بررسی درد عصب سیاتیک و چگونگی درمان آن


بررسی درد عصب سیاتیک و چگونگی درمان آن

 

سیاتیک، نام یک عصب است

اصطلاح سیاتیک در حقیقت مربوط به دردی است که در طول عصبی به همین نام انتشار‌می‌یابد. این عصب طولانی‌ترین عصب داخل بدن شما است که از لگن تا انتهای پا ادامه دارد و در طول مسیر خود به شاخه‌های متعددی تقسیم می‌شود. هرگونه فشار بر روی این عصب می‌تواند باعث ایجاد درد در تمام طول عصب شود (یعنی مسیری که از کمر شروع می‌شود و از پشت پا پایین می‌آید و تا پاشنه پا می‌رسد.) البته علائم ممکن است از یک درد خفیف تا ناتوانی و از کارافتادگی کامل متغیر باشد و گاهی ممکن است با احساس خارش، سوزش، بی‌حسی و ضعف عضلانی هم همراه باشد.

این درد به‌طور تدریجی شروع شده و با گذشت زمان افزایش می‌یابد و در هنگام نشستن، برخاستن، عطسه و یا سرفه‌کردن بدتر می‌شود. ویژگی آن هم این است که معمولا فقط یکی از اندام‌های تحتانی شما را درگیر می‌کند. در موارد خیلی شدید بیماری، شاید حتی کنترل مثانه و یا روده نیز از دست برود. این وضعیت اخیر، بسیار نادر، اما بسیار خطرناک است.

درد سیاتیک از کجا می‌آید؟

شایع‌ترین علت بیماری سیاتیک، بیرون‌زدن دیسک بین ‌مهره‌ای و فشار آن بر روی ریشه‌‌های عصبی است که به آن فتق دیسک‌بین‌مهر‌ه‌ای نیز گفته می‌شود. دیسک‌های بین مهره‌ای صفحاتی از جنس غضروف هستند که مهره‌ها را از هم جدا می‌کنند. دیسک‌های سالم، ستون مهره‌ها را انعطاف‌پذیر نگاه‌ داشته و کمک می‌کنند تا مهره‌ها بتوانند به‌راحتی بر روی هم بلغزند.

با افزایش سن، این دیسک‌ها شروع به تحلیل رفتن می‌کنند و خشک و تاحدی شکننده می‌شوند. این مسئله موجب بیرون رانده‌شدن دیسک از محل خود (فتق) و فشار آن بر روی ریشه عصبی و در نتیجه بروز علائم بیماری سیاتیک می‌شود. البته به غیر از فتق دیسک بین‌‌مهره‌ای، عوامل دیگری نیز باعث ایجاد درد سیاتیک می‌شوند. مثلا تنگی ستون مهره‌ها در قسمت کمری و نیز بیماری اسپوندیلولیستزی (که در آن یک مهره به آرامی بر روی مهره دیگر و رو به جلو می‌لغزد) می‌توانند باعث ایجاد علائم بیماری شوند. نشانگان پیریفورمیس هم نام اختلالی است که در اثر اسپاسم عضله‌ای به همین نام ایجاد می‌شود. این عضله در نزدیکی عصب سیاتیک قرار دارد و اسپاسم آن باعث فشار بر عصب و بروز درد سیاتیکی می‌شود. سایر علل ایجادکننده بیماری سیاتیک عبارتند از: تومورهای نخاعی که بر روی ریشه‌های عصبی فشار وارد می‌کنند، سوانحی نظیر تصادفات اتومبیل و یا ضرب دیدن ستون مهره‌ها که موجب آسیب به اعصاب می‌شوند و تومورهای خود عصب سیاتیک که البته بسیار شایع هستند. در برخی موارد هم هیچ‌گاه علتی جهت بیماری سیاتیک یافت نمی‌شود.

‌‌
چه کسانی دچار درد سیاتیک می‌شوند؟

مهم‌ترین عوامل خطر برای بیماری سیاتیک عبارتند از:

سن: تغییرات وابسته به سن درستون مهره‌ها شایع‌ترین علت بیماری سیاتیک هستند. تحلیل رفتن دیسک‌‌های‌بین مهره‌ای کمری از سن ۳۰ سالگی شروع می‌شود ولی تنگی‌های ستون مهره‌ای که یک علت دیگر بیماری سیاتیک هستند اغلب افراد را در سنین بالاتر از ۵۰ سال درگیر می‌کنند.

شغل: افرادی که شغلشان نیاز به چرخش مکرر کمر دارد، آنهایی که بارهای سنگین حمل می‌کنند و کسانی که به‌مدت طولانی رانندگی می‌کنند، بیش از سایر افراد دچار بیماری سیاتیک می‌شوند.‌

HTML clipboard

فعالیت‌های فیزیکی: افرادی که برای مد‌ت‌های طولانی می‌نشینند و یا یک زندگی راکد و کم‌فعالیت را دنبال می‌کنند نسبت به افراد فعال‌تر، بیشتر مستعد ابتلا به بیماری سیاتیک هستند.

فاکتورهای ژنتیکی: دانشمندان ۲ ژن را شناسایی کرده‌اند که تصور می‌رود وجود آنها باعث استعداد برخی افراد به بروز بیماری سیاتیک می‌شود. علاوه بر موارد فوق، افراد مبتلا به بیماری دیابت نیز به‌دلیل آسیب و تخریب عصبی که در اثر دیابت در آنها ایجاد می‌شود، بیشتر مستعد ابتلا به بیماری سیاتیک هستند.

علاوه بر موارد فوق، افراد مبتلا به بیماری دیابت نیز به‌دلیل آسیب و تخریب عصبی که در اثر دیابت در آنها ایجاد می‌شود، بیشتر مستعد ابتلا به بیماری سیاتیک هستند.

زمان مراجعه به پزشک

بیماری خفیف معمولا با کمی صبر و حوصله خودبه‌خود از بین می‌رود. ولی اگر بیماری شما با کارهایی که انجام دادید بهبود نیافت و یا آنکه درد شما بیش از ۶ هفته طول کشید،باید به پزشک مراجعه کنید. در مواردی هم که درد شما از ابتدا بسیار شدید است و یا روزبه‌روز بدتر می‌شود،‌باید به پزشک مراجعه کنید.

در مواردی هم که درد شما به‌دنبال یک آسیب شدید نظیر یک تصادف اتومبیل ایجاد شده و یا اگر علاوه بر درد، دچار مشکلاتی در اجابت مزاج شده‌اید و یا اینکه درد شما شدید و ناگهانی و همراه با بی‌حسی و ضعف عضلات کمر و یا پا است، هیچ‌گونه تاخیری در مراجعه به پزشک جایز نیست.

برای تشخیص بیماری سیاتیک، پزشک از شما در مورد سابقه بیماریتان سوال خواهد کرد و سپس یک معاینه بالینی کامل با توجه ویژه به ستون مهره‌ها و پاهای شما انجام خواهد داد. در طی معاینه به‌طور معمول چندین آزمون پایه‌ای، جهت بررسی قدرت عضلات و رفلکس‌های شما انجام می‌شود. مثلا پزشک از شما می‌خواهد که بر روی انگشتان پا و یا پاشنه‌‌پایتان راه بروید و یا اینکه به‌صورت طاق باز دراز بکشید و به آرامی یک پای خود را به‌صورت مستقیم بالا ببرید. دردی که در اثر بیماری سیاتیک ایجاد می‌شود، معمولا در اثر این فعالیت‌ها بدتر می‌شود. تصویربرداری هم از رایج‌ترین اقداماتی است که برای تشخیص بیماری شما انجام می‌شود.

درمان سیاتیک، راحت و آسان

درد سیاتیک بیشتر وقت‌ها به خوبی به درمان‌های سرپایی جواب می‌دهد. در واقع شما می‌توانید زندگی روزمره‌تان را ادامه دهید و فقط بایستی از انجام فعالیت‌هایی که ممکن است درد شما را بدتر کنند، پرهیز کنید. اگر چه استراحت به مدت یک تا چند روز سبب بهبودی نسبی بیماری می‌شود، ولی توجه داشته باشید که استراحت در بستر به مدت طولانی و عدم فعالیت علائم شما را بدتر خواهند کرد. قبل از اینکه به یکسری توصیه‌ها برای بهبود درد شما اشاره کنیم، تاکید می‌کنیم که چنانچه درد شما با گذشت زمان بهتر نشد، حتما به پزشک مراجعه کنید زیرا درصورت عدم درمان، ممکن است دچار عوارضی مثل آسیب دائمی عصب، از دست رفتن حس و حرکت در اندام مبتلا و یا حتی از بین رفتن عملکرد روده و یا مثانه شوید.

اقدامات معمول جهت درمان بیماری سیاتیک در منزل عبارتند از:


*
استفاده از کیسه یخ‌: مقداری یخ در یک حوله تمیز قرار دهید و آن را به مدت حداقل ۱۵ تا ۲۰ دقیقه بر روی ناحیه دردناک قرار دهید. این عمل را روزی ۴ مرتبه تکرار کنید. کیسه یخ باعث کاهش التهاب در محل می‌شود.


*
استفاده ازکیسه‌ ‌آب گرم: پس از ۴۸ ساعت از شروع درد، بهتر است در نواحی آسیب‌دیده، از گرما استفاده کنید. چنانچه درد شما ادامه داشت، سعی کنید به‌طور تناوب کیسه‌های گرم و سرد را بر روی ناحیه مبتلا قرار دهید.


*
انجام حرکات کششی: ورزش‌های کششی غیرفعال به شما کمک می‌کنند تا زودتر خوب شوید‌. از انجام حرکات پرتابی و یا پیچشی جدا پرهیز کنید.

* داروهای ضددرد: آسپرین، استامینوفن و بروفن معمول‌ترین داروهای ضددردی هستند که مورد استفاده قرار می‌گیرند،‌ولی استفاده بیش از مقادیر توصیه شده، نه تنها نفعی برای شما ندارد، بلکه بسیار زیان‌آور است، زیرا این داروها در صورت استفاده بیش از حد دارای عوارض جانبی نظیر تهوع، خونریزی از معده و یا زخم‌های دستگاه‌ گوارشی هستند. برای جلوگیری از چنین حالتی، استفاده از پمادهای پیروکسیکام و دیکلوفناک هم مناسب است.
علاوه بر این داروها در برخی از موارد ممکن است پزشک با توجه به علائم بیماری از داروهای دیگری نظیر شل‌کننده‌های‌ عضلانی، داروهای ضدافسردگی و…‌‌ استفاده کند، ولی استفاده از این‌گونه داروها فقط با دستور پزشک امکان‌پذیر است.

* فیزیوتراپی: اگر دیسک‌ شما از جای خود بیرون زده است، فیزیوتراپی نقشی اساسی در بهبودی شما دارد.
هدف از انجام ورزش‌هایی که به‌طور معمول در فیزیوتراپی انجام می‌شوند، کمک به قرار گرفتن بدن و اندام شما در وضعیت صحیح، تقویت عضلاتی که از کمر شما حمایت می‌کنند و نیز کمک به تقویت انعطاف‌پذیری بدن شما است.


*
انجام ورزش‌های معمولی: ورزش موجب آزاد کردن اندورفین‌ها (مورفین درونی بدن) می‌شود. اندورفین‌ها واسطه‌های شیمیایی هستند که از رسیدن پیام‌های درد به مغز جلوگیری می‌کنند. ورزش با تحریک آزاد شدن اندروفین‌ها در مقابله با ناراحتی‌های مزمن کمک بسیاری می‌کند.

در مورد درد سیاتیک، ترکیب ورزش‌های هوارسان با ورزش‌هایی که انعطاف‌پذیری شما را بهبود می‌بخشند، می‌تواند در جلوگیری از تغییرات وابسته به سن در کمر شما موِثر باشد.

چنانچه مجموعه درمان‌های فوق در طی چندین ماه نتوانند درد شما را کاهش دهند، ممکن است انجام درمان‌های دیگرنظیر تزریق کورتن به پرده‌های نخاعی و یا انجام عمل جراحی ضرورت پیدا کند.

پیشگیری
اگرچه تنها در ۵ درصد موارد علت کمردرد، سیاتیک است، اما اگر دچار آن شوید، واقعا آزارتان می‌دهد. انجام اعمال زیر می‌تواند نقش کلیدی در مراقبت از کمر شما داشته باشد:


*
ورزش کردن به طور منظم: مهم‌ترین کاری که بر سلامت کمرتان و البته سلامت کلی بدنتان می‌توانید انجام دهید، ورزش کردن است. در طی ورزش، بهتر است تمرکز شما بیشتر بر روی عضلات شکم و کمرتان باشد، زیرا این عضلات جهت راست ایستادن و قرار گرفتن شما در وضعیت مناسب بدنی ضروری هستند.

انجام ورزش‌هایی نظیر یوگا، پیلاتس استفاده از دوچرخه‌های ثابت و تردمیل‌‌ به قوی نگاهداشتن این عضلات کمک می‌کنند. البته می‌توانید دوچرخه‌‌‌سواری را در خارج از منزل هم انجام دهید ولی ابتدا باید مطمئن شوید که صندلی و دستگیره‌های دوچرخه در وضعیت مناسبی برای بدن شما تنظیم شده‌اند.

*درست بنشینید:

یک صندلی خوب باید بتواند به‌خوبی از قوس کمری شما حمایت کند. اگر چنین نیست، برای حفظ این قوس در هنگام نشستن، بهتر است از یک بالش نرم در پشت کمرتان استفاده کنید. سعی کنید در فواصل بین فعالیت‌های نشستنتان حتما به‌طور تناوب استراحت کنید، حتی اگر استراحت کردن شما فقط به‌صورت راه ‌رفتن در اداره باشد. در حین رانندگی هم سعی کنید صندلی شما وضعیت مناسبی داشته باشد و وضعیت آن را طوری تنظیم کنید که لازم نباشد جهت دسترسی به پدال گاز، پای خود را به سمت آن پرتاب کنید!

*وضعیت بدنی مناسبی داشته باشید:

آگاهی از اینکه چگونه باید درست بایستید و درست بخوابید و نیز آشنایی با صحیح بلند کردن اجسام سنگین، تاثیر بسیاری جهت حفظ و نگهداری کمر شما دارد.

اگر قرار است برای مدت زمان طولانی بایستید، سعی کنید به‌طور تناوب بر روی یک پایتان تکیه کنید و به پای دیگر استراحت دهید و یا اگر قرار است در حالت ایستاده چیزی را بخوانید، به‌جای آنکه جهت خواندن آن، به سمت جلو خم شوید، کتاب را بلند کرده و جلوی چشمانتان بیاورید.‌

جهت حفظ بهترین حالت هنگام خوابیدن بهتر است روی یک تشک سفت بخوابید و از بالش‌ جهت حمایت کمرتان استفاده کنید، ولی از بالش‌هایی که موجب می‌شوند گردن شما بیش از حد بالا رفته و زاویه تندی ایجاد کند، به هیچ‌وجه استفاده نکنید.

بلند کردن یک جسم سنگین:

ابتدا تصمیم بگیرید که آن را کجا می‌خواهید قرار دهید و چگونه قصد دارید آن را به آن نقطه برسانید. جهت بلند کردن یک جسم سنگین، کمرتان را خم نکنید بلکه زانوهای‌تان را خم کنید و آن جسم را بلند کنید. جسم سنگین را نزدیک به بدنتان حمل کنید و هیچ‌گاه بر روی کمرتان نچرخید، بلکه سعی کنید با محور کردن پاهایتان، بر روی پاهایتان بچرخید. هنگامی که خسته هستید از حرکت دادن اجسام سنگین جدا خودداری کنید زیرا خستگی موجب می‌شود با سختی و رنج بیشتری حرکت کنید. هرگز سعی نکنید جسمی را که احساس می‌کنید سنگین‌تر از توانایی شماست، بلند کنید.

مراقبت از زانو

برای احساس سلامتی و لذت بردن از آن باید تمام ارگانهای بدن به درستی کار کنند. یکی از بخش‌هایی که درحمید رضا اویسی صورت آسیب‌ دیدگی درد بسیاری خواهد داشت، زانو است. زانو درد در میان خانم‌ها بسیار شایع‌ تر از آقایان است. اما چگونه زانو دچار مشکل می‌شود و چگونه می‌توان عضلات پاها را تقویت کرد تا درد ناحیه زانو کاهش یابد؟ بزرگ‌ ترین مفصل بند در زانو است که از سایر مفاصل بدن آسیب‌ پذیرتر است. زنان بیشتر از مردها مستعد آسیب‌ دیدگی مفصل زانو هستند؛ به‌خصوص زنان سنگین وزن و فعال، با کمی توجه می‌توان درد ناشی از آسیب‌ دیدگی مفصل زانو را تا حد زیادی کم کرد. مفصل زانو یا در اثر پارگی تاندون و صدمه به غضروف و یا در اثر کار کشیدن بیش از حد و عدم استراحت کافی زانو آسیب می‌بیند.

ادامه مطلب را بخوانید :

ادامه نوشته

با چاقی شکمی چه کنیم؟!

حمید رضا اویسیامروزه داشتن شکمی صاف و تخت به لطف میان‌ وعده‌های متنوع و پرکالری برای بعضی افراد به یک رؤیای دست‌ نیافتنی مبدل گشته است. این افراد همیشه دغدغه سایز و اندازه لباس خود را دارند و گاهی اوقات حتی از بیان سایز شلوار خود اِبا می‌کنند. باید اذعان داشت که چاقی شکمی هم مانند چاقی عمومی بدن یکشبه یا یکماهه به وجود نمی‌آید، بلکه کاملاً تدریجی است. بنابراین لازم است همانگونه که به وضع ظاهر لباس خود در محیط بیرون اهمیت می‌دهیم و قبل از خروج از منزل تک‌ تک موارد را ارزیابی می‌کنیم، به آراستگی باطن و جسم خود نیز بیندیشیم و حفظ سلامتی خود را در اولویت قرار دهیم.

ادامه نوشته

مسیر پرتوها در میکروسکوپ

آماده سازی نمونه برای الكتروفورز

آماده سازی نمونه برای الكتروفورز

محلول سازی

در نظر گرفتن ماهیت نمونه, در انتخاب راهکار مناسب برای محلول ساختن پروتئین های موجود در نمونه بسیار مهم است. در صورتیکه نمونه مورد نظر از منابع سلولی یا بافتی استخراج شود اولین قدم لیز سلولها و خارج ساختن محتوای پروتئینی آنهاست. روشهای متفاوت مکانیکی و شیمیایی درلیز و متلاشی ساختن سلولها به کار گرفته می شود. این روشها ممکن است روش های ملایمی چون شکست دیواره ی سلولهای باکتریایی توسط آنزیم لایزوزایم "Lysozyme", یا روشهای خشنی چون استفاده از پِرِس فرانسوی "French Press" برای متلاشی ساختن سلولهای مخمری باشد..............
ادامه نوشته

لينك دانلود كتابهاي درسي زيست شناسي 89

   
براي مشاهده pdf كتاب هاي درسي در ابتدا فايل زير (راهنماي نصب كليد...)را دانلود و به دقت مطالعه نماييد. در غير اين صورت قادر به مشاهده pdf ها نخواهيد بود.
راهنماي نصب كليد و بازكردن فايلهاي كتاب هاي درسي

 

 

 

 
علوم زيستي و بهداشت زيست شناسي و آزمايشگاه
علوم زيستي و بهداشت كتاب زيست شناسي و آزمايشگاه 1
سال اول متوسطه سال دوم-علوم تجربي
 
زيست شناسي و آزمايشگاه زيست شناسي
زيست شناسي و آزمايشگاه 2 زيست شناسي
سال سوم-علوم تجربي پيش دانشگاهي-علوم تجربي
 

ISI چیست؟

ISI چیست؟


سازمان ISI سازمانی است که در دنیا برترین مقالات جهان را در سایت خود قرار می دهد و معیار ارزشی دانشمندان در اکثر نقاط جهان است.

   
ISI چیست؟

موسسه اطلاعات علمی ( Institute for Scientific Information ) بانک اطلاعاتISI مرکزی برای فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترین مجلات علمی منتشره در دنیا به منظور تبادل اطلاعات میان پژوهشگران مختلف می باشد. شمار مجلات ISI ثابت نیست. یک مجله ممکن است در یک زمان٬ از مجلات ISI محسوب شود٬ اما به دلیل کاهش بار علمی٬ بعدا از لیست مجلات ISI کنار گذاشته شود. در حال حاضر بیش از ۱۶۰۰۰ مجله٬ در لیست ISI قرار دارند. هر ساله ۲۰۰۰ مجله جدید مورد ارزیابی قرار می گیرد و حدود ده درصد آنها به لیست ISI اضافه می شوند.
هر مجله علمی قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISIیکسری مراحل ارزیابی را پشت سر می گذارد. ازجمله عوامل مورد ارزیابی و رعایت استانداردهای بانک اطلاعاتی ISI ، کمیته علمی منتخب مجله، تنوع بین المللی مقالات چاپ شده در آن، نشر به موقع مجله و جایگاه نشرآن می باشد. لازم به ذکر است که هیچ یک از این عوامل به تنهایی مورد بررسی و ارزیابی قرار نمی گیرد بلکه با بررسی مجموع عوامل یک امتیاز کلی داده خواهد شد. از جمله مواردی که در ارزیابی مجله مورد توجه قرار دارد این است که عنوان مقالات، چکیده و کلمات کلیدی باید به زبان انگلیسی باشد همچنین توصیه می شود که منابع نیز به زبان انگلیسی نوشته شوند. اگر چه اطلاعات علمی مهم به تمامی زبانها به چاپ می رسد اما موارد ذکر شده باید به زبان انگلیسی باشد تا تحت داوری و ارزیابی ISI قرار گیرد زیرا ارزیابی کنندگان مجلات علمی در ISIنمی توانند عناوین و منابع بکاررفته در مقالات را به زبان انگلیسی ترجمه کنند. داوری علمی و تخصصی مقالات چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشنای علمی از جمله عمده ترین موارد مورد توجه ارزیابی کنندگان می باشد که گویای اعتبار و غنای علمی مجله است.

ارجاع به خود یا self citation چیست؟
اگر منابع ذکر شده در مقاله٬ پژوهش نویسندگان خود مقاله باشد٬ این کار از ارزش مقاله می کاهد زیرا جنبه بین المللی بودن آن را ضعیف می کند. درجه ارجاع به خود مجلات ISI معمولا کمتر از ۲۰٪ است.

ضریب تاثیر یا درجه تاثیر یا Impact factor چیست؟
این عامل همه ساله توسط ISI برمبنای ارجاعات به هر یک از مجلات علمی آن محاسبه می شود و نتیجه در گزارشات ارجاع مجله یا Journal Citation Reports یا به اختصار JCR ٬ منتشر می شود. این ضریب٬ نه برای مقاله یا نویسنده٬ بلکه برای مجله محاسبه می شود. محاسبه برمبنای یک دوره سه ساله صورت می گیرد. فرضا اگر در سال ۸۴ جمعا ۴۰ ارجاع به یک مجله صورت گرفته باشد و در آن مجله در سال ۸۲ تعداد ۲۶ مقاله و در سال ۸۳ تعداد ۲۴ مقاله چاپ شده باشد٬ ضریب ارجاع آن مجله٬ از تقسیم ۴۰ بر ۵۰ به دست می آید که ۸/۰ است. یعنی به طور متوسط٬ هر مقاله آن نشریه ۸/۰ مرتبه مورد استناد مقالات دیگر قرار گرفته است.

ISI بودن یک مجله را چگونه تعیین کنیم؟
بهترین راه٬ مراجعه به سایت هایی نظیر تامسون است. زیرا همچنان که گفته شد٬ هم تعداد مجلات زیاد است و هم ISI محسوب شدن یک مجله ممکن است همیشگی نباشد.هر نشریه با هر امتیاز علمی در کشور چاپ شود اگر ضریب تأثیرش صفر باشد، در این پایگاه قرار نمی گیرد. متأسفانه، در حال حاضر تمامی نشریات ایرانی دارای ضریب تأثیر صفر بوده و جایی در این پایگاه ندارند.

ISC چیست؟
ISC یا همان پایگاه استنادی علوم جدید و تکنولوژی که همانند ISI دارای مقالات دانشمندان است که خوشبختانه در ایران نیز چنین پایگاهی تاسیس شده است وهم اکنون به فعالیت می پردازد.

معیار اصلی ورود مجلات به نمایه های سه گانه ISI چیست؟
بر اساس قانون تجمع گارفیلد متون هسته برای تمامی رشته های علمی بیش از 1000 مجله نیست. همچنین مطالعه ای از سوی گارفیلد بر روی پایگاه اطلاعاتی اِس.سی.آی (Science Citation Index) نشان داده است که 75% ارجاعات در کمتر از 1000 عنوان مجله شناسایی شدند.
حال اگر لازم نباشد که یک نمایه استنادی چند رشته ای جامع بیشتر از چندهزار مجله را پوشش دهد، این مجلات را چگونه باید برگزید؟

هر چند برخی شائبه تاثیر پذیری این امر از سیاست و ... را مطرح می کنند ولی نظر ISI Thomson چیز دیگری است. یعنی هزینه- کارآیی. گارفیلد خود می گوید: چون مساله پوشش، وجهی عملا اقتصادی دارد، معیار برای آنچه انتخاب می شود، هزینه-کارایی است. هدف هزینه – کارآمدی یک نمایه به حداقل رسانیدن هزینه در ازای شناسایی یک مدرک مفید و به حداکثر رسانیدن احتمال دستیابی به یک مدرک مفید منتشره است. یک نمایه هزینه- کارآمد باید پوشش دهی خود را تا حد امکان محدود به آن مدارکی نماید که ممکن است افراد مفیدشان بدانند. به زبان ساده ISI Thomson مجلاتی را نمایه می کند که احتمال استناد به آنها بیشتر باشد.ولی چه شاخصی می تواند صلاحیت ورود دیگر مجلات به جمع مجلات منبع ISI Thomson را تایید کند. جواب بسیار ساده است: فراوانی استناد به مجلات در منابعی که پیشتر در این نمایه وارد شده اند.اگر دانشگاهها می خواهند مجلات خود را در نمایه های سه گانه ISI Thomson وارد کنند، علاوه بر رعایت ضوابط عمومی مانند وضعیت نشر، کیفیت مقالات، ترکیب سردبیری و تحریریه و ... باید در جستجوی راهکارهایی باشند که به مجلات آنها از سوی مجلات منبع ISI Thomson، استناد شود. شاید یکی از راهها تشویق محققان دانشگاه در استناد به مدارک مجلات داخلی، در مقالات ارسالی به مجلات تحت پوشش نمایه های سه گانه ISI Thomson باشد.

پيوستن پايگاه استنادي علوم ايران به ISI :
رئيس کتابخانه منطقه اي علوم و تکنولوژي گفت: پيوستن ISC به ISI با هدف افزايش سهم توليدات علمي ايران در جهان در نشستي با حضور مسئولين ISI در کتابخانه منطقه اي بررسي شد.با توجه به اينکه تمامي خصيصه هاي ISI در ISC نيز وجود دارد، کتابخانه منطقه اي علوم و تکنولوژي شيراز که متولي ايجاد ISC ( پايگاه استنادي علوم و تکنولوژي ) در کشور است، براي درج شدن مجلات بيشتري به زبان فارسي در ISI و ايجاد ارتباط بيشترISC با ISI تلاش مي کند .
با برقراري پيوند علمي ميان ISI و ISC شناسايي علم به زبان فارسي در سطح بين المللي بيشترمي شود و سهم ايران از توليدات علمي دنيا بيشتر خواهد شد . هم اکنون بيش از 6 هزار مقاله توسط مجلات معتبر در ISC توليد مي شود اما انعکاس اين توليدات علمي در سطح بين المللي کم است که با درج تعدادي از مجلات در ISI بازتاب علمي ايران در جهان بيشتر مي شود .

وي با بيان اينکه هم اکنون 25 مجله ايراني توسط ISI شناسايي شده و نمايه مي شود، افزود: در حال حاضر تلاش مي شود اين تعداد به 500 مجله افزايش يابد . مسئول راه اندازي ISC در ايران با بيان اينکه ايران چهارمين کشور داراي مطالعات استنادي علوم بر پايه ISI است، گفت: کشورهاي ژاپن و چين نيز توانسته اند مجلات خود را به همين روش در ISI درج کنند .

گفتني است کتابخانه منطقه اي علوم و تکنولوژي شيراز چندي پيش مأمور راه اندازي پايگاه استنادي علوم ايران و جهان اسلام شد و اين مرکز هم کانون در تلاش براي سنجش توليدات علمي در کشورهاي اسلامي، رتبه بندي نشريات کشورهاي اسلامي، توليد نمايه استنادي علوم کشورهاي اسلامي به منظور توسعه ISC در ميان تمامي کشورهاي اسلامي و پيوند دادن ISC به IS I است .

درد سرهای علم وارداتی

دكتر محمد قدسی استاد دانشكده مهندسی كامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف است. وی كه در سال ۱۳۸۴ از دانشیاری به مرتبه استادی ارتقا یافت هم اكنون رئیس گروه نرم افزار این دانشكده است. در میان مباحثاتی كه این روز ها درباره خوب و بد قوانین ارتقای استادان درگرفته است به سراغ ایشان رفتیم. دكتر قدسی نظرات قابل توجهی در این باره دارند كه در ادامه تقدیم می كنیم.

جناب آقای دكتر قدسی، با تشكر از این كه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید. در نخستین پرسش خود می خواهیم اصل مطلب را از شما جویا شویم.ISI چیست؟ خوب است یا خوب نیست؟
ISI مؤسسه ای خصوصی است كه نشریات و مقالات را فهرست می كند. این تنها مؤسسه در جهان نیست كه به فهرست كردن مقالات مشغول است. گروه های دیگری هم هستند اما ISI معتبرتر از بقیه است. این گروه ها مقالات را فهرست كرده و آمارهایی مانند تعداد ارجاعات، ضریب تأثیر مقالات و دیگر آمارهای مربوط به آن را در اختیار اعضا و مشتركان مركز خود گذاشته و درآمد كسب می كنند.

در مراكز علمی ایرانISI خیلی مشهور است اما در دیگر دانشگاه های معتبر دنیاISI چندان معروف نیست. زیرا ارتقای علمی در آن دانشگاه ها اساساً ربطی بهISI ندارد. در دانشگاه های خوب دنیا روش ارتقای استادان تقریباً مشابه حوزه های علمیه است. در این دانشگاه ها، مقالات، نوشته ها، تحقیقات و كارهای علمی فرد را برای چند استاد درجه یك در آن رشته بخصوص می فرستند و در صورت تأیید آنها فرد ارتقای علمی پیدا می كند. ما متأسفانه اعتماد به نفس كافی نداریم و داوری درباره خود را به مدد معیار ها و ارزیابی های خارجی انجام می دهیم.
اما مجلات ISI، مجلات خوبی هستند. چرا نباید به ارزیابی آنها اتكا كنیم؟

ISI مجلات بسیار خوبی را فهرست كرده اما مجلات ضعیف زیادی هم در آن وجود دارد. مقررات فعلی، دانشجوی دكترا را مجبور می كند تا در یك مجله فهرست شده درISI مقاله داشته باشد و به ضعف و قوت مجله چندان كاری ندارد.
● داستان چاپ شدن مقاله ای بی محتوا كه به وسیله یك نرم افزار تولید شده بود و دانشجویان دانشكده كامپیوتر دانشگاه شریف آن را در یك نشریه ISI به چاپ رسانده بودند چه بود؟
مقاله ای با یك نرم افزار معروف به صورت خودكار تهیه و توسط چند دانشجوی دكترای ریاضی شریف برای یك مجله ISI كه به وسیله ناشر معتبر Elsevierمنتشر می شود، فرستاده شد. با خواندن حتی خلاصه این مقاله به راحتی به هجو بودن آن می شد پی برد. این كار را به این دلیل انجام دادند تا نشان دهند برخی از این نشریات خیلی ضعیف هستند. مسئولان مجله مقاله را پس از دو هفته بدون ایرادی پذیرفتند و در نوبت چاپ قرار دادند. چند ماه در نوبت چاپ بود تا اخیراً پس از افشای این مطلب آن را برداشتند. افرادی هستند كه در مدت ۲ سال بیش از ۶۵ مقاله فقط در این نشریه چاپ كرده اند. هجوم زیادی از سوی برخی در ایران برای چاپ در آن دیده می شد. ناشر این نشریه معروف است ولی اعتبار یك نشریه را سردبیر و كمیته علمی آن تعیین می كند. خوشبختانه كار این دانشجویان خیلی تأثیر گذار بود.
● ولی در هر حال چاپ مقاله در نشریات ISI تا حدی كیفیت علمی مقالات را كنترل می كند؟!
هر چند كه ISI موجب نوعی نظارت حداقلی بر كیفیت علمی مقالات شده است، اما این به هیچ وجه كافی نیست. شناسایی مجلات نامعتبر در میان نشریات ISI بسیار ضروری است. اما در حال حاضر این كار انجام نمی شود. آئین نامه ها و مقررات فعلی تولید انبوه و افزایش كمی مقالات را تشویق می كند وبه كیفیت كاری ندارد.
● گاهی اوقات چیزهایی در باره جایگزینی معیارهای داخلی به جای ISI می شنویم. آیا با این جایگزینی نمی شود این گونه مشكلات ISI را برطرف كرد؟
آنچه درباره معیار داخلی می گویند به گمان من نقاط ضعف به مراتب بیشتری از ISI دارد و برداشت خیلی ها این است برخی كه نمی توانند در مقالات معتبر خارجی مقاله های خود را به چاپ برسانند به دنبال یك راه فرار هستند و آن هم معیار داخلی جایگزین ISI است. البته قبول دارم كه در برخی زمینه های علوم انسانی مجلات معتبر خارجی وجود ندارد. اما ما می توانیم این مجلات را ایجاد و آنها را پس از مدتی در ISI به ثبت برسانیم. به نظر من این جایگزینی آشفتگی ارتقای استادان را شدیدتر می كند.

● آیا در ایران مجله ای كه در ISIفهرست شود وجود دارد؟
قبلاً تعداد كمی بود كه یكی از آنها مجله «علوم و فناوری» دانشگاه شیراز است كه از سال های پیش در این فهرست قرار گرفته است.
ولی ظاهراً در حال حاضر بیش از ۲۰ مجله از ایران به صورت ISI ثبت شده است و این جای خوشحالی دارد. البته مجلات داخلی معتبر دیگری هم در ایران چاپ می شود كه به دلایلی هنور نتوانسته اند در این فهرست قرار بگیرند. قاعدتاً اگر یك مجله شرایط این مؤسسه را داشته باشد، پس از مدتی توسط آن فهرست می شود. بنابراین به جای ایجاد یك ISI دیگر بهتر است سعی كنیم مجلات خود را با كیفیت تر كنیم تا بتوانیم آنها را در این جا ثبت كنیم .
● آیا خود ISI هیچ برآورد كیفیتی از مقالات فهرست شده اش انجام نمی دهد؟
البته. در سایت Web of Knowledge این مؤسسه اطلاعات خیلی خوبی از مجلات و مقالات و حتی مؤلفان تهیه می شود (مانند ضریب تأثیر، درصد ارجاعات و . . .) كه از آنها می توان به كیفیت یك مجله یا مقاله پی برد. اخیراً هم ضریبی به نام hindex به عنوان شاخصی برای توان علمی مؤلفان محاسبه می شود. البته این شاخص هنوز عمومی نشده و بحث های زیادی در مورد آن در جریان است. این شاخص برای بیشتر محققان ایرانی خیلی پائین است و این یعنی این كه ما در مواجهه با مقاله نویسی علمی، كیفیت را فدای كمیت كرده ایم.
●چگونه كمیت به كیفیت ترجیح داده میشود؟
دانشجوی دكترا مجبور است در زمان كمی كه در اختیار دارد، مقاله ISI چاپ كند و این شرط فارغ التحصیلی او در مقطع دكترا است. نتیجه طبیعی این است كه در میان نشریات ISI، نشریات ضعیف و سهل گیر مورد توجه بیشتری واقع شود تا بتوان مقاله نه چندان قوی را در آن منتشر ساخت. این نكته قابل توجه است كه در برخی رشته ها مانند رشته كامپیوتر اصولاً كنفرانس های معتبر جایگاه مهم تری از مجلات دارند. و البته مقالا تی كه در این كنفرانس ها چاپ می شوند قطعاً پس از مدتی در یك مجله خوب هم قابل چاپ است. بسیاری از استادان خوب دانشگاه های خارج از كشور درچنین رشته هایی اصلاً تأكید چندانی بر مقاله نویسی دانشجویان در مجلات ندارند، بلكه به جای مجلات به كنفرانس های معتبر اهمیت می دهند كه هم سریعتر می توان در آن چاپ كرد و هم به عنوان مرز دانش توسط محققان دیگر در آن زمینه خوانده می شود.

● در خلال مباحثاتی كه درباره ISI درگرفته است، یكی از استادان گفته بود برخی با دادن پول مقاله های خود را در مجلات چاپ می كنند. آیا این موضوع صحت دارد؟
بله. مثلاً WSEAS ارگانی است كه ظاهراً در قبرس قرار دارد و سالانه تعداد زیادی كنفرانس برگزار می كند و تقریباً به طور خودكار مقالات ارائه شده در كنفرانس ها را درچیزی به نام ژورنال هم چاپ می كند. البته برای هر مقاله حدود ۷۵۰ دلار هم می گیرد! من خودم مقاله غلطی برای این ارگان عمداً فرستادم كه پذیرفته شد ولی چون پول ندادیم چاپ نشد! این یك مجله پولی است و البته الان دیگر در دانشگاه های داخل هم اعتباری ندارد. ولی قبل ازمعلوم شدن وضع آن در داخل بسیاری در آن مقاله نوشتند و شاید ارتقا هم پیدا كرده باشند. از این گونه مجلات كم نیستند. تشخیص آنها نیاز به دقت نظر دارد. توجه نكردن به این امر اثرات منفی زیادی روی استادان و دانشجویان دكترا گذاشته است.
● وجه دیگر انتقادی كه به معیار قرارگرفتن ISI برای ارتقای استادان می شود این است كه این رویكرد فاصله دانشگاه و مسائل جامعه را زیاد می كند، یعنی با این رویكرد دانشگاه مسائلی را برای پژوهش بر می گزیند كه مورد توجه مجلات ISI است و نه مسائل واقعی جامعه خود را. مثلاً در رشته های فنی چنین رویكردی موجب افزایش شكاف دانشگاه و صنعت می شود. نظر شما دراین باره چیست؟
پژوهش طیفی وسیع و امری جهانی است. ما باید مقالاتی در سطح جهان داشته باشیم و آن مقالات یقیناً به كار داخل نمی آید. ولی باید پژوهش هایی هم باشد كه به مشكلات داخل بپردازد. بزرگ ترین شركت های صنعتی در ایران D & R بسیار ضعیفی دارند و این موجب می شود كه نتوان برای آنها كار دانشگاهی كرد. پژوهشگرانی كه مقالات جهانی می نویسند به احتمال زیاد می توانند برای مشكلات داخلی هم چاره اندیشی كنند. گرفتاری عمده ما این است كه سطح پژوهشی موردنیاز داخل بسیار ضعیف است و حمایت مالی كافی هم نمی شود، در نتیجه دانشمند ما خود را وقف آن نمی كند، بلكه ترجیح می دهد به سمت كارهای جهانی برود.
سیاستگذاری در پژوهش هم اشكال جدی دارد و انتظارات كوتاه مدت است. مثلاً مراكز اقتصادی می خواهند اگر هزار تومان برای پژوهش سرمایه می گذارند، همان را هم برداشت كنند. در صورتی كه پژوهش آثار بلندمدت دارد و ممكن است در كوتاه مدت با سرمایه گذاری هزار تومان، فقط ۱۰ تومان بازده داشته باشد. اما اگر در این كار ممارست داشته باشیم به نتیجه می رسیم. ما نباید جلوی پژوهش های بین المللی را بگیریم زیرا رجوع دانشمند به سپهر جهانی علم امری طبیعی است، بلكه باید ساز و كار ها را به نحوی تغییر داد كه پژوهش درمسائل داخلی وسعت پیدا كند. رویكرد مثبتی برای سرمایه گذاری در بخش پژوهش به چشم نمی خورد و بودجه پژوهشی فعلی از آنچه در برنامه ۵ ساله هم آمده كمتر است.
در شوروی سابق ارتش سفارش دهنده اصلی پژوهش بود و در آمریكا هم ارتش و بازار سفارش دهندگان اصلی پژوهش هستند و آنها را در راستای مسائلشان جهت می دهند. اما پژوهش های ما در ایران عمدتاً معطوف به مسائلی است كه از بیرون می آید.
به طور قطع. بخش زیادی از علومی كه ما در دانشگاه ها تدریس می كنیم وارداتی است و فاصله علمی باموطن آنها خیلی زیاد است و طبیعتاً مسائل آن هم از آنجا می آید و نه از داخل. ساز و كار ارتباط پژوهش با صنعت در چنان كشورهایی به كلی متفاوت است. دانشكده ها در آن كشور ها با حمایت صنعت به وجود می آیند و یا از بین می روند.

اینجا فاصله نهاد علم و نهادهای صنعتی خیلی زیاد است. اما این نباید منجر به جلوگیری از پژوهش های مراكز پژوهشی بشودكه مسائلشان عمدتاً داخلی نیست. ما توان تحقیق روی مسائل داخلی را قطعاً داریم اما سیاست های پژوهشی باید به تدریج این توان را هدایت كند. باید فرد بتواند هم روی مسائل داخلی و هم بین المللی كار كند. افرادی در همین دانشگاه ما هستندكه به خوبی از پس هر دو برآمده اند و در هر دو مورد كاملاً موفق اند.

استانداردهای لازم برای مقاله نویسی در ISI:

گارگاه مقاله‌نويسي مركز تحقيق و توسعه علوم انساني (سمت) كارگاه مقاله‌نويسي با هدف عرضه معيارهاي آكادميك نگارش مقاله پژوهشي بر اساس استانداردهاي مؤسسه ISI برگزار شد.
مهم‌ترين بخشهاي كارگاه عبارت بودند از:

چرا يك مقاله پژوهشي مي‌نويسم؛
يك مقاله پژوهشي چيست؟
انتخاب موضوع
جستجوي منابع
يادداشت برداري
روند نگارش
طرح و پيش‌نويس
ساختار مقاله
الگوي بخشهاي مختلف مقاله
ويژگيهاي بخشهاي مختلف مقاله
شيوه‌هاي ارجاع دهنده
ذكرمنابع
ميزگرد نقش ISI در رشد علمي ايران:

عصر روز جمعه 16 آذر ماه  1386میزگردی در کتابخانه ملی ایران برگزار شد تحت عنوان «ارتباط پيشرفت علمي جامعه و نمايه سازي بين المللي مقالات» . مباحث عمدتا حول و حوش ISI و ISC دور می زد .

گزارشی از این میزگرد:
فقط ٢ درصد مقالات علمي چاپ شده توسط محققان ايراني در ISI (مكانيسم نمايه سازي مقالات علمي در سطح بين المللي)، در داخل كشور قابل استفاده است.دكتر محمد يلپاني، استاد رشته شيمي، در همايش و ميزگرد «ارتباط پيشرفت علمي جامعه و نمايه سازي بين المللي مقالات» كه با حضور معاون پژوهشي وزير علوم و جمعي از متخصصان رشته هاي مختلف شيمي، مهندسي، كتابداري، علوم اجتماعي و فني از دانشگاه هاي مختلف ايران و مسئولان پژوهشگاه اسناد و اطلاعات علمي ايران در محل كتابخانه ملي ايران برگزار شد، ضمن اعلام اين مطلب كه مورد تاييد حاضران نيز قرار گرفت، خاطرنشان كرد: بايد ديد كه آيا مقالات علمي ما در داخل كشور نيز قادر به حل مشكلات مي باشد يا خير. اين در حالي است كه طبق آمارهاي موجود تنها ٢ درصد مقالات ISI ايران در داخل كشور قابل استفاده است.دكتر منصور كبكانيان، معاون پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در اين گردهمايي ٦ ساعته اظهار داشت: با موضوع سيستم هاي نمايه سازي بين المللي و از جمله ISI، برخوردهاي رسانه اي صورت گرفته، در حالي كه موضوع مذكور بسيار حساس و مهم است و نمي توان به سادگي از آن گذر كرد. ٢ سال پيش هم گردهمايي در اين زمينه در دانشگاه تهران برگزار كرديم. همچنين در جلسات شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم بحث تندي در اين باره مطرح شد.شورا حتي درباره رتبه بندي دانشگاه هاي جهان و دلايل قرار نگرفتن دانشگاه هاي ايران در فهرست ٥٠٠ دانشگاه برتر جهان انتقادهايي به ما وارد كرد، حتي رهبر معظم انقلاب طي مكتوبي در قالب ١٣ تا ١٤ سوال دقيق از ما پرسيده اند كه چرا چنين شده است، حتي شاخص ها را پرسيده اند و اين سوال كه آيا برخورد سياسي شده است يا نه لذا مي بينيد موضوع از حساسيت بالايي برخوردار است.در همين راستا نتايج رتبه بندي دانشگاه هاي جهان اسلام تا پايان بهمن ماه سال جاري منتشر مي شود. دكتر كبكانيان گفت: من علاقه اي به رتبه بندي دانشگاه ها در داخل كشور ندارم، چون ابزارش را نداريم و نظر غير كارشناسانه دردي را دوا نمي كند. اما وقتي قضيه در سطح جهاني مطرح مي شود فرق مي كند براين اساس كشورهاي اسلامي نيز نسبت به قرار نداشتن نام دانشگاه هاي جهان اسلام در فهرست جهاني گله مند هستند، بانك اسلامي در جده قول داده است به ٢٠ دانشگاه برتر جهان اسلام بودجه خوبي براي رقابت بين المللي اختصاص دهد.معاون پژوهشي وزارت علوم اضافه كرد: وقتي به مسئله ورود پيدا كرديم، دريافتيم كه در خيلي از شاخص ها عقب هستيم. به عنوان مثال در رتبه بندي شانگهاي، ٩٠ درصد شاخص ها همان شاخص هاي ISI است، به همين دليل در ٢ همايش كه با شركت نمايندگان ٥٧ كشور اسلامي برگزار شد، درصدد برآمديم تا شاخص هاي جديدي مانند «معيارهاي آموزشي و تاثير دانشگاه ها بر صنعت» را در رتبه بندي ها وارد كنيم، ولي ٧٥ درصد ملاك هاي ارزيابي دانشگاه هاي جهان اسلام همان ملاك هاي بين المللي است.وي از مسئولان ميزگرد به طور اكيد خواست تا به صورت شفاف به موضوع ISI و مسائل مرتبط با آن بپردازند و راهكار عملي ارائه دهند، چرا كه روساي قواي سه گانه نيز در جلسات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين مورد از وي سوال مي كنند و او نمي خواهد نظر فردي خود را اعلام كند.دكتر كبكانيان اضافه كرد: مجله ها و نشريات علمي- پژوهشي در ايران طي سال هاي اخير از رشد كمي و كيفي خوبي برخوردار بوده است، حتي در حوزه علميه قم نيز تحرك مثبتي در اين زمينه صورت گرفته است كه بايد از اين فرصت ها براي توليد دانش استفاده شود.در ادامه، اعضاي ميزگرد كه شامل متخصصان مختلف بودند، به اظهارنظر و تبادل نظر پرداختند.از جمله اعضاي ميزگرد مي توان به دكتر فاطمي، مدير كل پشتيباني و خدمات پژوهشي وزارت علوم، دكتر محمد علي زلفي گل عضو هيئت علمي دانشگاه بوعلي سينا، دكتر حسين غريبي از پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران و دكتر عبدالرضا نوروزي چاكلي مدير گروه علم سنجي مركز تحقيقات سياست علمي كشور اشاره كرد.

محتواي مقاله هاي ارائه شده در ارتباط با نيازهاي جامعه نيست
دكتر يلپاني، استاد رشته شيمي، با اشاره به اين كه متاسفانه محتواي مقاله هاي ارائه شده ايرانيان و انديكس شده در ISI، در ارتباط با نيازهاي جامعه نيست، گفت: «اخلاق علمي در چاپ مقاله ها رعايت نمي شود. گاهي اسم مقاله عوض و دوباره در جاي ديگري چاپ مي شود. هيچ يك از مقاله هاي توليد شده قابليت تبديل به صنعت را ندارد، مثلا بيشتر مقاله هاي شيمي ايران، نه در ايران و نه در خارج، استفاده صنعتي ندارد. ما در واقع فقط در آمار و عدد و رقم رشد كرده ايم.»

براي توليد ثروت از دانش راهكاري نداريم
دكتر زلفي گل، عضو هيئت علمي دانشگاه بوعلي سينا در ادامه اين گردهمايي تاكيد كرد: «براي توليد ثروت از دانش هيچ راهكاري نداريم، توليد مقاله فقط يكي از شاخص هاي توسعه است، دانشگاه ها علاوه بر آموزش و پژوهش، بايد مشكل گشاي جامعه هم باشند بدون بودجه پژوهشي مناسب، مقاله توليد نمي شود. چرا اكثر پايان نامه هاي ما به چاپ مقاله يا كتاب منجر نمي شود در زمينه آموزش استاندارد داريم، اما در زمينه پژوهش خير. ايجاد پايگاه هاي اطلاعات علمي ضرورتي انكارناپذير است، هزار ميليارد تومان صرف بودجه پژوهش در يك سال مي شود، اما مقاله هاي توليدي به نحو صحيح نمايه سازي نمي شود، ISI يك شاخص است نبايد آن را انكار كنيم. بايد به فكر حل مشكلاتمان باشيم تا كار تكراري انجام ندهيم. توليد علم وابسته به تحصيلات تكميلي است ١٨ سال تا تحقق سند چشم انداز وقت داريم، ما مي توانيم در منطقه اول شويم.»

براي توليد علم بايد پايه زبان انگليسي تقويت شود
دكتر غريبي، از پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران با اشاره به اين نكته مهم كه ٩٠ درصد مقاله هاي علمي ISI به زبان انگليسي است، تاكيد كرد: «پس بايد براي توليد علم، به تقويت پايه زبان انگليسي در دانشگاه ها و نظام آموزشي بپردازيم. براي ارتقاي ارتباطات علمي، بايد سيستم «به اشتراك گذاري منابع» را راه اندازي كنيم. در واقع دانش و مهارت انساني، سياست هاي پژوهش و پشتيباني از پژوهش ٣ ركن اصلي پيشرفت علمي است».

براي رشد علمي بايد زمينه همكاري بين المللي را فراهم كرد
دكتر عصاره، از دانشگاه شهيد چمران اهواز معتقد است:«براي رشد علمي، بايد زمينه همكاري انديشمندان ايراني را با ديگر متفكران رشته هاي مرتبط در خارج از كشور فراهم كرد چرا كه يكي از ملاك هاي ISI، همكاري بين المللي در تاليف و تدوين مقاله هاي علمي است. همچنين آثار نويسندگان مختلفي كه در مقالات علمي مورد استناد قرار گرفته است شاخص مهمي در ISI محسوب مي شود، هر قدر استناد مقاله هاي علمي به مجله هاي علمي بيشتر باشد، اعتبار يا ضريب تاثير آن مجله ها بيشتر خواهد بود در حالي كه بررسي نشان مي دهد، بيشتر منابع و مآخذ مقاله هاي علمي توليد شده در ايران، كتاب ها و مقاله هاي داخلي است».

ملاك هاي علم سنجي
به گفته دكتر نوروزي، مدير گروه علم سنجي مركز تحقيقات سياست هاي علمي كشور، به مولفه هاي اطلاعاتي رشد و توسعه علم، علم سنجي گفته مي شود كه شامل اين موارد است: تعداد مقاله ها، پروانه هاي ثبت اختراع، نشريات علمي، قوانين مربوط به مرور زمان، انتشارات علمي، ساختار جريان گردش مدارك علمي و فرآيندهاي استنادي.به تازگي فاكتور جديدي به نام «پرستيژ فاكتور» جايگزين «فاكتور تاثير» شده است. درباره مجله هاي «دسترسي آزاد» بايد گفت هر مقاله بين ٥٠٠ تا ١٠٠٠ يورو براي ناشر هزينه دارد و بين ٣ تا ٥ هزار دلار از آن سود مي برد بنابراين اگر قرار باشد «دسترسي آزاد و رايگان» به آن مقاله ها ايجاد شود، اين پرسش ايجاد مي شود كه هزينه ناشر از كجا بايد تامين شود. يكي از راهكارها، اخذ هزينه از خود نويسنده است كه از او مطالبه ١٥ هزار يورو براي هر مقاله مي كنند، اما راه ديگري هم وجود دارد و آن انتشار ٥٠٠ كلمه از مقاله به صورت رايگان است.در ادامه گردهمايي دكتر غريبي در نقد عملكرد ISC، پايگاه نمايه سازي مقاله هاي جهان اسلام گفت:« من با ISC مخالفم، جهان اسلام زبان هاي متفاوتي دارد، مالايي، عربي، فارسي، روسي و انگليسي، چرا مقاله بايد به زبان انگليسي نمايه شود، در حالي كه حتي در خود ISI هم زبان فارسي قابليت ايندكس شدن دارد.»در همين رابطه دكتر حري، استاد رشته كتابداري و علوم اطلاع رساني، اظهار داشت:« اگر چكيده مقاله هاي نشريات علمي به انگليسي تبديل نشود و انتشار عمومي نيابد، قابل استناد و رديابي نيست. در اين صورت، مقالات ژورنال هاي علمي به مطالب روزنامه رسمي تبديل مي شود كه فقط براي درج در پرونده پرسنلي استادان در بايگاني دانشگاه ها به درد مي خورد»

اظهارات برخي از شركت كنندگان در همايش
-«وب سايت نشريات علمي ايران داراي آرشيو قوي نيست».
-«اسامي ژورنال هاي فارسي مشكل دارد مثلا در دانشگاه تهران «journal of scienc» داريم كه با مجلات مشابه خارجي همنام است».
- چين، بهترين آثار فيزيك دانان خود را انتخاب و بعد از ترجمه در مجله ديگري به نام «فيزيك در چين» منتشر مي كند، مي توان اين تجربه را در ايران نيز استفاده كرد.
- «مقاله هاي همين «journal of science» دانشگاه تهران در كدام ژورنال يا پايگاه استنادي ايران، مورد استناد قرار گرفته است»
- «مسئله ميلادي كردن تاريخ ما هم يك مشكل است كه بايد در تبديل مقاله هاي علمي به زبان انگليسي به آن توجه شود.»
- «از ١٥٠٠ نشريه منتشر شده در ايران ٣٨٠ نشريه علمي- پژوهشي يا علمي- ترويجي است و از اين ميان ٢٧٠ نشريه تحت نظر وزارت علوم و ١٠٨ نشريه تحت نظر وزارت بهداشت است.»
-«طبق تحقيقي كه در دانشكده فني دانشگاه تهران شده است، تا ٢ سال پيش كمتر از ٢٠ درصد دانشجويان ISI را مي شناختند، هم اكنون اين رقم به ٥٠ درصد رسيده است ولي باز هم فقط ١٠ درصد از آن ها روش استفاده از ابزار ISI را بلدند».
- «ISIابزاري است براي اين كه نسبت به تحقيقات ديگران اطلاع پيدا كنيم و چرخ چاه را دوباره اختراع نكنيم»
-«وزارت علوم هر ساله مبلغ سنگيني بابت عضويت در سيستم استفاده از ابزار ISI پرداخت مي كند، ولي استفاده مناسب از اين ابزار در دانشگاه ها نمي شود.»
-« بايد ديد آيا مقاله هاي علمي ما، در ساختار مشكلات كشور هم حل مشكل مي كند. برخي استادان رشته هاي برق و شيمي مي گويند فقط ٢ درصد اين مقاله ها در ايران قابل استفاده است، يعني ما با توليد مقاله هاي شيمي و انتشار در ISI به رشد علمي غرب كمك مي كنيم».
- «ايجاد يك سيستم نمايه سازي مقاله هاي علمي ايران و انتشار عمومي و رايگان اطلاعات در سطح ملي ضروري است».

 منبع:

http://www.articles.ir/article2295.aspx

آشنايي با ISI

آشنايي با ISI

 

فارس:سازمان ISI سازماني است كه در دنيا برترين مقالات جهان را در سايت خود قرار مي دهد و معيار ارزشي دانشمندان در اكثر نقاط جهان است.

ISI چيست؟

موسسه اطلاعات علمي ( Institute for Scientific Information ) بانك اطلاعاتISI مركزي براي فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترين مجلات علمي منتشره در دنيا به منظور تبادل اطلاعات ميان پژوهشگران مختلف مي باشد. شمار مجلات ISI ثابت نيست. يك مجله ممكن است در يك زمان? از مجلات ISI محسوب شود? اما به دليل كاهش بار علمي? بعدا از ليست مجلات ISI كنار گذاشته شود. در حال حاضر بيش از ????? مجله? در ليست ISI قرار دارند. هر ساله ???? مجله جديد مورد ارزيابي قرار مي گيرد و حدود ده درصد آنها به ليست ISI اضافه مي شوند.

هر مجله علمي قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISIيكسري مراحل ارزيابي را پشت سر مي گذارد. ازجمله عوامل مورد ارزيابي و رعايت استانداردهاي بانك اطلاعاتي ISI ، كميته علمي منتخب مجله، تنوع بين المللي مقالات چاپ شده در آن، نشر به موقع مجله و جايگاه نشرآن مي باشد. لازم به ذكر است كه هيچ يك از اين عوامل به تنهايي مورد بررسي و ارزيابي قرار نمي گيرد بلكه با بررسي مجموع عوامل يك امتياز كلي داده خواهد شد. از جمله مواردي كه در ارزيابي مجله مورد توجه قرار دارد اين است كه عنوان مقالات، چكيده و كلمات كليدي بايد به زبان انگليسي باشد همچنين توصيه مي شود كه منابع نيز به زبان انگليسي نوشته شوند. اگر چه اطلاعات علمي مهم به تمامي زبانها به چاپ مي رسد اما موارد ذكر شده بايد به زبان انگليسي باشد تا تحت داوري و ارزيابي ISI قرار گيرد زيرا ارزيابي كنندگان مجلات علمي در ISIنمي توانند عناوين و منابع بكاررفته در مقالات را به زبان انگليسي ترجمه كنند. داوري علمي و تخصصي مقالات چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشناي علمي از جمله عمده ترين موارد مورد توجه ارزيابي كنندگان مي باشد كه گوياي اعتبار و غناي علمي مجله است.

ارجاع به خود يا self citation چيست؟

اگر منابع ذكر شده در مقاله? پژوهش نويسندگان خود مقاله باشد? اين كار از ارزش مقاله مي كاهد زيرا جنبه بين المللي بودن آن را ضعيف مي كند. درجه ارجاع به خود مجلات ISI معمولا كمتر از ??? است.

ضريب تاثير يا درجه تاثير يا Impact factor چيست؟

اين عامل همه ساله توسط ISI برمبناي ارجاعات به هر يك از مجلات علمي آن محاسبه مي شود و نتيجه در گزارشات ارجاع مجله يا Journal Citation Reports يا به اختصار JCR ? منتشر مي شود. اين ضريب? نه براي مقاله يا نويسنده? بلكه براي مجله محاسبه مي شود. محاسبه برمبناي يك دوره سه ساله صورت مي گيرد. فرضا اگر در سال ?? جمعا ?? ارجاع به يك مجله صورت گرفته باشد و در آن مجله در سال ?? تعداد ?? مقاله و در سال ?? تعداد ?? مقاله چاپ شده باشد? ضريب ارجاع آن مجله? از تقسيم ?? بر ?? به دست مي آيد كه ?/? است. يعني به طور متوسط? هر مقاله آن نشريه ?/? مرتبه مورد استناد مقالات ديگر قرار گرفته است.

ISI بودن يك مجله را چگونه تعيين كنيم؟

بهترين راه? مراجعه به سايت هايي نظير تامسون است. زيرا همچنان كه گفته شد? هم تعداد مجلات زياد است و هم ISI محسوب شدن يك مجله ممكن است هميشگي نباشد.هر نشريه با هر امتياز علمي در كشور چاپ شود اگر ضريب تأثيرش صفر باشد، در اين پايگاه قرار نمي گيرد. متأسفانه، در حال حاضر تمامي نشريات ايراني داراي ضريب تأثير صفر بوده و جايي در اين پايگاه ندارند.

ISC چيست؟

ISC يا همان پايگاه استنادي علوم جديد و تكنولوژي كه همانند ISI داراي مقالات دانشمندان است كه خوشبختانه در ايران نيز چنين پايگاهي تاسيس شده است وهم اكنون به فعاليت مي پردازد.

معيار اصلي ورود مجلات به نمايه هاي سه گانه ISI چيست؟

بر اساس قانون تجمع گارفيلد متون هسته براي تمامي رشته هاي علمي بيش از 1000 مجله نيست. همچنين مطالعه اي از سوي گارفيلد بر روي پايگاه اطلاعاتي اِس.سي.آي (Science Citation Index) نشان داده است كه 75% ارجاعات در كمتر از 1000 عنوان مجله شناسايي شدند.

حال اگر لازم نباشد كه يك نمايه استنادي چند رشته اي جامع بيشتر از چندهزار مجله را پوشش دهد، اين مجلات را چگونه بايد برگزيد؟

هر چند برخي شائبه تاثير پذيري اين امر از سياست و ... را مطرح مي كنند ولي نظر ISI Thomson چيز ديگري است. يعني هزينه- كارآيي. گارفيلد خود مي گويد: چون مساله پوشش، وجهي عملا اقتصادي دارد، معيار براي آنچه انتخاب مي شود، هزينه-كارايي است. هدف هزينه – كارآمدي يك نمايه به حداقل رسانيدن هزينه در ازاي شناسايي يك مدرك مفيد و به حداكثر رسانيدن احتمال دستيابي به يك مدرك مفيد منتشره است. يك نمايه هزينه- كارآمد بايد پوشش دهي خود را تا حد امكان محدود به آن مداركي نمايد كه ممكن است افراد مفيدشان بدانند. به زبان ساده ISI Thomson مجلاتي را نمايه مي كند كه احتمال استناد به آنها بيشتر باشد.ولي چه شاخصي مي تواند صلاحيت ورود ديگر مجلات به جمع مجلات منبع ISI Thomson را تاييد كند. جواب بسيار ساده است: فراواني استناد به مجلات در منابعي كه پيشتر در اين نمايه وارد شده اند.اگر دانشگاهها مي خواهند مجلات خود را در نمايه هاي سه گانه ISI Thomson وارد كنند، علاوه بر رعايت ضوابط عمومي مانند وضعيت نشر، كيفيت مقالات، تركيب سردبيري و تحريريه و ... بايد در جستجوي راهكارهايي باشند كه به مجلات آنها از سوي مجلات منبع ISI Thomson، استناد شود. شايد يكي از راهها تشويق محققان دانشگاه در استناد به مدارك مجلات داخلي، در مقالات ارسالي به مجلات تحت پوشش نمايه هاي سه گانه ISI Thomson باشد.

پيوستن پايگاه استنادي علوم ايران به ISI :

رئيس كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي گفت: پيوستن ISC به ISI با هدف افزايش سهم توليدات علمي ايران در جهان در نشستي با حضور مسئولين ISI در كتابخانه منطقه اي بررسي شد.با توجه به اينكه تمامي خصيصه هاي ISI در ISC نيز وجود دارد، كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي شيراز كه متولي ايجاد ISC ( پايگاه استنادي علوم و تكنولوژي ) در كشور است، براي درج شدن مجلات بيشتري به زبان فارسي در ISI و ايجاد ارتباط بيشترISC با ISI تلاش مي كند .

با برقراري پيوند علمي ميان ISI و ISC شناسايي علم به زبان فارسي در سطح بين المللي بيشترمي شود و سهم ايران از توليدات علمي دنيا بيشتر خواهد شد . هم اكنون بيش از 6 هزار مقاله توسط مجلات معتبر در ISC توليد مي شود اما انعكاس اين توليدات علمي در سطح بين المللي كم است كه با درج تعدادي از مجلات در ISI بازتاب علمي ايران در جهان بيشتر مي شود .

وي با بيان اينكه هم اكنون 25 مجله ايراني توسط ISI شناسايي شده و نمايه مي شود، افزود: در حال حاضر تلاش مي شود اين تعداد به 500 مجله افزايش يابد . مسئول راه اندازي ISC در ايران با بيان اينكه ايران چهارمين كشور داراي مطالعات استنادي علوم بر پايه ISI است، گفت: كشورهاي ژاپن و چين نيز توانسته اند مجلات خود را به همين روش در ISI درج كنند .

گفتني است كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي شيراز چندي پيش مأمور راه اندازي پايگاه استنادي علوم ايران و جهان اسلام شد و اين مركز هم كانون در تلاش براي سنجش توليدات علمي در كشورهاي اسلامي، رتبه بندي نشريات كشورهاي اسلامي، توليد نمايه استنادي علوم كشورهاي اسلامي به منظور توسعه ISC در ميان تمامي كشورهاي اسلامي و پيوند دادن ISC به IS I است .

دردسرهاي علم وارداتي

دكتر محمد قدسي استاد دانشكده مهندسي كامپيوتر دانشگاه صنعتي شريف است. وي كه در سال ???? از دانشياري به مرتبه استادي ارتقا يافت هم اكنون رئيس گروه نرم افزار اين دانشكده است. در ميان مباحثاتي كه اين روز ها درباره خوب و بد قوانين ارتقاي استادان درگرفته است به سراغ ايشان رفتيم. دكتر قدسي نظرات قابل توجهي در اين باره دارند كه در ادامه تقديم مي كنيم.

جناب آقاي دكتر قدسي، با تشكر از اين كه وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد. در نخستين پرسش خود مي خواهيم اصل مطلب را از شما جويا شويم.ISI چيست؟ خوب است يا خوب نيست؟

ISI مؤسسه اي خصوصي است كه نشريات و مقالات را فهرست مي كند. اين تنها مؤسسه در جهان نيست كه به فهرست كردن مقالات مشغول است. گروه هاي ديگري هم هستند اما ISI معتبرتر از بقيه است. اين گروه ها مقالات را فهرست كرده و آمارهايي مانند تعداد ارجاعات، ضريب تأثير مقالات و ديگر آمارهاي مربوط به آن را در اختيار اعضا و مشتركان مركز خود گذاشته و درآمد كسب مي كنند.

در مراكز علمي ايرانISI خيلي مشهور است اما در ديگر دانشگاه هاي معتبر دنياISI چندان معروف نيست. زيرا ارتقاي علمي در آن دانشگاه ها اساساً ربطي بهISI ندارد. در دانشگاه هاي خوب دنيا روش ارتقاي استادان تقريباً مشابه حوزه هاي علميه است. در اين دانشگاه ها، مقالات، نوشته ها، تحقيقات و كارهاي علمي فرد را براي چند استاد درجه يك در آن رشته بخصوص مي فرستند و در صورت تأييد آنها فرد ارتقاي علمي پيدا مي كند. ما متأسفانه اعتماد به نفس كافي نداريم و داوري درباره خود را به مدد معيار ها و ارزيابي هاي خارجي انجام مي دهيم.

اما مجلات ISI، مجلات خوبي هستند. چرا نبايد به ارزيابي آنها اتكا كنيم؟

ISI مجلات بسيار خوبي را فهرست كرده اما مجلات ضعيف زيادي هم در آن وجود دارد. مقررات فعلي، دانشجوي دكترا را مجبور مي كند تا در يك مجله فهرست شده درISI مقاله داشته باشد و به ضعف و قوت مجله چندان كاري ندارد.

 

داستان چاپ شدن مقاله اي بي محتوا كه به وسيله يك نرم افزار توليد شده بود و دانشجويان دانشكده كامپيوتر دانشگاه شريف آن را در يك نشريه ISI به چاپ رسانده بودند چه بود؟

مقاله اي با يك نرم افزار معروف به صورت خودكار تهيه و توسط چند دانشجوي دكتراي رياضي شريف براي يك مجله ISI كه به وسيله ناشر معتبر Elsevierمنتشر مي شود، فرستاده شد. با خواندن حتي خلاصه اين مقاله به راحتي به هجو بودن آن مي شد پي برد. اين كار را به اين دليل انجام دادند تا نشان دهند برخي از اين نشريات خيلي ضعيف هستند. مسئولان مجله مقاله را پس از دو هفته بدون ايرادي پذيرفتند و در نوبت چاپ قرار دادند. چند ماه در نوبت چاپ بود تا اخيراً پس از افشاي اين مطلب آن را برداشتند. افرادي هستند كه در مدت ? سال بيش از ?? مقاله فقط در اين نشريه چاپ كرده اند. هجوم زيادي از سوي برخي در ايران براي چاپ در آن ديده مي شد. ناشر اين نشريه معروف است ولي اعتبار يك نشريه را سردبير و كميته علمي آن تعيين مي كند. خوشبختانه كار اين دانشجويان خيلي تأثير گذار بود.

ولي در هر حال چاپ مقاله در نشريات ISI تا حدي كيفيت علمي مقالات را كنترل مي كند؟!

هر چند كه ISI موجب نوعي نظارت حداقلي بر كيفيت علمي مقالات شده است، اما اين به هيچ وجه كافي نيست. شناسايي مجلات نامعتبر در ميان نشريات ISI بسيار ضروري است. اما در حال حاضر اين كار انجام نمي شود. آئين نامه ها و مقررات فعلي توليد انبوه و افزايش كمي مقالات را تشويق مي كند وبه كيفيت كاري ندارد.

گاهي اوقات چيزهايي در باره جايگزيني معيارهاي داخلي به جاي ISI مي شنويم. آيا با اين جايگزيني نمي شود اين گونه مشكلات ISI را برطرف كرد؟

آنچه درباره معيار داخلي مي گويند به گمان من نقاط ضعف به مراتب بيشتري از ISI دارد و برداشت خيلي ها اين است برخي كه نمي توانند در مقالات معتبر خارجي مقاله هاي خود را به چاپ برسانند به دنبال يك راه فرار هستند و آن هم معيار داخلي جايگزين ISI است. البته قبول دارم كه در برخي زمينه هاي علوم انساني مجلات معتبر خارجي وجود ندارد. اما ما مي توانيم اين مجلات را ايجاد و آنها را پس از مدتي در ISI به ثبت برسانيم. به نظر من اين جايگزيني آشفتگي ارتقاي استادان را شديدتر مي كند.

آيا در ايران مجله اي كه در ISIفهرست شود وجود دارد؟

قبلاً تعداد كمي بود كه يكي از آنها مجله «علوم و فناوري» دانشگاه شيراز است كه از سال هاي پيش در اين فهرست قرار گرفته است.

ولي ظاهراً در حال حاضر بيش از ?? مجله از ايران به صورت ISI ثبت شده است و اين جاي خوشحالي دارد. البته مجلات داخلي معتبر ديگري هم در ايران چاپ مي شود كه به دلايلي هنور نتوانسته اند در اين فهرست قرار بگيرند. قاعدتاً اگر يك مجله شرايط اين مؤسسه را داشته باشد، پس از مدتي توسط آن فهرست مي شود. بنابراين به جاي ايجاد يك ISI ديگر بهتر است سعي كنيم مجلات خود را با كيفيت تر كنيم تا بتوانيم آنها را در اين جا ثبت كنيم .

آيا خود ISI هيچ برآورد كيفيتي از مقالات فهرست شده اش انجام نمي دهد؟

البته. در سايت Web of Knowledge اين مؤسسه اطلاعات خيلي خوبي از مجلات و مقالات و حتي مؤلفان تهيه مي شود (مانند ضريب تأثير، درصد ارجاعات و . . .) كه از آنها مي توان به كيفيت يك مجله يا مقاله پي برد. اخيراً هم ضريبي به نام hindex به عنوان شاخصي براي توان علمي مؤلفان محاسبه مي شود. البته اين شاخص هنوز عمومي نشده و بحث هاي زيادي در مورد آن در جريان است. اين شاخص براي بيشتر محققان ايراني خيلي پائين است و اين يعني اين كه ما در مواجهه با مقاله نويسي علمي، كيفيت را فداي كميت كرده ايم.

چگونه كميت به كيفيت ترجيح داده ميشود؟

دانشجوي دكترا مجبور است در زمان كمي كه در اختيار دارد، مقاله ISI چاپ كند و اين شرط فارغ التحصيلي او در مقطع دكترا است. نتيجه طبيعي اين است كه در ميان نشريات ISI، نشريات ضعيف و سهل گير مورد توجه بيشتري واقع شود تا بتوان مقاله نه چندان قوي را در آن منتشر ساخت. اين نكته قابل توجه است كه در برخي رشته ها مانند رشته كامپيوتر اصولاً كنفرانس هاي معتبر جايگاه مهم تري از مجلات دارند. و البته مقالا تي كه در اين كنفرانس ها چاپ مي شوند قطعاً پس از مدتي در يك مجله خوب هم قابل چاپ است. بسياري از استادان خوب دانشگاه هاي خارج از كشور درچنين رشته هايي اصلاً تأكيد چنداني بر مقاله نويسي دانشجويان در مجلات ندارند، بلكه به جاي مجلات به كنفرانس هاي معتبر اهميت مي دهند كه هم سريعتر مي توان در آن چاپ كرد و هم به عنوان مرز دانش توسط محققان ديگر در آن زمينه خوانده مي شود.

در خلال مباحثاتي كه درباره ISI درگرفته است، يكي از استادان گفته بود برخي با دادن پول مقاله هاي خود را در مجلات چاپ مي كنند. آيا اين موضوع صحت دارد؟

بله. مثلاً WSEAS ارگاني است كه ظاهراً در قبرس قرار دارد و سالانه تعداد زيادي كنفرانس برگزار مي كند و تقريباً به طور خودكار مقالات ارائه شده در كنفرانس ها را درچيزي به نام ژورنال هم چاپ مي كند. البته براي هر مقاله حدود ??? دلار هم مي گيرد! من خودم مقاله غلطي براي اين ارگان عمداً فرستادم كه پذيرفته شد ولي چون پول نداديم چاپ نشد! اين يك مجله پولي است و البته الان ديگر در دانشگاه هاي داخل هم اعتباري ندارد. ولي قبل ازمعلوم شدن وضع آن در داخل بسياري در آن مقاله نوشتند و شايد ارتقا هم پيدا كرده باشند. از اين گونه مجلات كم نيستند. تشخيص آنها نياز به دقت نظر دارد. توجه نكردن به اين امر اثرات منفي زيادي روي استادان و دانشجويان دكترا گذاشته است.

وجه ديگر انتقادي كه به معيار قرارگرفتن ISI براي ارتقاي استادان مي شود اين است كه اين رويكرد فاصله دانشگاه و مسائل جامعه را زياد مي كند، يعني با اين رويكرد دانشگاه مسائلي را براي پژوهش بر مي گزيند كه مورد توجه مجلات ISI است و نه مسائل واقعي جامعه خود را. مثلاً در رشته هاي فني چنين رويكردي موجب افزايش شكاف دانشگاه و صنعت مي شود. نظر شما دراين باره چيست؟

پژوهش طيفي وسيع و امري جهاني است. ما بايد مقالاتي در سطح جهان داشته باشيم و آن مقالات يقيناً به كار داخل نمي آيد. ولي بايد پژوهش هايي هم باشد كه به مشكلات داخل بپردازد. بزرگ ترين شركت هاي صنعتي در ايران D & R بسيار ضعيفي دارند و اين موجب مي شود كه نتوان براي آنها كار دانشگاهي كرد. پژوهشگراني كه مقالات جهاني مي نويسند به احتمال زياد مي توانند براي مشكلات داخلي هم چاره انديشي كنند. گرفتاري عمده ما اين است كه سطح پژوهشي موردنياز داخل بسيار ضعيف است و حمايت مالي كافي هم نمي شود، در نتيجه دانشمند ما خود را وقف آن نمي كند، بلكه ترجيح مي دهد به سمت كارهاي جهاني برود.

سياستگذاري در پژوهش هم اشكال جدي دارد و انتظارات كوتاه مدت است. مثلاً مراكز اقتصادي مي خواهند اگر هزار تومان براي پژوهش سرمايه مي گذارند، همان را هم برداشت كنند. در صورتي كه پژوهش آثار بلندمدت دارد و ممكن است در كوتاه مدت با سرمايه گذاري هزار تومان، فقط ?? تومان بازده داشته باشد. اما اگر در اين كار ممارست داشته باشيم به نتيجه مي رسيم. ما نبايد جلوي پژوهش هاي بين المللي را بگيريم زيرا رجوع دانشمند به سپهر جهاني علم امري طبيعي است، بلكه بايد ساز و كار ها را به نحوي تغيير داد كه پژوهش درمسائل داخلي وسعت پيدا كند. رويكرد مثبتي براي سرمايه گذاري در بخش پژوهش به چشم نمي خورد و بودجه پژوهشي فعلي از آنچه در برنامه ? ساله هم آمده كمتر است.

در شوروي سابق ارتش سفارش دهنده اصلي پژوهش بود و در آمريكا هم ارتش و بازار سفارش دهندگان اصلي پژوهش هستند و آنها را در راستاي مسائلشان جهت مي دهند. اما پژوهش هاي ما در ايران عمدتاً معطوف به مسائلي است كه از بيرون مي آيد.

به طور قطع. بخش زيادي از علومي كه ما در دانشگاه ها تدريس مي كنيم وارداتي است و فاصله علمي باموطن آنها خيلي زياد است و طبيعتاً مسائل آن هم از آنجا مي آيد و نه از داخل. ساز و كار ارتباط پژوهش با صنعت در چنان كشورهايي به كلي متفاوت است. دانشكده ها در آن كشور ها با حمايت صنعت به وجود مي آيند و يا از بين مي روند.

اينجا فاصله نهاد علم و نهادهاي صنعتي خيلي زياد است. اما اين نبايد منجر به جلوگيري از پژوهش هاي مراكز پژوهشي بشودكه مسائلشان عمدتاً داخلي نيست. ما توان تحقيق روي مسائل داخلي را قطعاً داريم اما سياست هاي پژوهشي بايد به تدريج اين توان را هدايت كند. بايد فرد بتواند هم روي مسائل داخلي و هم بين المللي كار كند. افرادي در همين دانشگاه ما هستندكه به خوبي از پس هر دو برآمده اند و در هر دو مورد كاملاً موفق اند.

استانداردهاي لازم براي مقاله نويسي در ISI:

گارگاه مقاله‌نويسي مركز تحقيق و توسعه علوم انساني (سمت) كارگاه مقاله‌نويسي با هدف عرضه معيارهاي آكادميك نگارش مقاله پژوهشي بر اساس استانداردهاي مؤسسه ISI برگزار شد.


مهم‌ترين بخشهاي كارگاه عبارت بودند از:

چرا يك مقاله پژوهشي مي‌نويسم؛ يك مقاله پژوهشي چيست؟ انتخاب موضوع جستجوي منابع يادداشت برداري
روند نگارش طرح و پيش‌نويس ساختار مقاله الگوي بخشهاي مختلف مقاله ويژگيهاي بخشهاي مختلف مقاله شيوه‌هاي ارجاع دهنده ذكرمنابع

ميزگرد نقش ISI در رشد علمي ايران:

عصر روز جمعه 16 آذر ماه 1386ميزگردي در كتابخانه ملي ايران برگزار شد تحت عنوان «ارتباط پيشرفت علمي جامعه و نمايه سازي بين المللي مقالات» . مباحث عمدتا حول و حوش ISI و ISC دور مي زد .

گزارشي از اين ميزگرد:

فقط 2 درصد مقالات علمي چاپ شده توسط محققان ايراني در ISI (مكانيسم نمايه سازي مقالات علمي در سطح بين المللي)، در داخل كشور قابل استفاده است.

 

دكتر محمد يلپاني، استاد رشته شيمي، در همايش و ميزگرد «ارتباط پيشرفت علمي جامعه و نمايه سازي بين المللي مقالات» كه با حضور معاون پژوهشي وزير علوم و جمعي از متخصصان رشته هاي مختلف شيمي، مهندسي، كتابداري، علوم اجتماعي و فني از دانشگاه هاي مختلف ايران و مسئولان پژوهشگاه اسناد و اطلاعات علمي ايران در محل كتابخانه ملي ايران برگزار شد، ضمن اعلام اين مطلب كه مورد تاييد حاضران نيز قرار گرفت، خاطرنشان كرد: بايد ديد كه آيا مقالات علمي ما در داخل كشور نيز قادر به حل مشكلات مي باشد يا خير. اين در حالي است كه طبق آمارهاي موجود تنها 2 درصد مقالات ISI ايران در داخل كشور قابل استفاده است.

 

دكتر منصور كبكانيان، معاون پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در اين گردهمايي 6 ساعته اظهار داشت: با موضوع سيستم هاي نمايه سازي بين المللي و از جمله ISI، برخوردهاي رسانه اي صورت گرفته، در حالي كه موضوع مذكور بسيار حساس و مهم است و نمي توان به سادگي از آن گذر كرد. 2 سال پيش هم گردهمايي در اين زمينه در دانشگاه تهران برگزار كرديم.

همچنين در جلسات شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم بحث تندي در اين باره مطرح شد.شورا حتي درباره رتبه بندي دانشگاه هاي جهان و دلايل قرار نگرفتن دانشگاه هاي ايران در فهرست 500 دانشگاه برتر جهان انتقادهايي به ما وارد كرد، حتي رهبر معظم انقلاب طي مكتوبي در قالب 13 تا 14 سوال دقيق از ما پرسيده اند كه چرا چنين شده است، حتي شاخص ها را پرسيده اند و اين سوال كه آيا برخورد سياسي شده است يا نه لذا مي بينيد موضوع از حساسيت بالايي برخوردار است.در همين راستا نتايج رتبه بندي دانشگاه هاي جهان اسلام تا پايان بهمن ماه سال جاري منتشر مي شود.

دكتر كبكانيان گفت: من علاقه اي به رتبه بندي دانشگاه ها در داخل كشور ندارم، چون ابزارش را نداريم و نظر غير كارشناسانه دردي را دوا نمي كند. اما وقتي قضيه در سطح جهاني مطرح مي شود فرق مي كند براين اساس كشورهاي اسلامي نيز نسبت به قرار نداشتن نام دانشگاه هاي جهان اسلام در فهرست جهاني گله مند هستند، بانك اسلامي در جده قول داده است به 20 دانشگاه برتر جهان اسلام بودجه خوبي براي رقابت بين المللي اختصاص دهد.

معاون پژوهشي وزارت علوم اضافه كرد: وقتي به مسئله ورود پيدا كرديم، دريافتيم كه در خيلي از شاخص ها عقب هستيم. به عنوان مثال در رتبه بندي شانگهاي، 90 درصد شاخص ها همان شاخص هاي ISI است، به همين دليل در 2 همايش كه با شركت نمايندگان 57 كشور اسلامي برگزار شد، درصدد برآمديم تا شاخص هاي جديدي مانند «معيارهاي آموزشي و تاثير دانشگاه ها بر صنعت» را در رتبه بندي ها وارد كنيم، ولي 75 درصد ملاك هاي ارزيابي دانشگاه هاي جهان اسلام همان ملاك هاي بين المللي است.

وي از مسئولان ميزگرد به طور اكيد خواست تا به صورت شفاف به موضوع ISI و مسائل مرتبط با آن بپردازند و راهكار عملي ارائه دهند، چرا كه روساي قواي سه گانه نيز در جلسات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين مورد از وي سوال مي كنند و او نمي خواهد نظر فردي خود را اعلام كند.دكتر كبكانيان اضافه كرد: مجله ها و نشريات علمي- پژوهشي در ايران طي سال هاي اخير از رشد كمي و كيفي خوبي برخوردار بوده است، حتي در حوزه علميه قم نيز تحرك مثبتي در اين زمينه صورت گرفته است كه بايد از اين فرصت ها براي توليد دانش استفاده شود.

در ادامه، اعضاي ميزگرد كه شامل متخصصان مختلف بودند، به اظهارنظر و تبادل نظر پرداختند.از جمله اعضاي ميزگرد مي توان به دكتر فاطمي، مدير كل پشتيباني و خدمات پژوهشي وزارت علوم، دكتر محمد علي زلفي گل عضو هيئت علمي دانشگاه بوعلي سينا، دكتر حسين غريبي از پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران و دكتر عبدالرضا نوروزي چاكلي مدير گروه علم سنجي مركز تحقيقات سياست علمي كشور اشاره كرد.

محتواي مقاله هاي ارائه شده در ارتباط با نيازهاي جامعه نيست

دكتر يلپاني، استاد رشته شيمي، با اشاره به اين كه متاسفانه محتواي مقاله هاي ارائه شده ايرانيان و انديكس شده در ISI، در ارتباط با نيازهاي جامعه نيست، گفت: «اخلاق علمي در چاپ مقاله ها رعايت نمي شود. گاهي اسم مقاله عوض و دوباره در جاي ديگري چاپ مي شود. هيچ يك از مقاله هاي توليد شده قابليت تبديل به صنعت را ندارد، مثلا بيشتر مقاله هاي شيمي ايران، نه در ايران و نه در خارج، استفاده صنعتي ندارد. ما در واقع فقط در آمار و عدد و رقم رشد كرده ايم.»

براي توليد ثروت از دانش راهكاري نداريم

دكتر زلفي گل، عضو هيئت علمي دانشگاه بوعلي سينا در ادامه اين گردهمايي تاكيد كرد: «براي توليد ثروت از دانش هيچ راهكاري نداريم، توليد مقاله فقط يكي از شاخص هاي توسعه است، دانشگاه ها علاوه بر آموزش و پژوهش، بايد مشكل گشاي جامعه هم باشند بدون بودجه پژوهشي مناسب، مقاله توليد نمي شود. چرا اكثر پايان نامه هاي ما به چاپ مقاله يا كتاب منجر نمي شود در زمينه آموزش استاندارد داريم، اما در زمينه پژوهش خير. ايجاد پايگاه هاي اطلاعات علمي ضرورتي انكارناپذير است، هزار ميليارد تومان صرف بودجه پژوهش در يك سال مي شود، اما مقاله هاي توليدي به نحو صحيح نمايه سازي نمي شود، ISI يك شاخص است نبايد آن را انكار كنيم. بايد به فكر حل مشكلاتمان باشيم تا كار تكراري انجام ندهيم. توليد علم وابسته به تحصيلات تكميلي است 18 سال تا تحقق سند چشم انداز وقت داريم، ما مي توانيم در منطقه اول شويم.»

براي توليد علم بايد پايه زبان انگليسي تقويت شود

دكتر غريبي، از پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران با اشاره به اين نكته مهم كه 90 درصد مقاله هاي علمي ISI به زبان انگليسي است، تاكيد كرد: «پس بايد براي توليد علم، به تقويت پايه زبان انگليسي در دانشگاه ها و نظام آموزشي بپردازيم. براي ارتقاي ارتباطات علمي، بايد سيستم «به اشتراك گذاري منابع» را راه اندازي كنيم. در واقع دانش و مهارت انساني، سياست هاي پژوهش و پشتيباني از پژوهش 3 ركن اصلي پيشرفت علمي است».

براي رشد علمي بايد زمينه همكاري بين المللي را فراهم كرد

دكتر عصاره، از دانشگاه شهيد چمران اهواز معتقد است:«براي رشد علمي، بايد زمينه همكاري انديشمندان ايراني را با ديگر متفكران رشته هاي مرتبط در خارج از كشور فراهم كرد چرا كه يكي از ملاك هاي ISI، همكاري بين المللي در تاليف و تدوين مقاله هاي علمي است. همچنين آثار نويسندگان مختلفي كه در مقالات علمي مورد استناد قرار گرفته است شاخص مهمي در ISI محسوب مي شود، هر قدر استناد مقاله هاي علمي به مجله هاي علمي بيشتر باشد، اعتبار يا ضريب تاثير آن مجله ها بيشتر خواهد بود در حالي كه بررسي نشان مي دهد، بيشتر منابع و مآخذ مقاله هاي علمي توليد شده در ايران، كتاب ها و مقاله هاي داخلي است».

ملاك هاي علم سنجي

به گفته دكتر نوروزي، مدير گروه علم سنجي مركز تحقيقات سياست هاي علمي كشور، به مولفه هاي اطلاعاتي رشد و توسعه علم، علم سنجي گفته مي شود كه شامل اين موارد است: تعداد مقاله ها، پروانه هاي ثبت اختراع، نشريات علمي، قوانين مربوط به مرور زمان، انتشارات علمي، ساختار جريان گردش مدارك علمي و فرآيندهاي استنادي.به تازگي فاكتور جديدي به نام «پرستيژ فاكتور» جايگزين «فاكتور تاثير» شده است.

 

درباره مجله هاي «دسترسي آزاد» بايد گفت هر مقاله بين 500 تا 1000 يورو براي ناشر هزينه دارد و بين 3 تا 5 هزار دلار از آن سود مي برد بنابراين اگر قرار باشد «دسترسي آزاد و رايگان» به آن مقاله ها ايجاد شود، اين پرسش ايجاد مي شود كه هزينه ناشر از كجا بايد تامين شود. يكي از راهكارها، اخذ هزينه از خود نويسنده است كه از او مطالبه 15 هزار يورو براي هر مقاله مي كنند، اما راه ديگري هم وجود دارد و آن انتشار 500 كلمه از مقاله به صورت رايگان است.

 

در ادامه گردهمايي دكتر غريبي در نقد عملكرد ISC، پايگاه نمايه سازي مقاله هاي جهان اسلام گفت:« من با ISC مخالفم، جهان اسلام زبان هاي متفاوتي دارد، مالايي، عربي، فارسي، روسي و انگليسي، چرا مقاله بايد به زبان انگليسي نمايه شود، در حالي كه حتي در خود ISI هم زبان فارسي قابليت ايندكس شدن دارد.»

در همين رابطه دكتر حري، استاد رشته كتابداري و علوم اطلاع رساني، اظهار داشت:« اگر چكيده مقاله هاي نشريات علمي به انگليسي تبديل نشود و انتشار عمومي نيابد، قابل استناد و رديابي نيست. در اين صورت، مقالات ژورنال هاي علمي به مطالب روزنامه رسمي تبديل مي شود كه فقط براي درج در پرونده پرسنلي استادان در بايگاني دانشگاه ها به درد مي خورد»

اظهارات برخي از شركت كنندگان در همايش

-«وب سايت نشريات علمي ايران داراي آرشيو قوي نيست».

-«اسامي ژورنال هاي فارسي مشكل دارد مثلا در دانشگاه تهران «journal of scienc» داريم كه با مجلات مشابه خارجي همنام است».

- چين، بهترين آثار فيزيك دانان خود را انتخاب و بعد از ترجمه در مجله ديگري به نام «فيزيك در چين» منتشر مي كند، مي توان اين تجربه را در ايران نيز استفاده كرد.

- «مقاله هاي همين «journal of science» دانشگاه تهران در كدام ژورنال يا پايگاه استنادي ايران، مورد استناد قرار گرفته است»

- «مسئله ميلادي كردن تاريخ ما هم يك مشكل است كه بايد در تبديل مقاله هاي علمي به زبان انگليسي به آن توجه شود.»

- «از 1500 نشريه منتشر شده در ايران 380 نشريه علمي- پژوهشي يا علمي- ترويجي است و از اين ميان 270 نشريه تحت نظر وزارت علوم و 108 نشريه تحت نظر وزارت بهداشت است.»

-«طبق تحقيقي كه در دانشكده فني دانشگاه تهران شده است، تا 2 سال پيش كمتر از 20 درصد دانشجويان ISI را مي شناختند، هم اكنون اين رقم به 50 درصد رسيده است ولي باز هم فقط 10 درصد از آن ها روش استفاده از ابزار ISI را بلدند».

- «ISIابزاري است براي اين كه نسبت به تحقيقات ديگران اطلاع پيدا كنيم و چرخ چاه را دوباره اختراع نكنيم»

-«وزارت علوم هر ساله مبلغ سنگيني بابت عضويت در سيستم استفاده از ابزار ISI پرداخت مي كند، ولي استفاده مناسب از اين ابزار در دانشگاه ها نمي شود.»

-« بايد ديد آيا مقاله هاي علمي ما، در ساختار مشكلات كشور هم حل مشكل مي كند. برخي استادان رشته هاي برق و شيمي مي گويند فقط 2 درصد اين مقاله ها در ايران قابل استفاده است، يعني ما با توليد مقاله هاي شيمي و انتشار در ISI به رشد علمي غرب كمك مي كنيم».

- «ايجاد يك سيستم نمايه سازي مقاله هاي علمي ايران و انتشار عمومي و رايگان اطلاعات در سطح ملي ضروري است».

 

کشف علت سفید شدن موها

کشف علت سفید شدن موها

پراکسید هیدروژن در مو تجمع یافته و از آن‌جا که دیگر آنزیم‌هایی که اثرهای سوء «پراکسید هیدروژن» را ترمیم می‌کنند نیز دچار کاهش شده‌اند رنگ مو به سفید تغییر می‌کند.

مطالعه‌های جدید نشان می دهد زنجیره‌ای از واکنش‌ها موجب از بین رفتن رنگ موها از داخل به بیرون می‌شود.

به‌گزارش سایت خبری، پزشکی «وب ام. دی.» (WebMD)، دانشمندان ممکن است به‌زودی علت سفید شدن مو را مشخص کرده و درهای جدیدی به‌روی استراتژی‌های مقابله با این پدیده را ارائه دهند.

این گزارش می‌افزاید: فرایند سفید شدن موها زمانی شروع می‌شود که در میزان آنزیمی به‌نام «کاتالاز» (Catalase) کاهش رخ دهد.

کاهش «کاتالاز» (Catalase) به‌معنی این است که «پراکسید هیدروژنی» که به‌طور طبیعی در مو وجود دارد دیگر نمی‌تواند تجزیه شود. بنابراین «پراکسید هیدروژن» در مو تجمع یافته و از آن‌جا که دیگر آنزیم‌هایی که اثرهای سوء «پراکسید هیدروژن» را ترمیم می‌کنند نیز دچار کاهش شده‌اند رنگ مو به سفید تغییر می‌کند.

کاهش آنزیم‌های «ب» (B) و «ام. اس. آر. ای»(MSR A) و همراه با افزایش «پراکسید هیدروژن» مانع سنتز آنزیمی به‌نام «تیروزیناز» می‌شود که مسؤول تولید «ملانین» در فولیکول‌های موی سر است.

هر تغییری در میزان «ملانین» مو موجب تغییر رنگ مو می‌شود؛ در نتیجه کاهش «ملانین» موجب روشن‌تر شدن رنگ مو می‌گردد.

به‌گفته‌ی پروفسور «کارین شالروت» (Karin Schallreute) استاد دانشگاه «برادفرد» (University of Bradford) به‌کارگیری روشی برای جلوگیری از این فرایند می‌تواند از روند سفید شدن مو پیشگیری کند

منبع :

سایت دبیرخانه راهبری

 

کشف سلول بنیادین در قلب

 

کشف سلول بنیادین در قلب

خارجی‌ترین لایه‌ی دیواره‌ی قلب، اپیکارد،نقشی فراتر از لایه‌ای حفاظتی دارد. بر اساس دو مطالعه‌ی مستقل، که در مجله‌ی Nature به چاپ رسیده‌اند، به وجود نوعی سلول بنیادی در این لایه‌‌ی حفاظتی پی‌برده‌اند. این کشف امیدهای تازه‌ای را برای بازسازی آسیب‌های قلبی ایجاد کرده است.

میکروگراف الکترنی رنگامیزی شده از سلول بنیادین

پریکارد لایه‌ی محافظتی اطراف قلب است که خود از دو جدار تشکیل شده و بین ای دو جدار را نیز مایعی پر کرده است. جدار داخلی پریکارد که یک لایه بافت همبند احشایی است همان اپیکارد یا لایه‌ی خارجی بافت قلب است. این لایه ضمن حفاظت از لایه‌های زیرین خودش ( میوکارد و اندوکارد) در تولید سلول‌های عضله‌ای صاف ، فیبروبلاست (از سلول‌های بافت همبند) و سلول‌های اندوتلیال که درون عروق خونی کرونری را آستر می‌کند نیز نقش دارد. اما تا کنون هرگز نشان داده نشده بود که در تولید سلول‌های عضله‌ی قلب ( کاردیومیست) نقش دارند. و تا کنون تصور بر این بوده است که سلول‌های لایه‌ی میوکار ( لایه‌ی عضلانی قلب)  بعد از دوران جنینی، تقسیم وافزایش تعداد سلول ندارد و بزرگ شدن آن محدود به رشد سلول‌های اولیه است.

تا پیش از این تصور نمی‌شد که اپی‌کارد می‌تواند کاردیومیست نیز بسازد اما اکنون مشخص شده است که این لایه این قابلیت را نیز دارد؛ که آن را به  تبدیل شدن برخی از سلول‌هایش به سلول‌ها بنیادین نسبت می‌دهند.

 دو تیم تحقیقاتی بر روی این سلول‌ها مطالعه کردند. یکی از آنها به رهبری ویلیام پو((Wiliam Pu از مؤسسه‌ی سلول بنیادین هارواد در کمبریج و دیگری به رهبری سیلویا ایوان (Sylvia Evan) از دانشگاه کالیفرنیا می‌باشد. هر دو گروه در مطالعات خود به ردیابی دودمان‌های حاصل از سلول‌ها نشاندار(مارک) شده‌ی اپی‌کاردی در موش‌ها پرداختند اما مارکر انتخابی ‌آ‌نها متفاوت بود. تیم پو «عامل رونویسی Wt1»  را به عنوان مارکر برگزید. تیم ایوان « عامل رونویسی Tbox » را نشاندار کرد. با این حال هر دو تیم تقریباً نتایج یکسانی گرفتند و در هر دو تجربه، حدود 5٪  از سلول‌های عضله‌ی قلبی در کل چهار حفره‌ی قلب نشاندار شده بودند که حاکی از تولید شدن آنها بعد از به کاربردن مواد نشاندار کننده است.

آنچه که در این مطالعات هنوز مشخص نشده است چگونگی تنظیم و تبدیل سلول‌های اولیه‌ به سلول‌های جدید است و اینکه چه هنگام و در چه صورت سرنوشت سلول‌ها تغییر می‌کند و سلول‌های کاردیومیست می‌سازند.

 

منابع:

 Nature

سایت تبیان

روشهای جدید در رده بندی

 

روشهای جدید در رده بندی

 

هدف رده بندی جدید نه تنها توصیف ، تشخیص و مرتب کردن موجودات در سطوح مناسب است ، بلکه شامل درک تاریخ تکامل و مکانیزهای آنها نیز می شود. روشهای اولیه به طور عمده تنها بر خصوصیات مشاهده شده استوار بودند و به تفاوتهای زیر گونه ای توجه نداشتند. بنابراین بسیاری از گونه ها به وسیله یک یا تعداد محدودی نمونه شناسایی می شوند. در حال حاضر توجه زیادی به تقسیم بندی فرعی گونه ها مانند زیر گونه و جمعیتها مبذول می گردد. گونه مرفولوژیکی سابق اکنون گونه بیولوژیکی نامیده می شود که خصوصیات اکولوژیکی ، ژنتیکی ، بیوشیمیایی و سایر خصوصیات را شامل می شود. همه این روشهای جدید در توضیح ساختار واقعی گونه و موقعیت تکاملی آن سهم بزرگی دارند. ولی از آنجایی که اغلب روشهای جدید به روشهای خاص نیاز دارند این روشها نیز مستلزم پاره ای مسائل می باشند ، شرح مختصری از تمام روشهای رایج در رده بندی ارائه می شود :

 

1- روش مرفولوژیکی

صفات مرفولوژیکی مهم مانند اندامهای تناسلی خارجی ، شاخکها ، بالها ، تعداد و نحوه پراکنش موها و غیره در نمونه های بالغ بیشتر در بین بند پایان ، هنوز در مطالعات رده بندی ما غالب هستند. در عصر رده بندی جدید به منظور درک ساختار ظریف صفات متعدد مورفولوژیکی روشهای جدید کشف شده اند. این روشهای جدید به کشف خصوصیات جدید و قابل اعتمادتر منجر شده اند. استفاده از اسکن میکروسکوپهای الکترونی در مطالعات رده بندی بندپایان و سایر بی مهرگان افزایش یافته است. این میکروسکوپ از طریق تهیه تصاویر تقریبا سه بعدی با بزرگ نمایی مفید پنجاه تا ده هزار برابر اطلاعات عالی درباره سطح نمونه ارائه می دهد. بسیاری از صفات ریز در حشرات و کنه های گیاهی و حیوانی و سایر بندپایان کوچک وجود دارند که با استفاده از استرئومیکروسکوب بخوبی قابل بررسی نیستند و باید تنها در چنین بزرگنمایی زیادی مطالعه شوند. تصاویر سه بعدی خیلی بزرگ در کشف صفات جدید و بعلاوه در آشکار کردن جزئیات نا مشخص صفات شناخته شده متعد کمک زیادی می کنند.

 

2- روش جنین شناسی و مراحل نابالغ

در تمامی افراد ، طی رشد جنینی تغییراتی در الگوهای صفات بروز می کند. چنین تغییراتی در گروهایی که افراد آن مراحل مختلف مرفولوژیکی کاملا متفاوتی را طی می کنند ، کاملا مشهود است. نمونه بسیار خوب به وسیله موجودات دارای مراحل چند شکلی مناسب ارائه می شود که رشد آنها شامل چند مرحله جوان مشخص است که هر یک به وسیله یک پوست اندازی متمایز می شود. توصیف رده بندی نه تنها بر اساس خصوصیات مرفولوژیکی افراد بالغ بلکه بر اساس مجموع خصوصیات همه مراحل است.

 

3- روش اکولوژیکی

شاید قدیمیترین کوشش ثیت شده استفاده از اطلاعات اکولوژیکی در طبقه بندی به وسیله افلاطون باشد که او از زیستگاه آبی ، خاکی یا هوایی به عنوان خصوصیت اصلی استفاده کرد. اما ارسطو اولین فردی بود که به طور جدی به اهمیت چنین خصوصیاتی در طبقه بندی حیوانت فکر نمود. او حتی آزادانه از آنها در طبقه بندی خود استفاده نمود. اکنون این امر محقق است که هر گونه در طبیعت دارای کنج اکولوزیکی ( نیچ) خاص خودش می باشد و از نظر ترجیح غذایی ، فصل تولید مثل ، مقاومت در برابر عوامل فیزیکی مختلف و غیره از نزدیکترین وابستگانش متفاوت است. وقتی که دو گونه نزدیک به هم در یک محیط مشترک همزیستی دارند ، آنها از طریق خصوصیات کنج اکولوژیکی خاص گونه ای از رقابت کشنده اجتناب می کنند. گونه های خیلی وابسته ای هستند. که در مکانها و زیستگاهای طبیعی متفاوت زندگی می کنند که در چنین مواردی ممکن است خصوصیات اکولوژیکی بسیار شبیه هم داشته باشند یا اینکه در یک زیستگاه بطور مشترک زندگی کنند و هر یک دارای غذای متفاوتی باشند یا به بیان دیگر از رقابت بین گونه ای اجتناب ورزند.

 

4- روش رفتاری

استفاده از خصوصیات رفتاری در رده بندی حیوانی یک روش نسبتا جدید است. این روش یکی از مهمترین منابع اطلاعات رده بندی به شمار می رود. این خصوصیات در جدا کردن گونه های نزدیک به هم کمک بزرگی می کنند. رفتار شناسی مقایسه ای در بهبود طبقه بندی پرندگان ، حشرات ( مخصوصا سیرسیرکها ، زنبورها و بعضی سوسکها ) قورباغه ها ، ماهیها و غیره بسیار مفید بوده است. این صفات به طور ژنیتیکی تعیین می شوند و مانند صفات مرفولوژیکی از نسلی به نسل بعد انتقال می یابند ، بنابراین این صفات به عنوان مکانیزمهای جدا کننده و شروع سازگاریهای جدید نقش بزرگی ایفا می کنند.

وسایل ضبط دقیق صدا و سونوگرافی در مجزا نمودن گونه های نزدیک به هم پرندگان و سایر حیوانات کاملا مفید بوده اند.

 

5- روش سلول شناسی

این روش مطالعات زیر را شامل می شود :

 

الف- مکملهای ژنتیکی

شامل ژنوم ( DNA در هسته ) و پلاسمون ( DNA در ارگانلهای سیتوپلاسمی ) می باشد. دزواکسی ریبونوکلئیک اسید ماده اصلی توارث است. اعتقاد بر این است که اگر ترکیب DNA در تمام گونه ها شناخته شود ، سیر تکاملی آنها کاملا روشن خواهد شد. همین طور اعتقاد بر این است که مقدار DNA در هر دسته از کروموزومها برای هر گونه ثابت است. اما هنوز مشخص نشده است که نسبت محتوای DNA کروموزومها به تنوع اندازه بندهای هتروکروماتیک یا ارتباط آنها با تفاوت ضخامت در متافاز نسبت دارد. حتی در حال حاضر مقدار معینی از DNA و پروتئین که در میتوز تحریک می شوند تا در تعداد معینی از کروموزومها انتشار یابند. معلوم نیست.

 

ب- دورگ گیری DNA :

کشف اینکه دو رگ گیری بین اجزاء تک رشته ای DNA از منابع مختلف امکان پذیر است ، یک روش فیزیکوشیمیایی را برای سنجش ارتباطات ژنتیکی بین گونه ها فراهم می کند. در این نوع از مطالعات DNA استخراج شده از یک موجود در لوله آزمایش با لاینهای سلولی از سایر موجودات دو رگ گیری می شود. این روشهای پیوند DNA نوید بخش حل مسائل پیچیده رده بندی می باشند. روابط رده بندی اینها به وسیله Hoyer et al. بخوبی بررسی شده است. گزارشهای فسیلی ناقص در بسیاری از گروهای حیوانی ممکن است در طی مطالعات مربوط به حل مشکلات تکاملی با فیلوژنتیکی ، مسائلی را مطرح نماید.

 

ج- مطالعات کاریوتیپ شناسی

سلول شناسی کروموزومی بیشتر به وسیله متخصصین رده بندی گیاهی تا متخصصین رده بندی حیوانی مطرح شده است. شالوده رده بندی کروموزومی زمانی بنا نهاده شد که مسائل تشخیص کروموزومی پذیرفته شد و نظریه کروموزومی توارث ایجاد شد. کاریوتیپ توسط تعداد ، اندازه و شکل خارجی کروموزومها مشخص می شود و یک خصوصیت ثابت و قطعی هر گونه می باشد. تعداد ، شکل و نحوه جفت شدن کروموزومها ممکن است با استفاده از روشهای مختلف تشریح و رنگ آمیزی تعیین شود. رده بندی کروموزومی می تواند بخوبی در تعیین روابط فیلوژنتیکی گروها و بعلاوه در جدا کردن گونه ها خویشاوند مفید باشد.

تحول روشهای اصلاح شده در خلال سی سال گذشته کار با کروموزومها را بسیار راحت نموده است. امروزه کار کردن با گروههای مشکل مانند پستانداران ، پرندگان و حشراتی از قبیل پروانه ها نیز امکان پذیر شده است. در حال حاضر کاریوتیپ معتبرتری برای در حدود هزار گونه از پستانداران چند صد گونه از ماهیان ، دوزیستان ، خزندگان و پرندگان وجود دارد. تعدادی از مجموعه گونه ها مخصوصا در پستانداران و دوزیستان راسته Urodela تجزیه شده اند.

 


                                                

6- روش بیوشیمیایی

این روش نیز به طور وسیع در گیاهان بیشتر از حیوانات مطالعه شده است. استفاده از این قبیل صفات در رده بندی اولین بار در سال 1813 به وسیله کاندول برای جدا کردن گونه های نزدیک به هم گیاهان شروع شد. امروزه این حقیقت کاملا شناخته شده است که متابولیسم یک موجود مجموعه ای از تغییرات شیمیایی است و مرفولوژی ، رفتار و اکولوژی یک موجود باید به متابولیسم آن وابسته باشند. حیوانات حاوی تعداد زیادی از ترکیبات پیچیده مانند هورمونها ، آنزیمها و سایر پروتئینهای دارای پپتیدها ، اسیدهای نوکلئیک ، اسیدهای آمینه و قندها هستند. تکنیکهای رده بندی بیوشیمیایی احتمالا کمتر تحت تاثیر مستقیم عوامل محیطی قرار می گبرند و نسبت به بسیاری از تجزیه و تحلیلهای مرفولوژی متداول اختلافات ژنتیکی را بهتر منعکس می نمایند. کار اصلی متخصص رده بندی بیوشیمیایی مقایسه و مقابله ترکیبات هم ردیف با نقش مشابه در گونه های مختلف حیوانی با توجه به خصوصیات و توزیع آنها در اندامهای مختلف بدن است. بنابراین گونه ها را می توان بر اساس توالی های آمینواسید در پروتئین های یک موجود و بر اساس اختلافات موجد در گونه های مختلف از یکدیگر متمایز کرد. Crick آنرا رده بندی پروتئینی نامید. این اعتقاد نیز وجود دارد که تغییرات و ساختمان آنزیم می تواند در کشف گونه های جدید کمک نماید. Lahni آنرا رده بندی مولکولی نامید. رده بندی مولکولی در اصل شامل توالی نوکلئوتیدها در پلی نوکلئوتیدها بود.  Turner ترجیح داد که آن را به دو نوع رده بندی مولکولهای کوچک و رده بندی مولکولهای بزرگ تقسیم نماید. رده بندی مولکولهای کوچک به توزیع و روابط بین سنتز حیاتی ترکیبات با وزن مولکولی کوچک مانند اسیدهای آمینه آزاد ، آلکاسیدها ، ترپنها و فلاونوئیدها تکیه می کند ، این ترکیبات معمولا تحت عنوان ترکیبات ثانویه نامیده می شوند. این روش بویژه در حل مسائل رده بندی در جایی که دورگ گیری یک عامل باشد مناسب است. رده بندی مولکولهای بزرگ در ارتباط با مولکولهای پلی مری مانند   DNA و RNA ، پلی ساکاریدها و پروتئینها می باشد. این روش در حل پاره ای از مسائل پیچیده تر رده بندی بخصوص آنهایی که روابط بین سطوح بالاتر را شامل می شوند ، مناسب است.

بنابراین در حال حاضر روش بیوشیمیایی به طور قطعی در حل بسیاری از مسائل رده بندی مفید است. اما این روش در بسیاری از موارد نیز مفید نیست. بعلاوه چنین مطالعاتی فقط در مورد موجودات در قید حیات امکان پذیر است و بنابراین ردیابی مسیر تاریخ تکاملی مشکل است. روش بیوشیمیایی نمی تواند با توجه به فیلوژنی موجودی که گزارشهای فسیلی آن نامناسب یا وجود ندارد به قضاوت قطعی منجر می شود. بیشتر کارهای رده بندی بیوشیمیایی فقط بر اساس اختلافات کمی و کیفی مواد تشکیل دهنده تمام بدن موجودات یا یکی از بافتهای آنها ست. صفات مرفولوژیکی مانند خصوصیات شیمیایی نیز متغیر هستند. درک صحیح روابط رده بندی موجودات برای آشکار کردن تنوع الگوهای بیوشیمیایی نیازمند مقایسه تعدادی از خصوصیات بیوشیمیایی در ترکیب با صفت دیگری است صرفا بر اساس یک صفت بیوشیمیایی ممکن نیست. نظر به اینکه پروتئینها و اسیدهای نوکلیئیک یک تخمین معتبر هر چند غیر مستقیم از درجه همانندی ژنتیکی بین حیوانات را فراهم می کنند ، برای درک روابط رده بندی حیوانات مقایسه خصوصیات مختلف اجزاء شیمیایی تشکیل دهنده مناسبتر از سایر اجزاء تشکیل دهنده است. انتشار اسیدهای آمینه آزاد در اندامهای مختلف حشرات نسبت به وجود یا عدم وجود محض یا تراکم آن در کل بدن یا یکی از بافتهای بدن حیوانات از ارزش رده بندی بالاتری بر خوردار است.

 

انواع روشهای شیمیایی

این مطالعات به پنج روش ایمنی شناسی ، کروماتوگرافی ، الکتروفوز ، اسپکتروفتومتری و بافت شناسی شیمیایی انجام می شوند. همه این روشها در ارتباط است با مشخص کردن ترکیبات شیمیایی بافتها و سرم خون که مواد شیمیایی لازم برای تغذیه سلولها هم در رشد و هم تولید مثل حمل می کند.

 

 

الف- روش ایمنی شناسی

این روش بر واکنش ته نشینی ( رسوب )  استوار است که برای مطالعه آنتی ژنهای محلول مانند آنهایی که در سرم حیوانی یا ترشحات بافت گیاهان یا حیوانات وجود دارند ، ترجیح داده می شود. این روش اولین بار به وسیله Rudolph Krauss در مورد میکروارگانیزمها کشف شد. استفاده از آن براساس این حقیقت است که : پروتئینهای یک موجود در برابر پروتئینهای موجود خویشاوند به طور قویتری با آنتی بادیها واکنش نشان خواهد داد تا در برابر پروتئینهای موجود با درجه خویشاوندی کمتر. یک آنتی ژن ( معمولا یک پروتئین ) ، وقتی به یک حیوان تزریق شود حیوان را به تولید ترکیباتی تحریک خواهد کرد ، آنتی بادیها با درجه اختصاصی زاید در برابر مواد تزریق شده در واکنش نشان خواهد داد. حیوانات دارای آنتی بادی مصون در نظر گرفته می شود و فرآیند ایمن سازی ، زمانی که با نسبت مناسب آنتی ژنی محلول با سرم مصون مخلوط شود به وسیله تشکیل یک رسوب آشکار می شود. با استفاده از این روش تعیین اینکه یک آنتی ژن مختص یک جنس ، گونه هایی از جنس ، یا حتی نژاد بخصوصی در یک گونه است و یا واکنشهای آمیزشی  را نشان می دهد نیز امکان پذیر است.

اگر چه این عمل بیش از نیم قرن مورد استفاده بوده ، تا کنون به حد مورد انتظار برای ما مفید نبوده است.

 

ب- کروماتوگرافی

روشی است که به وسیله آن می توان اجزای یک مخلوط مرکب را مجزا و شناسایی نمود. این روش بر اساس  مقادیر متفاوتی است که ترکیبات در یک مخلوط مضاعف در طول یک محیط متخلخل مانند قطعه ای از کاغذ      ( کروماتوگرافی کاغذی )  یا ستون از پودر گچ ( کروماتوگرافی ستونی ) حرکت می کنند. کروماتوگرافی کاغذی به طور گسترده برای مقایسه ترکیبات شیمیایی گونه های نزدیک به هم ، مخصوصا با توجه به اسیدهای آمینه و پپتیدها در تیمار نینهیدرین و پورین ها و پیریمیدین ها یا سایر ترکیباتی که نور ماوراء بنفش را جذب یا عبور می دهند ، مورد استفاده بوده است. مواد مورد تجزیه به دو روش کلی تهیه می شوند. یا قطعاتی از بافتها یا حیوانات کوچک کامل به طور مستقیم بر روی فیلتر کاغذی فشرده و له می شوند یا عصاره هایی تهیه می شوند که پروتئینهای محلول در آنها ته نشین شده باشد به طوری که محلول حاصله تنها شامل اسیدهای آمینه و پپتیدهای کوچک باشد.

 

ج- الکتروفورز :

این روش نیز شامل حرکت مشابه مواد حل شده از طریق یک محیط ثابت می باشد اما در اینجا حرکت در اثر اختلاف پتانسیل الکتریکی را حاصل می شود. این روش بر اساس این حقیقت است که : اجزاء مخلوط مقادیر متغییر بار الکتریکی را حمل می کنند و بنابراین در محلول نمکی که یک جریان الکتریکی ازآن عبور داده می شود در سرعتهای مختلف حرکت خواهند کرد. این روشها اولین بار  به وسیله  Tiselius برای تشخیص اجزاء مرکب سرم پروتئینها که تحت تاثیر یک جریان الکتریکی در یک محلول نقل مکان می کنند استفاده شد. این روشها تا حد زیادی بهبود یافته اند بطوری که امکان مجزا شدن تعداد زیادی از پروتئینهای مختلف در یک سیانین وجود دارد. امروزه برای مطالعه ترکیبات مولکولی پروتئینهای پیچیده ، انواع مختلفی از روشهای الکتروفورز وجود دارد.

در الکتروفوز کاغذی مخلوط مورد تجزیه بر روی یک نوار کاغذی که قبلا به وسیله محلول نمکی مرطوب شده ریخته می شود. انتهای نوار در داخل ظرفی که با محلول پر شده است قرار داده می شود. یک الکترود در داخل هر ظرف فرو برده می شود و جریان مستقیم از داخل محلول عبور داده می شود. اجزاء متفاوت بر اساس بار الکتریکیشان با سرعتهای مختلف جابجا می شوند. زمانی که ترکیبات مجزا شدند ، تشخیص آنها به روشهای مختلف انجام می شود. کاغذ ، به خاطر کیفیت بالای جذب مولکولی ، اندازه متغییر خلل و فرج ، جریان شدید انتقال الکترونی بافر ، در ابتدا توسط ژل آگار ، سیس نشاسته و اخیرا به وسیله ژل آکریل آمید جایگزین شد. هر یک از این عوامل باعث بهبود در افزایش تمایز مولکولهای بزرگ می شوند. محیط نشاسته و آکریل آمید بعد دیگری را در جدا سازی پروتئین ایجاد کردند.

 

د- اسپکتروفتو متری با اشعه مادون قرمز:

این روش بر اساس جذب نورمادون قرمز به وسیله مواد بیولوژیکی استوار است. بنابراین الگوهای تشکیل شده بر اساس ترکیب شیمیایی آنها می باشد و باعث روشن شدن بسیاری از جنسهای مهم رده بندی می شود. این روش تا کنون بیشتر در مورد میکروارگانیزمها به کار رفته است.

 

ه- مطالعات بافت شناسی شیمیایی :

هنگامی که بافتهای کسانی از گونه های مختلف حیوانی وظیفه مشابهی را در ظاهر نشان دهند ، ممکن است بین آنها اختلافات بیوشیمیایی مشاهده شود که می تواند از ارزش رده بندی برخوردار باشد. این صفات نیز می توانند در تشخیص گروه بندیهایی در سطوح پائینتر از گونه نیز کمک نمایند. روشهای بافت شناسی شیمیایی شامل تکنیکهای ظریف مشخص و واکنشهای خاص رنگ آمیزی می باشد. روش تثبیت ماده در این قبیل مطالعات دارای اهمیت زیادی است ، به طوری که نباید نسبت به آنچه در حالت زنده وجود دارد ، تغییرات شیمیایی روی دهد. این روشها در تجزیه کیفی و نیمه کمی پروتئینها ، اسیدهای آمینه آزاد ، آنزیمها ، کربوهیدراتها ، مایعات و اسیدهای نوکلئیک حاوی یونهای فلزی به کار رفته است. برای رنگ آمیزی از رنگها مختلفی استفاده می شود تا این خصوصیات بهتر درک شود. استفاده از میکروتومهایی که به طور مستقیم از بافتها مقطع می گیرند و بویژه میکروسکوپهای الکترونی این مطالعات را معنی دارتر کرده است. این روش وقتی با سایر خصوصیات ترکیب شود ، قادر است در استنباط روابط رده بندی بین گروهای مختلف حیوانی نیز کمک بزرگی بنماید.

 

7- رده بندی عددی

رده بندی عددی وابستیگیها یا مشابهت های بین واحدهای رده بندی و مرتب کردن این واحدها در داخل گروههای رده بندی بر اساس وابستگیهایشان می باشد. پاره ای از محقیقین واژه تاکسی متریک را ترجیح می دهند. در دو واژه دیگر تاکسونومتریک و تاکسومتری نیز مورد استفاده می باشند ، اما بین تاکسی متریک و تاکسی متری رقابت وجود دارد.

از حیث تعداد ، رده بندی عددی بر اصول  Adanson استوار است. این مفهوم بر استفاده از حداکثر تعداد خصوصیات و همچنین تمام آنهایی که هم وزن هستند استوار است. واحدهای رده بندی مجزا می توان به واسط همبستگی خصوصیات گوناگون در گروههای مختلف مورد مطالعه ایجاد کرد ، اما هنوز در مورد تعداد خصوصیات مود استفاده در این روش اختلاف نظرهایی وجود دارد. استفاده از حداقل شصت صفت ، Moss از135 تا 146 صفت در حالی که Steyskal حداقل از هزار صفت بویژه در مورد حشرات را ترجیح می دهند.

اکثریت کارهای انجام شده در رده بندی عددی در ارتباط با طبقه بندی در مفهوم شناخت گروهی است. این محققین تا اندازه زیادی از مطالعاتشان طرفداری کرده اند و در حل مسائل طبقه بندی بیولوژیکی بسیار مدعی هستند.

 

8- رده بندی افتراقی

رده بندی افتراقی اولین بار توسط Wimble بعنوان یک روش شناسی برای ترکیب اندازه گیریها ، شاخصها و فراوانیهای چند گانه در یک متغییر مرکب پیشنهاد شد ، عمل رده بندی این روش در تمام موقعیتها ، متوسط تغییر با فاصله از یک واقعیت کلی را ارزیابی می کند. این روش به محقق اجازه خواهد داد که سرعتهای تغییر با فاصله ( تفاوت ) چند صفت را جمع کند تا نواحی تمایز درون یک واحد رده بندی را نشان دهد.ظاهرا تنها تعداد معدودی از زیست شناسان از این روش استفاده کرده اند ، از قرار معلوم این موضوع به علت پر زحمت بودن روشهای مطرح شده توسط Wimble برای بدست اوردن تفاوتهای بین یک دسته از صفات می باشد. با توسعه روشهای محاسباتی جدید اکنون این عیب می تواند برطرف شود.

رده بندی افتراقی می تواند در مطالعات اکولوژیکی نیز مورد استفاده قرار گیرد ، چون لازم نیست متغییرها خصوصیات یک موجود باشند ، بلکه ممکن است تراکم گونه ها در درون مجامع مختلف یا درصد فون و فلور با ویژگیهای خاص باشد.

 

اصول رده بندی جانوری              تالیف : وی. سی. کاپور

ترجمه : دکتر احد صحرا گرد ( عضو هیات علمی دانشگاه گیلان )

           دکتر جلیل حاجی زاده ( عضو هیات علمی دانشگاه گیلان )

سلول های بنیادی از مغز استخوان تا موی سر

 

سلول های بنیادی از مغز استخوان تا موی سر

  سلولهاي بنيادي - حميد رضا اويسي سلولهای بنیادی (‏‎(stem Cell‏ سلول های اولیه ای هستند که قادر به ایجاد هر نوع سلولی در بدن هستند. این سلول ها می توانند تحت تأثیر بعضی شرایط فیزیولوژیک یا آزمایشگاهی به سلول هایی با عملکردهای اختصاصی مانند سلول های عضلانی قلب یا سلول های تولیدکننده انسولین در پانکراس و... تبدیل شوند.‏

 

 

براي مطالعه كل مقاله روي ادامه مطلب كليك كنيد

 

ادامه نوشته

پريون چيست ؟

پريون - حميد رضا اويسي "پریون" (PRION) که مخفف عبارت "ذره پروتئینی مسری" است، در واقع شکل نابجای یک پروتئین طبیعی و بی ضرر (PrPc) موجود در غشای سلولی نورون های مغزی و برخی سلول های دیگر است.
عمل فیزیولوژیک پروتئین طبیعی نامعلوم است. شکل بیماری زای پروتئین (PrPsc) با تغییر شکل فضایی و سه بعدی شکل طبیعی به وجود میآید. این تغییر شکل ممکن است به علت جهش در ژنهای کدکننده پروتئین طبیعی در بدن باشد یا به علت ورود پریون (یا پروتئین غیرطبیعی) از طریق عفونت به وجود آید.
پریونها بر خلاف تمام اشکال حیاتی دیگر برای تکثیر به وجود DNA یا RNA وابسته هستند، با وجود آنکه صرفا از پروتئین تشکیل شدهاند، می توانند خود را بازسازی کنند.
برای شناخت پریونها باید به تاریخچه گروهی از بیماریهای تحلیلبرنده عصبی مرگبار به نام "آنسفالوپاتیهای اسفنجیشکل مسری" بپردازیم.
● بیماریهایی مرگبار با علت نامعلوم
دست کم از ۲۰۰ سال پیش یک بیماری شگفت آور در گوسفندان به نام"اسکرپی" (Scrapie) شناخته شده بود که با زوال پیش رونده دستگاه عصبی مرکزی همراه بود.
این بیماری که مسری بودن آن بین گوسفندان از بیش از یکصد سال پیش توصیف شده است، گوسفندان ۲ تا ۵ ساله را گرفتار میکند و دوره پنهانی (فاصله زمانی بین آلودگی با عامل بیماری، و ظهور علائم) طولانی مدتی بین یک تا دو سال دارد.
اولین علائم بیماری تغییرات رفتاری گوسفند مثل ناآرامی و بی قراری است، سپس حیوان دچار کاهش وزن و ضعف می شود، در سر و گردن لرزش پیدا می کند و هماهنگی عضلانی اش را از دست می دهد، گوسفند مبتلا شروع به خاراندن بدنش با اشیا می کند و نام بیماری هم از همین رفتار حیوانات مبتلا گرفته شده است (مالیدن= scrape)
حیوانات مبتلا در طول ۵ تا ۶ ماه می میرند، در کالبدشکافی حفرات متعددی در مغز جانوران مبتلا و اسفنجی شدن آنها مشهود است. احتمال داده می شد که استفاده از مرتع مشترک باعث انتقال بیماری بین حیوانات شود.
در همان حال در دهه ۱۹۲۰ دو عصب شناس آلمانی هانس گرهارد کروتزفلد و آلفونس ماریا جاکوب یک بیماری نادرکشنده تحلیل برنده مغزی را در انسان توصیف کردند.
این بیماری مردان و زنان را به نسبت مساوی در حدود ۶۰ سالگی گرفتار می کرد. بیماران دچار علائم روانی و رفتاری مبهمی می شدند که پس از هفته ها و ماه ها به زوال عقل پیش رونده منتهی می شد و اغلب با حرکات غیرطبیعی بدن و اختلال دید همراه بود.
بیماری درمان پذیر نبود و در کمتر از یک سال از شروع علائم به مرگ منتهی می شد. کالبدشکافی این بیماران هم ایجاد حفرات در مغز و اسفنجی شدن آن را نشان می داد. علت بیماری نامعلوم بود.
● رازی که گشوده شد
درادامه ماجرا به دهه ۱۹۵۰ می رسیم که کارلتون گایدشک متخصص اطفال و بیماریهای عفونی از دانشگاه هاروارد در "انستیتو پاستور تهران" به پژوهش مشغول بود. او در سال ۱۹۵۵ از طرف "موسسه پزشکی والتر و الیزا" در ملبورن استرالیا به عنوان پژوهشگر بازدیدکننده دعوت شد و از تهران به ملبورن رفت.
او ضمن کار در این موسسه با بیماری عجیبی آشنا شد که در میان قبیله fore درکوهستانهای شرقی پاپوای گینه نو شایع و بومیان آن را کورو (kuru) به معنای "رعشه" می نامیدند.
اولین علائم بیماری با درد مفاصل و سردرد شروع میشد و به طور شاخص با از دست رفتن هماهنگی عضلات، لرزش و زوال عقل ادامه مییافت. بیماری پس از شروع علائم به طور مداوم پیشرفت میکرد و دو سال پس از شروع علائم مرگ بیمار را باعث میشد.
کالبدشکافی این بیماران هم اسفنجی شدن مغز را نشان می داد. سال ها بود که پژوهشگران اعتقاد داشتند که این بیماری وراثتی است، هر چند الگوی بروز بیماری که اغلب زنان بزرگسال و کودکان از هر دو جنس را مبتلا میکرد و مردان بزرگسال به ندرتً به آن مبتلا میشدند، برای یک بیماری وراثتی غیرمعمول بود.
گایدشک با زندگی در میان این قبیله و مطالعه کردن زبان و فرهنگ آنها به کالبدشکافی افراد فوت شده به علت این بیماری پرداخت. او توانست ثابت کند که بیماری ماهیت عفونی و مسری دارد نه وراثتی.
او نمونههایی از بافت مغزی افراد فوت شده از کورو را به مغز شمپانزه ها تزریق کرد؛ میمون ها نهایتاً دچار بیماری مشابه انسان شدند و به علت آن مردند. همچنین او توانست الگوی غیرمعمول بروز بیماری را توضیح دهد.
بیماری به علت مراسم آدم خواری افراد فوت شده که جزیی از مراسم سوگواری بود بین انسان ها انتقال می یافت. از آنجایی که زنان و کودکان در این مراسم مغز متوفی را می خوردند و عامل عفونی ناشناس که در مغز قرار داشت، بیماری بیشتر آنها را مبتلا می کرد.
گایدشک در سال ۱۹۵۹ به ریاست آزمایشگاه های ویروس شناسی و عصب شناسی "موسسه های ملی بهداشت" (NIH) آمریکا رسید و به تحقیقات خود در زمینه این دسته بیماری ها که اکنون "آنسفالوپاتیهای اسفنجیشکل" نامیده می شوند، ادامه داد.
نکته عجیب در انتقال تجربی بیماری به حیوانات این بود که عامل عفونی اسرارآمیز عامل بیماری در مقابل تابش اشعه ماوراءبنفش (که اسیدهای نوکلئیک را متلاشی می کند) مقاومت میکرد و تنها با عواملی که پروتئین ها را تجزیه میکنند، غیر فعال میشد.
او معتقد بود که عامل این بیماریها ویروسی با عمل تدریجی و کند است که شاید توانایی نهفته ماندن در بدن بیمار برای مدت طولانی را دارد و برای همین است که این بیماری ها دوره پنهانی طولانی و سیری کند دارند.
این ویروسها را "ویروسهای کند" (Slow viruses)نامیدند و گایدشک که علاوه بر پژوهش در ویروس شناسی در حوزه های مختلفی مانند یادگیری و رفتار، رشد کودک، تکوین فرهنگهای بدوی، ژنتیک و ایمنی شناسی فعالیت کرده بود در سال ۱۹۷۶ جایزه نوبل پزشکی را دریافت کرد.
اما ماجرا به اینجا ختم نشد. پنج سال بعد در ۱۹۸۲ ادعای استانلی پروسنر استاد عصب شناسی و بیوشیمی دانشگاه کالیفرنیای سان فرانسیسکو قضیه را پیچیدهتر کرد.
پروسنر در زمانی که دوره دستیاری عصب شناسی را می گذراند مسئولیت بیماری را به عهده داشت که به علت "بیماری کروتزفلد - جاکوب" (CJD) فوت کرده بود. این امر باعث جلب علاقه او به این طبقه کمتر شناخته شده بیماریهای تحلیل برنده عصبی یعنی "آنسفالوپاتیهای اسفنجی شکل" شد.
او در سال ۱۹۷۴ آزمایشگاهی را برای تحقیق در مورد بیماری اسکرپی بر پا کرد و در سال ۱۹۸۲ ادعا کرد که عامل ایجادکننده بیماری را جدا کرده است. پروسنر مدعی شد که عامل بیماریزا که او آن را "پریون" نامید، با سایر عوامل بیماری زا مانند باکتری یا ویروس متفاوت است زیرا تنها از پروتئین تشکیل شده و فاقد ماده ژنتیکی DNA یا RNA است که همه اشکال حیاتی برای تکثیر به آن نیازمندند. نظرات پروسنر با ناباوری عمومی جامعه علمی روبه رو شد، اما حوادث بعدی صحت نظریه پروسنر را ثابت کرد.
● جنون گاوی ظهور میکند
در سال ۱۹۸۶ بیماری کشندهای مشابه اسکرپی در میان گاوها در انگلیس همه گیری پیدا کرد. این بیماری را که مانند اسکرپی با اسفنجی شدن مغز همراه بود "آنسفالوپاتی اسفنجی شکل گاوی" (BSE) نامیدند.
این بیماری دارای دوره نهفتگی طولانی بین ۲ تا ۵ سال و علائم آن شامل تغییرات رفتاری مانند هیجان زدگی و بی قراری حیوان و از دست رفتن پیش رونده هماهنگی عضلانی و کارکرد حرکتی حیوان است.
در مراحل پیشرفته بیماری کاهش وزن و انقباضات ظریف عضلانی در گردن و تنه حیوان بروز می کند و حیوان به شیوه ای غیرطبیعی و اغراق شده گام برمی دارد و از گله جدا می شود. مرگ معمولاً در طول یک سال از شروع علائم رخ می دهد و درمانی هم وجود ندارد.
این بیماری پس از ظهور در سال ۱۹۸۶، در جنوب انگلیس همه گیری ایجاد کرد و مواردی از آن در اروپا و کانادا هم گزارش شد. در هنگام ظهور BSE در مورد احتمال انتقال آن به انسان نگرانی هایی ایجاد شده بود.
در ابتدای سال۱۹۹۶ مواردی از ابتلا به بیماری کروتز فلد- جاکوب در افراد جوان تر از سن معمول شیوع بیماری یعنی ۵۰ سالگی دیده شد و بررسی ها نشان دهنده گونه جدیدی از CJD بود.
پژوهش وجود عامل ژنتیکی در بیماری را رد کرد و نشان داد که انتقال در نتیجه در معرض قرار گیری بافت های گاوهای مبتلا به BSE از طریق خوراکی است.
به این ترتیب گزارش پروسنر در انگلیس مورد توجه ملی قرار گرفت و نشان داده شد عامل پروتئینی مسری عامل BSE با" پرشی میان گونهای" به انسان منتقل شده است. در مورد خود BSE هم ظاهراً پریون عامل بیماری اسکرپی در گوسفندان از طریق اضافه کردن مکمل های غذایی پروتئینی به دست آمده از گوسفند های آلوده به غذای گاو ها باعث انتقال بیماری به آنها شده بود .
پروسنر در سال ۱۹۹۷ به خاطر پژوهش هایش در این حوزه جایزه نوبل پزشکی یا فیزیولوژی را دریافت کرد.
پروسنر در ابتدا پیشنهاد کردکه حضور پریون یا پروتئین تغییر شکل یافته به نوعی که کاملاً شناخته نشده است باعث ایجاد واکنشی زنجیره ای می شود که PrP های طبیعی را تغییر شکل می دهد و ذرات عفونی جدیدی به وجود می آورد. پروسنر در مقالات بعدی خود مکانیسم دیگری را برای تکثیر پریون ها در مغز پیشنهاد کرد که نیازی به اثر مستقیم پروتئین پریون بر پروتئین طبیعی ندارد.
● پروتئینی که مغز را نابود میکند
پروتئین غیرطبیعی (پریون) نسبت به عمل آنزیم پروتئاز سلولی (که پروتئینهای اضافی را تجزیه میکند) مقاوم است، بنابراین در مجموع تجمع پریونها در سلول های عصبی رخ میدهد و پس از پلیمریزه شدن این ذرات، فیبریلها (رشتههایی) تشکیل میشود که نهایتاً سلولهای عصبی را تخریب میکنند و برحسب ناحیه ای از مغز که تخریب میشود علائم مربوط بروز میکند.
نکته مهم این است که پریون ها باعث بروز واکنش التهابی از طرف دستگاه ایمنی نمیشوند چرا که پریون ها از لحاظ ترکیب شیمیایی مشابه پروتئینی طبیعی در بدن هستند و تنها شکل فضایی متفاوتی دارند، بنابراین "خودی" محسوب میشوند.
ظاهراً برای انتقال پریون ها بین جانوران تماس مستقیم با بافت های مبتلا لازم است. مثلاً در موارد "بیماری کروتز فلد- جاکوب" در گذشته ناشی از انتقال عامل بیماری از راه تزریق هورمون رشد (GH) - که در آن زمان از غده هیپوفیز انسانی استخراج میشد - پیوند قرنیه و نیز از طریق وسائل جراحی مغز بوده است.
پریون ها چون فاقد اسید نوکلئیک هستند، در برابر روشی از استریل کردن در اتوکلاو که در گذشته برای اغلب وسائل جراحی به کار میرفت مقاوم هستند.
امروزه با اجرای دستورالعمل های جدید استریلیزاسیون امکان این انتقال برطرف شده است.
همچنین با توجه به همه گیری جنون گاوی و بروز نوع جدید CJD در جوانان در انگلیس و چند کشور دیگر تصور میرود که مصرف غذایی بافت های آلوده حیوانات (بر حسب آنکه چقدر حاوی بافت های عصبی باشد) باعث تجمع تدریجی پریون ها در بدن در بروز بیماری شود، همانطور که مراسم آدمخواری در انتقال بیماری "کورو" نقش داشت.

ادامه نوشته

روش عملي كشت هيدروپونيك

 

روش عملي كشت هيدروپونيك

كشت هيدروپونيك - حميد رضا اويسي ● هدفها و امکانات گوناگون کاربرد آبکشت مزایا:
- تولید میوه و سبزی تازه در زمینهای خشک، سنگی، باتلاقی و زمینهایی که به هر دلیل غیر قابل کشت -هستند.
- بهره برداری از اماکن متروکه مثل انبار، گاراژ و غیره.
- کشت گیاهان علوفه ای بطور متوالی برای واحدهای کوچک دامداری.
- صرفه جویی قابل ملاحضه در مصرف آب در مناطق که آب کمیاب است.
- بازده بیشتر در تولید سبزیجات و گلهای خارج از فصل در گلخانه .
- سهولت پیش بینی میزان عملکرد .
- کیفیت بهتر محصولات .
- کاهش میزان ابتلا به بیماریهای ارگانیک و انگلی گیاهان.
- کاهش هزینه نیروی انسانی به علت حذف عملیاتی که به خاک مربوط می شود.
- امکان کشت مداوم یک گیاه معین در یک زمین ثابت بدون اینکه احتیاج به آیش باشد.
- سهولت کشت گیاهان زینتی آپارتمانی چه در منزل و چه در گلخانه به علت یکی شدن عمل آبیاری و کود دهی و همچنین به علت کاهش فضای لازم.
● معایب آبکشت:
- هزینه سرمایه گذاری در روش آبکشت بیشتر از کشت گلخانه ای معمولی است. این هزینه اضافی به احداث حوضچه ها، کانالها و استفاده از پمپ مربوط می شود.
- هزینه برقی که مصرف به کار انداختن تاسیسات می شود بیشتر است.
- ضرورت کمک گرفتن از تکنسینهای که قادر به تهیه محلول غذایی، تجزیه و ترکیب و بازسازی آن باشد و یا به جای آن هزینه تجزیه و ترکیب مواد در آزمایشگاه، که در این صورت وجود آزمایشگاه در جوار تاسیسات آبکشت ضروری است چه اگر محلول مرتبا باید کنترل شود.
● احتیاجات غذایی گیاه:
دانشمندان توانسته اند با سوزاندن گیاه و توزین خاکستر آنها و به یاری تجربیات زراعی میزان متوسط احتیاجات گیاهان را به عناصر معدنی تعیین کنند. اهمیت این امر وقتی معلوم می شود که بخواهیم عناصر غذایی را به مقدار و درصد معین در اختیار گیاه بگذاریم بخصوص در آبکشت که اشتباه را هر چند کوچک نمی توان جبران کرد، زیرا خاک وجود ندارد تا اثر آن را تعدیل کند.
گیاهانی که دارای محلول مشابهند احتیاجات غذایی مشابهی نیز دارند. مثلا گیاهان جالیزی به پتاس زیادتری نیاز دارند. گیاهان سبز اعم از زینتی و سبزیجات احتیاج به ازت بیشتری دارند و گیاهان دانه دار فسفر زیادتری در ترکیب خود دارند و همچنین گیاهان لیفی به کمک فسفر تنومندتر می شوند. خاکستر گیاهان همیشه حاوی درصد زیادی از عناصر یا عناصر اولیه، پتاسیم، کلسیم، منیزی، فسفر ، گوگرد و آهن است که جزیی از ترکیب ماده آلی به شمار می روند . بعضی از عناصر مثل فسفر و گوگرد جزیی از ساختمان سلول هستند. منیزیم در ساختمان سبزینه موجود است. بر ، مس، منگنز و روی به مقدار بسیار کم در گیاه موجوند و عناصر کمیاب یا میکروالمنت نام دارند.
در یک محلول مناسب غذایی باید نسبت به عناصر مختلف با در نظر گرفتن احتیاجات هر گیاه و مراحل مختلف زندگی آنان تعیین می شود. که در این محاسبات باید شرایط محیطی را نیز به حساب آورد و چون تاثیر فزاینده یا کاهنده ای بر احتیاجات دارند.
● مواد و روشها:
طرح مورد نظر در اول مهرماه سال ۱۳۸۰ در ایستگاه تحقیقاتی دامپروری شهرستان گلپایگان آغاز شد. این ایستگاه در ۲ کیلومتر شمال شرقی شهرستان گلپایگان در روستای قلعه موتور واقع شده است. این طرح در یک دستگاه هیدروپونیک با مشخصات زیر صورت گرفت:
شامل یک کانتینر با ابعاد محیط کنترل شده ۶/۲*۳*۴ متر با عایق حرارتی و گالوانیزه – حداکثر وزن ۱۵۰۰ کیلوگرم – قابل شستشو و ضد عفونی – ۲۷ متر مربع سطح مفید کشت با یکصد عدد سینی پلی اتیلنی در طبقات با زهکشی گالوانیزه – سیستم آبیاری اتوماتیک بصورت پاششی – مخزن محلول غذایی پلی اتیلنی به ظرفیت ۵۰۰ لیتر
در این طرح گیاه مورد آزمایش جو بود. هدف از انتخاب این گیاه به این دلیل بود که چون این دستگاه در یک محل دامپروری و تحقیقات دامی قرار دارد. لذا تامین علوفه مورد نظر دام یک امر اساسی است. در این آزمایش هیچگونه محلول غذایی استفاده نشد و رشد گیاه متکی به آب تنها بود.
● بحث و نتیجه گیری:
هدف از انجام این آزمایش برآورد ماده خشک گیاه جو در واحد زمان طبق رابطه زیر می باشد:
CGR=W۲-W۱/SA(T۲-T۱)
که طبق این فرمول:SA=سطح بر حسب M^۲
(T۲-T۱) : زمان بر حسب روز
W۱ : وزن خشک اولیه
W۲ : وزن خشک ثانویه
این آزمایش به مدت ۳ ماه انجام گرفت . در مراحل اولیه هدفها بیشتر آشنایی با دستگاه مذکور و طرز کار با آن بود. بعد از آن با یکسری از مشکلات مواجه شدیم که مشکل اصلی آن آلودگی قارچی یا کپک بود. زیرا با وجود ضد عفونی بذر توسط قارچ کش مانکوزب لیکن باز آلودگی مشاهده شد که با کنترل دما، رطوبت، نور آبیاری و تراکم مناسب بذر توانستیم بر مشکل فائق آییم.
در این آزمایش تنظیمات دستگاه به شرح زیر صورت گرفت:
ـ دمای روزانه ۲۰ درجه سانتیگراد و دمای شبانه ۱۵ درجه سانتیگراد
ـ رطوبت ۵۰ درصد
ـ آبیاری :۲۰ ثانیه آبیاری و ۴ ساعت قطع آبیاری
ـ روشنایی: ۱۰ ساعت روشنایی روز و ۱۰ ساعت روشنایی شب
ـ تراکم بذر: ۱کیلوگرم بذر جو در هر عدد سینی
در این آزمایش دوره رشد را ۹ روز در نظر گرفتیم و از روز دوم کاشت شروع به نمونه گیری کردیم. نمونه گیری هر ۲ روز یکبار انجام می گرفت. که در کل در این ۹ روز سه مرحله نمونه گیری داشتیم . که این نمونه ها را داخل آون گذاشته و در دمای ۷۵ درجه سانیگراد به مدت ۴۸ ساعت وزن خشک آن را وزن خشک های که ما طی این ۹ روز به دست آوردیم به شرح زیر می باشد:
ـ روز سوم: ۱/۶ گرم بر متر مربع
ـ روز پنجم:۴/۱۴ گرم بر متر مربع
ـ روز هفتم: ۲/۳۲ گرم بر متر مربع
ـ روز نهم :۴/۳۰ گرم بر متر مربع
ـ CGR۱=۱۴.۴- ۶.۱/۰.۲۷*۲=۱۵.۳ gr /m^۲/day
ـ CGR۲=۲۳.۲- ۱۴.۴/۰.۲۷*۲=۱۶.۲ gr /m^۲/day
ـ CGR۳=۳۰.۴- ۲۳.۲/۰.۲۷*۲=۱۳.۳ gr /m^۲/day
متوسط این سه CGR ۱۴.۹ gr /m^۲/day شد.
در ضمن درصد مادهخشک در روز نهم یا نمونه گیری سوم برابر ۲/۱۱ درصد برآورد شد.
این آزمایشات در چند مرحله که هر مرحله دارای دوره رشد ۹ روز می باشند انجام گرفت
● پیشنهادات و انتقادات:
دستگاه مورد نظر دارای یکسری معایب به شرح زیر است.
۱) تغییر نازلهای آبیاری و تبدیل آن به صورت مه پاش
۲) تعدیل سیستم روشنایی
۳) تبدیل دستگاه به صورت سیر کوله یا برگشتی جهت جلوگیری و ممانعتاز به هدر رفتن آب و محلول غذایی
۴) معرفی محلول غذایی مناسب و سازگار با گیاهان مختلف و دستگاه
۵) حساسیت دستگاه و لوازم داخلی آن
۶) رعایت نشدن اصول ایمنی و حفاظتی در دستگاه
۷) نداشتن تایمر(Back up) که با رفتن برق موجب به هم خوردن تنظیم سیستم می شود.

منبع :

ـ وبلاگ سجاد بديعي

ـ سايت آفتاب

انواع روزنه هوایی

 

انواع روزنه ( Stoma )

روزنه يا آبي است يا هوائي. روزنه هاي هوائي در بشره و يا بافت اپيدرمي گياه وجود دارد كه وسيله ارتباطي و تبادل گازها ، بخارات آب و نيز شيره خام ميباشد. روزنه هوائي در تمام پيكره گياه به غير از ريشه و ساقه هاي مسن كه چوب پنبه اي شده اند يافت ميشود . تعداد روزنه ها برحسب گونه گياهي متفاوت است و نيز در يك گونه برحسب شرايط محيطي و يا محل استقرار آن در گياه متغير است . تعداد روزنه ها در دو سطح فوقاني و تحتــاني برگهاي افقي متفاوت ميباشد . بدليل وجود شرايط محيطي از قبيل نور شديد ، فشار اتمسفري ، گرماي بيشتر بر روي سطح برگ و در معرض خطر قرار گرفتن گياه ، تعداد روزنه ها در سطح تحتاني برگ بيشتر است .  تعداد روزنه ها در برگهاي افراشته و عمودي تقريباً برابر است و برگهاي غوطه ور در آب فاقد روزنه هوائي ميباشند . در برگهاي شناور بر روي آب ، سطح فوقاني واجد روزنه و سطح تحتاني فاقد روزنه ميباشد .

- سلولهاي روزنه ( Stoma )

سلولهاي روزنه يا سلولهاي محافظ ( Guard cells ) از سلولهاي اپيدرمي منشاء گرفته و از آنها كوچكتر است . داراي سيتوپلاسم فراوان ، هسته درشت ، واجد نشاسته و كلروفيل فراوان ، لوبيايي شكل و داراي يك روزنه يا منفذ ( Ostiole ) ميباشد. در واقع سلولهاي روزنه از نظر فيزيولوژي بسيار فعال ميباشند . زير روزنه فضاي خالي وجود دارد كه توسط بافت پارانشيمي احاطه ميگردد كه به آن اتاق زير روزنه ( Substomatal chamber ) ميگويند . در شرايط محيطي مرطوب سلولهاي روزنه در اثر جذب رطوبت متورم شده ( تورژسانس ) و منفذ آن باز ميشود . در شرايط محيطي خشك سلولهاي روزنه آب خود را از دست داده و پلاسموليز ميشود كه نهايتاً منجر به بسته شدن منفذ ميگردد. دليل باز و بسته شدن معكوس سلولهاي روزنه عدم يكنواختي ضخامت ديواره سلولي ميباشد . ضخامت در ديواره هاي داخلي سلولهاي روزنه بيشتر از ديواره هاي خارجي آن ميباشد . در برخي از گونه هاي گياهي روزنه نسبت به سطح اپيدرم بيرون زدگي دارد مانند سرخس آنميا و برخي ديگر در بشره فرو رفته ميباشند همانند گونه صبرزرد و در اغلب گونه ها هم سطح با اپيدرم گياه ميباشد

- سلولهاي همراه ( Annex ) يا سلولهاي ضميمه ( Subsidiary cells )

سلولهاي همراه از سلولهاي اپيدرمي كوچكترند و سلولهاي روزنه را احاطه ميكنند . برحسب نوع استقرار آنها در اطراف سلولهاي محافظ چند تقسيم بندي ارائه ميگردد : 
 
  پاراستيك (Paracytic)

 دياستيك (Diacytic)

 آنمـوستيك (Anemocytic)

 آنيزوستيك  (Anisocytic)

آكتينوستيك (Actinocytic) 

 

۱- اگر سلولهاي همراه در امتداد محور طولي سلولهاي محافظ قرار بگيرند نوع روزنه ، پاراستيك

 (Paracytic) ميباشد كه در گونه هاي روناس ، ماگنوليا ، پيچك ، برگ بيدي ، گل حساس ، تيره

 پروانه آسا ( لوبيا ، اقاقيا ) و . . . مشاهده ميشود .



پاراسيتيك

۲-  اگر سلولهاي همراه عمود بر محور طولي سلولهاي محافظ قرار بگيرند نوع روزنه ، دياستيك (Diacytic) ميباشد كه در گونه هاي ميخك ، تيره آكانتاسه ، قرنفل و . . . مشاهده ميشود.

دياسيتيك

دياسيتيك

۳-  اگر سلولهاي همراه اطراف سلولهاي محافظ يك شكل و يكسان بوده كه ميتوان گفت فاقد سلول همـراه هستند ، نوع روزنه ، آنمـوستيك (Anemocytic) ميباشد كه در گونه هاي آلاله ، شمعداني ، پنيرك ، گل ميمون ، خشخاش ، كدو ، ختمي ، گز و . . . مشاهده ميشود.


آنموسيتيك

آنموسيتيك

 ۴ -  اگر سلولهاي همراه اطراف سلولهاي محافظ ، اندازه هاي متفاوت داشته باشند نوع روزنه ، آنيزوستيك  (Anisocytic) ميباشد كه در گونه هاي شب بو ، توتون ، گل ناز ، سيب زميني ، سدوم ، كلم و . . . مشاهده ميشود

آنيزوسيتيك

آنيزوسيتيك

۵-   اگر سلولهاي همراه اطراف سلولهاي محافظ به حالت شعاعي قرار بگيرند نوع روزنه ، آكتينوستيك (Actinocytic) ميباشد .

اكتينوسيتيك

منبع :

دانشکده کشاورزی ساری

http://botany.sanrc.ac.ir

رنگ آميزي اسپور در باكتري

 

رنگ آمیزی اسپور

   چون هدف از انجام این رنگ آمیزی اندوسپور است بنابراین از باکتریهای متفاوت که اندوسپور آنها از نظر اندازه و شکل متفاوت است استفاده می شود. باسیلوس مگاتریوم یک باکتری استوانه ای شکل تاحدودی متمایل به تخم مرغ یا گلابی شکل با قطری در حدود ٥/١-٢/١ میکرومتر است که فرمهای کوتاه زنجیره های پیچ و تاب خورده را ایجاد می کند. اسپور در مرکز و در وسط باکتری است و اندازه آن از کوتاه تا کشیده تخم مرغی شکل است. اسپور در خاک یافت می شود. باسیلوس سیرکمولانس هم یک باکتری کشیده با طولی در حدود ٢-٥/٠ میکرومتر و عرضی در حدود ٧/١٠-٥/٠ میکرومتر است. در اکثر سویه های این باکتری اسپور به صورت انتهایی تا نزدیک به انتها دیده می شود، چنانچه سلول باکتری کوتاه باشد اسپوردر درون اسپروانژیوم دقیقا در وسط قرار می گیرد. در بسیاری از سویه ها بروی سطح اسپورها آزاد ترکیباتی وجود ندارند که به سختی رنگ می شوند، اینگونه اسپورها در خاک یافت می شوند . تنها تعداد کمی از باکتری ها اسپور تشکیل می دهند که مهمترین آنها از نظر پزشکی عبارتند از : باسیلوس آنتراسیس «سیاه زخم»، کلستریدیوم تتانی «عامل کزاز»، کلستریدیوم بوتولنیوم «بوتولیسم مسمومیت غذایی»، کلستریدوم پرنرینجنیز «عامل قانقاریای گازی» است. در آزمایشگاه های تشخیص طبی موقعیت قرارگیری و اندازه اسپورها در بین سویه های باکتریایی متفاوت است اما در اکثر موارد ارزش واقعی آنها در شناسایی میکروارگانیسم است . روش رنگ آمیزی : ابتدا بروی چهار لام، در گوشه لام ها، نام باکتری هایی را که مورد استفاده قرار می گیرند می نویسیم. بوسیله یک لوپ مقداری از باکتری مورد نظر را بروی لام مورد نظر قرار می دهیم و اجازه می دهمی در دمای اتاق خشک شود و سپس بوسیله حرارت آن را تثبیت می کنیم. روی نمونه لام را با کاغذی که به اندازه لام بریده شده است می پوشانیم و لام را بروی حمام آب گرم قرار می دهیم، سپس کاغذ روی لام را با مالاشیت گرین آغشته کرده و به آرامی برای مدت زمان پنج دقیقه رنگ را حرارت می دهیم و پس از آنکه از آن بخار برخواست پیاپی مالاشیت گرین به آن اضافه می کنیم تا در حین حرارت دهی به میزان کافی از رنگ اشباع شود، اما باید بود تا سطح لام خشک نشود. پس از آن لام را برداشته و اجازه می دهیم تا سرد شود، سپس با آب برای مدت سی ثانیه شستشو می دهیم. برای مدت زمان ٦٠-٢٠ ثانیه با رنگ زمینه ای سافرانین رنگ آمیزی کرده و پس از آن برای مدت سی ثانیه با آب شستشو می دهیم. سپس سطح لام را با کاغذ خشک کرده و سپس با اضافه کردن روغن در زیر میکروسکوپ مشاهده می کنیم که اسپورهای آزاد و اندوسپورها به رنگ سبز و سلول ها به رنگ قرمز مشاهده می شوند  .

منبع : وبلاگ ميكروبيولوژي ۸۳

آسيب شناسی مطالعه در دانش آموزان و شيوه های كنترل آن

 

آسيب شناسی مطالعه در دانش آموزان و شيوه های كنترل آن

 

مقدمه

   معمولا همه مي گويند: مطالعه كنيد، مطالعه مهم است، زياد بخوانيد و ... اما كمتر به ما شيوه مطالعه را مي آموزند. يكي از عواملي كه باعث افت تحصيلي مي شود، مشكلات نحوه مطالعه و يادگيري است. يكي هنگام مطالعه راه مي رود، يكي بلند مي خواند، يكي با چشم مي خواند و ... خيلي ها اعتراض دارند كه وقت زيادي صرف مطالعه مي كنيم ولي چيزي ياد نمي گيريم! به اختصار برخي آسيبهاي عمده مطالعه آورده مي شود:

 

1 ـ بلند خوانـــي هنگام مطالعــــه :

   بلند خواني باعث مي شود ماهيچه هاي زبان و فك مدام حركت كنند, تار هاي صوتي پيوسته منقبض و منبسط مي شود و اين فعاليتها فرد را خسته مي كند و در اثر تكرار, موجب زدگي نسبت به مطالعه خواهد شد.  

 

2 ـ مطالعه كردن در حين راه رفتن عامل خستگي زود هنگام و كاهش زمان مطالعه است.

   كاهش تمركز, مهمترين مشكل در در اين مو رد مي باشد چرا كه فرد بايد مواظب ديوار, جداول, سنگ و غيره باشد و اين موجب عدم تمركز هنگام مطالعه است. 

 

3ـ مطالعـــه در كنار وسايل صوتــــي:

   واقعيت اين است كه گوش دادن به برنامه هاي صوتي مثل يك قطعه موسيقي كه از ضبط صوت پخش مي شود يا برنامه اي كه از تلويزيون دريافت مي گردد, باعث تقسيم فعاليت هاي ذهني آدمي به دو بخش مي شود يكي متوجه مطالعه كتاب و ديگري متوجه برنامه اي كه مي شنود. به هر حال هر نوع سر و صداي مزاحم, عامل عدم تمركز حواس هنگام مطالعه مي باشد.

 

 

4ـ خــــواندن بيش از حد:

   دختران معمولاً بيش از پسران درس مي خوانند و شايد يكي از عوامل موفقيت آنان باشد اما افرادي كه بيش از حد درس مي خوانند از شدت حالات عصبي خود رنج مي برند و اظهار خستگي و زدگي مي نمايد. علت خواندن بيش ازحد مي تواند, رقابت زياد, جواب دادن عين مطالب كتاب در امتحان, احتمال تصحيح برگه ها توسط دبيران سختگير و ... باشد كه با توضيح دبيران مبني بر اينكه رساندن مفهوم و يادگيري ارزشمند تر از حفظ مطالب است, رفع مي گردد. 

 

5ـ در شـــروع مطالعه از ساده به مشكــــل خواندن:

   فردي كه ابتدا خسته نيست دروس يا مطالب ساده را مي خواند و هنگامي كه خسته مي شود سراغ مطالب و دروس مشكلتر مي رود و اين باعث مي شود كه در اثر درك نكردن, از مطالعه دلسرد شود. اينجا مناسبتر است ابتدا مطالب سنگين تر خوانده شود تا در صورت خسته شدن, مطالعه مواد دروس ساده , مشكل را افزايش ندهد. 

 

6ـ بي وقفـــه خواندن:

   اينگونه افراد, زمان استراحت كردن را اشتباهاً به معناي زمان از دست رفته مي دانند نه فرصتي براي تمدد اعصاب و افزايش بازدهي . همچنين از تاثير استراحت در امر يادگيري غافلند. زمان استراحت بين مطالعه در افراد مختلف ممكن است به نتيجه مطلوبي رسيد مثلاً بار اول يك ساعت و نيم وطالعه و 20 دقيقه استراحت, بار دوم يك ساعت و ربع مطالعه و 30 دقيقه استراحت , بار سوم يك ساعت مطالعه و 40 دقيقه استراحت.

 

7ـ حفظ كـــــردن طوطـــــي وار:

   معمولاً مطالبي كه فهميده مي شود پايدار تر از مطالب حفظ شده است. همچنين در مطالب فهميده شده, تفكر و تعقل دخالت دارند و در مطالب حفظ شده تكرار.

 

 

 

8ـ وجود اضطــــراب:

  اضطراب ترس مبهم است و در صورت غير معمول, مشكلي جدي براي امر مطالعه و يادگيري است.

 

9ـ وســــواس در مطالعـــه:

  فرد يكبار مطلبي را مي خواند و بعد دچار ترديد مي شود كه آيا آنرا خوب فهميده است يا نه. مجدداً به مطالعه همان مطلب مي پردازد و ترديد مجدد او را به مطالعه دوباره سوق مي دهد و اين جريان آنقدر ادامه مي يابد تا فرد را خسته مي كند. كاهش فشار هاي رواني اين افراد توسط والدين و معلمان و مشاوران, مفيد است.

 

10- ابتـــــلا به افسردگـــــــي:

  افسردگي نوعي بيماري خلقي مي باشد كه همراه با افت فعاليتها و تلاش هاي فرد مبتلا, خستگي و ياس است. فرد افسرده به سمت كتاب درسي ميرود و آنرا باز مي كند, ولي حوصله خواندن را در خود نمي يابد و دچار كاهش تمركز است با درمان افسردگي, تمايل به مطالعه و يادگيري افزايش مي يابد.

 

 

 

منبـــــع: www.zibaweb.com/ARTICLE11.htm

 

بودجه بندی درس زیست شناسی و آزمایشگاه 1

به نام خدا

بودجه بندی درس زیست شناسی و آزمایشگاه 1  رشته علوم تجربی

 نیمسال اول سال تحصیلی86- 1385

 

ماه

هفته

میزان تدریس

صفحات

مهر

اول

جلسه اول :

جلسه دوم :

1- از مولکول های زیستی تا کربو هیدرات ها

2- از کربوهیدرات ها تا ابتدای پروتئین ها

17 13

20 17

دوم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1-از پروتئین ها تا آخر فصل اول

2- انجام فعالیتها و انجام آزمایشات فصل 2

25 20

28 26

سوم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1ـ آزمون فصل 2

2ـ تدریس از سفری به درون سلول تا انتهای انواع میکروسکوپهای الکترونی

28 13

31 - 28

چهارم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1ـ کار عملی با میکروسکوپ در آزمایشگاه

2ـ از سلولهای مختلف  اندازه های مختلفی دارند تا ساختار غشاهای سلولی

33 32

40 34

آبان

اول

جلسه اول :

جلسه دوم :

1ـ از ساختار غشاهای سلولی تا جسم گلژی

2ـ از جسم گلژی تا چگونگی ورود و خروج مواد از سلول

44 40

50 44

دوم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1- از چگونگی ورود و خروج مواد از سلول تا پایان فصل 3

2-انجام فعالیتها و انجام آزمایشات فصل

53 50

54 53

سوم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1ـ آزمون فصل 3

2ـ از سازمان بندی سلول ها تا  بافت پیوندی

54 29

58 55

چهارم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1- از بافت پیوندی تا سازمان بندی سلول های گیاهان

2- از سازمان بندی سلول های گیاهان تا پایان فصل 4

60 58

64 60

آذر

اول

جلسه اول :

جلسه دوم :

1ـ انجام فعالیتها و انجام آزمایشات فصل

2- آزمون فصل 4

66 65

66 55

دوم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1- از تغذیه و گوارش تا دستگاه گوارش انسان

2- از دستگاه گوارش انسان تا سر حرکات معده

70 - 67

73 70

سوم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1ـ از حرکات معده تا روده باریک

2ـ از روده باریک تا تغذیه گیاهی و خاک

76 73

80 76

چهارم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1ـ انجام فعالیتها و انجام آزمایشات فصل

2- آزمون فصل 5

81 79

81 - 67

دی

اول

جلسه اول :

جلسه دوم :

1- پرسش های دوره ای از فصلهای 2 الی 5

2- برطرف کردن نقاط ضعف دانش آموزان

81 - 13

------

آزمون پایان نیمسال اول

 

تهیه و تنظیم :

حمید رضا اویسی سرگروه آموزشی زیست شناسی شهرستان بهشهر

 

 

 

به نام خدا

بودجه بندی درس زیست شناسی و آزمایشگاه 1 رشته علوم تجربی

 نیمسال دوم سال تحصیلی86- 1385

 

ماه

هفته

میزان تدریس

صفحات

بهمن

اول

جلسه اول :

جلسه دوم :

1- از تبادل گازها تا دستگاه تنفسی انسان

2 ـ از دستگاه تنفسی انسان تا هموگلوبین

91 89

93 91

دوم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1-  هموگلوبین تا پایان بخش تنفس و انجام فعالیتها

2- آزمون فصل 6

95 93

95 89

سوم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1- از گردش مواد تا دستگاه گردش خون انسان

2ـ از دستگاه گردش خون انسان تا کاردیوگرافی و الکتروکاردیوگرافی

98 96

101 98 

چهارم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1-از کاردیوگرافی و الکتروکاردیوگرافی تا گردش خون در مویرگ ها

2-از گردش خون در مویرگ ها تا گلبول های سفید

104 101

108 104

اسفند

اول

جلسه اول :

جلسه دوم :

1- ازگلبولهای سفید تا انتقال مواد در گیاهان

2ـ تشریخ قلب و مشاهده گسترش خونی در آزمایشگاه و اندازه گیری فشار خون و تست ورزش

111 108

-----

دوم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1ـ آزمون از ابتدای فصل 7 تا انتقال مواد در گیاهان

2ـ از انتقال مواد در گیاهان تا حرکت آب  داخل گیاه

111 96

114 111

سوم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1ـ از حرکت آب  داخل گیاه تا سلولهای نگهبان و تعرق

2ـ از سلولهای نگهبان و تعرق تا حرکت مواد آلی در گیاه

116 114

118 116 

چهارم

جلسه اول :

جلسه دوم :

 1ـ از حرکت مواد آلی در گیاه تا پایان فصل 7

2ـ انجام فعالیت ها و آزمایشات

120 118

122 120

فروردین

اول

جلسه اول :

جلسه دوم :

تعطیلات رسمی

---

دوم

جلسه اول :

جلسه دوم :

تعطیلات رسمی

---

سوم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1ـ آزمون فصل 7 بطور کامل

2ـ تنظیم محیط داخلی تا تشکیل ادرار

122 96

126 123

چهارم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1ـ از تشکیل ادرار تا انتهای فصل 8

2ـ انجام فعالیت ها و آزمایشات مربوط به فصل 8

129 126

130 128

اردیبهشت

اول

جلسه اول :

جلسه دوم :

1ـ آزمون فصل 8

2ـ از  حرکت تا انقباض ایزوتونیک و ایزومتریک

130 123

136 131

دوم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1ـ از انقباض ایزوتونیک و ایزومتریک تا ورزش و نرمش

2ـ از ورزش و نرمش تا پایان فصل 9

142 136

146 142

سوم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1ـ انجام فعالیتها و انجام آزمایشات فصل

2- آزمون فصل 9

146 - 131

چهارم

جلسه اول :

جلسه دوم :

1- پرسش های دوره ای از فصلهای 5 الی 9

2- برطرف کردن نقاط ضعف دانش آموزان

146 96

-------

آزمون پایانی نیمسال  دوم

تهیه و تنظیم :

حمید رضا اویسی سرگروه آموزشی زیست شناسی شهرستان بهشهر

 

 

30 قانون جهانی موفقیت

 

30 قانون جهانی موفقیت

قانون انگيزه:

 

هر چه مي گوييد يا انجام مي دهيد از تمايلات دروني، خواسته هاي شما سرچشمه مي گيرد. پس براي رسيدن به موفقيت بايد انگيزه ها را مشخص كرد تا با يك برنامه ريزي اصولي به هدف رسيد.

 

قانون انتظار:

 

اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چيزي را در جهان پيرامونتان داشته باشيد آن چيز به وقوع مي پيوندد . شما هميشه هماهنگ با انتظارات تان عمل مي كنيد و اين انتظارات بر رفتار و چگونگي برخورد اطرافيانتان تأثير مي گذارد.

 

قانون تمركز:

 

هر چيزي را كه روي آن تمركز كرده و به آن فكر كنيد در زندگي واقعي، شكل گرفته و گسترش پيدا مي كند. بنابراين بايد فكر خود را بر چيزهايي متمركز كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.

 

قانون عادت:

 

حداقل 95 درصد از كارهايي كه انجام مي دهيم از روي عادت است. پس مي توانيم عادت هايي را كه موفقيت مان را تضمين مي كنند در خود پرورش دهيم؛ و تا هنگامي كه رفتار مورد نظر به صورت اتوماتيك و غير ارادي انجام نشود، تمرين و تكرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهيم.

 

قانون انتخاب:

 

زندگي ما نتيجه انتخاب هاي ما تا اين لحظه است. چون هميشه در انتخاب افكار خود آزاد هستيم، كنترل كامل زندگي و تمامي آن چه برايمان اتفاق مي افتد در دست خودمان است.

 

قانون تفكر مثبت:

 

براي رسيدن به موفقيت و شادي، تفكر مثبت امري ضروري است. شيوه تفكر شما نشان دهنده ي ارزش ها، اعتقادات و انتظارات شماست.

 

قانون تغيير:

 

تغيير ، غير قابل اجتناب است و ما بايد استاد تغيير باشيم نه قرباني آن.

 

قانون كنترل:

 

سلامتي ، شادي و عملكرد درست از طريق كنترل كامل افكار، اعمال و شرايط پيرامونمان به وجود مي آيد.

 

قانون مسؤوليت:

 

هر چه و هر كجا كه هستيد به خاطر آن است كه خودتان اين طور خواسته ايد. مسووليت كامل آن چه كه هستيد ، آن چه كه به دست آورده ايد و آن چه كه خواهيد شد بر عهده خود شماست.

 

قانون پاداش:

 

عالم در نظم كامل به سر مي برد و ما پاداش كامل اعمالمان را مي گيريم. هميشه از همان دست كه مي دهيم از همان دست مي گيريم. اگر از عالم بيشتر دريافت مي كنيد به اين دليل است كه بيشتر مي بخشيد.

 

 

 

قانون خدمت :

 

پاداش هايي را كه در زندگي مي گيريد با ميزان خدمت شما به ديگران رابطه مستقيم دارد. هر چه بيشتر براي بهبود زندگي و سعادت ديگران كار كنيد و توانايي هاي خود را افزايش دهيد، در عرصه هاي مختلف زندگي خود بيشتر پيشرفت مي كنيد.

 

قانون علت و معلول:

 

هر چه به دليلي رخ مي دهد. براي هر علتي معلولي است و براي هر معلولي علت يا علت هاي به خصوصي وجود دارد، چه از آن ها اطلاع داشته باشيد چه نداشته باشيد. چيزي به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگي هر كاري را كه بخواهيد مي توانيد انجام دهيد به شرط آن كه تصميم بگيريد كه دقيقاً چه مي خواهيد و سپس عمل كنيد.

 

قانون ذهن:

 

شما تبديل به همان چيزي مي شويد كه درباره آن بيشتر فكر مي كنيد. پس هميشه درباره چيزهايي فكر كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.

 

قانون عينيت يافتن ذهنيات:

 

دنياي پيرامون شما تجلي فيزيكي دنياي درون شماست. كار اصلي شما در زندگي اين است كه زندگي مورد علاقه خود را در درون خود خلق كنيد. زندگي ايده آل خود را با تمام جزييات آن مجسم كنيد و اين تصوير ذهني را تا زماني كه در دنياي پيرامون شما تحقق پيدا كند حفظ كنيد.

 

قانون رابطه مستقيم:

 

زندگي بيروني شما بازتاب زندگي دروني شماست. بين طرز تفكر و احساسات دروني شما ، و عملكرد و تجارب بيروني تان رابطه مستقيم وجود دارد. روابط اجتماعي ، وضعيت جسماني شرايط مالي و موفيت هاي شما بازتاب دنياي دروني شماست.

 

قانون باور:

 

هر چيزي را كه عميقاً باور داشته باشيد به واقعيت تبديل مي شود. شما آن چه را كه مي بينيد باور نمي كنيد بلكه آن چيزي را مي بينيد كه قبلاً به عنوان باور انتخاب كرده ايد. پس بايد باورهاي محدود كننده اي را كه مانع موفقيت شما هستند شناسايي كنيد و آن ها را از بين ببريد.

 

قانون ارزش ها:

 

نحوه عملكرد شما هميشه با زير بنايي ترين ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است. آن چه كه

ارزش هايي را كه واقعاً به آن اعتقاد داريد بيان مي كند ادعاهاي شما نيست بلكه گفته ها، اعمال و انتخاب هاي شما به ويژه در هنگام ناراحتي و عصبانيت است.

 

قانون تأثير تلاش:

 

همه اميد ها، روياها، هدف ها و آرمان هاي ما در گرو سخت كوشي است. هر چه بيشتر تلاش كنيم؛ موفقيت بيشتري كسب خواهيم كرد.

 

قانون آمادگي :

 

در هر حوزه اي موفق ترين افراد ، آن هايي هستند كه وقت بيشتري را صرف كسب آمادگي براي انجام كارها مي كنند. عملكرد خوب نتيجه آمادگي كامل است.

 

قانون حد توانايي :

 

شايد براي انجام همه كارها وقت كافي وجود نداشته باشد ولي هميشه براي انجام مهم ترين كارها وقت كافي هست. هر چه بيشتر كار كنيم كارايي بيشتري پيدا مي كنيم. اما بايد اموري را بر عهده بگيريم كه در حد توانمان باشد.

 

 

 

 

 

قانون تصميم:

 

مصمم بودن از ويژگي هاي اساسي افراد موفق است. در زندگي هر جهشي در جهت پيشرفت هنگامي حاصل مي شود كه در موردي تصميم روشني گرفته باشيم.

 

قانون خلاقيت:

 

ذهن ما مي تواند به هر چيزي كه باور داشته باشد دست يابد . هر نوع پيشرفتي در زندگي با يك ايده آغاز مي شود و چون توانايي ما در خلق ايده هاي جديد نامحدود است آينده نيز محدوديتي نخواهد داشت.

 

قانون استقامت:

 

معيار ايمان به خود، توانايي استقامت در برابر سختي ها، شكست ها و نااميدي هاست . استقامت ويژگي اساسي موفقيت است . اگر به اندازه كافي استقامت كنيم، طبيعتاً سرانجام موفق خواهيم شد.

 

قانون صداقت:

 

خوشبختي زماني به سراغ ما مي آيد كه تصميم بگيريم هماهنگ با والاترين ارزش ها و عميق ترين اعتقادات خود زندگي كنيم. همواره بايد با آن بهترين بهترين ها كه در درون مان وجود دارد صادق باشيم.

 

قانون انعطاف پذيري:

 

در تعيين اهداف خود قاطعيت داشته باشيد، اما در مورد روش دست يابي به آن ها انعطاف پذير باشيد. درعصر تحولات سريع و رقابت شديد، انعطاف پذيري از ضروريات است.

 

قانون خوشبختي:

 

كيفيت زندگي ما را احساسمان در هر لحظه تعيين مي كند واحساس ما را تفسير خودمان از وقايع پيرامونمان مشخص مي سازد، نه خود وقايع. هرگز براي اين كه تجربه خوشي از دوران كودكي داشته باشيد دير نيست. كافي است گذشته را مرور كنيد و روشي را كه براي تفسير تجربيات خود داشته ايد تغيير دهيد.

 

قانون تعجيل :

 

ما همواره دوست داريم كه هر چه زودتر به آرزوهايمان برسيم، به هميت دليل است كه در تمام عرصه هاي زندگي بي قراريم.

 

قانون فرصت:

 

بهترين فرصت ها اغلب در معمولي ترين موقعيت هاي زندگي مان به وجود مي آيد. پس بزرگترين فرصت ها به احتمال زياد هميشه در دسترس ماست.

 

قانون خود شكوفائي:

 

شما مي توانيد هر چه را كه براي رسيدن به اهداف تعيين شده خود به آن نياز داريد بياموزيد. آن هايي كه مي آموزند توانا هستند.

 

قانون بخشندگي :

 

هر چه بيشتر ، بدون انتظار پاداش به ديگران خدمت كنيد خير و نيكي بيشتري به شما مي رسد، آن هم از جاهايي كه اصلاً انتظار نداريد. شما تنها در صورتي حقيقتاً خوشبخت خواهيد شد كه احساس كنيد به دليل خدمت به ديگران انسان با ارزشي هستيد.

 

 

 منبع : edum.blogfa.com

تصوير برداري تشديد مغناطيسي(MRI)

 

تصوير برداري تشديد مغناطيسي(MRI)

 برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

از رده بندی ارسطویی تا رده بندی ایرانی

از رده بندی ارسطویی تا رده بندی ایرانی

 

بی گمان یكی از دانستنی های پایه ای برای زیست شناسی، رده بندی جانداران است. بدون نام گذاری درست و دسته بندی جانداران در گروه های همانند، زیست شناسان در هر شاخه ای كه از این دانش پژوهش می كنند، با دشواری روبه رو می شوند. برای نمونه، یك زیست شیمیدان ماده سودمندی را از گیاهی مانند گون به دست آورده است و می خواهد دستاورد پژوهش خود را گزارش كند. تنها در كشور ایران صدها گونه گیاه گون از جنس های گوناگون وجود داد. او چگونه می تواند گزارشی بنویسد كه همگان با خواندن آن دریابند آن دانشمند روی كدام گونه پژوهش كرده است؟

 

برای مطالعه کل مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

اختلال شنوایی و کاشت حلزون شنوایی

 

اختلال شنوایی و کاشت حلزون شنوایی

           

گوش انسان از سه بخش تشکیل شده است که نقش حیاتی در شنیدن ایفا می کنند :

- گوش خارجی

- گوش میانی

- گوش داخلی

 

   صوت توسط مجرای گوش خارجی وارد شده و سبب لرزش پرده گوش می گردد . سه استخوان کوچک در گوش میانی این لرزش را از پرده گوش به بخش حلزونی گوش در گوش داخلی هدایت می کنند . هر گونه اشکال در این انتقال سبب نقصان شنوایی هدایتی می گردد .

 

   وقتی سه استخوان کوچک حرکت می کنند ،امواجی در مایع مجرای حلزونی بوجود می آورند و این امواج بیش از ۱۶۰۰۰ سلول ظریف شنوایی ( سلولهای مویی ) را تحریک می کنند . حرکت این سلولهای مویی باعث تولید یک جریان الکتریکی در عصب شنوایی می شود . این جریان از طریق سیستم عصبی تا مناطق شنوایی مغز رسیده و در آنجا به صورت صوت شناخته می شود . ( شنوایی حسی - عصبی )

 

   اگر شما بیماری یا انسدادی در گوش خارجی یا میانی داشته باشید ، ممکن است شنوایی هدایتی شما آسیب ببیند . که می توان با درمانهای دارویی و یا جراحی آنرا مرتفع ساخت .

 

   اما مشکل گوش داخلی می تواند باعث آسیب شنوایی حسی - عصبی شده و ناشنوایی عصبی ایجاد کند . در این حالت در بیشتر اوقات سلولهای مویی آسیب می بینند و عملکردی ندارند . اگر چه بسیاری از رشته های اعصاب شنوایی ممکن است سالم باشند و امواج الکتریکی را به مغز انتقال دهند اما به علت آسیب سلولهای مویی بدون پاسخ هستند . بدلیل اینکه در ضایعه شنوایی حسی - عصبی شدید امکان بهبودی با دارو وجود ندارد ، این ضایعه فقط با کاشت حلزون شنوایی قابل درمان می باشد .

 

   دستگاه کاشت حلزون شنوایی یک دستگاه الکترونیک است که بخشی از شنوایی را به افراد ناشنوا برمی گرداند . این دستگاه با عمل جراحی در گوش داخلی کار گذاشته می شود و توسط دستگاهی که در خارج از گوش قرار می گیرد فعال می شود . برخلاف سمعک ، این دستگاه صدا را بلندتر و آشکارتر نمی کند . در عوض ، بدون نیاز به قسمتهای آسیب دیده سیستم شنوایی ،بطور مستقیم عصب شنوایی را تحریک می کند و اشخاصی که ناشنوایی شدیدی دارند اجازه می دهد که اصوات را دریافت کنند.

 

   این دستگاه بدون استفاده از سلولهای مویی آسیب دیده صحبتها و صداهای محیطی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل کرده و این امواج را به عصب شنوایی می فرستد .

 

   یک پردازنده گویایی که معمولاً خارج از گوش بر روی کمربند یا داخل جیب گذاشته می شود . اغلب یک میکروفن برای دریافت اصوات در خارج از بدن و پشت گوش نصب می شود . « پردازنده گویایی » صداها را به سیگنالهای الکتریکی مشخص تبدیل می کند . این کدها از طریق سیم نازکی به سمت بالا و به وسیله های نصب شده در پشت گوش انتقال می یابد و به صورت امواج رادیویی از پوست گذشته و به الکترودهای کاشته شده در حلزون شنوایی می رسد . سیگنالهای دریافتی توسط الکترودها ، رشته های عصبی شنوایی را تحریک می کنند تا اطلاعات را به مغز فرستاده و در آنجا به صورت صداهای معنی دار تفسیر و معنی شوند .

 

آیا تمامی افراد می توانند از مزایای کاشت حلزون بهره مند شوند؟

کاشت حلزون شنوایی فقط برای اشخاصی طراحی شده که از سمعک نتیجه خوبی نمی گیرند و یا دچار ناشنوایی مادرزادی هستند . این افراد باید ۲ سال به بالا باشند ( مگر اینکه مننژیت دوران کودکی باعث ناشنوایی شده باشد ) .

 

متخصصین گوش و گلو و بینی عمل جراحی کاشت حلزون را انجام می دهند ، ولی همه آنها قادر به انجام این کار فوق تخصصی نمی باشند . بدین منظور پزشک شما می تواند برای ارزیابی شما را به یک کلینیک مخصوص کاشت حلزون ارجاع نمایند . سپس تیم کاشت حلزون به ارزیابی شما خواهد پرداخت . این تیم شامل متخصص گوش ، گلو و بینی ، شنوایی سنج ، گفتار درمان ، روانپزشک ، پرستار و دیگر افراد مورد نیاز می باشد . تمام بررسی های مورد نیاز را از شما به عمل خواهند آورد که عبارتند از :

ارزیابی گوش : توسط متخصص گوش ، گلو و بینی تا ضمن بررسی علل دخیل ، آمادگی فرد را برای جراحی اعلام می نماید .

 

ارزیابی شنوایی ( شنوایی شناسی ) : توسط شنوایی شناس تا مشخص شود که با یا بدون سمعک تا چه اندازه قادر به شنیدن هستید .

 

ارزیابی رادیوگرافی ( اشعه X ) یا MRS

 

ارزیابی روانشناسی : تا مطمئن شوند از نظر روانی با فرآیند جراحی کاشت حلزون شنوایی سازگاری می یابید یا خیر ؟

ارزیابی جسمانی : تا هر گونه مشکلات بالقوه ای را که ممکن است در هنگام بیهوشی عمومی پیش آید شناسایی گردد.

عمل کاشت حلزون شنوایی تحت بیهوشی عمومی انجام گرفته و حدود ۲ تا ۳ ساعت به طول می انجامد . در این روش عمل جراحی ، لازم است که بیمار یک یا چند روز در بیمارستان بستری گردد که این مدت بستگی به دستگاه مورد استفاده و آناتومی ( ساختار ) گوش داخلی دارد .

 

● مراقبت ها و آموزشهای بعد از عمل

حدود یک ماه تا ۴۵ روز بعد از عمل جراحی شما ، پردازنده سیگنالها ، میکروفون و دستگاه تفسیر و معنی کننده اصوات در خارج از گوش شما قرار داده می شود و تنظیم میگردد . به شما یاد می دهند که چگونه از این دستگاهها مراقبت کنید و چگونه از این طریق به صداها گوش فرا دهید . بعضی از کاشتها زمان طولانی تری برای تنظیم شدن و آموزش مربوطه نیاز دارند . همچنین ممکن است تیم توانبخشی از شما بخواهند تا برای انجام معاینات دوره ای و در صورت لزوم تنظیم دوباره پردازنده گویایی به کلینیک مراجعه کنید .

 

●●توجه :

دستگاه کاشت حلزون شنوایی نمی تواند شنوایی کاملاً عادی شما را بازگرداند و میزان مفید بودن آن از فردی به فرد دیگر فرق می کند . بیشتر استفاده کنندگان به این نتیجه رسیده اند که این دستگاه به آنها کمک می کند تا با کمک لب خوانی تکامل یافته تری بتوانند ارتباط بهتری برقرار سازند .

البته بیش از نیمی از انها قادر شده اند که بدون نیاز به نشانه های بینایی صحبتها را تشخیص دهند و بچه هایی که در اطراف سن ۲ سالگی کاشت حلزون شنوایی شده اند ، شنوایی بهتر و نزدیک تری به حالت طبیعی داشته اند .

 

عوامل گوناگونی هستند که میزان استفاده مفید از این دستگاه را در کاربردهای مختلف مشخص می کنند:

مدت زمانی که شخص ناشنوا بوده است.

تعداد رشته های عصب شنوایی موجود

انگیزش بیمار برای یادگیری شنیدن

 

تیم جراحی شما برایتان توضیح خواهند داد که چه انتظارات معقول و منطقی می توانید از این دستگاه داشته باشید . قبل از اینکه بدانید آیا دستگاه شما خوب کار می کند یا نه ، لازم است که به روشنی بدانید که شما چقدر وقت صرف کنید تا به نتیجه برسید . این دستگاه برای تعداد معدودی از بیماران مفید نبوده است .

 

منبع :

 

http://www.irib.ir/health/html/Cochlear_implant.htm   

وبلاگ audiran     

 

 

گیاهان و مهندسی ژنتیک

گیاهان و مهندسی ژنتیک

 

   گیاهان نه تنها اهمیت بسزایی در کشاورزی دارند، بلکه بعضی از گیاهان زینتی و دارویی ارزش اقتصادی بالایی دارند. امروزه از کدئین ، کیتین و دیگوکسین گیاهانی برای ضد درد ، ضد مالاریا و ضد التهاب قلب استفاده میشود. با توجه به گسترش علم تکثیر مریستم در جوانه ، نوک ریشه ، گرهک در زمینه تولید پروتئینهای جانوری مانند زنجیره سبک ایمونوگلوبینها ، انسولین ، آلبومین سرم انسانی و ... گامهایی برداشته شده است.

 

برای مشاهده کل متن روی ادامه ی  مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

پزشکی چیست ؟

 

پزشکی چیست ؟

راهنمای دانشجویان پزشکی و کسانی که قصد ورود به این رشته را دارند.

 

هدف :

هدف تربیت پزشك عمومی با خصوصیات زیر است:

1) در راه آشنایی بیشتر با مكتب و تزكیه و تعالی روح كوشا باشد. كمك به تامین بهداشت و درمان دردهای مردم را وسیله‌ای برای رضای خدا و تقرب به او بداند.

2) با فرهنگ اسلامی و نظام جمهوری اسلامی آشنا باشد و خود را ملزم به رعایت قوانین و مقررات حاكم به جامعه اسلامی بداند.

3) از شناخت مسائل عمده بهداشت و درمان و نظام ارائه خدمات بهداشتی و درمانی كشور به قدر كافی برخوردار و از مسئولیت‌ها و وظایف خود در این نظام آگاه باشد.

4) قابلیت علمی و عملی كافی در تشخیص بیماری‌ها و ارجاع بیماران به سطوح بالاتر بهداشتی و درمانی كشور و شركت در برنامه‌های پیشگیری و بهداشت عمومی را دار باشد.

5) قادر به استفاده از آخرین منابع علمی و بهره‌گیری از اطلاعات جدید كار خود باشد.

 

برای مشاهده کل متن روی ادامه ی  مطلب کلیک کنید

 

 

ادامه نوشته

پلاستیک های زیستی

 

پلاستیک های زیستی

 

● ارمغان بیوتكنولوژی برای محیط زیست

اطرافمان انباشته از پلاستیك شده است. هر كاری كه انجام می دهیم و هر محصولی را كه مصرف می كنیم، از غذایی كه می خوریم تا لوازم برقی به نحوی با پلاستیك سروكار داشته و حداقل در بسته بندی آن از این مواد استفاده شده است. در كشوری مثل استرالیا سالانه حدود یك میلیون تن پلاستیك تولید می شود كه ۴۰ درصد آن صرف مصارف داخلی می شود. در همین كشور هرساله حدود ۶ میلیون بسته یا كیسه پلاستیكی مصرف می شود. گرچه بسته بندی پلاستیكی با قیمتی نازل امكان حفاظت عالی از محصولات مختلف خصوصاً مواد غذایی را فراهم می كند ولی متاسفانه معضل بزرگ زیست محیطی حاصل از آن گریبان گیر بشریت شده است. اكثر پلاستیك های معمول در بازار از فرآورده های نفتی و ذغال سنگ تولید شده و غیرقابل بازگشت به محیط هستند و تجزیه آنها و برگشت به محیط چند هزار سال طول می كشد. به منظور رفع این مشكل، محققان علوم زیستی در پی تولید پلاستیك های زیست تخریب پذیر از منابع تجدیدشونده مثل ریزسازواره ها و گیاهان هستند.

 

برای مشاهده کل متن روی ادامه ی  مطلب کلیک کنید

 

ادامه نوشته

درباره زندگی و آثار فرانس دی وال

 

درباره زندگی و آثار فرانس دی وال

 

▪ نكته

ما دو رو داریم كه هر كدام از آنها در تناظر با ویژگی های كلیشه ای یكی از نزدیك ترین عموزاده های انسانریخت انسان یعنی شمپانزه و بونوبو هستند. در واقع ما انسانریختی دوقطبی هستیم. ما رویی بسیار زشت و ناخوشایند داریم و هنگامی كه رذل می شویم تقریباً از هر جانور دیگری كه می توان تصور كرد رذل تریم. اما در عین حال رویی بسیار خوشایند و فداكار نیز داریم و هرگاه خوب می شویم تقریباً از هر جانور دیگری كه بتوان تصور كرد هم عملاً بسیار دوست داشتنی تریم.

 

  

برای مطالعه کل مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

خستگی مداوم

 

خستگی مداوم

 

خستگی مداوم باعث می شود شخص در تمام اوقات روز نیاز به استراحت را در خود احساس کند. در هر لحظه یک نفر از هر ده نفر از خستگی مداوم رنج میبرد و باید گفت که تعداد زنان مبتلا به این مشکل بیشتر است. در بسیاری از کشورهای جهان خستگی مفرط یکی از دلایل عمده مراجعه افراد به پزشک عمومی است.

 

برای مطالعه کل مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

ادامه نوشته

كارل لنداشتاینر

كارل لنداشتاینر

 

 ۷۲سال پیش  "كارل لنداشتاینر"، پاتولوژیست و ایمنی‌شناس اتریشی چشم از جهان فروبست.

 

لنداشتاینر، برنده جایزه نوبل پزشكی سال ‪ ۱۹۳۰است كه این جایزه را به دلیل كشف گروه‌های خونی اصلی و تكمیل سیستم گروه‌بندی (‪ (ABO ) دریافت كرد.

 

او نشان داد كه در صورت تركیب و آمیختن خون‌های گروه‌های متفاوت با همدیگر، حركت گلبول‌های قرمز خون كه حامل اكسیژن‌اند كند می‌شود و اثرهای مرگباری به دنبال دارد.

 

اهمیت این كشف به گونه‌ای است كه سالروز تولد این دانشمند به نام روز جهانی اهداكننده خون (WBDD) نامگذاری شده‌است.

 

گروه‌های خونی براساس ساختمان شیمیایی موجود در سطح گلبول‌های قرمز به چهار گروه ‪  A,B,AB,Oتقسیم شده ‌است. بدین ترتیب هر گروه خونی مختصاتی دارد و نباید به انسانی دیگر با گروه خونی نامتجانس تزریق شود. اما گروه ‪ Oرا به علت ساختمان خاص گلبول‌های آن كه نه ضد ‪ Aو نه ضد ‪ Bهستند می توان به تمام گروه‌های چهارگانه تزریق كرد و از این رو گروه ‪ Oرا اصطلاحا " گروه‌دهنده همگانی " می‌نامند.

 

گفته می‌شود نخستین انتقال خون موفقیت‌آمیز، حدود سال ‪ ۱۶۳۰میلادی توسط "ریچارد لور"، و بین دو سگ انجام شد. لور، یك كالبدشناس بود و هر دو حیوان زنده ماندند.

 

نخستین انتقال خون ثبت شده به انسان را دكتر " ژان باپتیست دنیس" فرانسوی در سال ‪ ۱۶۶۷انجام داد.

 

نخستین بیمار دنیس پسر نوجوانی بود با تب بسیار شدید كه به طور معجزه آسایی جان سالم به در برد. به او ‪ ۰/۲۵لیتر خون بره تزریق شد با این حال بیمار بعدی دنیس این قدر خوش شانس نبود.

 

"آنتونی موروی"، خدمتكاری جوان بود كه به خاطر درمان جنونش به او خون گوساله تزریق كردند .

 

نخستین انتقال خون برای آنتونی تاثیری مثبت داشت اما او بعد از دومین بار تب كرد و مرد . بیوه موروی، به اتهام سهل انگاری از دنیس شكایت كرد و دنیس هم او را به اتهام زدن تهمت به دادگاه كشاند.

 

به دنبال این ماجرا انتقال خون در بیشتر قسمت‌های اروپا ممنوع شد تا اینكه "كارل لنداشتاینر"اتریشی گروه‌های خونی اصلی را تشخیص داد.

 

همچنین كشف فاكتور ‪  Rhنیز از جمله كارهای لنداشتاینر، محسوب می‌شود.

 

Rhیكی از آنتی ژن‌های روی گلبول‌های قرمز است كه در تعیین گروه‌های خونی موثر است.

 

آنتی ژن‌های متفرقه زیادی وجود دارد كه ‪  Rhاز مهمترین این آنتی ژن ها محسوب می‌شود .

انواع پرها

 

انواع پرها

 

پرها از یك برآمدگی اپیدرمی ساخته شده اند كه نشانگر پوشش خارجی و بال و پر در پرندگان است. آنها خصوصیات برجسته و منحصر كننده رده پرندگان زنده ، می باشند. دیگر theropoda ( گروهی از دایناسورها) همچنین دارای پر هستند.

 

برای مشاهده کل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

ادامه نوشته

تاکسیدرمی پرندگان

تاکسیدرمی پرندگان

 

آماده سازی نمونه برای تاكسیدرمی

در تمام نمونه ها در ابتدا باید موارد زیر را بخاطر داشت:

  • وزن و اندازه گیری اعضای بدن
  • رنگ بدن
  • پوست اطراف صورت
  • چشم ها 
  • پاها و پلك چشم

برای مشاهده کل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

تکامل انسان

تکامل انسان

 

پژوهشگران می گویند این پندار عمومی که اجداد دوردست انسان شکارچیان سرسختی بودند که هر چه در سر راهشان بود فتح و تسخیر می کردند غلط است.

محققان این هفته در گردهمایی انجمن آمریکایی پیشبرد علوم اعلام کردند که انسان های اولیه خود طعمه شکارچیان قویتری بوده اند.

بر اساس نظریه این گروه، این وضع ممکن است باعث تکامل انسانهای اولیه و افزایش سطح همکاری آنها برای پرهیز از شکار شدن شده باشد.

انسان شناسان می گویند به رغم ظرفیت خارق العاده بشر برای جنگ و خشونت، ما انسان ها موجوداتی بسیار اجتماعی هستیم.

جیمز ریلینگ، از محققان دانشگاه اموری در آتلانتای آمریکا می گوید افراد از تمایل دیگران به همکاری با آنها استقبال می کنند. اما انسان ها با کسانی که علاقه ای به همکاری ندارند با نگرش منفی برخورد می کنند.

آقای ریلینگ درباره ساز و کار زیست شناختی همکاری میان انسان ها تحقیق می کند. او این تحقیقات را بر به وسیله روش های تصویربرداری از مغز انجام می دهد.

او مغز افراد را حین انجام یک بازی آزمایشی بررسی کرده است. در این بازی تمایل افراد مورد آزمایش برای همکاری با دیگران ارزیابی می شود.

به گفته دکتر ریلینگ خاطره عدم همکاری دیگران به خوبی در حافظه افراد ثبت می شود.

● طعمه سخت

آقای ریلینگ می گوید شامپانزه ها بر خلاف ما علاقه ای به کمک کردن به یکدیگر حین خطر ندارند. این در حالی است که آنها نزدیک ترین خویشاوندان ما میان حیوانات هستند.

رابرت ساسمن، از محققان دانشگاه واشنگتن در سن لوئیس می گوید هوش و همکاری انسان ها در اثر نیاز به چیره شدن بر شکارچیان خود تکامل یافته است.

انسان های اولیه بر روی زمین و درختان زندگی می کردند و برای فرار از خطر به زندگی اجتماعی روی آوردند

پروفسور سوسمن انسان های اولیه را طعمه جانورانی مانند سگ های وحشی، گربه سانان، کفتار، عقاب ها و سوسمارها می داند.

آقای ساسمن "اوسترالوپیتکوس افرنسیس"، یکی از اجداد احتمالی بشر را نمونه واضح یک طعمه خوب برای شکارچیان می داند.

بر این اساس این میمون نما برای گریز از خطرات هم بر روی زمین و هم بر روی درختان زندگی می کرده است.

دکتر آگوستین فوئنتس از دانشگاه نوتردام با این فرضیه موافق است. او می گوید انسان های اولیه در معرض تهدیدهای محیطی متفاوتی مانند خطر شکار شدن قرار داشتند.

به گفته دکتر فوئنتس انسان های اولیه مجبور بودند که انرژی بیشتری را صرف کنند و برای نجات خود به زندگی اجتماعی روی آوردند تا به طعمه های سخت تری تبدیل شوند.

دکتر فوئنتس به اوسترالوپیتکوس و پارانتروپوس به عنوان دو گونه از انسان های اولیه برای توضیح نظر خود اشاره می کند.

او می گوید بر خلاف گونه نخست، گونه دوم موفق نشد تا با تهدیدهای محیطی وفق پیدا کند و یک میلیون و دویست هزار سال پیش منقرض شد.

 

http://www.tmnosrat.blogfa.com/

برگرفته از سایت آفتاب

چگونگی تهیه اسكلت حیوانات مهره دار

چگونگی تهیه اسكلت حیوانات مهره دار

 

در اینجا روش تهیه اسكلت حیوانات مهره دار، جهت مطالعه علمی و همچنین نگهداری در موزه شرح داده می شود. تهیه چنین اسكلتی با تهیه اسكلت هایی كه جنبه نمایشی دارند كاملا متفاوت است. در تهیه این نوع اسكلت ها باید دقت نمود كه هیچ نوع صدمه ای اعم از شكستگی ، بریدگی یا ایجاد سوراخ یا فقدان قسمتی از اعضا نظیر دندان و غیره در هنگام جوشاندن استخوان ها پیش نیاید. اگر مایل به تهیه اسكلتی هستید كه از لحاظ علمی حائز اهمیت باشد باید موارد زیر را مراعات نمائید:

 

برای مشاهده متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

راز توارث

● تاریخچه علم ژنتیک

 

  سالها پیش از آن که دانشمندان سعی کنند تا با استفاده از قوانین فیزیکی و شیمیایی علت پدیده های زیست شناختی را نیز تبیین کنند، زیست شناسان با مشاهده گیاهان و جانوران قلمرو دانش خود را گسترش می دادند. در واقع، تحقیقات دو تن از پیشگامان این علم وجود نوعی دستور یا کد وراثتی بر همگان اثبات کرده بود.

 

برای مشاهده متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

رشد کودک

رشد كودك 
 
 
 
دوران كودكي، زماني است كه رشد و نمو جسمي، ذهني و اجتماعي قابل توجهي روي مي دهد و در طي آن شخص از يك شيرخوار وابسته، به انسان بالغ و خودكفا تبديل مي شود. علاوه بر آن كودك مهارت هايي را مي آموزد كه به او امكان مي دهد به افراد ديگر و با محيط كنش متقابل ايجاد نمايد. سرعت رشد در سال اول زندگي بيش از ساير زمان هاست و دوره ديگري از رشد سريع هم در دوران بلوغ رخ مي دهد كه دوران گذرا از كودكي به بزرگسالي است. كودكان بسياري از مهارت هاي ضروري جسمي، ذهني و اجتماعي را در5 ‌سال اول زندگي كسب مي كنند، اما فرآيند آموختن تا پايان عمر ادامه مي يابد.

 

برای مشاهده متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

راهنمای تصحیح درس علوم زیستی و بهداشت سال اول - هماهنگ  کشوری

راهنمای تصحیح سوالات امتحان هماهنگ کشوری درس علوم زیستی و بهداشت سال اول

 11/3/1385

 

1- آزمایشی است که در آن دو آزمایش یکسان ، به طور همزمان انجام می شوند و همه عواملی که بر این آزمایش موثرند ، به جز یکی از آنها یکسان است . (5/0)

 

2- الف ) شبکه ای از رشته ها و لوله های پروتئینی که در سرتاسر سیتوپلاسم وجود دارد و به هم متصل اند ، اسکلت سلولی نام دارد . (5/0)

ب) گاهی در بعضی بخش های بدن ، عوامل کنترل کننده ی تقسیم سلول ها ، از کار می افتند و در اثر تقسیم بیش از حد تعداد زیادی سلول در یک نقطه ی بدن جمع می شوند ، (5/0) که به آنها تومور می گویند .

 

3- بخش مهمی از غشاهای سلولی را می سازند (25/0) برای تولید انرژی مصرف می شوند . (25/0)

 

4- الف) 25 (واحد) (25/0)

ب) در هر آزمایش تنها یک متغیر در نظر گرفته می شود . اگر چندین عامل با هم تغییر داده شوند ، تفسیر نتیجه ی آزمایش بسیار مشکل است . (5/0)

ج) 14/0 درصد (25/0)

 

5- الف) زیرا دانه های نشاسته ی موجود در این مواد ، از پوششی احاطه شده است که هنگام پخته شدن پاره می شود و گوارش نشاسته را آسان تر می کند. (5/0)

ب) زیرا آب به درون بافت های بدن نفوذ می کند . (25/0)

ج) زیرا بدن ما نمی تواند آنها را بسازد . (25/0)

 

6- الف) تیروکسین (25/0)

ب) کلسیم (25/0)

ج) بر اثر کمبود ویتامین A (25/0) قرنیه خشک و ضخیم می شود (25/0) که گزروفتالمی نام دارد .

 

7- اگر خون فقط با سرم ضد A لخته شد ، گروه خونی A است (25/0)

اگر فقط با سرم ضد B لخته شد ، گروه خونی B است (25/0)

اگر با سرم ضد A و ضد B لخته شد ، گروه خونی AB است . (25/0)

اگر با هیچکدام لخته نشد ، گروه خونی O است . (25/0)

 

8- الف) زیرا در سلول جنسی ماده ، مقدار سیتوپلاسم زیاد است ولی بشتر حجم سلول جنسی نر هسته است و سیتوپلاسم کمی دارد (5/0) بنابراین ماده وراثتی باید در هسته باشد .

ب) آیا این مولکول می تواند در طول تقسیم سلولی مولکولی نظیر خود را بسازد ؟ (25/0)

 

9- رسم هر شکل (25/0)            

(5 /0 = 25/0 × 2 )

 

                                

10- DNA مولکول بسیار طویلی است که دور شته آن به هم متصل شده اند . (25/0) در هر رشته هزارها نوکلئوتید وجود دارد (25/0) به طوری که همیشه A مقابلT  و C مقابل G قرا ر میگیرد (25/0) دو رشته حول محوری فرضی تابیده اند . (و یا دو رشته ی DNA فنر مانند است ) (25/0)

 

11- این هورمون ، بر ناحیه غضرفی واقع در دو سر استخوان های دراز تاثیر می گذارد و با استخوان سازی ر طول قد می افزاید . (5/0)

 

12- 

                       

                                  

یا هر شبکه دیگری که با استفاده از این موجودات 4 زنجیره ی درست غذایی و مرتبط به هم را تشکیل دهد . ( 1 نمره )

 

13- الف) به مجموعه ی موجودات زنده و غیر زنده ی یک محیط که با هم در ارتباطند ، اکوسیستم می گویند . (5/0)

ب) هنگامی که جاندارانی برای اولین بار در محیطی جدید استقرار می یابند ، می گویند آن جانداران در محل جدید جایگزین شده اند . (5/0)

ج) گونه ای که بیشترین اثر را بر اکوسیستم دارد ، گونه ی غالب می نامند . (5/0)

د) به آنچه در طبیعت وجود دارد و انسان از آنها استفاده می کند ، منبع طبیعی می گویند . (5/0)

 

14-   1) آنزیم های موجود در سلول های جاندار (25/0)

        2) جانوران مردار خوار (25/0)

        3) میکروبها (25/0)

 

15- پرتوهایی مانند اشعه ی گاما موجب مرگ میکروبها می شوند (25/0) مشکل این روش آن است که میکروبها را می کشد ولی ترکیبات مضر آنها از بین نمی رود (5/0)

 

16- الف) به باکتریهایی که نیتروژن هوا را می گیرند و با آن پروتئین می سازند ، باکتریهای تثبیت کننده ی نیتروژن می گویند (5/0)    ب) این باکتری ها ، آمونباک را به نیترات تبدیل می کنند . (5/0)

 

17- الف) زیرا مقدار انرژیی که در زنجیره ها هدر می رود ، کاهش می یابد . (5/0)

ب) تعداد افرادی که در زمان خاصی ، در واحد خاصی از سطح زندگی می کنند ، تراکم جمعیت نام دارد . (5/0)

 

18-           2/0 درصد  =  10000/20   = 100/4  × 100/5         (5/0)

نوشتن ضرب دو عد 5% در 4% (25/0) – نوشتن پاسخ صححیح (عدد 1000/2 یا 2/0 درصد ) (25/0)

 

19- ساختار سلولی ندارند (25/0)  همه ی آنها برای تولید مثل باید وارد سلولها شوند (25/0)   میزبان اختصاصی دارند (25/0)  - با میکروسکوپ نوری دیده نمی شوند .( اندازه آنها کوچک است ) (25/0)

 

20- سلولهایی که مورد حمله ی ویروس قرار می گیرند ماده ای پروتئینی به نام اینترفرون تولید می کنند (5/0) اینترفرون به سلولهای سالم می چسبد و آن ها را نسبت به ویروس ، مقاوم می کند . (25/0)

 

21-    1) دیواره سلولی (25/0)    2) ماده ی وراثتی (25/0)     3) کپسول (25/0)

 

 

22- الف) لنفوسیت ها (25/0) پادتن ترشح می کنند (25/0) – فاگوسیت ها (25/0) میکروب ها را نابود می کنند . (بیگانه خواری می کنند) (25/0)

ب) غده های اشکی ، اشک را که دارای آنزیم لیزوزیم است (25/0) ترشح می کنند . این آنزیم باکتریها را می کشد . (25/0)

 

 

 موفق باشید - اویسی

کشت قارچ خانگی

کشت قارچ خانگی

 

   بهترین موقع برای پرورش قارچ در خانه بین ماههای مهر تا آذر است، ولی چنانچه امکانات تهویه هوا و متعادل کردن درجه حرارت محیط محل پرورش وجود داشته باشد، میتوان قارچ در ماههای دیگر سال نیز پرورش داد.

 

به طور  کلی طرز پرورش قارچ مخصوص به خود آن است و میتوان آن را در محیط تاریک پرورش داد و به جز  نور مستقیم آفتاب، هر مقدار نور را تحمل میکند.

 

برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

مشکلات چشم ناشی از کار با کامپیوتر

 

مشکلات چشم ناشی از کار با کامپیوتر

 

                           

cvs چیست ؟  مجموعه ای از علائم چشمی و بینایی وجود دارد که بر اثر کار با کامپیوتر ایجاد می¬شوند. کسانی که زیاد با کامپیوتر کار می کنند گرفتار این علائم هستند. به نظر می¬رسد با فراگیرتر شدن بکارگیری کامپیوتر در محل¬های کار و حتی در خانه¬ها تعداد کسانی که از این مشکل رنج می برند رو به افزایش باشد. تقریبا ۴/۳ کسانیکه زیاد با کامپیوتر کار می کنند گرفتار این علائم هستند.

 

برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

سلول بنیادی چیست؟

سلول بنیادی چیست؟

 

 

تاریخچه

 

در اوایل دهه 1980 میلادی دانشمندان نحوه قرار گرفتن سلولهای بنیادی جنینی از موش و کشت آنها را در آزمایشگاه فرا گرفتند و در سال 1998 برای اولین بار در سلولهای بنیادی جنینی انسان را در آزمایشگاه تولید کردند. اما این سوال پیش می‌آید که پژوهشگران جنین انسان را از کجا بدست می‌آورند؟ جنین را می‌توان با تولید مثل ، تلفیق اسپرم و تخمک یا شبیه سازی تولید کرد.

 

برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

 

ادامه نوشته

توصیه‌هایی مهم برای امتحان

توصیه‌هایی مهم برای امتحان

 

چکیده:

امتحان معیار ارزشیابی دانسته‌ها و تواناییهای شماست و شما می توانید از آن بعنوان ابزاری برای ارزیابی مهارت‌های یادگیری خود استفاده کنید. اما شرایط فیزیکی و ذهنی وجود دارد که عملکرد شما در حین امتحان را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین لازم است پاره ای نکات را هنگام امتحان رعایت کنید.

 

برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

فعالیت بدنی

فعالیت بدنی

 

فعالیت بدنی می تواند کیفیت زندگی را در تمام سنین برای همگان بهبود بخشد.شیوه زندگی فعال باعث میشود افراد مسن دوستان جدیدی پیدا کنند،در فعالیتهای اجتماعی باقی بمانند و با سایرین در تمام سنین مراوده داشته باشد. بهبود انعطاف پذیری، تعادل و قوام عضلانی به پیشگیری از افتادن که دلیل عمده ناتوانی در افراد مسن است کمک می کند.

 

برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

زنبور عسل Apice melifera و خواص درمانی نیش آن

 

زنبور عسل Apice melifera

 

مقدمه

زنبور عسل از راسته نازک بالان (Hymenoptera) است. زنبور عسل قسمت‌های دهانی جونده و مکنده ، هر دو را داراست. دگریسی آن کامل است و بطور دسته جمعی زندگی می‌کند و شامل سه دسته هستند.

جهت مطالعه روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

12 روش براي خوشحال تر زيستن

 

12 روش براي خوشحال تر زيستن

خوشحالي يك وضعيت خاص ذهـنـي اسـت. هـر فـردي در
زنـدگي خـود روزهـايي را تجربه نموده كه برايش خوشايند
نبوده است. اما ناخرسندي مزمن ميتواند سلامتي، شغل
و روابط شما را تحت تاثير قرار دهد. بجز هـرگونه مشكـلات
پزشكي يا افسردگي هاي بلندمـدت كه نيازمند تجويزهاي
طبي و مساعدت حرفه اي مي باشند، مي توانـيـد مـيزان
خوشحالي خود را كنترل نماييد.

برای خواندن ۱۲ روشی روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

دانستنی های مهم در رابطه با کلسترول و تری گلیسرید

دانستنی های مهم در رابطه با کلسترول و تری گلیسرید

 

ادامه نوشته

زندگی پیش از تولد

  زندگی پیش از تولد

اگـر مـايــليد بدانيد كه پيش از تولد در درون رحم چه بر سر شما آمده اين مقاله را بخوانيد.  

ادامه نوشته

تكامل بینایی در نوزادان

تكامل بینایی در نوزادان

 

سیستم بینایی در بدو تولد یك سیستم تكامل نیافته است و تكامل آن

در طول سال اول زندگی رخ می دهد. از این رو، توجه والدین و پزشكان به مشكلات احتمالی در طول سال اول نقشی بسیار تعیین كننده در تكامل بینایی كودك و جلوگیری از مشكلات ناشی از اختلال در بینایی نظیر مشكلات یادگیری خواهد داشت.

 

سه ماه اول

 

نوزادان معمولا قبل از هر چیز "حركت" را می بینند. نوزادانی كه به موقع بدنیا آمده باشند (هفته 38 تا 42 حاملگی) باید بتوانند تغییرات صورت مادر نظیر خنده، اخم، ... را در هفته اول بعد از تولد ببینند. در این زمان درك رنگ هنوز كاملا تكامل نیافته و درك عمق نیز در طول سال اول به موازات هماهنگ شدن حركت چشم ها ایجاد می شود. هماهنگی عضلات چشم در نوزادان تازه متولد شده و شیرخواران بسیار ناقص است. چشم نوزادان اغلب به بیرون یا داخل منحرف شده و حركت چشم ها با هم هماهنگ نیست. این وضعیت استرابیسم یا انحراف چشم خوانده می شود. اگر استرابیسم تا 3 یا 4 ماهگی خودبخود بر طرف نشود بهتر است نوزاد توسط یك چشم پزشك معاینه شود.

 

اولین علائم مشكلات چشم و بینایی

 

در بعضی موارد لازم است نوزاد قبل از 3-4 ماهگی مورد معاینه قرار گیرد. این موارد عبارتند از: انحراف شدید چشم ها، عدم حركت چشم قبل از 3 ماهگی، انحراف هر دو چشم به داخل، ثابت ماندن یك چشم در زمان حركت چشم دیگر و یا تفاوت فاحش بین حركات دو چشم.

 

تشخیص زودرس استرابیسم بسیار مهم است زیرا تنبلی چشم یا آمبلیوپی حاصل استرابیسم درمان نشده است. اگر یك چشم كودك نتواند بر اثر استرابیسم خوب ببیند هماهنگی چشم ها بر هم می خورد. همچنین اگر مغز تصویری از یكی از چشم ها دریافت نكند در طول زمان علائم ارسالی از چشم مبتلا را نادیده می گیرد و نهایتاً فرد دچار تنبلی چشم و متعاقب آن كاهش شدید دید می شود.

 

مشكلات بینایی در نوزادان نارس

 

تكامل بینایی در نوزادان نارس كمی بیشتر از نوزادانی كه به موقع بدنیا آمده باشند طول می كشد. احتمال ایجاد استرابیسم و آمبلیوپی در نوزادانی كه قبل از هفته 35 حاملگی بدنیا آمده باشند 30% بیشتر است. هر چه نوزاد زودتر از زمان طبیعی بدنیا بیاید این احتمال افزایش می یابد.

 

نوزاد باید كاملا به نور روشن (مثلا لامپ) و یا  آویز هایی كه معمولا بالای سر نوزادان آویزان می كنند توجه كند. اگر در 3 ماهگی جسم را جلو چشم نوزاد بگیرید و آن را از یك سمت آهسته به سمت دیگر ببرید و نوزاد قادر به دنبال كردن آن با چشم نباشد بهتر است مورد معاینه قرار گیرد. البته در بعضی موارد تكامل بینایی دیرتر رخ می دهد كه به آن تأخیر در تكامل بینایی می گویند.

 

حركات نامنظم چشم

 

اختلالی بنام نیستاگموس ممكن است در نوزادی رخ دهد. در این اختلال چشم ها حركاتی به چپ و راست، حركات دورانی و یا حركات نامنظمی دارند. علت این اختلال ممكن است ضعف بینایی، وجود نقص در مسیر عصبی از چشم به مغز و یا آلبینیسم (كمبود رنگدانه ها) باشد. نیستاگموس ممكن است ارثی هم باشد. نوزادانی كه نیستاگموس دارند ممكن است دید طبیعی و یا ضعیف داشته باشند. اگر نیستاگموس تا بعد از 3 ماهگی باقی بماند نوزاد باید مورد معاینه قرار گیرد.

 

در مجموع باید گفت كه 3 تا 4 ماه اول زندگی زمان بسیار مهمی از نظر تكامل بینایی است و توجه والدین و مراجعه به موقع به چشم پزشك نقش تعیین كننده ای در بینایی كودك خواهد داشت.

 

4 تا 6 ماهگی

 

در این سن نوزاد باید دستش را به طرف اسباب بازی كه جلوی او می گیرید دراز كند و یا دستش را به آن بزند. در ابتدا ممكن است دست نوزاد بطور  اتفاقی به جسمی كه جلویش گرفته اید بخورد ولی در طول زمان با رشد بینایی، درك عمق و درك بیشتر نوزاد این كار ارادی تر می شود.

 

از 6 تا 8 ماهگی نوزاد شروع به غلت زدن و احتمالا چهار دست و پا راه رفتن می كند. در این مرحله می توانید یك اسباب بازی را طوری جلو كودك قرار دهید كه مجبور باشد برای رسیدن به آن غلت بزند و یا كمی از جای خود جلوتر بیاید. این كار به تقویت بینایی نوزاد كمك می كند.

 

بین 8 تا 12 ماهگی نوزاد شما ممكن است چهار دست و پا حركت كند و یا راه برود. سعی كنید به جای راه افتادن زودتر، كودك خود را به حركت چهار دست و پا تشویق كنید زیرا باعث ایجاد هماهنگی میان حركات دست و چشم می شود. در این سنین بویژه وقتی كودك روی مبل یا تخت و یا نزدیك پله است باید بسیار مواظب وی بود زیرا دید كودك در این مرحله هنوز فاقد درك عمق كافی است و در نتیجه پستی و بلندی ها را بخوبی درك نمی كند. به عبارت دیگر كودك در این سن متوجه نیست كه لبه تخت در جایی تمام می شود و زمین پایین تر از آن قرار گرفته است بنابراین احتمال سقوط كودك از تخت و پله وجود دارد.

 

منبع : www.noorvision.com

نکات بهداشتی در موقع کار با میکروسکوپ یا کامپیوتر

نکات بهداشتی در موقع کار با میکروسکوپ یا کامپیوتر(قسمت اول)

 

  همه افرادی که با میکروسکوپ کار می کنند باید پس از مدتی به نقطه ای دورنگاه کنند تا چشمانشان دچار خستگی نشود . در ضمن جهت انجام کار با میکروسکوپ ، وجود نور کافی لازم وضروری است در پرسنلی که با کامپیوتر کار می کنند استفاده طولانی مدت از کامپیوتر باعث خستگی وتحریک چشم شده و ممکن است باعث سر درد شود . جهت جلو گیری از عوارض بالا باید صفحه کلید وسطح کار متحرک قابل تنظیم باشد و حرکات دست در محدوده طبیعی باشد یعنی مچ دست ها صاف باشد و دست به طرف داخل وخارج خم نباشد . وقتی می خواهیم از روی صفحه ای تایپ کنیم باید آن صفحه در ارتفاع مانیتور ودرست در کنار آن باشد تا با حرکات کمتری بتوان هر دو را درمیدان دید ، داشته باشیم کاربر باید در خانه و محل کار ورزش ها و نرمش های لازم را انجام دهد . فشارهای روانی نیز در بروز دردهای اسکلتی سهم بسزایی دارند کاربر نباید بطور مستمر پشت دستگاه بنشیند وباید هر چند مدت یکبار قدم بزند و به دور دست نگاه کند . از زیر پایی حتماٌ استفاده کنید . در صفحه کلیدهای پیشرفته ، جایی برای تکیه و استراحت مچ دست دارند که بسیار مفید می باشند . صفحه کلید را کمی به طرف جلو مایل کنید،از میز وصندلی با لبه نرم وقابل اتکا استفاده کنید .


ادامه نوشته

نگاهی به پیشینه تکاملی آپاندیس

نگاهی به پیشینه تکاملی آپاندیس

 

آپاندیس از یک برآمدگی در انتهای روده بزرگ جوانه می زند و کیسه ای باریک هم اندازه انگشت تشکیل می دهد که از بافت های مولد سلول دفاعی پر شده است.

 

ادامه نوشته

نقش ویتامین A در عملکرد دستگاه ایمنی بدن

نقش ویتامین A در عملکرد دستگاه ایمنی بدن

ویتامین A و رتینوئیدهای وابسته ، نقش مهمی را در تنظیم عملکرد دستگاه ایمنی ایفا می‌کنند. کمبود ویتامین A با به خطر انداختن ایمنی بدن در افزایش مرگ و میر موثر است. رابطه بین بالینی ویتامین A (نظیر کوری و خشک و کلفت شدن پرده ملتحمه چشم) و مرگ و میر ناشی از بیماریهای عفونی برای صدها سال شناخته شده است. مشاهدات تجربی و مطالعات بالینی در دهه 1920 و 1930 منجر به شهرت ویتامین A به عنوان ویتامین ضد عفونت گردید. مطالعات انجام شده در مورد مشاهدات بالینی در بیمارستانها نشان می‌دهند که تکمیل ویتامین A میزان مرگ و میر کودکان را 20 تا 30 درصد کاهش می‌دهد. توزیع کپسول ویتامین A به عنوان یکی از موثرترین راههای بهبودی سلامت است و مقام آن در مقیاس بهداشت عمومی در ردیف بین واکسیناسیون و درمان از طریق مایعات خوراکی طبقه بندی می‌شود.

 

اصل اساسی برای استفاده و تکمیل ویتامین A در کاهش مرگ و میر ناشی از بیماریهای عفونی ، نقش این ویتامین در افزایش ایمنی بدن می‌باشد. ویتامین A و رتینوئیدهای وابسته درمانی خود را به صورت تنظیم کننده‌های دستگاه ایمنی ایفا می‌کنند و بعضی از فواید آنها در زمینه تومورهای سرطانی و عوارض پوستی شناخته شده است. در طول چند دهه گذشته پیشرفتهای عمده‌ای در شناخت نقش ویتامین A و رتینوئیدهای وابسته در عملکرد دستگاه ایمنی صورت گرفته است. کشف گیرنده‌های اسید رتینوئیک فهم بشر را از چگونگی اثرگذاری ویتامین A بر عملکرد دستگاه ایمنی در سطح ژنتیکی بطور زیادی تسهیل کرده است. پیشرفت و بهبود روشهای آزمایشگاهی منجر به کشف مشتقات جدید ویتامین A و اسید رتینوئیک شده است که پیچیدگی عظیمی را در تنظیم پاسخهای بیولوژیک بوسیله رتینوئیدها نشان می‌دهد.

 

داستان کشف آسپرین

داستان کشف آسپرین

 

   فردریک بایر (Fredrich Bayer) در سال 1825 بدنیا آمد. پدر او یک نساج و رنگرز پارچه بود و طبق عادت آن زمان وی در ابتدا شغل و حرفه پدر را برای کار انتخاب کرد و پس از مدتی فعالیت با پدر، در سال 1848 تشکیلاتی مشابه برای خود راه اندازی کرد و در آن حرفه بسیار هم موفق شد.

 

 

تا قبل از 1856 برای رنگرزی از مواد رنگی طبیعی استفاده می شد اما با کشف و صنعتی شدن ساخت رنگهای حاصل از مواد نفتی، بایر که پتانسیل موجود در این کشف را بخوبی احساس کرده بود با کمک شخصی بنام فردریک وسکوت (Friedrich Weskott) کمپانی Bayer را راه اندازی کرد.

 

بایر در ماه می سال 1880 در گذشت و تا آن زمان کمپانی هنوز در فعالیت رنگرزی مشغول بود، اما شرکت تصمیم گرفت با استخدام تعدادی شیمیدان نوآوری هایی در این صنعت بوجود آورد و این اتفاق هم افتاد اما نه در صنعت رنگرزی.

 

هنگامی که فلیکس هوفمن (Felix Hoffmann) در حال انجام آزمایش با یکسری از ضایعات رنگی بود تا شاید بتواند دارویی برای درمان درد ناشی از بیماری پدرش بدست آورد توانست به پودری دسترسی پیدا کند که امروزه شما آنرا به نام آسپرین می شناسید.

 

هوفمن آسپرین را کشف نکرد

تعجب نکنید! هوفمن آسپرین را دوباره کشف کرد. آسپرین چهل سال قبل توسط یک شیمیدان فرانسوی کشف شده بود، این شیمیدان بخوبی می دانست که پودر اسید استیل-سالی-سیلیک (acetylsalicylic acid) دارای خاصیت شفا بخشی بسیار می باشد. در واقع بیش از 3500 سال بود که بشر این پودر را می شناخت چرا که در سال 1800 یک باستان شناس آلمانی که در مصر تحقیق می کرد، با ترجمه یکی از پاپیروس های مصری متوجه شد که بیش از 877 نوع مواد دارویی برای مصارف مختلف در مصر باستان شناخته شده بود که یکی از آنها همین پودر اسید بود که برای برطرف کردن درد از آن استفاده می شد.

 

 

Fredrich Bayer ، موسس شرکت بایر در برخی از شواهد و نوشته های دیگری که در یونان بدست آمده است نیز مشخص شده که بشر حدود 400 سال پیش از میلاد از شیره پوست درخت بید برای درمان تب و درد استفاده می کرده است. همچنین آنها هنگام زایمان زنان از این ماده برای کاهش درد استفاده می کردند. امروزه مشخص شده که ماده موجود در این شیره چیزی جز اسید سالیسیلیک نیست.

 

 

ثبت رسمی کشف آسپرین

در ماه مارچ 1899 کمپانی بایر رسما" محصول خود بنام آسپرین را به ثبت رساند و به دنبال آن در سایر کشورهای جهان نیز تحقیقاتی گسترده راجع به این دارو انجام گرفت بگونه ای که هنگام بازنشستگی هوفمن در سال 1928، آسپرین در تمام دنیا شناخته شده بود.

 

آسپرین از مهمترین اکتشافات هوفمن بود اما این تنها کشف او نبود. درست چند روز پس از کشف آسپرین هوفمن به ماده ای دست پیدا کرد که امروز در بازار بنام هروئین (Heroin) مشهور شده است. از این ماده مخدر در تمام مدت جنگ جنگ جهانی اول بعنوان یک دارو استفاده می شد اما امروزه در تمام کشور های جهان از فهرست دارو ها خط خورده است.

 

منبع :  Senmerv.com  سایت سیمرغ

شش روش برای داشتن مغز هوشیار

شش روش برای داشتن مغز هوشیار

مغز، سلطان بدن است  و برای  داشتن  يک  سلطان لايق ، مراقبت های  ويژه ای  لازم است .در بعضی اوقات  حس می کنيم  که حافظه ما خوب کار نمی کند و يا در حفظ  و يادگيری  مطالب دچار مشکلاتی شده ايم .در همين راستا دانشمندان تحقيقات  فراوانی  روی  کارايی مغز انسان در  شرايط گوناگون  انجام داده اند  و همواره به دنبال  به دست آوردن  روش مفيدی  بودند تا بازدهی مغز را بالا ببرند.با اين همه تلاش  و کوشش، هنوز  مسائل و ابهامات بسياری  درباره ی فعاليت مغزی  افراد مختلف وجود دارد

ادامه نوشته

و او  (لویی پاستور) قهرمان جهان بود

و او  (لویی پاستور) قهرمان جهان بود

 

 لویی پاستور   لویی پاستور، پدر میكروبشناسی نوین و كاشف اولین واكسنها برای حیوانات است. از دورانهای ماقبل تاریخ تا قرن ۲۱ حیوانات به انواع بیماریهای كشنده مبتلا می شدند. از جمله این بیماریها میتوان به سیاهزخم، تب برفكی، طاعون گاوی، آنفلوآنزای خوك و طاعون طیور اشاره كرد. این بیماریها نه تنها حیوانات را مبتلا میكردند بلكه رفاه انسانهایی را كه در رژیم غذایی خود (گوشت، شیر، كره، پنیر و غیره) به حیوانات اهلی مثل گاو، گوسفند و خوك وابسته اند ، نیز تهدید میكردند. همچنین انسانها در جنبههای دیگر زندگی نیز از چرم و پشم و نیروی آنها در شخم زدن استفاده میكردند. اما با تلاشهای یك محقق فرانسوی لویی پاستور این بیماریها اكنون بسیار كمتر دیده میشوند.

                              جهت مطالعه بقیه مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

شجره نامه ( pedigree )

شجره نامه 

 

 نکاتی که در زیر می آید میتواند تا حدی به شما در پاسخ دادنبه پرسشهای مربوط به شجره نامه های انسانی کمک کند

 

 

 

ادامه نوشته

نوروزمان را محتاطانه شادتر كنیم

نوروزمان را محتاطانه شادتر كنیم

 

نوروزتان خوش

 

اگر می خواهید تعطیلاتتان را شادتر سپری کنید روی قسمت ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

دیالیز

دیالیز

 

علاپم فردي كه كليه خود را از دست داده است:

عرق فرد بوي ادرار ميدهد –

 رنگ پوست تيره ميشود و... .

 

مدت زمان دياليز در دنيا 16 ساعت است.

دستگاههاي دياليز:

فرزينوس 8 بي و فرزينوس 8 سي.

 

موارد استفاده از عمل دياليز :

خوردن سم

كسي كه در كما به سر ميبرد

 كسي كه كليه خود را از دست داده است.

 

عوارض استفاده از عمل دياليز :

انباشتن اوره باعث خارش ميشود-عمل جنسي را مختل ميكند-در مايعات محدوديت ايجاد ميكند -باعث افزايش فشار وارد بر قلب ميشود-مشكلات ريوي ايجاد ميكند-درد استخوان بوجود مي آيد-محدوديت لبنيات و ميوه به خصوص موز بوجود ميايد زيرا كه فسفر جاي كلسيم را مي گيرد.

 

انواع دياليز:

1- دياليز صفاقي: در زير شكم پرده صفاق وجود دارد با متصل كردن يك لوله به پرده صفاق روزانه يك ليتر مايع وارد بدن ميشود كه پس از چند ساعت مواد دفعي و زاپد توسط همان لوله از بدن خارج ميشود. اين نوع دياليز بايد در محيط استريل انجام گيرد و فرد نيز بايد انسان منظم و تميزي باشد تا از عوارض بعدي جلوگيري شود.

 

2-دياليز به كمك دستگاه فرزينوس :ابتدا بايد با استفاده از يك جراحي كوچك سياهرگ بدن را به سرخرگ متصل كرد زيرا كه فشار درون سرخرگ براي انجام اين كار مناسب نيست و بعد سرخرگ را توسط سياهرگ به دستگاه متصل ميكنند و بعد از 45 روز عمل دياليز انجام ميگيرد .

 

 

حقايقی درباره كانابيس (حشيش يا ماري جوانا)

حقايقی درباره كانابيس (حشيش يا ماري جوانا)

 

 

 

 

كانابيس (حشيش يا ماري جوانا) از ۵۰۰۰ سال پيش هم براي مقاصد تفريحي و هم براي مقاصد طبي مورد استفاده بود.اين ماده كه منشاء آن را چين يا آشور دانسته اند، قرن ها براي بيماري هايي مانند روماتيسم، جراحات و بيماري هايي مربوط به مواد زائد بدن به كار مي رفته است. در كشورهاي غربي پس از دوره اي از رواج مصرف آن در دهه هاي ۶۰ و اوايل ۷۰ كه آن را به يكي از نمودهاي اعتراض اجتماعي جوانان بدل كرد، طي دو دهه گذشته مصرف آن به شدت افزايش يافته است، به طوري كه در بعضي از كشورها مصرف آن حتي از سيگار هم بيشتر شده است. در عين حال اختلاف نظرهاي عمده اي حتي بين پژوهشگران در مورد ميزان اثرات مضر آن و اثرات مفيد آن در درمان بعضي از بيماري ها و نحوه مواجهه با مصرف آن در سطح جامعه بروز كرده است.

 

فرآورد ه هاي كانابيس

 

كانابيس از گونه مونث گياه شاهدانه «كانابيس ساتيوا» به دست مي آيد.ماده اصلي روانگردان آن امگا _ ۹ _ تتراهيدروكانابينول (THC) است. محتواي THC در سرشاخه هاي گلدار گياه در بالاترين حد است و به ترتيب در برگ ها، برگ هاي تحتاني، ساقه و دانه هاي گياه كاهش مي يابد.فرآورد ه هايي كه از اين گياه به دست مي آيد، شامل ماري جوانا (با محتواي THC ۰ تا ۵ درصد) كه از سرشاخه هاي گلدار و برگ هاي خشك شده گياه به دست مي آيد، حشيش (با محتواي THC ۲ تا ۲۰ درصد) كه از رزين خشك شده و گل هاي فشرده شده گياه تهيه مي شود و روغن حشيش كه حاوي ۵ تا ۱۵ درصد THC است.كانابيس به صورت سيگارت يا با قليان كشيده مي شود و گاهي آن را با توتون مخلوط مي كنند. افرادي كه حشيش يا ماري جوانا مي كشند، معمولاً پك هاي عميق مي زنند و نفس خود را نگه مي دارند تا جذب آن را به حداكثر برسانند. ماري جوانا يا حشيش ممكن است خورده شوند.

 

تاثيرات حاد مصرف كانابيس

 

مصرف كانابيس باعث سرخوشي و آرامش، تغييرات ادراكي، تحريف درك زمان تشديد تجربيات حسي معمول مانند خوردن، تماشاي فيلم و شنيدن موسيقي مي شود. حشيش هنگام مصرف در محافل جمعي ممكن است باعث خنده و پرحرفي مسري شود.مصرف زياد اين ماده و نشئگي حاصل از آن باعث اختلال در توجه و حافظه كوتاه مدت، مهارت هاي حركتي، زمان واكنش و فعاليت هاي مستلزم مهارت مي شود.شايع ترين عارضه زودرس مصرف كانابيس در افرادي كه بار اول از آن استفاده مي كنند حمله اضطراب و وحشت زدگي است كه يكي از دلايل رايج ادامه ندادن مصرف آن است. اين حالت همچنين در افرادي كه مداوماً كانابيس مصرف كنند، هنگام مصرف بيش از حد معمول آن، ديده مي شود.بعد از كشيدن حشيش در عرض چند دقيقه ضربان قلب ۵ تا ۲۰ درصد افزايش مي يابد، فشار خون در حال نشسته افزايش و با ايستادن كاهش مي يابد. اين اثرات در يك فرد سالم عارضه چنداني ايجاد نمي كند و نسبت به آنها تحمل به وجود مي آيد. مسموميت حاد كانابيس احتمال بسيار كمي دارد و تا به حال موردي از مسموميت از آن در انسان گزارش نشده است.كانابيس بر حسب ميزان مصرف باعث اختلال در كاركرد شناختي و رفتاري مي شود كه بالقوه مي تواند باعث اختلال در رانندگي وسايل نقليه يا كار با ساير ماشين ها كه مستلزم مهارت است شود. يك پيامد احتمالي وخيم مصرف كانابيس در صورتي كه در حد نشئگي استفاده شده باشد مي تواند تصادفات رانندگي باشد. گرچه در شبيه سازهاي آزمايشگاهي اثر مصرف تفريحي كانابيس به مهارت هاي رانندگي معادل غلظت هاي ۰/۰۷درصد تا ۱/۰ درصد الكل در خون بوده است، بررسي اثرات كانابيس در شرايط واقعي جاده ها اثرات خفيف آن است، شايد به علت آنكه مصرف كنندگان كانابيس بيشتر از مصرف كنندگان الكل به اختلال مهارت هاي خود آگاهي دارند و از رانندگي پرهيز مي كنند.نتايج بررسي هاي همه گير شناسي در مورد نقش حشيش در حوادث رانندگي در جاده ها دوپهلو بوده است و به نظر مي رسد كه در اين موارد نقش كانابيس تنها افزايش اثرات الكل است.

 

اثرات درازمدت مصرف كانابيس

 

- دستگاه ايمني: گرچه بررسي ها در حيوانات آزمايشگاهي نشان دهنده مهار اجزاي مختلف دستگاه ايمني به وسيله كانابيس است، در حال حاضر هيچ شاهد قطعي وجود ندارد كه مواد شبه كانابيس كاركرد ايمني انسان را مختل كنند.

 

- دستگاه تنفس: دود كردن طولاني مدت و به مقدار زياد كانابيس باعث افزايش علائم تنفسي در مبتلايان به برونشيت مزمن مانند سرفه كردن، توليد خلط وخس خس سينه مي شود و با كاهش كاركرد ريوي همراهي دارد.كشيدن طولاني مدت حشيش يا ماري جوانا ممكن است باعث افزايش خطر ابتلا به سرطان هاي دستگاه تنفس شود و ميزان اثر آن در اين رابطه دست كم در حد كشيدن سيگار معمولي است.

 

- دستگاه توليد مثلي: گرچه تجويز مزمن THC به حيوانات آزمايشگاهي باعث بعضي اختلالات توليد مثلي در آن ها شد، اثرات مشابه در انسان مشاهده نشده است.تنها مورد ثابت شده كاهش وزن جنين در مادراني است كه در طول بارداري به كشيدن حشيش ادامه داده اند.

 

اثرات رفتاري: نتايج مطالعات در مورد ميزان رابطه بين مصرف زياد كانابيس در نوجواني و اختلال تحصيلي در دوران تحصيلي و دوران كاري متعارض بوده است.

 

- اثرات شناختي: مصرف طولاني مدت و به مقدار زياد كانابيس باعث ايجاد نقصان شديد و شديداً ناتوان كننده حافظه، توجه و كاركرد شناختي مانند آنچه در الكل ديده مي شود نمي شود، اما ممكن است اختلال خفيفي در توجه و حافظه به وجود آيد كه پس از قطع مصرف كانابيس احتمالاً برگشت پذير است.

 

- وابستگي به كانابيس: در افرادي كه به طور مزمن مقدار زيادي كانابيس مصرف مي كنند و به رغم عواقب ناگوار شخصي به مصرف آن ادامه مي دهند وابستگي به كانابيس به وجود مي آيد. معمولاً از هر ده نفري كه به مصرف كانابيس مبادرت مي كنند، تنها يك نفر در حين ۴ تا ۵ سال بيشترين ميزان مصرف به آن وابسته مي شود.خطر اين وابستگي كمتر از خطر وابستگي به نيكوتين (۳۲ درصد) و مواد افيوني (۲۳ درصد) و در حد مشابه الكل (۱۵ درصد) است.بعضي از گروه هاي اجتماعي بيشتر در معرض خطر ابتلا به عوارض زودرس يا ديررس مصرف حشيش يا ماري جوانا هستند، از جمله نوجواناني كه سابقه مشكلات تحصيلي دارند، مصرف حشيش را خيلي زود در سال هاي ابتدايي زندگي شروع مي كنند، در معرض خطر مصرف ساير موادمخدر يا محرك هستند و يا به حشيش وابسته مي شوند. زناني كه حين بارداري به مصرف حشيش ادامه مي دهند ممكن است در معرض خطر بالاي به دنيا آمدن نوزادان كم وزن باشند و بالاخره در افراد دچار بيماري هاي ريوي مانند آسم و برونشيت يا بيماري هاي رواني مثل اسكيزوفرني يا وابستگي به الكل و ساير موادمخدر مصرف حشيش ممكن است بيماري اصلي فرد را تشديد كند.

 

آيا مصرف حشيش زمينه ساز اعتياد به ساير مواد مخدر قوي تر است ؟

 

همه بررسي هايي كه در آمريكا انجام شده است نشان دهنده توالي مصرف ابتدايي ماري جوانا و سپس روي آوردن به داروي غيرقانوني «قوي تر» مانند مواد محرك (آمفتامين ها) و مواد افيوني بوده است. اما پژوهشگران در تفسير اين توالي اختلاف نظر دارند.

 

فرضيه كمتر قانع كننده اين است كه مصرف كانابيس مستقيماً باعث افزايش مصرف ساير موادمخدر يا محرك مي شود. اما دو فرضيه ديگر كه بيشتر حمايت متخصصان را جلب كرده است، يكي اين است كه نوجوانان ناسازگاري كه به مصرف حشيش روي مي آورند، در عين حال مستعد مصرف ساير موادمخدر هم هستند؛ دوم آنكه مصرف حشيش باعث تعامل اجتماعي آنها و همسالان مصرف كننده موادمخدر و دسترسي بيشتر به فروشندگان اين مواد مي شود، بنابراين احتمال بيشتري دارد كه به ساير مواد مخدر هم آلوده شوند.

 

مصارف طبي كانابيس

 

كانابينوئيد هاي صناعي در حال حاضر به صورت قرص خوراكي نابيلون (nabilone) در انگليس و دانابينول (danabinol) در ايالات متحده به عنوان داروي ضداستفراغ قوي براي بيماران مبتلا به سرطان كه تحت شيمي درماني هستند مورد استفاده است.با توجه به اثرات افزاينده اشتهاي مواد شبه كانابيسي از آنها در درمان بيماران مبتلا به بي اشتهايي، تهوع و استفراغ ناشي از ايدز، مصرف مواد افيوني و داروهاي ضدويروسي نيز استفاده مي شود.اثرات ضد درد و شل كننده عضلاني كانابيس، امكان استفاده از آن را در درمان دردهاي مزمن چه به تنهايي و چه همراه ساير دارو ها فراهم مي آ ورد، هر چند در اين مورد تحقيقات زيادي تا به حال انجام نشده است. استفاده از مواد شبه كانابيسي در مدل هاي حيواني بيماري MS اسكلروز متعدد) نشان دهنده كاهش لرزش و گرفتگي عضلاني بوده است. همچنين گزارش هاي موردي زيادي در مورد اثرات مفيد كانابيس در برطرف كردن عوارض MS وجود دارد. در حال حاضر تحقيقات در مورد اثبات اثرات مفيد كانابيس در درمان MS ادامه دارد.پژوهش ها در دو دهه گذشته دو نوع گيرنده كانابينوئيدي را در بدن مشخص كرده است. گيرنده هاي CB1 كه در دستگاه اعصاب مركزي (عقده هاي پايه اي، مخچه، قشر مخ، هيپوكامپ و طناب نخاعي) و نيز در بافت هاي محيطي مانند رحم و قلب وجود دارند و گيرنده هاي CB2 كه در بافت هاي محيطي، در طحال و ماكروفاژها قرار دارند و نقشي در تنظيم فعاليت لنفوسيت ها به عهده دارند اين گيرنده ها داراي ليگاندهاي درون زا نيز هستند. اميد بر اين است كه در آينده با ساخت داروهايي كه به طور اختصاصي بر اين گيرنده ها اثر كنند، بتوان اثرات درماني ناشي از كانابيس را بدون عوارض جانبي احتمالي به دست آورد.

 

اختلاف نظر ها در مورد نحوه برخورد با حشيش و ماري جوانا

 

گسترش بي سابقه مصرف كانابيس در كشورهاي غربي و نيز ادعاها در مورد كم ضرر بودن يا حتي منافع آن باعث تقاضا هاي فراوان براي قانوني كردن مصرف آن شده است، همچنان كه مثلاً مصرف سيگار و الكل در اين كشورها قانوني است سياست كشورهاي غربي در اين باره متفاوت بوده است، در حالي كه در كشوري مانند هلند مصرف كانابيس در كافه هايي خاص آزاد و قانوني است، در بعضي مكان ها در ايالات متحده مصرف آن غيرقانوني است.موافقان قانوني شدن مصرف كانابيس بر چند نكته تاكيد مي كنند؛ يكي اينكه هزينه هاي زيادي براي كنترل مصرف آن بايد صرف كرد بدون اينكه تاثيري در جلوگيري از گسترش استفاده از آن داشته باشد. نكته ديگر اين است كه اعمال مجازات هاي قانوني در مورد مصرف كنندگاني كه از پيش ممكن است دچار محروميت هاي اجتماعي باشند، را در معرض بدتر شدن وضعيت شغلي يا تحصيلي قرار مي دهد.از طرف ديگر منع مصرف آن باعث روي آوردن افراد به قاچاقچيان مي شود كه ممكن است آنها را به ساير موادمخدر خطرناك تر آلوده كنند و بالاخره اينكه آنها به نتايج بررسي هايي استناد مي كنند كه آزاد شدن مصرف كانابيس در هلند يا ۱۱ ايالت آ مريكا باعث افزايش رواج مصرف آن نشده است.در مقابل مخالفان آزادسازي مصرف كانابيس از يك طرف به خطرات مربوط به سلامتي و امكان وابستگي به آن و عدم اثبات اثرات مفيد را مطرح مي كنند و نيز منافع قانوني شدن آن را مانند سيگار و الكل رد مي كنند.

 

به گفته آنها سيگار و الكل به رغم قانوني بودن سالانه باعث مرگ افراد بسيار مي شوند و اين خطر نيز وجود دارد كه شركت هاي توليد كننده سيگار كه در كشورهاي غربي با خطر از دست دادن بازارهاي خود و نيز دعواهاي قضايي متعدد براي جبران خسارات وارده بر سلامت افراد روبه رو هستند، با سوءاستفاده از بازار جديد ايجاد شده، به ترويج مصرف حشيش و ماري جوانا بپردازند در عين آنكه از نظر آنها كنترل كردن بازار قانوني كانابيس نيز غيرممكن است.

 

 

فيزيولوژی غده آدرنال

فيزيولوژی غده آدرنال

 

 

غدد فوق کلیوی (Adrenal )

   این غدد روی کلیه ها قرار دارند و وزن هر غده حدود 5 گرم است. هر غده از دو بخش قشر(Adrena Cortex ) و مغز ( Adrenal Medulla)  تشکیل شده است که هر بخش هورمون های جداگانه ای ترشح می کنند.

  

  بخش قشری غده آدرنال

    اهمیت قشر غده آدرنال از مغز یا مدولای آن بیشتر است. بطوریکه برداشتن این بخش موجب مرگ می شود در حالیکه تخریب و یا برداشتن بخش مدولا فقط اختلالاتی را ایجاد می نماید.قشر غده آدرنال هورمون هایی با عنوان کورتیکوستروئید را تولید می کند که از جنس استروئید هستند. قشر آدرنال به ترتیب از خارج به داخل از سه لایه تشکیل شده است که عبارتند از :

·     بخش گلومرولا که نسبتا نازک بوده و ترشح مینرالوکورتیکوئیدها مانند آلدوسترون را بر عهده دارند که در متابولیسم ترکیبات معدنی بویژه سدیم و پتاسیم نقش دارند.

·     بخش فاسیکولا که ضخامت بیشتری دارد و ترشح گلوکوکورتیکوئیدها مانند کورتیزول و کورتیکوسترون را بر عهده دارد که بر متابولیسم مواد قندی اثر گذاشته و قند خون را زیاد می کنند. همچنین بر متابولیسم پروتئین ها و چربی ها نیز نقش دارند.

·     بخش رتیکولا که در مجاورت قسمت مرکزی غده آدرنال قرار دارد ترشح آندروژن ها را بر عهده دارد که فعالیت آنها شبیه هورمون های جنسی نر و ماده می باشد.

 

اثرات فیزیولوژیک هورمون های قشر آدرنال 

    هورمون های قشر آدرنال دارای دو اثر مهم مینرالوکورتیکوئیدی و گلوکوکورتیکوئیدی و اثرات ضعیف آندروژنی هستند. تقریبا تمام اثرات گلوکوکورتیکوئیدی مربوط به کورتیزول و اثرات مینرالوکورتیکوئیدی مربوط به آلدوسترون است.کورتیزول دارای اثر مینرالوکورتیکوئیدی مختصری نیز است ولی اثر آلدوسترون در احتباس سدیم 500 برابر قوی تر از کورتیزول است. با توجه به میزان ترشح آلدوسترون ( 150 میکروگرم) و کورتیزول (20 تا 25 میلی گرم) در شبانه روز مسلم است که اثرات گلوکوکورتیکوئیدی منحصر به کورتیزول است و این هورمون بعلت ترشح بسیار زیادتر از آلدوسترون، قسمتی از اثرات مینرالوکورتیکوئیدی در بدن را نیز انجام می دهد.

 

·        اثرات گلوکوکورتیکوئیدها : به علت پخش گیرنده های کورتیزول در نقاط مختلف بدن این هورمون آثار فیزیولوژیک وسیعی را در همه جای بدن موجب می شود. مهمترین اثر کورتیزول افزایش مقاومت بدن در مواقع استرس و تداوم حیات است.اثرات عمده کورتیزول عبارتند از :

1.      اثر در سوخت و ساز مواد قندي : اثر اصلی کورتیزول هنگامیکه گلوکز مورد احتیاج نباشد، افزایش ذخیره گلیکوژن در کبد و به مقدار کمتر در عضلات و قلب است. ولی در شرایط بی غذایی موجب می شود که بافتهای مهم بدن گلوکز کافی دریافت کنند، اگر فردی از خوردن غذا خودداری کند پس از مدتی ذخیره گلوکز تمام می شود، در صورتیکه وجود گلوکز برای فعالیت مغز ضروری است. در چنین شرایطی کورتیزول از طرق مختلفی قند خون را افزایش می دهد.

2.      اثر بر سيستم عصبي : تغییرات میزان کورتیزول سبب تغییراتی در آستانه حس ها ، حافظه ، هوش و تمرکز مغزی می شود. این اثرات در کمبود کورتیزول بصورت افسردگی ، خمودگی و ندرتا روان پریشی و نیز تغییراتی در حس های شنوایی، چشایی و بویایی می گردد. این تغییرات احتمالا از طریق کاهش جریان خون مغزی و اثر بر هدایت جریان های عصبی و تحریک پذیری سلول های عصبی ایجاد می شوند.

3.     اثرات ضد التهابي : کورتیزول از طریق کاهش نفوذپذیری مویرگ ها از نشت پلاسما بداخل بافتها جلوگیری کرده و سبب کاهش التهاب و  التیام سریعتر زخم ها می گردد    

   همچنین کورتیزول در متابولیسم مواد پروتئینی و چربیها، در حفظ فشار خون طبیعی ، مقاومت عضلات، افزایش اسید معده ، در تکامل رشد ریه در جنین، جذب آب و سدیم در کلیه ها ، کاهش لنفوسیت های خون و در بعضی از حیوانات در شروع و ادامه زایمان نقش موثری ایفا می نماید.

 

·        اثرات مینرالوکورتیکوئیدی: اگر چه بعضی از استروئید های قشر آدرنال مانند کورتیکوسترون و کورتیزول دارای اثرات مینرالوکورتیکوئیدی هستند ولی مهمترین مینرالوکورتیکوئید در انسان آلدوسترون است که دارای اثرات زی ر می باشد:

1.     کاهش دفع سدیم از ادرار

2.     افزایش دفع پتاسیم و یون هیدروزن در ادرار

3.     افزایش جذب آب در کلیه و جلوگیری از هدر رفتن آب بدن

 

·        اثرات آندروژنی: در قشر غده آدرنال چند هورمون جنسی نر ( آندروژن ) و به مقدار کمتری هورمونهای جنسی ماده ( استروژن و پروژسترون ) ساخته می شوند. آندروژن های  قشر آدرنال در جنس نر به رشد اندام های جنسی در دوران کودکی کمک می نمایند.آندروژن های قشر آدرنال اثرات خفیفی در زنان نه تنها قبل از بلوغ بلکه در سراسر زندگی دارند.قسمت زیادی از رشد مو های زیر بغل و زهار در زنان ناشی از عمل این هورمون هاست.  در زنان اگر ترشح آندروژن های قشر آدرنال از حد طبیعی بیشتر شود ، نشانه هایی از صفات ثانویه جنسی مردانه مانند بم شدن صدا ، پرمویی (Hirsutism ) کاهش رشد پستان ها و بزرگ شدن کلیتوریس(Clitoris ) ظاهر می گردد.که به این اختلال سندرم آدرنوژنیتال گویند.

 

هیپوکورتیکوئیدی و هیپرکورتیکوئیدی:

    کمبود هورمون های قشر غده آدرنال(هیپوکورتیکوئیدی ) باعث بیماری آدیسون(Addison ) و افزایش غیر طبیعی آنها موجب بیماری کوشینگ می شود. در بیماری آدیسون که در اثر تحلیل و کوچک شدن قشر آدرنال ایجاد می شود، حجم خون و فشار آن و بازده قلبی کاهش می یابد و ضعف و رخوت عمومی همراه با پیگمنتاسیون ( ایجاد لکه های قهوه ای و سیاه ) در نواحی نازک پوست بویژه در مخاط لب ها و نوک پستان ها می گردد. اگر بیمار درمان نشود در ظرف چند روز تا چند هفته بعلت ضعف شدید و شوک گردش خونی می میرد.

   در بیماری کوشینگ که از رشد بیش از حد قشر آدرنال(هیپرکورتیکوئیدی ) به وجود می آید، بافت چربی در نواحی گردن و پشت افزایش می یابد ولی دست و پا ها لاغر می شوند، ضعف عضلانی عارض می شود و پوست نازک و استخوان ها شکننده شده و افسردگی و اضطراب و اختلال در حافظه نیز ایجاد می شود.بعلاوه در این بیماران صورت خیزدار و پف کرده و حاوی جوش های فراوان همراه با رشد زیاد مو در صورت مشاهده می گردد.

 

تنظیم ترشح کورتیکوستروئیدها

   ترشح کورتیزول و کورتیکوسترون و آندروژن های غده آدرنال به وسیله هورمون آدرنوکورتیکوتروپین(ACTH ) که محرک قشر آدرنال است و از هیپوفیز قدامی ترشح می شود، تنظیم می گردد. ترشح ACTH   نیز به نوبه خود توسط فاکتور آزادکننده کورتیکوتروپین(CRF ) تنظیم می شود.

   درد و ناراحتی های عصبی و روانی با تاثیر بر هیپوتالاموس ، ترشح CRF را افزایش می دهند که در نتیجه آن به افزایش ترشح کورتیکوستروئید ها منجر می شود.بالا رفتن میزان کورتیزول در خون با اثر مستقیم بر هیپوتالاموس و هیپوفیز باعث کاهش ترشح CRF و ACTH می گردد.بر عکس هنگام کاهش کورتیزول در خون ترشح هورمون های مذکور افزایش می یابد. ترشح هورمون های کورتیزول و CRF و ACTH در شبانه روز حالت نوسانی دارد ، بطوریکه در ساعات اولیه صبح زیاد و در هنگام غروب کم است.

 

بررسی انقراض ها

بررسی انقراض ها

 

 

براي زيست شناسان حرفه اي ترديدي باقي نمانده است كه زمين اكنون با انقراض فزاينده گونه هاي در خطر تهديد ، مواجه شده است كه با پنج انقراض بزرگ زمين شناختي پيشين برابري مي كند. مدتي پيش در ۱۹۹۳، ادوارد ويلسون، زيست شناس دانشگاه هاروارد، تخمين زد كه سياره زمين در حال حاضر گونه هايش را با نرخ ۳۰ هزار گونه در سال از دست مي دهد كه اين ميزان حتي رقم دلهره آور سه گونه در هر ساعت را نيز پشت سر مي گذارد. برخي از زيست شناسان گمان مي كنند كه اين بحران تنوع زيستي كه آن را انقراض ششم ناميده اند، حتي شديدتر و قريب الوقوع تر از آن چيزي است كه ويلسون حدس زده بود.



انقراض هاي پيشين


نوشدگي هاي بيوتا (Biotic turnover انقراض گونه ها در يك ناحيه و جانشين شدن آنها توسط گونه هاي ديگر. بيوتا مجموعه گياهان و جانوران و موجودات ذره بيني يك ناحيه- م) در مقياس جهاني همگي از رويدادهاي فيزيكي ناشي شده اند كه در محدوده آشفتگي هاي عادي اقليمي و ساير اختلالات فيزيكي كه گونه ها و كل اكوسيستم طعم آن را مي چشند و از آن جان سالم به در مي برند، نمي گنجد. پس علت آنها چيست؟



نخستين انقراض بزرگ ۴۴۰ ميليون سال پيش روي داد. به نظر مي رسد كه تغييرات اقليمي (سرد شدن نسبتاً شديد و ناگهاني اقليم جهان) به انقراض توده اي پايان دوره اردوويسين انجاميد و باعث دگرگوني هاي شديد در حيات دريايي شد. در آن دوره حيات ناچيز در خشكي وجود داشت و شايد هم هنوز آثار حيات در خشكي پديدار نشده بود.) در نتيجه اين انقراض ۲۵ درصد از كل خانواده هاي موجود از دست رفتند. هر خانواده (Family) ممكن است داراي گونه هاي اندك يا هزاران گونه مختلف باشد.

دومين انقراض بزرگ ۳۷۰ ميليون سال پيش و در اواخر دوره دونين رخ داد. علت اين انقراض نيز احتمالاً تغييرات اقليمي در مقياس جهاني بوده است. شايد هم علت ديگري داشته. در هر صورت در اثر آن ۱۹درصد از خانواده هاي موجود از بين رفتند.



سومين انقراض بزرگ ۲۴۵ ميليون سال پيش به وقوع پيوست. تمامي سناريوهايي كه دست كم تاكنون در تبيين بزرگترين انقراض توده اي جهان در پايان دوره پرمين ساخته و پرداخته شده است، علت آن را ملغمه اي از تغييرات اقليمي مي دانند كه احتمالاً در جابه جايي هاي زمين ساخت _ پهنه اي ريشه دارند. با اين همه شواهد بسيار تازه اي حاكي از آن است كه شايد همانند انقراض پايان دوره كرتاسه، برخورد يك شهاب سنگ منجر به اين انقراض شده باشد كه به نابودي ۵۴ درصد از كل خانواده هاي موجود انجاميد.



چهارمين انقراض بزرگ ۲۱۰ ميليون سال پيش و در اواخر دوره ترياس، درست اندكي پس از آنكه دايناسورها و نخستين پستانداران تكامل يافته بودند، روي داد. از روي بقاياي به جا مانده تعيين علت دقيق اين واقعه كه طي آن ۲۳ درصد از خانواده ها از بين رفتند، دشوار است.



پنجمين انقراض بزرگ كه مشهورترين و شايد تازه ترين وقايع از اين دست باشد، ۶۵ ميليون سال پيش و در پايان دوره كرتاسه روي داد. براساس شواهد سنگواره اي طي اين انقراض بازمانده دايناسورهاي خشكي زي و آمونيت هاي دريايي (گروه منقرض شده اي از سرپايان با صدف هاي مارپيچ- م) و بسياري از گونه هاي موجود در كل طيف فيلوژنتيك در تمامي زيستگاه ها نابود شدند. در دهه گذشته نظر اكثريت دانشمندان اين بوده كه انقراض مذكور در اثر برخورد يك (شايد چند) شهاب سنگ آسماني (احتمالاً ستاره دنباله دار) با سياره زمين رخ داده است. با وجود اين برخي از زمين شناسان يك حادثه آتشفشاني بزرگ را كه تله هاي ديكن (Deccan Trap) هند را به وجود آورد، بخشي از زنجيره وقايع فيزيكي مي دانند كه اكوسيستم هاي موجود را به اندازه اي متلاشي ساخت كه بسياري از گونه هاي خشكي و دريا به سرعت رو به انقراض نهادند. طي اين انقراض ۱۷درصد از خانواده ها از بين رفتند. تا بدين جا هر پنج انقراض توده اي بزرگ بر اثر عوامل طبيعي روي داده اند.



چه چيزي انقراض ششم را از پنج انقراض پيشين متمايز مي سازد؟ در نگاه نخست شايد به نظر برسد كه انقراض هاي پيشين كه تحت تأثير عوامل فيزيكي روي داده اند چيز زيادي براي گفتن درباره انقراض ششم كه اكنون و آشكارا توسط انسان در حال روي دادن است، ندارند. ترديدي وجود ندارد كه در دنياي مدرن انسان به واسطه فعاليت هايي نظير تغيير شكل و انهدام زيستگاه هاي فيزيكي، بهره برداري بي رويه از گونه ها، آلودگي و معرفي گونه هاي بيگانه عامل بلاواسطه نابودي گونه ها و تخريب اكوسيستم ها شده است و از آنجايي كه Homo sapiens آشكارا يك گونه جانوري است (هر چند كه به لحاظ رفتاري و بوم شناختي حيوان منحصر به فردي است) به نظر مي رسد كه انقراض ششم نخستين انقراض جهاني ثبت شده اي است كه به جاي عامل فيزيكي داراي علت زيست شناختي است. براساس شواهد نحوه برخورد انسان با زمين كاملاً شبيه برخورد شهاب سنگ دوران كرتاسه است. ۶۵ ميليون سال پيش كه آن برخورد فرازميني با تمامي قدرت انفجاريش روي داد، بلافاصله با القاي خرده ريزها و توده سنگ هاي متراكمش به لايه هاي بالايي اتمسفر منجر به كاهش درجه حرارت جهاني و از همه مهمتر سركوب شديد فرآيند فتوسنتز شد و خسارت هاي ويرانگري را به سيستم هاي زنده زمين وارد آورد. اين دقيقا همان بلايي است كه انسان اكنون بر سر زمين مي آورد. انسان عامل تغييرات فيزيكي گسترده اي بر روي سياره خاكي است. انسان پس از پيدايش بر روي زمين بي درنگ نابودي محيط زيست را آغاز كرد.



انقراض ششم چيست      ؟


انقراض ششم را مي توان به دو مرحله جدا از هم تقسيم كرد. مرحله نخست زماني آغاز شد كه نخستين انسان هاي كنوني نزديك به ۱۰۰ هزار سال پيش شروع به پراكنده شدن در نقاط مختلف جهان كردند. مرحله دوم نيز تقريباً از ۱۰ هزار سال پيش و پس از روي آوردن انسان به كشاورزي، آغاز شد. مرحله نخست اندكي پس از آنكه Homo sapiens در آفريقا تكامل يافت و اين انسان به لحاظ آناتوميكي مدرن شروع به مهاجرت به خارج از آفريقا و پراكنش در سرتاسر جهان كرد، آغاز شد. انسان مدرن ۹۰ هزار سال پيش به خاورميانه رسيد و تقريباً ۴۰ هزار سال پيش شروع به مهاجرت به اروپا كرد. نئاندرتال ها كه از مدت ها پيش در اروپا زندگي مي كردند كمتر از ۱۰ هزار سال پيش پس از رسيدن ما به اروپا همچنان زنده ماندند، اما پس از آن به طور ناگهاني و غير منتظره ناپديد شدند. به اعتقاد بسياري از ديرين انسان شناسان قربانيان رسيدن ما يا از طريق نبردي تمام عيار از پا درآمدند يا به روشي زيركانه تر، در اثر باختن در رقابتي بوم شناختي كه در قياس با نبرد رودررو آثار ويرانگر كمتري در پي داشت، براي هميشه از صفحه روزگار محو شدند. در همه جا بسياري از گونه هاي بومي (به ويژه گونه هاي بزرگ جثه تر) اندكي پس از رسيدن انسان مدرن منقرض شدند. انسان مانند نره گاوي بود كه در يك فروشگاه ظروف چيني رها شده باشد. او اكوسيستم ها را با شكار بيش از اندازه گونه هاي شكارچي كه تا پيش از آن هيچ تجربه اي از رويارويي با انسان نداشتند، ويران ساخت و با انتشار ميكرواورگانيسم هاي بيماري زا موجب نابودي و انهدام اكوسيستم ها شد. هرجايي كه انسان مدرن پاگذاشت ساير گونه ها منقرض شدند. شواهد سنگواره اي، نابودي اكوسيستم ها توسط انسان را تاييد مي كند.



انسان ها نزديك به ۱۲۵۰۰ سال پيش در تعداد بسيار زياد به آمريكاي شمالي رسيدند و مكان هايي كه حاكي از قصابي ماموت ها و ماستودون ها و نيز انقراض بوفالوها هستند در سرتاسر قاره پيدا شده اند. اين انقراض عظيم فلور و فون دوره پلئيستوسن در حفره قير «لابرين» (La Brea) با رسيدن ما به آمريكاي شمالي همزمان شده است. كارائيب نيز شماري از گونه هاي بزرگش را پس از رسيدن انسان به آنجا در حدود ۸ هزار سال پيش از دست داد. انقراض بخش هايي از مگافون (بزرگ ترين حيوانات همچون گوزن، گربه هاي بزرگ، فيل و شترمرغ. جانوراني با بيش از ۱۰ كيلوگرم وزن- م) استراليايي به مدت ها پيشتر يعني ۴۰ هزار ساله پيش كه انسان به آنجا رسيد، مربوط مي شود. ماداگاسكار كه تا اندازه اي يك مورد غير عادي و استثنايي است و انسان تنها ۲۰۰۰ سال پيش براي اولين بار به آنجا رسيد، باز هم به خوبي با الگوهاي انقراض جور در مي آيد. در اين جا نيز گونه هاي بزرگ تر (فيل مرغ، گونه اي از اسب آبي به علاوه لمورهاي بزرگ) اندكي پس از ورود انسان به سرعت ناپديد شدند. در واقع تنها در مكان هايي كه آدمسانان ابتدايي تر از گذشته هاي دور زندگي مي كردند (آفريقا و همچنين اروپا و آسيا) جانوران با حضور آدمسانان از قبل سازگاري داشته و توانستند تا اندازه زيادي از نخستين موج هاي انقراض ششم جان سالم به در ببرند. مابقي گونه ها كه تا پيش از آن هيچ گاه با آدمسانان در اكوسيستم هاي محلي خود مواجه نشده بودند به اندازه تمامي گونه هاي جزاير گالاپاگوس- جز آخرين گونه هايي كه به آنجا رسيده اند نظير مگس گير ورميليون- به طرز ساده لوحانه اي در برابر آدم سانان بي احتياط بودند. گونه هاي گالاپاگوس تا به امروز نيز همچنان بي احتياط مانده اند.



اما چرا انقراض ششم همچنان ادامه مي يابد؟ دومين مرحله انقراض ششم در حدود ۱۰ هزار سال پيش و با اختراع كشاورزي آغاز شد. كشاورزي ظاهراً در چند زمان مختلف و در چند جاي مختلف جهان اختراع شد و در خلال سال ها در سرتاسر جهان انتشار يافت. كشاورزي به تنهايي دگرگوني هاي بوم شناختي بسيار شديد و اساسي را در كل تاريخ ۵/۳ ميليارد ساله حيات به وجود آورد. با اختراع كشاورزي انسان ديگر مجبور نبود كه براي ادامه بقايش با ساير گونه ها ارتباط متقابلي داشته باشد به علاوه با اين اختراع او توانست با مهارت بسيار ساير گونه ها را براي استفاده هاي شخصي خود تحت كنترل درآورد. او ديگر مجبور نبود كه تابع ظرفيت تحمل اكوسيستم ها باشد و از اين رو توانست جمعيت اش را به طور بي رويه اي افزايش دهد.



انسان نه با طبيعت بلكه خارج از آن زندگي مي كند. Homo sapiens نخستين گونه اي است كه از زندگي در اكوسيستم هاي محلي دست كشيده است. ساير گونه ها از جمله نياكان آدمسان ابتدايي ما، تمامي انسان هاي پيش _ كشاورزي و بازمانده جوامع شكارچي_ جمع آوري كننده كه هنوز هم به صورت جمعيت هاي نيمه منزوي وجود دارند، در اكوسيستم هاي محلي خود نقش ويژه اي داشتند يا به عبارت ديگر آشيان بوم شناختي خاصي را اشغال مي كردند. اما اين در مورد انسان هاي انقلاب پسا _ كشاورزي كه پا را از اكوسيستم هاي محلي خود فراتر گذاشته اند، صدق نمي كند. در واقع براي توسعه كشاورزي رويارويي با اكوسيستم ها _ تبديل زمين به مكاني براي توليد يك يا دو محصول غذايي و نابودي ساير گونه هاي گياهي بومي كه اكنون در رديف علف هاي هرز قرار مي گيرند _ و تمامي گونه هاي جانوري نه چندان اهلي شده كه اكنون آفت تلقي مي شوند، ضروري و اجتناب ناپذير به نظر مي آيد. اما زمين ديگر قادر به تحمل روند رو به رشد جمعيت انسان نيست. زمين اكنون به حد نهايي ظرفيت تحمل خود نزديك مي شود. تعداد كل افراد يك گونه خاص در نتيجه عوامل مختلفي كه مهم ترين آنها، ظرفيت تحمل اكوسيستم آن منطقه است، محدود مي شود. با توجه به نيازهاي وابسته به انرژي و سازش هاي فراهم سازي انرژي در يك گونه خاص تنها تعداد معيني از يك گونه نظير سنجاب، بلوط و قوش مي تواند در قطعه معيني از يك زيستگاه ساكن شود. اما كشاورزي محدوديت هايي را كه اكوسيستم هاي طبيعي بر اندازه جمعيت انسان اعمال مي كردند، از ميان برداشته است. با آنكه هنوز هم محصولات كشاورزي مرتباً نابود مي شود و بيماري و قحطي بر زمين سايه مي گستراند اما ترديدي نيست كه كشاورزي توانسته تاثير شگرفي بر اندازه جمعيت انسان بگذارد. برآورد ها متفاوت است اما جمعيت يك تا ۱۰ ميليون نفري انسان طي ۱۰ هزار سال گذشته اكنون از مرز ۶ ميليارد نفر گذشته است. جمعيت انسان به طور لگاريتمي در حال افزايش است تا جايي كه تا سال ۲۰۲۰ به ۸ ميليارد نفر خواهد رسيد. احتمالاً يك حد نهايي براي ظرفيت تحمل انسان بر روي زمين وجود دارد _ حدي كه كشاورزي قادر به حمايت از آن است _ و تخمين زده مي شود كه اين رقم مي تواند بين ۱۳ تا ۱۵ ميليارد نفر باشد.



در حالي كه برخي گمان مي كنند كه رقم نهايي شايد بيش از اينها باشد. رشد بيش از اندازه جمعيت، گونه هاي مهاجم و بهره برداري بي رويه آتش انقراض را شعله ورتر مي سازد. انفجار جمعيت انسان به ويژه در سال هاي انقلاب پساصنعتي طي دو قرن گذشته و نيز توزيع و مصرف نابرابر ثروت هاي زمين دليل واقعي انقراض ششم است. در نتيجه تمامي اين ها يك چرخه خطرناك به وجود آمده است: هر چه زمين هاي بيشتري پاك تراشي مي شوند و تكنيك هاي كارآمدتري به ياري رشد جمعيت انسان مي آيند (به ويژه پيشرفت هايي كه اخيراً در مهندسي ژنتيك به وجود آمده) بر ميزان جمعيت انسان افزوده تر مي شود.



مصرف سوخت هاي فسيلي بيشتر بر دامنه كشاورزي مي افزايد و در نتيجه تغييرات بيشتري را بر محيط اعمال مي كند. انسان همچنان به صيد ماهي ادامه مي دهد (در حال حاضر ۱۲ ذخيره گاه از ۱۳ ذخيره گاه بزرگ ماهيان سياره زمين به شدت تهي شده است) و درختان را براي تهيه الوار قطع مي كند. مصرف بي رويه سوخت، آلودگي و فرسايش خاك در اثر كشاورزي مناطق مرده اي را در ذخيره گاه هاي زمين به وجود آورده كه خليج مكزيك نمونه اي از اين دست است. پراكندگي يهودي مانند انسان منجر به پراكنش گونه هاي بيگانه اي است كه غالباً به اندازه گونه هاي بومي دچار خسارت نمي شوند. به عنوان مثال گونه هاي مهاجم در ايجاد ۴۲ درصد از تمامي گونه هاي در خطر تهديد و در خطر انقراض ايالات متحده آمريكا سهم بسزايي داشته اند.



طي انقراض توده اي سوم تنها ۱۰ درصد از كل گونه هاي جهان جان سالم به در بردند. آيا در اين انقراض نيز همين تعداد گونه زنده خواهند ماند؟ آيا اقدامات حفاظتي مي تواند انقراض ششم را متوقف سازد. اكنون اكوسيستم هاي جهان غرق در آشوب و اغتشاش اند. برخي از زيست شناسان طرفدار حفظ محيط زيست معتقدند كه هيچ سيستم و حتي هيچ اقيانوس پهناوري از حضور انسان در امان نمانده است.

اندوکرینولوژی (فیزیولوژی غدد داخلی)

اندوکرینولوژی (فیزیولوژی غدد داخلی(

 

جهت خواندن مطالب روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

آيا نانوذرات به سلامتي انسان آسيب مي‌رسانند؟

آيا نانوذرات به سلامتي انسان آسيب مي‌رسانند؟

 

خلاصه :

فناوري‌هاي نانو در زمينه‌هاي گوناگوني همچون توسعه داروها، آلودگي‌زدايي آب‌ها، فناوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي توليد مواد مستحکم‌تر و سبک‌تر داراي مزاياي بالقوه مي‌باشند. در حال حاضر شرکت‌هاي زيادي نانوذرات را به شکل پودر، اسپري و پوشش توليد مي‌‌كنند که کاربردهاي زيادي در قسمت‌هاي مختلف اتومبيل، راکت‌هاي تنيس، عينک‌هاي آفتابي ضدخش، پارچه‌هاي ضدلک، پنجره‌هاي خود تميزکن و صفحات خورشيدي دارند. اما اثرات افزايش بيش از حد توليد و استفاده از نانومواد در سلامت کاركنان و مصرف کننده‌ها، سلامت عمومي و محيط زيست بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد. از آنجايي که فرآيند رشد و واکنش‌هاي شيميايي کاتاليستي در سطح اتفاق مي‌افتند، يک مقدار مشخصي از ماده در مقياس نانومتري بسيار فعال‌تر از همان مقدار ماده با ابعاد بزرگ‌تر مي‌باشد. اين ويژگي‌ها ممکن است بر روي سلامتي و محيط زيست اثرات منفي داشته و منجر به سميت زياد نانوذرات شوند.

 

ادامه نوشته

آموزش چگونگي پاسخ‌دادن به پرسش‌هاي چرايي

آموزش چگونگي پاسخ‌دادن به پرسش‌هاي چرايي

 

 

  هنگامي كه درباره صفت‌هاي زيستي معمول، پرسش‌هاي چرايي مطرح مي‌شود، منظور چيست ؟ وقتي ما مي‌پرسيم چرا بعضي از انسان‌ها پوست تيره‌اي دارند، چرا جانوران مي‌خوابند يا چرا هنگام عفونت تب مي‌كنيم، انتظار چه نوع پاسخي را بايد داشته باشيم؟ زماني كه مي‌پرسيم چرا صفت شايعي كه از ژن‌ها تاثير مي‌پذيرد، آن گونه است كه هست، آيا به نوع متفاوتي از پاسخ نياز نداريم ؟

 

برای خواندن مقاله کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

رشد در دوران اولیه کودکی

رشد در دوران اولیه کودکی

افراد عادى داراى 46 كروموزوم هستند كه به صورت 23 جفت كروموزوم مرتب شده است. موارد استثنا عبارتند ازاسپرم و سلولهاى تخم كه هر كدام داراى 23 كروموزومند كه به صورت جفت جفت در برابر هم قرار نگرفتهاند. اين كاهش تعداد كروموزوم طى فرايند ميوز meisis روى مىدهد كه مستلزم دو تقسيم سلّولى است. در ميوز دو كروموزوم ازهر 23 جفت كروموزوم به سلولهاى ديگرى تجزيه وتقسيم مىشوند. بعد از ميوز هر اسپرم يا تخمك رسيده عضوى از يك جفت كروموزوم را در بر مىگيرد. آنگاه اسپرم و تخم در اثر لقاح تركيب مىشوند و سلّول واحدى را با 46 كروموزوم تشكيل مىدهند كه نيمى از كروموزومها مربوط به يكى ازوالدين يعنى پدر يا مادر است. اين فرايند ازهر نوزاد جديد با تركيبى از ويژگيهايى كه از والدين خود به ارث برده است، فردى بى همتا مىسازد.

ادامه نوشته

بيوتكنولوژي، بيونانوتكنولوژي و نانوبيوتكنولوژي: مرزها و هم پوشاني ها، تشابهات و تمايزات

بيوتكنولوژي، بيونانوتكنولوژي و نانوبيوتكنولوژي: مرزها و هم پوشاني ها، تشابهات و تمايزات

 

ادامه نوشته

سلول بنيادى مادر همه سلول ها

سلول بنيادى مادر همه سلول ها

دانشمندان انتظار دارند كه منافع بسيارى از اين افزايش شديد پژوهش ها پيرامون سلول هاى بنيادى رويانى نصيب انسان شود. ولى احتمالاً يك يا دو نسل طول خواهد كشيد كه آثار حاصل از اين رويدادهاى بزرگ به طور كامل ظاهر شود.

برای اطلاعات بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

آلكاپتونوريا

آلكاپتونوريا

    بيماري " آلكاپتونوريا " نوعي بيماري ژنتيكي است كه در اثر نارسايي در فرايند تجزيه‌ي اسيدآمينه‌هاي فنيل آلانين و تيروزين به وجود مي‌آيد. اين بيماري پيامد كمبود آ نزيمي است كه اسيد هموجنتيسيك (آلكاپتون) را به اسيد ماليل استواستيك تبديل مي‌‌كند. در اثر كمبود اين آنزيم، كه هموجنتيسيك اسيد اكسيداز نام دارد، آلكاپتون در بدن بيمار انباشته مي‌شود و از راه ادرار به بيرون راه مي‌يابد . اين نارسايي به بيماري خطرناكي نمي‌انجامد، اما وقتي ادرار در برخورد با هوا قرار مي‌گيرد، آلكاپتون با اكسيژن واكنش مي‌دهد كه پيامد آن، تبديل آلكاپتون به فراورده‌‌اي تيره رنگ است و اين فراورده باعث تيره شدن رنگ ادرار مي‌شود. از اين رو، مردم عادي نوزادني را كه با اين نارسايي به دنيا مي‌آمدند، انسان‌هايي سياه بخت و تيره روز مي‌پنداشتند.

ادامه نوشته

مراحل تقسیم میتوز

مراحل تقسیم میتوز

مقدمه

مرحله میتوز تقسیم یاخته‌ای نسبت به جنبه‌های دیگر چرخه یاخته‌ای یوکاریوتها توجه بیشتری را به خود جلب کرده است. بر اساس سنتی که وجود دارد میتوز را به چهار مرحله پروفاز ، متافاز ، آنافاز و تلوفاز تقسیم می‌کنند. این گونه تقسیم بندی آسان به نظر می‌رسد، اما روند تقسیم حقیقتا پیوسته است و مراحل تقسیم به آرامی از یک مرحله به مرحله دیگر وارد می‌شود.

 

پروفاز

اولین مرحله تقسیم یاخته‌ای که با متراکم شدن کروموزومها (که آغاز آن از مرحله  است) آغاز می‌شود و شاید طولانی‌ترین مرحله بوده و چند ساعت طول می‌کشد، پروفاز نام دارد. متراکم شدن کروموزومها در طی مرحله پروفاز ادامه می‌یابد. بنابراین کروموزومهایی که در آغاز پروفاز به صورت رشته‌ای ظریف بودند، در آخر این مرحله کاملا حجیم می‌شوند. هنگامی که بخشی از کروموزوم که حاوی ژنهای RNA ریبوزومی است، متراکم می‌شود، سنتز RNA ریبوزومی کاهش می‌یابد و در نتیجه هستک که قبلا مشخص شود، ناپدید می‌گردد.

 

 

  پروفاز میتوز

 

در حین متراکم شدن کروموزومها یک سری رویدادهای مهم دیگر رخ می‌دهد. هستک ناپدید شده و دستگاه ریزلوله‌ای ، جهت جدا کردن کروموزومهای دختر تشکیل می‌گردد. در اوایل مرحله پروفاز دو جفت سانتریول از یکدیگر دور می‌شوند و بین آنها محوری از ریزلوله‌ها تشکیل می‌گردد که رشته‌های دوک نامیده می‌شوند. سانتریولها از هم دور می‌شوند تا در دو قطب مخالف روبروی هم قرار گیرند و پلی از ریزلوله‌ها بین آنها بوجود می‌آید. در یاخته‌های گیاهی چنین پلی متشکل از رشته‌های دوک بین قطبهای مخالف یاخته تشکیل می‌گردد، اما در این حالت مرکز سازمان دهنده ریزلوله‌ها با میکروسکوپ نوری دیده نمی‌شود.

 

هنگام تشکیل دستگاه دوک ، غشای هسته خرد می‌شود و مواد آن بوسیله شبکه آندوپلاسمی جذب می‌گردد. بنابراین دوک ریزلوله‌ای از یک قطب به قطب دیگر کشیده می‌شود. موقعیت دوک صفحه تقسیم را مشخص می‌کند که از مرکز هسته می‌گذرد و عمود بر دوک است. هنگامی که سانتریولهای یاخته‌های جانوری در حال تقسیم ، به قطبهای یاخته می‌رسند، در اطراف خود رشته‌هایی از ریزلوله‌ها را به صورت شعاعی بیرون می‌فرستند که همانند داربستی سانتریولها را در برابر غشای یاخته نگاه می‌دارند. این نوع آرایش ریزلوله‌ها را ستاره (آستر) می‌گویند.

 

یاخته‌های گیاهی که دیواره سخت یاخته‌ای دارند، فاقد سانتریول هستند. در حین ادامه پروفاز دومین گروه ریزلوله‌ای از هر سانترومر منفرد به قطبهای دوک کشیده می‌شوند. از هر کروموزوم دو ریزلوله خارج می‌شود که دو طرف سانترومر را به دو قطب دوک متصل می‌کنند. دو ریزلوله متصل به سانترومر به پیشروی خود ادامه می‌دهند تا هر دو با دو قطب یاخته تماس حاصل کنند. این امر سبب کشیدگی کرومزومها به خط میانی یاخته می‌شود. در مرحله پروفاز ATP به مقدار فراوان مصرف می‌شود. اگر فهالیت تنفسی یاخته در ابتدای این مرحله متوقف گردد، میتوز هم متوقف خواهد شد. در اواخر این مرحله ، اگرچه یاخته مقدار زیادی ATP ذخیره می‌کند، با این وجود کاهش فعالیت تنفسی هیچ اثری بر میتوز ندارد.

 

 متافاز

دومین مرحله میتوز ، یعنی متافاز ، هنگامی آغاز می‌شود که کروماتیدهای جفت در مرکز یاخته در یک سطح قرار بگیرند. در این مرحله کروموزومها به آسانی قابل شمارش هستند. ریزلوله‌ها که به دو طرف قطب کشیده شده‌اند، آشکارا قابل مشاهده‌اند. کروموزومها هم موازی یکدیگر نیستند، بلکه بازوی بلند آنها در هر جهتی قرار می‌گیرد. سانترومرها به یک فاصله از دو قطب در یک سطح قرار می‌گیرند.

 

در تقسیم میتوز کروموزومها ، سانترومرهای خود را بطور غیر فعال دنبال می‌کنند. هر سانترومر دو طرف دارد و یک ریزلوله سانترومری به هر طرف آن متصل شده و به قطبهای مخالف کشیده می‌شود. این نظم و ترتیب برای روند میتوز کاملا مهم است. هر اشتباهی در استقرار این ریزلوله‌ها خطرناک است. به عنوان مثال ، اتصال دو ریزلوله سانترومری به همان قطب سبب جدا نشدن کروماتیدهای خواهر و در نتیجه باقی ماندن آنها در همان یاخته دختر می‌شود.

متافاز میتوز 

زیست شناسان برای متوقف کردن میتوز در مرحله متافاز ، از ماده‌ای به نام کلشی‌سین استفاده می‌کنند تا ساختار ریختی و تعداد کروموزومها را مطالعه کنند. در بسیاری از گونه‌ها ، اندازه کروموزومها متغیر است. کروموزومهای بزرگتر در بیرون و کروموزومهای کوچکتر در مرکز قرار می‌گیرند. در این مرحله کروموزومها ضخیم و کوتاه‌اند. کرومونما به حداکثر انقباض خود می‌رسد. در پایان مرحله متافاز ، سانترومرها تقسیم می‌شوند. تقسیم سانترومر همه کروموزومها همزمان صورت می‌گیرد. شکل استوانه‌ای کروموزومهای متافاز نتیجه محکم کلاف شدن کرومونماست. کوتاه شدن کروموزومهای پروفازی و تبدیل آنها به کروموزومهای متافازی هنگام تقسیم 3 تا 6 برابر است.

 

آنافاز

در بین مراحل میتوز ، ATPی رانده شده در اثر تغییرات ساختاری پروتئینهای پل ریزلوله‌های جفت است. چون هر یک از ریزلوله‌های جفت از نظر فیزیکی ، به قطبهای مخالف قلاب شده‌اند، سر خوردن هر یک از آنها روی دیگری سبب دور شدن قطبها از یکدیگر می‌شود.

 

 

 

سانترومرها به طرف قطبها حرکت می‌کنند. با جابجا شدن پیاپی اجزای توبولین از انتهاهای قطبی خود ریزلوله‌های سانترومری کوتاه می‌شوند. این روند کوتاه شدن ، یک انقباض نیست، چون ریزلوله‌های سانترومری مرکز تنظیم کننده جابجا می‌شوند. هر قدر اجزا توبولین بیشتر جابجا شوند، بی نظمی پیشرفته ریزلوله حامل کروموزوم سبب کوتاهتر شدن آن می‌گردد و کروموزوم را به قطب یاخته نزدیکتر می‌کشاند. رشته‌های اکتین در دوک هم دیده می‌شوند.

 

 

تلوفاز

جدا شدن کروماتیدها که در مرحله آنافاز صورت می‌گیرد، تقسیم صحیح ژنوم همانندسازی شده را که عنصر اصلی میتوز است، کامل می‌کند. با این تکمیل ایفای نقش تلوفاز که از بین بردن تشکیلات دوک و تشکیل دو هسته است، آغاز می‌شود. دستگاه دوک متلاشی می‌شود. ریزلوله‌ها نظم خود را از دست می‌دهند و به صورت مونرمرهای توبولین در می‌آیند و آماده استفاده مجدد در ساختار اسکلت یاخته‌ای جدید می‌شوند.

 تلوفاز میتوز

غشای هسته در اطراف هر گروه کروماتیدهای دختر شکل می‌گیرد. این کروماتیدها که هنوز به شکل کروموزوم‌اند، شروع به باز شدن می‌کنند و کاملا کشیده می‌شوند و به صورت کروماتین تجلی می‌یابند. یکی از ژنهایی که به سرعت ظاهر می‌شود، RNA ریبوزومی است که سبب ظهور مجدد هستک می‌گردد.

 

توصیه های غذایی برای شب امتحان

توصیه های غذایی برای شب امتحان 
 

  تحقيقات و مطالعات جديد حاكى از آن است كه چنانچه كودكى با رژيم غذايى نامناسب و ناكافى تغذيه شود، تاثيرات سوئى بر قابليت فراگيرى كودك، تمركز حواس و هوشيارى وى بر جاى مى ماند.
به خوبى روشن شده است كه سوءتغذيه «پروتئين _ انرژى» اختلالى است كه در اثر كمبود مواد مغذى گوناگون به وجود مى آيد و قادر به مخاطره انداختن سلامت مغذى و قدرت حافظه و يادگيرى است. حتى كمبود هاى تغذيه اى كوتاه مدت نظير «حذف يك وعده غذايى» مثل صبحانه يا گرسنگى كوتاه مدت قادر به ايجاد افت تحصيلى است.
بنابراين صبح ها با بيدار كردن به موقع كودكانتان فرصتى را فراهم آوريد تا صبحانه كاملى را ميل كنند. متاسفانه صبحانه كه مهم ترين وعده غذايى است در كشور ما بسيار سهل انگارانه ترك مى شود و آزمايش ها نشانگر آن است كه كودكانى كه قبل از مدرسه به صرف صبحانه مى پردازند، توان يادگيرى و تمركز در آنها به شكل چشمگيرى افزايش نشان مى دهد.از آنجايى كه راهكار هاى تغذيه اى به خوبى قادر به تامين اين مواد مغذى است بر آن شديم تا علاوه بر ذكر مواد غذايى سرشار از ويتامين و مواد معدنى (Vitamin & mineral) [همان ريزمغذى ها] كه قادر به ارتقاى قدرت حافظه يادگيرى و توان مغزى هستند، به مواردى كه سبب كاهش استرس و اضطراب در كودكان و نوجوانان و كلاً دانش آموزان در زمان امتحان مى شود، بپردازيم.
در زير به مواد غذايى مناسب براى دانش آموزان خصوصاً در زمان امتحان مى پردازيم:
•تن ماهى- ماهى قزل آلا
يك ضرب المثل انگليسى مى گويد: ماهى غذاى مغز است (Sea Foods are brain foods). دانشمندان دريافته اند كه كمبود شديد دو كوه را هگزانوئيك اسيد (DHA) (اسيد چرب موجود در ماهى) موجب بروز اختلالاتى در رفتار كودك مى شود و در واقع نشانه هايى مانند عدم تمركز فكرى در كلاس، درس، بى قرارى و ناآرامى كودك حين درس يا در اثناى مطالعه يك صفحه از نوعى ناهنجارى به نام پرجنب وجوشى توام با عدم تمركز فكرى و بى حواسى (ADHD) حكايت دارند كه در نهايت مانع پيشرفت تحصيلى مى شوند. در اين افراد طى آزمايش هاى انجام شده مشخص شده كه ميزان اين اسيد چرب بسيار پايين بوده و تجويز آن موجب برطرف شدن اين اختلالات شده است، افزون بر اين موجب آرامش كامل كودك در مواقع پرتنش ياد شده مى شود.
بنابراين اگر كودك شما از دسته دانش آموزانى است كه تخصص فراوانى در تقليد صداى انواع حيوانات در حين درس دادن معلم دارد، بد نيست وعده هاى غذايى سرشار از اين ماده غذايى را امتحان كنيد.
موارد اخير يعنى انواع ماهى ها به خصوص تن و قزل آلا و ساردين با ارتقاى عملكرد مغزى و هوشيارى و حافظه اى كودكان به قوى كردن عضلات چشم آنها نيز مى پردازد.با توجه به استفاده طولانى مدت دانش آموزان از كامپيوتر و اينكه ساعات متمادى را در مقابل صفحه نمايش رايانه به بازى هاى كامپيوترى مى پردازند، اين امر اهميت مضاعف مى يابد.بنابراين استفاده از انواع ماهى ها به عنوان وعده اصلى يا ميان وعده تهيه شده از آنها بسيار سودمند است. ما تغذيه اى شامل ساندويچ كوچكى از تن ماهى را براى مدرسه كودكان بسيار توصيه مى كنيم.
• گوشت هاى قرمز _ غذا هاى دريايى
اكثر مردم غذا ها را بدون توجه به ارزش تغذيه اى آنها مصرف مى كنند، بنابراين تاثير گوشت قرمز به عنوان يك منبع عالى آهن و روى بر رفتار هاى عصبى شايان ذكر است. طبق تحقيقى در ايالات متحده آمريكا توصيه شد كه با استفاده روزانه ۲ تا ۳ سروينگ (۹۰-۶۰ گرم) چيزى حدود ۲ تا ۳ قوطى كبريت در هر روز از گروه گوشت ها (گوشت، مرغ، ماهى، حبوبات و...) به خصوص گوشت قرمز بدون چربى اين نياز را برطرف كنيد.به خاطر آوردن و يادگيرى دو عامل موثر بر قوه ادراك و حافظه به شمار مى آيند. به طور مسلم مواد مغذى جزء بهترين عامل ها در بروز توانايى هاى ژنتيكى افراد در رابطه با حافظه و يادگيرى و استفاده از توان مغزى هستند.بنابراين اگر شما در خانواده اى زندگى مى كنيد كه نسل در نسل شاگرد اول بوده ايد و كودك شما قوانين خانوادگى را مخدوش كرده و ناپلئونى قبول مى شود، بد نيست منابع حاوى آهن (گوشت، خرما، كشمش و...) و روى (غذا هاى دريايى، سبزى ها و...) را امتحان كنيد، زيرا تحقيقى وجود دارد مبنى بر اينكه ۷۳ دختر بالغ با كمبود آهن متوسط پس از مصرف ۸ هفته اى مكمل فروسولفات (حاوى آهن) بهبود قدرت حافظه و بالا رفتن توانايى در يادگيرى لغات را نشان داده اند.
• آجيل مغز دار _ آناناس
قبل از رواج پفك، چيپس و ساير تنقلات باارزش غذايى پايين و مواد مضر گوناگون بيشتر تنقلات را آجيل و مغزه هاى گياهى تشكيل مى داد. از اين رو سلامتى به شكل چشمگيرى در بين كودكان وجود داشت. اين مواد مغذى (بادام، نخودچى، كشمش، فندق، گردو و...) سرشار از منيزيم بوده و كمبود آن به عنوان يكى از علل ناتوانايى يادگيرى محسوب مى شود.
علاوه بر موارد ياد شده منيزيم در سبزى هاى پربرگ و سبزرنگ، لوبيا، نخود، آجيل مغزدار، برنج قهوه اى، نان گندم سبوس دار، دانه هاى روغنى و برخى ميوه ها يافت مى شود كه از بهترين و مهم ترين اين ميوه ها مى توان به آناناس، سيب (به خصوص اگر با پوست ميل شود) و خرما اشاره كرد.
بنابراين: گردو- بادام و پسته در حد معقول فراموش نشود (مصرف بيش از حد و افراطى در هر چيزى نه تنها سودى ندارد بلكه ضرر هاى بى شمارى نيز به همراه خواهد داشت).
•عسل
عسل از دسته مواد غذايى است كه به عنوان معجزه در اختيار بشر قرار گرفته است زيرا حاوى مواد مغذى بى شمارى بوده و فوايد آن در همه جا كارآمد است. تحقيقات حاكى از آن است كه گلوكز و مواد قندى موجود در عسل باعث ايجاد موفقيت در انجام تست هاى حافظه به خصوص در زمينه به خاطر سپارى لغات شده است. از طرفى ويتامين D موجود در عسل اعمال بين كلسيم و فسفر را تنظيم مى كند و در نتيجه اعصاب كار خود را به خوبى انجام مى دهند. مشخص شده است كه نوشيدنى هاى حاوى عسل در كاهش استرس و اضطراب پيش از امتحان نيز بسيار كارآمد است، از اينجا مى توان به حكمت آب ميوه هاى كنكور پى برد!
•سوپ جو
خوردن سوپ جو در وعده صبحانه از ضعف حافظه به ميزان چشمگيرى جلوگيرى مى كند. البته اين اثر داراى پيش شرط هايى نيز هست، با اين عنوان كه حدود ۵۰ گرم سيب زمينى در تهيه سوپ به كار رفته باشد، شام سبك بوده و دير خورده نشود.
• نان هاى سبوس دار سنگك و جو
نان هاى سنتى مثل نان سنگك به دليل دارا بودن سبوس از ميزان بالايى ويتامين B1 برخوردارند كه نقش اين ويتامين در سلامت دستگاه اعصاب انكار ناپذير است. اين ويتامين نقش بسيار مهمى در كاهش اضطراب دارد، به شكلى كه مصرف مكمل هاى حاوى B1 به (شكل قرص) از يك هفته قبل از فعاليت هاى استرس زا نظير (زايمان، كنكور، امتحان رانندگى و...) به عنوان درمان مورد استفاده قرار مى گيرد، همچنين اين ويتامين در ارتقاى هوش و تمركز نقش بارزى دارد.
• دانه هاى كنجد، سويا و سبزى هاى برگ سبز تيره
موارد ياد شده در بالا غنى از چربى هاى امگا ۶ بوده كه براى عملكرد صحيح سيستم عصبى و درمان خستگى زودرس كارآمد هستند. بنابراين نوعى ماده غذايى را به عنوان ميان وعده ذكر مى كنيم كه به آن سوخت موشك مى گويند: خرما كه هسته آن گرفت شده باشد و يا مغز گردو پر شده و سپس در كنجد غلتانده شود.
• شيركم چرب يا بدون چربى
براى رشد، حفظ و ارتقاى سيستم عصبى بسيار سودمند است، همچنين به دليل دارا بودن آهن، منيزيم و پتاسيم بسيار مفيد است. ويتامين هاى «B6» و «B2» و كليسم كه همگى براى سلامت دستگاه عصبى مركزى (مغز) توصيه مى شود. همچنين شير حاوى سروتونين است كه در آ رامش روحى بسيار مفيد است، بنابراين مصرف سه ليوان شير در روز كه يك ليوان آن قبل از خواب ميل شود بسيار توصيه مى شود. البته بايد يادآور شويم كه ويتامين B2 موجود در شير بسيار به نور حساس است، بنابراين شير هاى كيسه اى و پاكتى يا بسته بندى شده در قوطى هاى پلاستيكى مات و تيره اولويت مصرف نسبت به شير هاى شيشه اى دارند.
• عدسى
عدسى و ساير حبوبات به شكل پخته بسيار سودمند هستند، مصرف صبحانه به خصوص در فصول سردتر به شكل عدسى بسيار لذت بخش خواهد بود و علاوه بر آن به دليل دارا بودن آهن، منيزيم و پتاسيم و عارى بودن از چربى هاى مضر بسيار مفيد است. البته براى جلوگيرى از نفخ اين مواد بهتر است كه قبل از مصرف آنها را خيس كرده و آب آن را دو بار عوض كنيد.
استفاده از عرق نعناع يا عرق رازيانه نيز پس از صرف حبوبات خالى از فايده نخواهد بود. بنابراين توصيه مى شود براى صبح امتحان، صبحانه عدسى ميل كنيد.
• آب سالم و گوارا
آب سالم و تميز و پاكيزه حداقل ۸-۷ ليوان در روز توصيه مى شود زيرا در مقابل استفاده از غذا هاى اسيدى (محصولات حيوانى، ماهى، پنير و...) غذا هاى بسته بندى شده، پخته شده با مايكرويو و... به سلول هاى مغز كمك مى كند كه استرس ناشى از ورود اين مواد را كاهش بدهند، بنابراين مصرف حداقل ميزان ذكر شده به سلامت زيستى كمك شايانى مى كند.
• آبنبات ها و آدامس هاى حاوى نعناع و بدون قند
نعناع از ديرباز به عنوان ماده هوشياركننده مورد استفاده قرار گرفته است، بنابراين اگر شما دانش آموزانى داريد كه در شيفت بعدازظهر به مدرسه مى روند و بعد از مصرف ناهار و درست در زمانى كه خواب به طرز وحشتناكى تمركز را ضايع مى كند، مجبور به توجه و دقت براى فراگيرى دروس هستند، توصيه مى شود استفاده از برگ هاى نعناع، آبنبات ها و آدامس هاى حاوى نعناع بعد از صرف ناهار را امتحان كنند.
بد نيست در پايان به ذكر برخى موارد بپردازيم كه شايعه مصرف آنها در شب امتحان سابقه طولانى مدتى دارد:
•قهوه
در حالى كه استفاده از ۲-۱ فنجان قهوه صبح ها پس از برخاستن از خواب در اغلب اشخاص براى هوشيارى و فعال كردن مغز و سرحال آمدن اثر مثبتى دارد ولى اگر هر روز مقدار زيادى قهوه خورده شود و اسراف در مصرف قهوه به عمل آيد، پس از چند روز سطح انرژى بدن پايين مى آيد و مصرف كافئين خيلى زياد مى تواند، منجر به اضطراب و عصبانيت خيلى شديد، تعريق و افزايش ضربان قلب و فشار خون بالا شود، همچنين مى تواند باعث بالا رفتن ترس و تغيير رفتار اجتماعى و اختلال در خواب شود.
•شكر و شيرينى ها
كربوهيدرات هاى تصفيه شده مثل شكر و شيرينى ها باعث يك آرامش فورى ولى مقطعى و موقتى مى شوند و در واقع قند خون را به سرعت بالا برده، متعاقب آن انسولين بالا مى رود و ممكن است قند خون را خيلى پايين تر از مقدار طبيعى بياورد كه باعث ملال و خستگى مى شود. همچنين استفاده از شكر و شكلات و شيرينى در كودكان بيش فعال (هايپراكتيو) سبب تشديد فعاليت آنها و بروز رفتارهاى عصبى در آنها مى شود. از اين جهت كاهش هر چه بيشتر قندهاى ساده و جايگزيى آنها با مواد بسيار ارزنده مثل عسل و خرما توصيه مى شود.
بنابراين توصيه اكيد براى دانش آموزان بر اين است كه يك صبحانه مقوى شامل: كربوهيدرات ها (عدسى يا نان هاى سبوس دار يا كورن فلكس يا پوره سيب زمينى و...) پروتئين ها (پنير، تخم مرغ، عدسى، ماست، ژامبون و...) و مواد حاوى ويتامين (ميوه ها به شكل مخلوط يا آب ميوه ها) را در نظر داشته باشند.
عسل و خرما حتماً در برنامه غذايى آنها وجود داشته باشد و ميان وعده هاى مغذى مثل دانه هاى گياهى، ساندويچ هاى كوچك (تن ماهى، مرغ، نان و پنير و سبزى و گردو و...) را در برنامه غذايى روزانه بگنجانيد. به ميزان لازم آب بنوشيد و از مصرف شير و لبنيات غفلت نورزيد، مصرف چربى ها و موادى كه ارزش تغذيه اى پايين داشته و داراى ضررهاى بى شمار هستند (سوسيس، كالباس، نوشابه ها، كنسروها، چيپس، پفك و...) را به حداقل برسانيد. هيچ گاه وعده هاى غذايى را حذف نكنيد تا سلامت اعصاب و روان و موفقيت هاى تحصيلى را پيش رو داشته باشيد. مهمترين نكته كه از اهميت بى شمارى برخوردار است، اين است كه تمام موارد ياد شده در صورتى ضامن موفقيت خواهد بود كه تمرين و تكرار دروس را به همراه داشته باشد و به خاطر داشته باشيد اگر تا شب قبل از امتحان كتاب هاى خود را ورق نزده ايد، چنانچه تمام روز را به خوردن مواد مغذى بگذرانيد و صبح امتحان راهى آزمون شويد، هرگز از راه هاى شرافتمندانه (بدون تقلب) موفق به دريافت نتيجه مطلوب نخواهيد شد!

 نویسنده : صدف کوهکن سایت iketab