موسوم به ״بکس ״Bax قرار دادند. اين ژن در کنترل مرگ برخى از سلولهاى عصبى در حال رشد نقش دارد. موشهاى ماده معمولا بيش از موشهاى نر در ناحيه خاصى از مغز موسوم به nucleusperiventricular anteroventral داراى سلولهاى عصبى هستند در عوض شمار سلولهاى عصبى موشهاى نر در ناحيه ديگرى که هسته اصلى بخش موسوم به ״استريا ترميناليس ״ را تشکيل مىدهند بيشتر است . نکته جالب در اين ميان آنکه در موشهايى که به شيوه هاى ژنتيکى ژن بکس از بدنشان حذف شده بود هيچ تفاوتى از نظر تعداد سلولهاى عصبى در اين دو ناحيه در مغز موشهاى نر و ماده به چشم نمى خورد. دانشمندان درگذشته چنين مىانديشيدند که برخى از هورمونها مانند تستوسترون (هورمون مردانگى ) موجب بقاى سلولهايى مى شوند که با تفاوت جنسيت ارتباط دارند. اما پژوهش اخير نشان مىدهد که ژن بکس فعاليت هورمونى را تحت الشعاع قرار مى دهد.
منبع : سایت آفتاب (www.aftab.ir)
پرورش واکسن آنفلوانزای مرغی در گوجه فرنگی
دانشمندان استرالیایی تصمیم گرفتند تا واکسن آنفلوانزای مرغی را در گوجه فرنگی پرورش دهند و بسازند.
دانشمندان استرالیایی در حال پرورش واکسن آنفلوانزای مرغی در گوجهفرنگی هستند تا بدین وسیله از شیوع آنفلوانزای مرغی در جوجهها جلوگیری شود.پس از اینکه تیم دانشگاهی موناش واکسن ضد آنفلوانزای مرغی را از طریق گیاهان ساختند، دانشمندان استرالیایی تصمیم گرفتند تا واکسن آنفلوانزای مرغی را در گوجه فرنگی پرورش دهند و بسازند. به گفته محققان پرورش واکسن در گوجهفرنگی این فرصت را برای پزشکان به وجود میآورد تا به جای تزریق واکسن به پرندگان این واکسن را از طریق گوجهفرنگی وارد بدن پرندگان کنند.در این روش جدید محققان تنها گوجه فرنگی را پرورش داده، آن را درو کرده و پس از منجمد و یا خشک کردن آن واکسنی را که در گوجه فرنگی پرورش دادهاند به پرندگان میدهند و دیگر احتیاجی به تزریق واکسن نیست.دانشمندان ژنی را از پروتئینهای محافظتی که در ویروس آنفلوانزای مرغی وجود دارد را برداشته و آن را درگیاه گوجهفرنگی پرورش میدهند و پس از آن گوجه فرنگی خود به خود آن پروتئین را تولید میکند و وجود این پروتئین عاملی برای از بین بردن آنفلوانزای مرغی در پرندگان میشود.
منبع : روزنامه هموطن سلام
برگرفته از : سایت آفتاب(www.aftab.ir)
کره اسب همانندسازی شده سالم و سرحال توصيف می شود
اين کره اسب به لحاظ ژنتيکی نمونه عينی اسبی به نام "پيه راز" (Pieraz) است که زمانی در رشته استقامت، قهرمان جهان شده بود اما اخته است و نمی تواند توليد مثل کند. نام کامل اين کره اسب که "پيه راز-کرايوزوتک-استاليون" نام گرفته و روز 25 فوريه متولد شد.
اين پروژه را آزمايشگاه مهندسی ژنتيک کرايوزوتک در فرانسه و شرکت ايتاليايی "ال تی آر-سی آی زی" انجام داده اند.
نخستين اسب همانندسازی شده ژنتيکی جهان که "پرومتيا" نام داشت توسط همين گروه از محققان در سال 2003 متولد شد.
"پيه راز" که متعلق به خانواده کاناوی در "فورت ولی" در ايالت ويرجينيای آمريکا است، در سال های 1994 و 1995 در مسابقات اسب سواری استقامت به اوج موفقيت خود رسيد.
سواری استقامت مسابقه ای است که در آن اسب مسافت های طولانی تا ده ها کيلومتر را با سرعت های کنترل شده می دود.
اين ورزش در سراسر جهان طرفدار دارد اما در امارات متحده عربی، که اسب های محلی آن به خاطر قدرت و استقامت خود مشهورند، طرفداران دوآتشه دارد.
همين گروه از محققان در توليد نخستين اسب همانندسازی شده جهان در سال 2003 دست داشتند
درحال حاضر قوانين جاری بين المللی اجازه توليد مثل اسب های اصيل مسابقه از طريق القاح مصنوعی يا به کمک ساير شيوه های معالجاتی را نمی دهد.
اين محدوديت برای مسابقات اسب سواری بدون مانع مشکل بزرگی نيست، زيرا اسب های قهرمان در
اين نوع مسابقات به ندرت اخته می شوند. نريان ها و ماديان ها پس از بازنشستگی برای جفتگيری و خلق نسل بعدی اسب های تراز اول به کار گرفته می شوند.
حاميان همانندسازی ژنتيکی می گويند که اين تکنيک می تواند در مورد ورزش هايی که حيوانات در آن اغلب در سنين پايين اخته می شوند و هيچ شانسی برای توليد مثل به طور طبيعی ندارند مفيد باشد.
شرکت کرايوزوتک بانکی از مواد ژنتيکی بيش از 30 اسب که در رشته های مختلف اسب سواری مانند پرش از روی مانع و درساژ قهرمان شده اند جمع آوری کرده است.
منبع : وبلاگ زیست شناسی و
انگشت نگاری DNA
یکی از منابع اصلی دیدگاههای مولکولی در داخل آرشیو اطلاعاتی سلول ، یا خود DNA ، قرار دارد. هر چند مشکل اساسی ، اندازه کروموزوم است: چطور میتوان یک ژن خاص را در میان ۱۰۰۰۰۰ ژن موجود در بیلیونها جفت باز یک ژنوم انسانی یافت , مورد مطالعه قرار داد؟ راه حلها از دهه ۱۹۷۰ شروع به نمایان شدن کردند. پیشرفتهای حاصل از دهها سال کار هزاران دانشمند در زمینههای ژنتیک ، بیوشیمی ، بیولوژی و شیمی فیزیک ، در آزمایشگاههای « پل برگ » « هربرت بویر » و « استنلی کوهن » گرد هم آمدند تا فن آوریهایی برای تعیین موقعیت ، جداسازی ، آماده سازی و مطالعه قطعات DNA مشتق از کروموزومهای بزرگتر را ایجاد نمایند.
سلول بنيادى مادر همه سلول ها
دانشمندان انتظار دارند كه منافع بسيارى از اين افزايش شديد پژوهش ها پيرامون سلول هاى بنيادى رويانى نصيب انسان شود. ولى احتمالاً يك يا دو نسل طول خواهد كشيد كه آثار حاصل از اين رويدادهاى بزرگ به طور كامل ظاهر شود.
در صورت تمایل به مطالعه روی ادامه مطلب کلیک کنید
كوچكترین عینك جهان برای مگسها
این عینك بسیار كوچك با استفاده از فناوری لیزری موجهای بسیار كوتاه ساخته شده است.
روزنامه هموطن سلام
برگرفته از سایت آفتاب
کشف ژن موثر بر خلق و خو
محققان علوم پزشکي در موسسه ملي سلامت امريکا رفتاري خاصي را در گونه جديدي از ژن کشف شده قبلي يافتهاند که حاکي از تاثير آن بر تضعيف مدارهاي مغزي و ممانعت از ايجاد رفتارهاي هيجاني و تفکر در انسان است.
به گزارش پايگاه خبري يورک الرت ، محققان با تصويربرداري از مغز انسان دريافتند کساني که اين گونه از ژنها را دارند به ويژه مردان از نظر ترکيب مغزي در شرايطي قرار دارند که پاسخ ضعيفي به محرکهاي هيجاني مي دهند اين افراد همچنين مرکز کنترل ساعت بيولوژيک از نوع بيش فعال دارند و مدارهاي کنترل امواج مغزي آنان فعاليت کمتر از حد طبيعي دارند.
دکتر اندرياس ليندنبرگ و همکارانش درمرکز ملي سلامت امريکا اعلام کردند بااستفاده از روش تصويربرداري ام.آر.اي دريافتند يکي از گونهها وارياسيونهاي ژن موسوم به مونوامين اکسيداز اي ، تاثير واضح بر پيام رسانهاي کنترل کننده خلق و خو به خصوص سروتونين دارند.
مطالعه اين محققان بر روي 97 نفر انجام گرفت و نتايج آن در شماره 20 مارس نشريه يافتههاي موسسه ملي سلامت امريکا منتشر کردند.
منبع : جام جم آنلاين
آن جرقه كوچك در ذهن آدلمن به سرعت به يك پروژه جدی در مراكز تحقيقاتی و پژوهشی تبديل شد. درواقع همه میدانستند كه با سرعت فعلی رشد صنعت چيپ سازی، رايانههای ترانزيستوری و سيليكونی كه بيش از 40 سال است در مركز توجه جهان محاسبات قرار داشتهاند. بزودی به انتهای خط خواهند رسيد. چيپها كوچكتر و كوچكتر شدند و در هر 18 ماه تعداد قطعات الكترونيكی موجود روی چيپ دو برابر شد و سرعت چند برابر افزايش يافت، اما اين مينياتوری شدن چيپ ها و افزايش سرعتشان نهايت و حدی دارد و پس از آن متوقف خواهد شد، بنابراين توجه متخصصان به ميليونها سوپر رايانه طبيعی موجود در موجودات زنده جلب شد و به كار روی نظريه آدلمن پرداختند.
ماشينها و رايانههايی نيز ساخته شده است. گرچه اگر به دقت نگاه كنيد به جای رايانه تنها تيوپهای كوچكی میبينيد كه آب دارند.
مسائلی كه در حال حاضر از سوی اين رايانهها حل میشوند بسيار ابتدايی و مقدماتی هستند و كودكان با كاغذ و قلم سريعتر به پاسخ میرسند، اما چيزی كه متخصصان را همچنان دلگرم نگه داشته است و آنها را به كار بيشتر روی اين پروژه واداشته است. مزايايی است كه يك رايانه DNA خواهد داشت. DNA ارگانيسم سلولی است. بنابراين در همه موجودات زنده وجود دارد و هميشه يك منبع DNA در دسترس است. از طرف ديگر در دسترس بودن DNA باعث ارزان شدن آن به عنوان منبع ساخت رايانه میشود. همچنين بر خلاف مواد فعلی كه سمی و غيرقابل جذب در طبيعت هستند، DNA بخشی از محيط و موجود زنده است. از طرف ديگر اگر يك رايانه DNA را با يك رايانه امروزی مقايسه كنيم، نتايجی بسيار شگفتانگيز به دست میآوريم. رايانههای DNA بسيار كوچكتر از رايانههای امروزی هستند. در حالی كه حجم بسيار بيشتری از اطلاعات را میتوانند در خود نگهداری كنند. يك پوند (453 گرم) DNA ظرفيتی بيشتر از تمامی رايانههای الكترونيكی ساخته شده دارد. از نظر قدرت محاسباتی نيز اين رايانهها با رايانههای فعلی قابل مقايسه نيستند. قدرت محاسباتی يك رايانه DNA با اندازه اشك چشم بيشتر از قویترين سوپر رايانههای جهان است.
" "
بيش از 10 تريليون مولكول DNA در يك سانيتمتر مكعب جا میگيرد. با اين حجم از DNA میتوان 10 ترابايت (1000گيگابايت) اطلاعات را ذخيره كرد و 10 تريليون محاسبه را در يك لحظه به انجام رساند.
" "
برای اينكه قدرت پردازش و دخيره سازی اين نوع رايانه برای شما بيشتر مشخص شود، مثال ديگری میزنيم. بيش از 10 تريليون مولكول DNA در يك سانيتمتر مكعب جا میگيرد. با اين حجم از DNA میتوان 10 ترابايت (1000گيگابايت) اطلاعات را ذخيره كرد و 10 تريليون محاسبه را در يك لحظه به انجام رساند، همچنين میتوان گفت كه يك گرم DNA خشك شده كه تقريبا به اندازه نصف يك حبه قند است، میتواند اطلاعات يك تريليون سیدی را در خود ذخيره كند.
حالا متوجه شديد كه چرا دانشمندان وقت زيادی را صرف اين ايده میكنند و میكوشند تا اين نسل جديد را به واقعيت تبديل كنند. اما مشكلاتی نيز وجود دارد. DNAها، هميشه آنطور كه انتظار میرود رفتار نمیكنند. پس يكی از مهمترين مسائل متخصصان كنترل توليد و توسعه آنها برای دريافت نتايج دقيق از محاسبات است. يكی از متخصصان توانسته است رايانهای را در سال 2001 به نام خود ثبت كند كه در يك قطره آب جای دارد و از مولكولهای DNA و آنزيمها به عنوان ورودی، خروجی، نرمافزار و سختافزار استفاده میكند. در سال 2003 اين دانشمند به كمك همكارانش يك منبع تغذيه نيز به رايانهاش اضافه كرد. اين منبع، انرژی خود را از شكسته شدن مولكولهای DNA تامين میكند. وی مطمئن نيست كه ژنتيك بتواند جايگزين سيليكون شود. اما معتقد است كه اين دو نسل به شيوهای مسالمت آميز و در كاربردهای مختلف، كنار هم زندگی خواهند كرد و آخرين خبر اين كه در اواسط آگوست امسال( اواخر مردادماه) گروه ديگری از دانشمندان طی يك مقاله اعلام كردند كه رايانهای ساختهاند كه مبتنی بر بيلوژيك است و برای انجام يك بازی با نام Tic-Tac Toe ( بازی xo در يك محيط 3x3 ) طراحی شده است. آنها معتقدند كه اين رايانه هيچگاه اين بازی را به انسان نمیبازد. به نظر میرسد استفاده هوشمند از رايانههای DNA آغاز شده است، اما آيا زمانی خواهد رسيد كه من و شما به جای اين رايانههای الكترونيكی از يك قطره آب برای انجام محاسبات استفاده كنيم؟
معرفی انواع نشانگرهای DNA: تاریخچه، متدولوژی، کاربردها
تاريخچه RFLP
RFLP اولين بار در سال 1974 به عنوان يك ماركر ژنتيكي توسطGrodzicker و همكاران براي تعيين جهش در ويروس به كار گرفته شد. استفاده ازRFLPبه عنوان ماركر بيماري ژنتيكياولين بار توسطKon و Dozy (1974) براي آناليز بيماري كم خوني داسي شكل به كار گرفته شد.Botstein و همكاران 1980تئوري پايه اين روش را براي نقشهيابي ژنهاي مرتبط با بيماري درانسان مطرح كردند. Southern روش انتقال الگويDNA و پروب (كاوشگر) از ژل بهغشاء نيتروسلولزي درRFLPرا ابداع كرد.
Backman (1986) براي اولين بار استفاده از اين نشانگر را مطرح نمود. كاربردهاي مهم همچون نقشهيابي و دستكاري مكانهاي ژنهاي كنترل كننده صفات كمي با استفاده ازRFLPدر سال1983 توسطBackman وSoller بيان گرديد. با گسترش كاربرد اين نشانگر قدرتمند چند ژن يا ژنومآناليز شدند تعدادي از گونههاي دام چون گاو، گوسفند، بز، اسب، خوك و جوجه نيز با استفاده از ايننشانگر آناليز شدند
كليات تكنيك
مشخص شده است كه ژنوم موجودات به طور طبيعي داراي تفاوتهائي در رديف بازهاي خطي ميباشند اين تغييرات طبيعي كه سبب گوناگوني در افراد يك جمعيت ميشود چند شكلي ژنتيكينام دارد. اگر اين چند شكلي در رديف بازهايDNA در جايگاه شناسائي آنزيم محدودكننده ايجادشده باشند به راحتي قابل رديابي استRFLP . وجود الگوهاي غيريكسان است كه بر اثر هضمآنزيمي يك ناحيهِ خاص ازDNA بوسيلهِ آنزيمهاي محدود كننده مشخص ميشود. اين الگوهايغيريكسان به علت تفاوتDNA بسته به حضور يا عدم حضور جايگاه آنزيمهاي محدود كنندهبوجود ميآيد اين الگوها را به دو شكل ميتوان مشخص كرد .
- هضم آنزيمي و سپس الكتروفوز و استفاده از لكهگذاري سادرن
PCR فطعه مورد نظر و هضم آنزيميRFLP مستقيما روي تظاهر ژن از طريق تغيير در شكلگيريmRNA و ميزان و تعداد نسخهبرداري تاثير ميگذارد.
آنزيمهاي محدودگر
آنزيمهاي برشي دستهاي از آنزيمهاي آندو نوكلئاز به شمار ميروند كه يك رديف اختصاصي از بازها را در درون مولكولDNA دو رشتهاي شناسائي ميكنند .
در سال 1970 سويههاي معيني از باكتري كه قادرندDNA خارجي را كه وارد سلول آن شده تجزيه كنند، كشف گرديد. چون با اين آنزيمها، سويههاي ويژهاي از باكتري قادر بودند كه آلودهكنندگي فاژ يا ويروس را كاهش دهند و در واقع زمان ميزباني باكتري را محدود كنند به اسم آنزيممحدودگر ناميده ميشذتد. به دليل اهميت اين پديده و نقش كليدي آن در پيشرفت ملكولي كاشفيناين آنزيمهاي محدودگر سه نفر به اسم آلبر(Albet) )، اسميتSmith)) )، ناتنز (Nathan)بودند كه موفق به دريافت جايزهِ نوبل شدند در بيشتر مواقع توالي شناخته شده اين آنزيمها يك پاليندروم است كه معمولاإ شامل چهار شش جفت باز داراي تقارن دو طرفي است، يعني از چپ و راست به يك صورت خوانده ميشود.
زماني كه يك آنزيم برشي بهDNA اضافه ميشودDNA از بسياري از مكانها كه از آنها قبلاعنوان سايت برشي ياد شد، شكاف برميدارد و در اصطلاح هضم ميشود. حاصل فرآيند هضم،تعدادي قطعه است، در ذيل چند مثال از آنزيمهاي برشي آورده شده است:
در روشRFLP ابتدا نمونهاي ازDNAرا با يكنوع آنزيم برشي، هضم ميكنند كه در نتيجه تعداد زيادي قطعه با طول متفاوت بدست ميآيد، سپس اين قطعات با استفاده از ژل آگارز ازهمديگر جدا ميشوند شناسائي وتشخيص يك قطعهخاص با استفاده از كاوشگرها امكانپذير استكه اين عمل با استفاده از تكنيك ديگري تحت عنوان لكهگذاري سادرن صورت ميگيرد.
پروب يا كاوشگر
قطعهِ خاصي ازDNAرا كه متعلق به توالي از يك ژن خاص ياcDNA ميباشد، بوسيله آنزيمهاي برشي خاص هضم و قطعات حاصل در حاملهايي (پلاسميد) كه توسط همان آنزيممحدودگر برش داده شدهاند جاگذاري ميشود. اين پلاسميدها جهت تكثير و نگهداري به باكتريهايآزمايشگاهي كه اغلب اشريشا كلي هستند منتقل ميشوند. كلونهاي ياد شده توسط راديو ايزوتوپها يامواد شيميايي چون بيوتين نشاندار ميشود. در صورت وجود همگني رديف بازي مشابه بين پروبوDNA هضم شده اتصال بين اين دو برقرار خواهد گرديد.
لكهگذاريSouthern
براي انجام عمل هيبرايداسيون لازم است كه علاوه بر قطعه كاوشگر، قطعاتDNA هضم شده نيز تك رشتهاي شوند لذا ابتداDNA روي ژل آگارز كه حاوي قطعات هضم شده است درمحلولهاي قليائي مثل اوره يا فرمالدئيد يا هيدروكسيدسديم تكرشته مينمايند. سپس صفحهاي ازغشاء نيترو سلولزي را روي قسمت فوقاني ژل قرار داده و روي آن غشاء مقداري كاغذ جاذبه الرطوبهميگذارند محلول بافر تانك الكتروفوزر بوسيله فشار اسمزي كاغذ فوقاني بالا كشيده ميشود و حينعبور از ژل به غشاء نيترو سلولزي كه داراي بار مثبت است منتقل ميگردد. با تسهيل عملهيبريداسيون بين كاوشكر و قطعاتDNA هضم شده در معرض پروب نشاندار راديواكتيو در نقاطيكه همولوژي وجود دارد هيبريد ميگردد. قطعاتي كه هيبريداسيون در آنها صورت نگرفته است ازمحيط شسته ميشوند و سپس از غشاي نيترو سلولزي در مجاورت فيلم عكاسي اتوراديوگرافيبعمل ميآيد پس از ظهور و ثبوت فيلم قطعات ويژهاي ازDNA كه با پروب هيبريد هستند بهصورت يك باند مرئي ديده ميشود شكل زير مراحل انجام لكهگذاريSouthern را نشان ميدهد.مزايايRFLP عبارت است از موارد زير ميباشد:
- تحت تاءثير محيط نيست و صددرصد ژنتيكي است
- همبارز است
- تكرار پذيري آن بالاست
PCR-RFLP(PBR)
در روش دومRFLP ، ابتدا قطعه حاوي جايگاه چند شكلي را با واكنش زنجيرهِ پليمراز واستفاده از دو پرايمر مخصوص كه به همين منظور طراحي شده تكثير مينمايند و پس از هضمآنزيمي، الكتروفوز ميكنند. درPBR جهشهائي از نوع نقطهاي و حذف و اضافه كه باعث تغيير درسطح قطعه آنزيمي ميگردند قابل تشخيص است
فرق لكهگذاري سادرن وPBR
در RFLPسادرن تنوعDNAدر داخل يك منطقهKb 30 محصور توسط پروب تعيين ميگردد در حاليكه درPBR تنوع در داخل منطقهاي كه از دو طرف به پرايمر ختم شده تعيينميشود اين ناحيه معمولاKb2-0.5است. علاوه بر اين درPBRمزايائي چون سادگي، سرعتزياد، عدم نياز به مواد راديواكتيو و تكرارپذيري بالا مطرح ميباشد
ميزان پليمورفيسم و تعداد آللها درPBR كمترازRFLPسادرن ميباشد عباسي (1376)نشانگرPBRبراي تشخيص پليمورفيسم در ژن هورمون رشد گاوهاي هلشتاين استفادهكرد Aggreyو همكاران (1999) از ماركرPBR براي تشخيص پلي مورفيسم در ناحيهِ مجاور ژن گيرنده هورمون رشد در گاوهاي هلشتاين كانادا استفاده نمودند و الگوهاي باندي مختلفي را درروي ژل مشخص نمودند
PCR-SSCP
اين روش در سال 9891 ابداع شد. زماني كهDNAدو رشتهاي در روي ژل الكتروفوز حركت داده ميشود. حركتDNA به اندازه قطعه بستگي دارد بطوريكه مولكولهاي كوچك از منافذ ژل بهآساني عبور ميكنند. در الكتروفوزSSCPابتدا از يك مادهِ دناتوره كننده (واسرشت كننده) مانند اورهبراي تبديلDNA دو رشتهاي به تك رشتهاي استفاده ميشود.
در هنگام راندنDNA تك رشته در ژل، اثر متقابل داخل مولكولي روي ميدهد. به عبارت ديگرDNA رشته قادر است در بخشهائي با خود باند تشكيل دهد بنابراين حركت مولكولها دراين حالت بيشتر به ساختار مولكوليDNA تك رشته نيز وابسته است (ساختمان سوم)
ساختمان سوم در قطعه تك رشته وابسته به توالي كل قطعه است اگر جهش در تواليA رخ دهد ساختار قطعه تغيير مييابد. اگر پلي مورفيسم در قسمت آغازين محصولPCR باشدشناسائي آن باSSCP بسيار راحتتر است.
PCR-DGGE
DGGE يكي از روشهاي مناسب براي آشكار سازي جهشها است. اين روش بررسي فرآوردههاي زنجيره پليمراز صورت ميگيرد. در صورتيكه قطعات رشتهDNA در يك نوكلئوتيد باهم متفاوت باشند، الگوي واسرشت شده متفاوتي را نشان ميدهند. در اين روش دو نمونهDNA دردو ستون جداگانه از يك ژل پلياكريلاميد كه داراي نسبتي از غلظت ماده واسرشت كننده (معمولافرماميد) است، مورد الكتروفورز قرار ميگيرد. وقتي مولكولها به سطح بحراني دناتوره ميرسند، دورشتهDNA شروع به جدا شدن ميكنند در اين حالت كاهش معنيداري در حركت قطعات ايجادميشود. اين نقطه به عنوان نقطه ذوب عمل ميكند و باعث تاءخير در حركت مولكولDNA جهشيافته نسبت به فرم وحشي ميگردد
DGGE به مواد راديواكتيو و مواد شيميائي سمي احتياج ندارد ولي ابزار پيشرفتهميخواهد درصد تعيين موتاسيون در اين روش خيلي نزديك به 100% است. نوع مشابهاي از اينروشTGGEميباشد كه در آن از حرارت بجاي غلظت مواد شيميائي در ژل استفاده ميشود. شكلهاي پيوست چگونگي انجام تكنيكDGGE را نشان ميدهد.بهترين طول قطعات برايDGGE بينbp 150-1500ميباشد. براي واسرشت شدن كامل قطعات حاصل از زنجيرهِ پليمراز از يك ناحيه حاوي بالاترين دماي ذوب مصنوعي به نامGC-clamp استفاده ميشود نمونهاي از استفاده از ماركرDGGEراي يافتن پلي مورفيسم دراگزون ده گيرندهِ هورمون رشد توسط جيGe و همكاران (1999) انجام شده است
PCR-ARMS
روشARMS روش سريعي براي تعيين جهشهاي نقطهاي و حذف و اضافهها است. اين روش اولين بار توسطNewton و)Groham 1994 (براي آناليز بازهاي متفاوت دروالدين حاوي كمبود آنتيترپيسين و همچنين براي تشخيص والدين ناقل بيماري سيستيكفيبروزيس و بتاتالاسمي بكار گرفته شد.
اين تكنيك براساس طراحي پرايمرهاي اختصاصي آللها درPCRميباشد. براي تشخيص يك جهش ويژه، دو پرايمر كنترل در نزديكي محل موتاسيون براي اطمينان از عمل صحيحPCR طراحي ميشود. براي تكثير منطقهِ حاوي جهش نيز يك پرايمر مشترك براي الل موتانت و وحشيطراحيميگردد. دو پرايمر باقي مانده همان پرايمرهايARMS ميباشد كه باز َ3 آنها بهترتيب مكمل توالي الل موتانت و الل وحشي هستند. چنانچه پرايمرARMSداراي َ3 مكملDNA الگو بود، همراه با پرايمر مشترك قطعه ما بين دو پرايمر تكثير ميگردد و ما در روي ژل دو باند رامشاهده مينمائيم.
اگر پرايمرARMSداراي َ3 مكملDNA الگو نبود، فقط يك باند در روي ژل كه حاصل تكثيرمنطقه بين دو پرايمر كنترل ميباشد، مشاهده ميگردد. زيرا انتهاي َ3 ناجور جفت شدگي دارد وباعث جلوگيري از عمل پلي مراز به جهت دور شدن َ3 آغازگر ازDNA ميشود آقائي(1376) اولين بار در ايران از اين نشانگر براي شناسائي جهشهاي ژن كاپاكازئين در گاوهاي بوميايران استفاده نمودند
AFLP
Zabeau و همكاران (1993) روش جديدي را تحت عنوان تكثير قطعات برش يافتهِ انتخاب ابداع كردند كه حاصل آنAFLP است. اين روش تركيبي ازPCR وRFLPميباشد. درسال1995،Vosو همكاران از اين روش براي انگشت نگاري ژنومهائي كه از لحاظ چند شكلي در طولقطعات حاصل از هضم، بسيار بهم نزديك بودند استفاده نمودند
مزايايAFLP
نياز به پروب ندارد
دماي اتصال پرايمر به الگو بسيار بالاست
معمولا غالب است و زماني همبارز است كه سايت برشي پلي مورفيك كاملا داخل قطعهباشد
ريزماهوارهها
واژه ريزماهوار در سال 1985 بوسيلهJeffery مطرح گرديد و مفهوم آن تواليهاي كوتاه تكرارشونده در ژنوم موجودات ميباشد. ريزماهوارهها توزيع وسيعي را در اكثر گونههاي مهرهداران بهخود اختصاص دادهاند معمولترين تكرارها در ژنوم پستانداران، تكرارهاي دو نوكلئوتيديCA)n و(CT)n وdG - dT)n ) ميباشد.
تعداد باز موجود در هر رديف تكرار شونده ممكن است دو، سه، چهار يا حتي بيشتر با براي طراحي پرايمر از خود اين نوكلئوتيدهاي تكراري استفاده ميشود.
كاربرد ميكروساتليتها به عنوان آغازگر اولين بار توسط ليكفدت و همكاران بحث شده است چون ميكروساتليتها چند شكلي بالائي دارند ميتوانند به آساني درPCRرديابي شوند. نقشهيابي ژن با اين ماركر در گونههائي مانند گاو كه بيش از 400ميكروساتليت شناخته شدهدارد، سريعتر صورت خواهد گرفت در حالي كه هر دو الل يك مكان ژني را ميتوان باRFLPمورد تجزيه قرار داد، در ميكروساتليتبندرت ميتوان تعيين كرد يك قطعه خاص در حالت هموزيگوت يا هتروزيگوت بوجود آمده است.
از ميكروساتليت براي كشف اشتباهات موجود در ثبت والدين براي نتاج در مراكز اصلاح نژاداستفاده ميشود و در پيشبيني ارزشها اصلاحي بكار گرفته ميشود. بعضي از مشكلات استفاده ازماهواركها به شرح زير است.
عمليات شناسائي ريز ماهوارهها، تعيين توالي بازي آنها و طراحي و ساخت آغازگرها
تهيه نقشه ژنتيكي بسيار پيچيده بوده و مستلزم صرف وقت و هزينه فوقالعاده است.
به علت پليمورفيسم زيادتر از حد ريز ماهوارهها كاربرد آنها فقط در ردهبنديهاي درون گونهاي پيشنهاد ميگردد Lucy و همكاران (1998) از اين ماركر براي بررسي پليمورفيسم در ناحيه پيشبر(پروموتور) ژن گيرندهِ هورمون رشد استفاده نمودند
STS وALP
وجود اختلاف در اندازهِ قطعات حاصل ازPCR كه در آن دو پرايمر هدفمند از توالي ژن بكار رفته است راALP گويند. اين اختلاف بيانگر وقوع پديده حذف يا اضافه شدن اين نشانگراست كه اولين بار بوسيله Olson (1989) مطرح گرديد.براي مشاهده پلي مورفيسم از نوع حذف و اضافه در ALP لازم است كه حداقل 10 جفت بازدر اين نوع جهش شركت داشته باشند.
نشانگرRAPD
در سال 1990 دو گروه تحقيقاتي همزمان روشي را براي سنجش ميزان چند شكلي ابداع كردند يك گروه در شركت دوپونت كه روش خود راRAPD ناميدند و گروه ديگر در موِسسهتحقيقات زيست شناسي كاليفرنيا كه روش خود را واكنش زنجيرهِ پلي مراز با پرايمر تصادفيArbitrarily Primed PCR ناميدند.در اين روش يك آغازگر چند نوكلئوتيدي كوتاه كه بطور تصادفي از تواليهاي بازيA انتخاب شده است در مجاور ساير مواد لازم براي تكثير درPCR قرار ميگيرد. در اين تكنيك چندشكليهايDNA يا از اختلافات موجود در تواليDNA در مكانهاي اتصال آغازگر يا از طريقدگرگونيهائي كه در اثر اضافه شدن و حذف و انورسيون در نواحي تكثير شده روي داده استمشاهده ميگردد.اگر مكانهاي اتصال آغازگر روي دو رشته الگو، در فاصلهِ مناسبي قرار گرفته باشند،DNA پليمراز قادر به طي كردن فاصله دو پرايمر اتصالي خواهد بود. در اين روش بطور كلي ازآغازگرهائي با طول 9-10نوكلئوتيد با حداقل محتواي 50 GC%استفاده ميشود.
ماركرRAPDيك ماركر غالب است و در آن ژنوتيپ افراد هتروزيگوت رانميتوان تشخيص داد. اين مسئله باعث كم ارزش شدن آن درF2شده است كاربردRAPDدرگونههاي پستاندار محدوداست وكمتر درمطالعات حيواني استفاده ميشودعلاوهبر غالبيت، دماي اتصال پايين به علت كوتاهي پرايمرها احتمال وقوع اتصالات اشتباهي را بالاميبرد. ميرحسيني و همكاران (1374) از ماركرRAPDبراي تعيين چند شكلي در لاينهاي كرمابريشم ايران استفادهنمود
آزادي (1378) با استفاده از اين ماركر فاصله ژنتيكي پنج نژاد گوسفند ايراني را بررسيكرد (3). وليالهي و همكاران (1379) ازماركرRAPD اولين بار براي مطالعه گونهاي برخي باربوسماهيان ايران استفاده نمودند
DAF
در سال 1991 اين تكنيك توسطCaetano-Anolles پيشنهاد شده است. اين نشانگر از نظراصول مشابه با روشRAPD ميباشد و تفاوتهاي آن با روشRAPD در طول آغازگر، سيكلحرارت مورد استفاده درPCR ، نوع ژل و رنگ آميزي ميباشد.
SCAR
Michelmore و همكاران (1993) نوع جديدي از نشانگرهاي مولكولي را كه از روش RAPD مشتق شده بود و مشكلات مربوط به آنها را نداشت ابداع نمودند.در اين روش قطعات حاصل ازRAPDرا كلون و تعيين توالي ميكنند و در مرحله بعد آغاز24وكلئوتيدي را كه مكمل انتهاي قطعهِ توالي يابي شده ميباشد را طراحي مينمايند. وقتي اينآغازگر باDNA الگوي اصلي درPCRبه كار رود يك مقرر ژني كه اصطلاحاإ اسكار(SCAR)ناميدهميشود تكثير ميشود
منبع: آرش جوانمرد. بررسی چند شکلی ناحیه پروموتور ژن گیرنده هورمون رشد در گاوهای سیستانی. پایان نامه کارشناسی ارشد- دانشگاه تهران
تعیین زمان مرگ با دقت 80 درصد
شرفتهاي تازه پزشكي اين امكان را فراهم آورده كه پزشكان بتوانند با بازده ۸۰درصد احتمال مرگ كساني را كه بيش از ۵۰سال دارند ظرف چهار سال بعد را براي آنان مشخص سازند.
به نوشته "جورنال او آمريكن مديكال اسوسيشن Association Journal of American Medical(نشريه انجمن پزشكي آمريكا) يك متخصص پزشكي افراد سالمند به نام "سي لي" كه در مركز امور نظاميان بازنشسته در سان فرانسيسكو تحقيقي ميكند با مصاحبه با ۲۰هزار داوطلب بالاي ۵۰سال پرسشنامههايي حاوي ۱۲پرسش را بر اساس پاسخهاي اين داوطلبان كه در فاصله سالهاي ۱۹۹۸تا ۲۰۰۰در نظرسنجي مربوط به سلامت و بازنشستگي در آمريكا، شركت جسته بودند، تنظيم كرد.
لي و همكارانش به پرسشهاي كساني كه تا پايان سال ۲۰۰۰در گذشته بودند نظر كردند و كوشيدند شماري از متغيرها و عواملي را كه در مرگ اين افراد موثر بودند با استفاده از اطلاعات اوليهاي كه از آنان در اختيار داشتند مشخص سازند.
از رهگذر اين بررسي يك "نمايه مرگ" فراهم آمد كه بر مبناي پرسشهاي مختلف راجع به جنسيت، سن، بيماريهاي افراد و توانائيشان به انجام فعاليتهاي روزانه تنظيم شده است.
براي هر پاسخ امتيازي بين صفر و ۹در نظر گرفته شده است. اگر مجموع امتيازات شخص معادل صفر باشد معناي اين امر آن است كه شانس مردن اين فرد در چهار سال بعد كمتر از يك درصد است. امتياز ۱۴به بالا به معناي آن است كه شانس مرگ شخص در اين مدت ۶۵درصد است.
به اعتقاد متخصصان، اين نوع نمايه ميتواند نقش موثري در برنامه ريزي بهتر براي بهبود زندكي افراد آسيبپذير بازي كند اما در عين حال اين خطر نيز وجود دارد كه پزشكان در بخشهاي دولتي بر مبناي همين امار از مداواي افراد مسن خودداري ورزند.
هماكنون در انگليس به علت هزينههاي زياد نظام بهداشت عمومي، برخي از مراكز خدمات بهداشتي با اولويت بندي امكانات موجود و تخصيص آن به جوانها، عملا خدمات كمتري به افراد مسن ارايه ميدهند.
منبع : لندن - خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
آنفلوانزای مرغی :
آنفلوانزاي طيور 2 تا 5 روز پس از ورود ويروس به بدن انسان شروع مي شود. شروع بيماري مثل آنفلوانزاي معمولي است. يعني بيمار تب دارد و سرفه مي كند و بدنش درد مي كند. معمولا سرفه بيمار خلط دار است. علايمي مثل اسهال، تهوع، درد شكم، درد سينه و خون ريزي بيني و لثه هم از علايم بيماري هستند. ولي نشانه پيشرفت و خطرناك شدن بيماري، تنگي نفس بيمار است كه در اثر درگيري بافت ريه با ويروس ايجاد مي شود. اين درگيري ريوي آن قدر پيشرفت مي كند كه معمولا ۱۰ روز بعد از شروع علايم اوليه، بيمار دچار نشانگان زجر تنفسي حاد مي شود. در اثر اين نشانگان آب در ريه ها جمع مي شود. اغلب بيماران در اثر نارسايي تنفسي فوت مي كنند.
آنفلوانزای مرغی (آنفلوآنزای طیور) چيست؟
پرندگان هم مانند انسان و ساير گونه ها در مقابل آنفلوانزا آسيب پذيرند. پانزده نوع مختلف آنفلوانزای مرغی وجود دارد. واگيرترين انواع آن، که معمولا در پرندگان مهلک است، هستند. ويروسی که هم اکنون باعث نگرانی شده است نوع کشنده H5N1 است. حتی در داخل گونه نيز نمونه های متنوعی ديده می شود و در کشورهای مختلفی که شاهد شيوع اين بيماری بوده اند نيز گونه ها، کمی از يکديگر متفاوتند. پرندگان وحشی مهاجر، به ويژه مرغابی، ناقلان طبيعی اين ويروس ها هستند اما خود به ندرت دچار عفونت و بيماری می شوند. پرندگان اهلی به خصوص در مقابل اين اپيدمی آسيب پذيرند. به همين دليل است که کشف گونه H5N1 در پرندگان در ترکيه و رومانی مايه نگرانی شده است. در پاکستان مواردی از ويروس H7 آنفلوانزای مرغی در طيور کشف شده است اما هيچيک از اين گونه ها به انسان سرايت نکرده است.
آيا می توان مانع ورود آنفلوانزای مرغی به يک کشور شد؟
درپی کشف ويروس H5N1 در ترکيه و رومانی و اکنون در روسيه و چين، بيم آن می رود که اين ويروس در سراسر اروپا منتشر شود. از آنجا که اين ويروس توسط پرندگان مهاجر منتقل می شود هيچ راهی برای جلوگيری از ورود آن وجود ندارد. اما اين به آن معنی نيست که ويروس لزوما به پرندگان اهلی منتقل خواهد شد. کارشناسان می گويند کنترل صحيح طيور - از جمله جلوگيری از نشستن پرندگان وحشی در محل های نگهداری مرغ - بايد مانع چنين انتقالی شود.
انسان ها چگونه آنفلوانزای مرغی می گيرند ؟
تا زمانی که نخستين موارد آنفلوانزای مرغی در سال 1997 در هنگ کنگ در انسان مشاهده نشده بود، تصور می شد اين بيماری مختص پرندگان است. انسان از طريق تماس نزديک با پرندگان زنده و بيمار، مبتلا می شود. پرنده ويروس را از طريق فضولات دفع می کند. مدفوع خشک شده و پودر می شود. سپس از طريق استنشاق به بدن انسان راه می يابد. علائم آن شبيه ساير انواع آنفلوانزا است: تب، کسالت، گلو درد و سرفه. در مواردی ورم ملتحمه چشم نيز به انسان عارض می شود. دانشمندانی که سرگرم مطالعه موردی از اين بيماری در ويتنام هستند دريافتند که ويروس می تواند کليه بخش های بدن، و نه تنها ريه ها را، عفونی کند و اين موضوع محققان را نگران کرده است. اين بدان معنی است که بسياری از بيماری ها و حتی مرگ و ميرهايی که تصور می شد علل ديگری دارد ممکن است ناشی از ويروس آنفلوانزای مرغی بوده باشد. نرخ تلفات در ميان بيماران آنفلوانزای مرغی بالاست. در مقايسه، بيماری سارس (يک نوع بيماری حاد دستگاه تنفسی) از زمان نخستين بروز آن در سال 2002 تقريبا 8400 نفر را آلوده کرده اما باعث مرگ در حدود 800 نفر شده است.
آيا آنفلوانزای مرغی از انسان به انسان منتقل می شود؟
نشانه ها حاکيست که بله امکان سرايت آن از انسان به انسان وجود دارد، با اين حال حداقل تاکنون در شکل جهش يافته که بيم آن می رفت و می تواند باعث يک اپيدمی گسترده شود ميان انسان ها منتقل نشده است. در يک مورد در تايلند، نشانه های انتقال احتمالی ويروس از يک دختر بيمار به مادرش که او نيز درگذشت، به چشم می خورد. عمه اين دختر که او نيز آلوده شده بود شفا يافت. جان آکسفورد، متخصص ويروس شناسی در بريتانيا گفت اين موارد نشان می دهد که ويروس اصلی H5N1 می تواند از انسان به انسان سرايت کند و پيش بينی کرد که خوشه های مشابه کوچک بيماری (ماننده خانواده تايلندی) بار ديگر مشاهده شود. موارد مشکوک ديگری از انتقال اين ويروس ميان انسان ها در تايلند و هنگ کنگ مشاهده شده است. کارشناسان نگرانند که چنين حالتی پيش آيد. اما در مورد مربوط به تايلند، ويروس تنها به بستگان نزديک منتقل شد و بيش از آن گسترش نيافت. به علاوه اين ويروس هنوز با نوع انسانی آن ترکيب نشده است. اما اين احتمالی شديدا نگران کننده است. کارشناسان معتقدند که اگر يک شخص به هر دو نوع آلوده شود، ويروس H5N1 می تواند به مبادله ژن با ويروس انسانی بپردازد. به گفته آنها موارد آلودگی مضاعف به هر دو نوع ويروس هرچه بيشتر باشد، احتمال خلق يک ويروس تازه و انتقال آن از انسان به انسان بيشتر می شود. تحقيقات ديگری که نشان داده است ويروس عامل اپيدمی گسترده سال 1918 يک ويروس آنفلوانزای مرغی بود، نيز مايه نگرانی شده است. هرگاه ويروس توانايی انتقال راحت ميان انسان ها را به دست آورد، نتيجه آن می تواند فاجعه بار باشد. در آن صورت کارشناسان مرگ دو ميليون تا 50 ميليون نفر را در سراسر جهان پيش بينی می کنند.
آیا واکسنی برای آنفلوآنزای مرغی وجود دارد؟
هنوز واکسنی صد در صد موثر وجود ندارد، اما نمونه های آزمايشی که از انسان در برابر ویروس محافظت می کنند در مرحله توليد است. اما داروهای ضدويروسی، مانند تاميفلو که هم اکنون در دسترس قرار دارد و کشورهايی مانند بريتانيا در حال ذخيره آن هستند، ممکن است به تخفيف علائم بيماری کمک کند و خطر گسترش بيماری را کاهش دهد با اين حال خبری داير بر اين که يک بيمار ويتنامی در برابر تاميفلو مقاومت نسبی حاصل کرده است باعث نگرانی شده است. دانشمندان می گويند شايد ذخيره کردن ساير داروهای متعلق به همان خانواده مانند Relenza اقدامی عاقلانه باشد . .
آیا انسان با خوردن گوشت مرغ به آنفلوآنزای مرغی مبتلا می شود ؟
خیر. کارشناسان می گويند که ويروس آنفلوانزای مرغی توسط خوراکی ها منتقل نمی شود بنابراين خوردن گوشت مرغ خطری ندارد. تنها کسانی که در کشتار و آماده سازی گوشت مرغ دست دارند با خطر ابتلا مواجهند. با اين حال سازمان بهداشت جهانی برای محکم کاری توصيه می کند گوشت با دمای حداقل 70 درجه سانتيگراد پخته شود. تخم مرغ نيز بايد کاملا پخته شود.