بر اساس اعلام نظر کارشناسان محیط زیست، 28 جاندار عجیبترین حیوانات بر روی کره زمین لقب گرفتند!
به گزارش ایسنا، اولین این جانداران یک نوع «موشکور» است که اغلب در امریکای شمالی یافت میشود. این موش کور از آن جهت لقب عجیبترین حیوان روی کره زمین را از آن خود کرده که به جای بینی بر روی پوزه خود، 22 بازوچه و حسگر دارد و از طریق آنها میتواند غذای خود را بیابد. این جانور در باتلاقها، دشتها و مناطق پست زندگی میکند و اغلب جانوران بی مهره، حشرات آبزی، کرم و جانداران نرمتن نظیر حلزونها را میخورد.
دومین موجود عجیب در این ردهبندی، یک نوع مار تیز دندان از نژاد افعی است که با داشتن آرواره و پوزهای بلند و نوع خاصی از دندان میتواند زهر خود را به بدن شکارش وارد کند.
بر اساس تحقیقات صورت گرفته توسط کارشناسان محیط زیست، امروزه تنها دو نوع از این مارها در حیات وحش زندگی میکنند یکی در «هائیتی» و «جمهوری دومینیکن» و دیگری در کوباست.
سومین موجودات عجیب خوکهای دریایی هستند که اکثرا یا بر روی آب اقیانوسها و آبهای آزاد زندگی میکنند یا آنکه میتوان آنها را در بستر و کف این آبهای آزاد یافت. این موجودات آبزی خود را با گل و لای و لجن کف اقیانوسها سیر نگه میدارند.
همچنین بر اساس گزارشات موجود، هنوز مشخص نشده است که این خوکهای دریایی چگونه میتوانند در عمق و قعر آبهای آزاد زندگی کنند.
چهارمین موجود عجیب و خارقالعاده جهان، یک ماهی از نوع ماهی حباب است که میتواند با باد کردن خود بر روی آب شناور بماند.
به گزارش ایسنا، «یتی خرچنگ» که در سال 2005 میلادی در جنوب اقیانوس آرام یافت شد، پنجمین موجود و جاندار آبزی عجیب است و در عمق دو هزار و 200 متری از سطح دریا زندگی میکند.
ششمین جاندار عجیب، «لاک پشت سفید – صورتی» است که البته رنگ کرمی و سفیدش بر بدن این جانور خونسرد غالب است و تنها لکههایی از رنگ صورتی بر بدنش دیده میشود. این لاک پشت غولپیکر در فرهنگ چینیها ارج و قرب فراوان دارد.
«موش دوپا» که هفتمین جانور عجیب جهان است، اکثرا شبانه شکار میرود و در بیابانهای چین و مغولستان یافت میشود. این جاندار جونده دارای دمی بلند، پاهایی دراز و گوشهایی بزرگ است.
بر اساس گزارشات رسمی کارشناسان محیط زیست، این جاندار کمیاب و نادر بوده و به شدت در معرض خطر انقراض نسل قرار دارد.
«دارکوب آی.آی»، هشتمین جانور عجیب جهان است. این موجود با سوراخ کردن تنه درختان کرمهای حشره را بیرون میآورد و اگر این کرمها تلاش کنند تا از دست این جانور فرار کنند، او با دندانهایی همانند یک جونده سوراخ تنه درخت را عریضتر کرده و با انگشت وسطی خود غذایش را شکار کرده و میخورد.
نهمین جانور «سایگا» است که با بینی بسیار بزرگ و قابل انعطافش هوای سرد زمستان را گرم کرده و در تابستان گرد و غبار شدید را فیلتر میکند تا برای تنفس مناسب شود.
به گزارش ایسنا، «مارماهی دهان گرد» به دلیل عادات غذایی نامعمول و غیر متعادل، دهمین موجود عجیب جهان لقب گرفته است.
یازدهمین جاندار عجیب جهان یک نوع «ماهی هیولا» است که به دلیل قابلیت استتار شدن این لقب را از آن خود کرده است. این ماهی هیولا که در آبهای سرد و آرام زندگی میکند، برای اولین بار در آبهای استرالیا یافت شد و از سال 1982 میلادی تحت حمایت دولت این کشور قرار گرفت.
دوازدهمین موجود عجیب یک نوع «بوزینه تنبل لاغر» است که در نواحی پست و مرطوب و استوایی هندوستان و سریلانکا زندگی میکند و به دلیل نابود شدن زیستگاهها و یا از بین رفتن محل زندگی به شدت در معرض خطر انقراض قرار دارد.
سیزدهمین موجود عجیب یک نوع «تمساح هندی» است که با طول تقریبی هفت متر یکی از بزرگترین سوسمارهای جهان بشمار میرود، اما به دلیل شکار بیرویه توسط قاچاقچیان و شکارچیان غیرمجاز نسل این جانور خونسرد به شدت در معرض انقراض قرار گرفته است.
به گزارش ایسنا، چهاردهمین موجود عجیب این فهرست یک نوع «قورباغهماهی پرمو» است که در بستر دریاها منتظر شکار به کمین مینشیند و اکثرا در آبهای اندونزی یافت میشود.
پانزدهمین موجود شگفت آور، یک نوع «اختاپوس گوش دراز» است که «اختاپوس دومبو» لقب گرفته و در آبهای پرعمق اقیانوسها و آبهای آزاد زندگی میکند.
نام این اختاپوس را از شخصیت کارتونی «دومبو» در فیلمهای والت دیزنی گرفتهاند.
یک نوع «مار ماهی آبهای پرعمق» که دارای دندانهایی بلند و سوزنی شکل بوده و آروارهای مفصلی است در رده شانزدهم این فهرست قرار دارد. گفته میشود این مار ماهی با حمله به شکارچی، جریانی از الکتریسیته از بدن خود به بدن شکارچی منتقل میکند که میتواند تا چند ساعت فرد یا حیوان شکارچی را بیهوش کند.
پرنده «شوبیل» نیز در رده هفدهم این فهرست قرار دارد. این پرنده که در مردابهای استوایی شرق آفریقا زندگی میکند که با گشودن بالهایش به دو متر میرسد. این پرنده عجیب سیاه رنگ در قرن نوزدهم میلادی و برای اولین بار توسط پرندهشناسان کشف شد.
یک نوع «آفتاب پرست» از راسته مارمولکها نیز در رده هجدهم این فهرست است. این آفتاب پرست که «آکسوتول» نام دارد در نواحی پست و در بستر دریاچهای واقع در مکزیکوسیتی یافت میشود. این آفتابپرست از آن جهت عجیب است که بیش از هر خزنده دیگری قادر است پس از قطع عضو، آن را بازسازی کند.
به گزارش ایسنا، یک نوع «مرغ شاخدار پفی» نیز که در کشورهای حوزه اقیانوس آرام یافت میشود، در رده نوزدهم این فهرست قرار دارد. طول این مرغ هنگام گشودن بالهایش به 50 سانتیمتر میرسد.
بیستمین جانور عجیب این فهرست یک نوع «مارمولک» است که تمام سرش به انضمام بالا تنه از چین و چروکهایی پوشیده شده و هنگام فرار از دست دشمن این چین و چروکها جمع میشوند.
این نوع از مارمولکها اغلب در صحراهای استرالیا یافت میشوند و در این کشور به «مارمولک دوچرخه سوار» مشهورند.
گفته میشود «اکیدنه» یا جوجه تیغی نوک دراز که یکی از دو نوع پستاندار تخمگذار محسوب میشود و در سال 2007 میلادی جزو حیوانات در معرض خطر انقراض قرار گرفت در رده بیست و یکم قرار دارد و دولت استرالیا برای حفاظت از این جاندار قوانین سختی را اعمال کرده است.
«میمون شبگرد هندی» نیز بیست و دومین حیوان عجیب جهان است و با وجود آنکه در اکثر نقاط دنیا زندگی میکند، اما امروزه گروههای عمده این حیوان در جزایر جنوب شرق آسیا نظیر اندونزی و فیلیپین یافت میشود. گفته میشود هر کدام از کرههای چشم این حیوان 16 میلیمتر ضخامت داشته و به بزرگی مغزش هستند.
بیست و سومین حیوان عجیب این فهرست، «پاندای قرمز» است. این حیوان زیبا به اندازه یک گربه بوده و با داشتن پوست و خزی قطور و ضخیم، میتواند از سرمای سوزان فصل زمستان خود را مصون نگه دارد.
یک نوع میمون در معرض خطر انقراض نیز که به «میمون پوزهدار» معروف است در رده بیست و چهارم این فهرست قرار دارد.
«بوزینه کوچک امریکایی» که دم انبوه و کوتاهی دارد در رده بیست و پنجم این فهرست قرار گرفته و اکثرا در جنگلهای انبوه غرب برزیل، جوب شرق کلمبیا، شرق اکوادور و شرق پرو زندگی میکند. این میمون زیبا همهچیز خوار بود و با انواع و اقسام خوراکیها نظیر میوههای درختان، برگ، حشرات و حتی خزندگان کوچک شکم خود را از شر گرسنگی رها میکند.
به گزارش ایسنا، «خرس خورشیدی» که در رده بیست و ششم فهرست است، اکثرا در جنگلهای استوایی جنوب شرق آسیا یافت میشود. قد این موجود تنها یک متر است و یکی از کوچکترین حیوانات خانواده خرسها بشمار میرود. حتی گاهی اوقات شنیده شده است لقب «سگ خانواده خرسها» را به دلیل کوچک بودن جثه این حیوان به او دادهاند.
«کوموندور» سگ غول پیکر مجارستانی، به دلیل داشتن موهای بسیار بلند، ضخیم در رده بیست و هفتم فهرست قرار دارد و یکی از گنجینههای ملی و با ارزش مجارستان بشمار میرود.
همچنین در مقابل این سگ پشمالو، یک سگ روستایی مجار نیز وجود دارد که با داشتن موهای پرپشت و به هم گره خورده در رده بیست و هشتم فهرست است.
در رده آخر نیز یک گربه بیمو است که برای اولین بار در سال 1966 میلادی و در امریکا متولد شد. این گربههای بی مو که «اسفینکس» نام دارند، اکثرا در تمامی نقاط جهان زندگی میکنند.
منبع: سایت تابناک و وبلاگ بابک صدیقی
نگهداری از ماهی قرمز




ماهی قرمز از معمول ترین ماهی هایی است که در منزل می توان از آنها نگهداری کرد. این حیوان کوچک خانگی که بسیار جذاب و دوست داشتنی می باشد در صورت مراقب مناسب می تواند تا چند سال در کنار ما در منزل زندگی کند.اما متاسفانه بخاطر قیمت ارزان آن اغلب بهای لازم به آن داده نمی شود و در شرایط نامناسب نگهداری می شود و بیش از چند ماه عمر نمی کند. باید دانست که قیمت ارزان این ماهی های زیبا نباید با ارزان بودن جان این موجودات زیبا اشتباه گرفته شود. لذا لازم است برای فراهم آوردن شرایط مناسب زندگی آنها مواردی را رعایت کنیم.
ظرف نگهداری:
اولین موضوعی که می تواند بعنوان یک عامل مهم در عمر بیشتر ماهی موثر باشد محل زندگی آن است. ظروفی که در آنها ماهی فروخته میشود اغلب کوچک می باشد و نباید اشتباه کرد و ماهی ها را در همان ظروف کوچک نگاه داشت. ماهی ها به اکسیژن موجود در آب احتیاج دارند و این اکسیژن از طریق سطح هوایی که با آب در تماس است وارد آب می شود. هرچه سطح مقطع بالای تنگ کوچکتر باشد اکسیژن کمتری می تواند وارد آب شود. پس سعی کنید تا آنجا که ممکن است از ظروف کوچک برای نگهداری ماهی ها استفاده نکنید.
آب :
از آنجایی که ماهی در تمام طول عمر خود در آب می باشد لذا لازم است آبی که برای زندگی آن انتخاب می کنیم دارای شرایط مناسب زندگی باشد. معمولا” استفاده از آب شهری مشکل خاصی برای ماهی های قرمز ایجاد نمی کند. اما قبل از کنار گذاشتن آب برای ظرف ماهی، بگذارید یک دقیقه آب از شیر بیرون برود این باعث می شود برخی مواد شیمایی که احتمالا” در لوله رسوب کرده اند بیرون روند. برای اطمینان از خارج شدن موادی مانند کلر باید قبل از عوض کردن آب ماهی ها، بگذارید که آب بمدت یک شبانه روز در ظرف بماند. همچنین این عمل باعث می شود که آب دمای محیط را گرفته و تغییر آن برای ماهی ها خطری در بر نداشته باشد.هرگز نباید اجازه دهید که آب ظرف ماهی ها کثیف شود، اینکار می تواند باعث بیماری، کوتاهی عمر و در نهایت مرگ آنها شود. برای تعویض آب هرگز آب را یک دفعه عوض نکنید، با آرامش کامل نیمی از آب ظرف را خالی کرده و سپس کم کم آب برداشته شده از ظرف را با آبی که از روز قبل نگه داشته اید جایگزین کنید. در هر صورت باید سعی کنید که کمترین استرس را به ماهی های کوچک منتقل کنید. شما باید در طول هفته یک یا دو بار آب ظرف ماهی ها را به اینصورت عوض کنید.
غذا :
ماهی های قرمز کوچک حیوانات بسیار سخت جانی هستند و هر چیزی را می خورند. لذا به راحتی می توانید در شرایطی که غذای مناسب در دسترس ندارید از خرده های نان، شیرینی و … به مقدار کم بعنوان غذا به آنها بدهید. اما اگر در نگهداری آنها مبتدی هستید به شما پیشنهاد می شود از غذاهای آماده آنها که ارزان قیمت هم می باشد تهیه کنید. فقط مطمئن باشید که غذایی را که می خرید مربوط به Goldfish می باشد. ماهی های نیز مانند انسان به پروتئین، ویتامین و … برای رشد و زندگی نیاز دارند.در ارتباط با غذا دادن باید دقت کنید که دادن زیاد غذا به آنها و ماندن آنها در ظرف باعث آلودگی آب شده و برای ماهی ها خطراتی به همراه خواهد داشت. سعی کنید به مقدار بسیار بسیار کم در سه نوبت غذایی همانند خودتان به آنها غذا دهید، مقدار آن باید بگونه ای باشد که اضافه غذا در آب نماند.
دمای محیط:
بهترین دما برای زندگی این ماهی ها از حدود ۱۰ تا ۲۵ درجه سانتیگراد می باشد. دمای محیط هرگز نباید دفعتا” تغییر کند، تغییر تدریجی و ملایم دمای محیط یا آب برای آنها قابل تحمل می باشد.
نور:
ماهی های قرمز کوچک نیز همانند سایر حیوانات یا گیاهان احتیاج به نور خورشید دارند. محل نگهداری آنها باید به گونه ای باشد که تغییر روز و شب در آن احساس شود. هرگز آنها در زیر نور آفتاب مستقیم و شدید قرار ندهید.
سایر شرایط :
ریختن شن یا ماسه کف ظرف می تواند حس بودن در منزل را برای این ماهی ها بیشتر کند. دقت کنید که بیش از دو یا سه سانتیمر ارتفاع ماسه کف ظرف نباشد چرا که در غیر اینصورت می تواند محیط خوبی برای رشد خزه و باکتری ها باشد. همچنین باید از ماسه ایی استفاده کنید که لبه های تیز نداشته باشد تا باعث زخمی شدن ماهی ها نشود. در این رابطه هرگز از ماسه های رنگ شده استفاده نکنید.
بررسی رفتار:
حداقل روزی دو نوبت یک دقیقه ای به رفتار ماهی های خود توجه کنید. به این ترتیب می توانید حرکت های غیر معمول آنها تشخیص دهید، در صورت بروز مشکل در رفتار آنها اگر علاقمند باشید می توانید از متخصصین نگهداری ماهی برای درمان آنها مشورت بگیرید. اما مطمئن باشید اگر موارد بالا را رعایت کنید مشکل خاصی برای آنها پیش نخواهد آمد.




نيش سفره ماهي
شايد خبر آن رام کننده تمساح استراليايي را که سرانجام با نيش سفره ماهي در قفسه سينه از پاي در آمد، در رسانه ها شنيده باشيد. اين اتفاق در ماه فوريه 2007 رخ داد و معلوم کرد که خطرناک تر از تمساح ها، سفره ماهي ها هستند!
در مطبوعات علمي داخل کشور، گزارشي از آقاي دکتر «مهدي سدهيزاده » متخصص بيماري هاي پوست خواندم که در آن يک مرد آبزي دان باز (علاقهمند به آکواريوم) از ناحيه دست دچار گزش سفره ماهي شده بود.
اين گزارش مصور، دست تاول زده مرد 36 سالهاي را نشان داد که دچار تورم دردناک شده است.
ليدوکائين در محل زخم تزريق مي شود و ذرات و قطعات کوچک به جا مانده از خارهاي سفره ماهي خارج مي شود. زخم، مورد بررسي پرتونگاري از نظر بقاياي جسم خارجي قرار ميگيرد و انجام الکترو کارديوگرافي و کنترل فشار خون و نبض نمودار آن است که پزشک معالج نسبت به اين زخمها شناخت کافي و وافي داشته است. بيمار دورهاي از داروهاي «سفالوسپورين» و «ماکروليد» دريافت مي کند و زخم سرانجام بدون تمهيدات جراحي بهبود مي يابد و بيمار تا پنج ماه تحت نظر و پيگيري قرار ميگيرد.
بعضي از افراد بر حسب علاقه و دلمشغولي (Hobby)، مارهاي سمي را نگهداري مي کنند و پرورش مي دهند براي آنکه آنها را زيبا و خوش خط و خال مي يابند!
بعضي ها رطيل شکار مي کنند براي آنکه جالب و بي نظيرند. بعضي ها سفره ماهي در آکواريوم مي پرورند. تمام حيواناتي از اين دست، در جاي خود بسيار خطرناکاند.
در کلمبيا آمار منابع بهداشت حکايت از آن دارند که سالانه بيش از دو هزار مورد حادثه از جانب سفره ماهي هاي آب شيرين روي مي دهد. طي دورهاي متجاوز از پنج سال در يک بيمارستان کوچک محلي هشت مورد مرگ حادث شده است. 23 مورد قطع اندام تحتاني گزارش شده است و 114 مورد از سانحه ديدگان از کار کردن باز ماندند دامپزشکان نسبت به اين واقعيتهاي تکان دهنده هشدار دادهاند.

سفره ماهي، ماهي آکواريومي بي همانندي است. سفره ماهي هم با زندگي در آب شور خو مي گيرد و هم آب شيرين، و در آبزي دان بزرگ شکوهمندانه به جلوه گري مي پردازد.
سفره ماهي ها در زمره نوع کوسه ماهي هاي پهن طبقه بندي مي شوند که داراي اسکلت غضروفياند و استخواني در بدن آنها وجود ندارد.
تمام بدن يک دست و يک پارچه از غضروف ساخته شده است. متجاوز از 150نوع آن شناسائي شده اند که غالبا در آب اقيانوس ها به سر مي برند و از صدفها و نرمتنان تغذيه مي کنند.
دندان هاي آنها همچون تله روي هم مي افتد، و داراي آرواره هاي بسيار قوي اند ولي تهديدات مرگبار آنها که متوجه انسان مي شود نه از اين آرواره هاي قوي، بلکه از ناحيه دم است. دم ماهي داراي نيش زهرآگيني است که در بدن قرباني فرو مي رود و او را از پاي در مي آورد.
سفره ماهي ها اندازه هاي متغيري دارند و پهناي آنها از 25 و 30 سانتي متر تا 8/1 متر مي رسد و اغلب آنها حداقل 90 سانتي متر طول دارند. دم آنها معمولا دوبرابر طول بدنشان است. علاقه مندان به آبزيدان ها در آمريکاي شمالي سفره ماهي هاي آب شيرين را پرورش مي دهند.
بوميان آمريکايي شمالي اين ماهي ها را «هراسناک» توصيف مي کنند.
گزارش هايي از بروز زخم در علاقه مندان به آبزي دان ها وجود دارد که فقط بخشي از همه آنچه است که اتفاق مي افتد با اين وجود در اين گونه افراد زخم هايي جدي پديدار مي شود.
زهر سفره ماهي در دم آن استقرار يافته است. ستون فقرات در ناحيه دمي و ريش دار و از غلاف جلدي مستور شده و به غدد زهر مربوط مي شود. نيش به ساختمان داخلي ستون فقرات و منطقه ريشدار اطلاق مي شود و وسيله دفاعي اين حيوان محسوب مي شود.
اگر انسان با پاي برهنه بر پشت آنها قدم بزند، بهترين شرايط براي فرو کردن دم در بدن حاصل ميشود و اگر فردي بخواهد سربه سر اين حيوان بگذارد و او را بترساند يا شکار کند، به سرعت دم خود را همچون تازيانهاي به کار مي گيرد و در عضو متعرض شخص فرو مي برد.
زخم سفره ماهي از دو جهت قابل بررسي است:
1- آسيب فيزيکي از کنش نيرومند و نافذ ستون فقرات
2- زهري که زخم را آغشته مي کند.
و اين دو اثر، هماهنگ به با هم عمل ميکنند.
آسيبهاي وارده به اندام تحتاني شناگران و قايقرانان، دست ها و بازوان ماهي گيران و دارندگان آکواريوم را درگير مي کند.
اگر رگ درشتي صدمه ببيند، خونريزي وسيعي رخ مي دهد که مي تواند حتي کشنده باشد.
در بررسي منابع موردي از پارگي شريان راني (فمورال) توسط سفره ماهي گزارش شده و قرباني در اثر خونريزي بلافاصله از پاي در آمده است.
در 5 درصد زخم ها ستون فقرات سفره ماهي شکسته شده و بر جا مي ماند به ويژه آنکه ماهي به قرباني حمله کند.
نفوذ نيش در بخشي از بدن (شکم، کشاله ران، سينه) يک آورژانس جدي پزشکي است. ورود زهر نکروزدهنده به طور مستقيم در حفره بدن و اثرات آن روي قلب و ساير اندام هاي داخلي، مرگ محتوم را به دنبال دارد.

تمام زهرهاي انواع سفره ماهي مشابه يکديگرند
زهر حاوي سروتونين، 5 نوکلئوتيداز و فسفو دي استراز است. دو آنزيم اخير مسئول نکروز و تحليل بافت هستند سرو تونين موجب بروز دردي جانکاه در محل ضايعه است. اگر جلوي اين واکنش ها گرفته نشود، پي در پي ادامه پيدا خواهند کرد. نيش زهر سفره ماهي اگر در حد تحريک باشد و درمان پذيرد، حالتي شبيه سلوليت باکتريايي پديد مي آورد. هر نيش بدون درد نمود آن خواهد بود که نيش خشک بوده و قرباني خوششانس از خطر جسته در رفته است.
اين حالت ممکن است به يک يا چند علت ذيل اتفاق افتاده باشد:
الف- غلاف ممکن است پيش از اين پاره شده و مخزن زهر آن تخليه شده باشد.
ب- غلاف در نفوذ به زخم دچار وقفه شده باشد.
ج- وقفهاي در پاره شدن غلاف حاصل شده باشد. بنابراين زهر همچنان در حيوان باقي بماند.
د- ستون فقرات بيش از اين شکسته باشد.
ولي در افرادي که طي تروماي فيزيکي زهر را هم دريافت داشته باشند، نکروز يافت و عفونت ثانويه باکتري يايي درمان را با دشواري مواجه مي سازد. و ماهي ها و دوره هاي طولاني آنتي بيوتيک درماني داخل وريدي ضرورت پيدا مي کند.
زخم ساق پا درمان پذيرد و پاها به مدت چند هفته يا شايد چند ماه در وضعيت استراحت قرار گيرد زيرا که نکروز و عفونت باکتري هايي زماني که قرباني مي ايستد و يا قدم مي زند تشديد مي يابد.
منبع :http://www.tebyan.net/science_technology/miscellaneous/2009/2/1/84607.html
آواز نهنگ ها
آواز وال ها ( whale song ) ، صدايى است كه وال ها براى برقراى ارتباط توليد مى كنند. واژه
( song ) براى توصيف الگويى منظم و پيشگويى صداهايى كه به وسيله گونه هايى از وال ها توليد مى شود ، مورد استفاده قرار مى گيرد. اين مكانيسم براى توليد كردن صدا در خانواده وال سانان و پستانداران دريايى شامل : دلفين ها ، وال ها و نهنگ هاى دندان دار ، كه به صدا براى ايجاد ارتباط بيشتر از حس هاى ديگر در پستانداران زمينى وابسته هستند ، استفاده مى شود ، زيرا ساير حسها در آب اثر محدود ترى دارد.

بينايى در پستانداران دريايى به دليل اينكه نور در راه آب جذب مى شود محدود است. بويايى هم اثر كمترى دارد ، زيرا مولكول ها در آب خيلى آهسته تر پراكنده مى شوند تا در هوا. پستانداران دريايى از صدا ها براى برقراى ارتباط و تغذيه استفاده مى كنند.
طرفداران محيط زيست و وال شناسان ( cetologist ) معتقدند كه افزايش صداها در اقيانوس هاى جهان به وسيله كشتيها و لرزه هاى درياى باعث صدمه به وال ها مى شود.
توليد صداها
انسانها صدا ها را با بيرون راندن هوا از ميان حنجره توليد مى كنند. تارهاى آوايى داخل حنجره باز و بسته مى شود و اين امر براى توليد جريان هوا ضرورى است ، اين جريانات همراه با گلو ، زبان و لبها صدا ها را توليد مى كنند.
وال ها صدا ها را با مكانيسم متفاوتى توليد مى كنند. اين مكانيسم در 2 زير خانواده عمده در وال ها متفاوت است: Odentoceti ( Toothed whale ، شامل دلفين ها ) و Mystceti ( Baleen wale ، شامل وال هاى بزرگ و وال هاى آبى )
توليد صدا در Toothed whale
مناطقى كه در سر دلفين ها توليد صدا مى كنند.
دلفين ها صداهاى طولانى ، مكرر وپائينى مانند وال ها ايجاد نمى كنند. به جاى آن صدايى سريع وبلند از تق ها و سوت ها ايجاد مى كنند. صداى تق معمولا براى جهت يابى و مجموع تق ها و سوت ها براى ارتباط برقرار كردن استفاده مى شود. يك گله دلفين ممكن است صداهاى متفاوت و گوشخراشى توليد كنند كه مقدار خيلى كمى از آنها قابل تشخيص است.
صدا هاى مختلف در آنها به وسيله عبور دادن هوا از ميان ساختارهايى در سر كه مانند عبور دادن هوا از بينى در انسانها ست توليد مى شود ، كه اين ساختارها لبهاى آوايى ( Phonic lips ) ناميده مى شوند.
هوا از يك مجراى خيلى باريك عبور میكند ، پرده لب هاى آوايى به داخل كشيده مى شود و به وسيله بافت ها محاصره مى گردد و به ارتعاش در مى آيد. اين ارتعاش مانند ارتعاش حنجره در انسانها ست ، كه به طور آگاهانه و با يك حساسيت فوق العاده كنترل مى شود.
تمام دلفين ها و يك گونه از وال ها Sperm whales ، 2 لب آوايى دارند ، بدين نحو قادرند 2 صداى مستقل ايجاد كنند. در يك نوع آن هوا از لب هايى آوايى عبور كرده و از Vestibular sac خارج مى شود. و در نوع ديگر هوا دوباره به داخل بر مى گردد و وارد قسمت پائينى بينى شده و دوباره توليد مى شود و از سوراخ بينى نهنگ كه در بالاى سرش قرار دارد خارج مى شود.
در يك سرى از تحقيقات نشان داده شده است كه يك گونه از دلفين ها به نام دلفين هاى پوزه دار(Bottlenose dolphins ) ، صدا را به وسيله تركيبات پيچيده بينى و ششها و با كمك عضله Platopharygeal توليد مى كنند و صداى توليد شده تا زمانى كه دلفين ها نفس خود را در زير آب حبس مى كنند ، ادامه مى يابد.
تو ليد صدا در Baleen whale

وال ها ساختارهاى آوايى ندارند ولى به جاى آن ساختارهايى شبيه حنجره دارند كه نقش توليد صدا را بر عهده مى گيرند. اما فاقد تارهاى آوايى هستند. به هر حال اين فرآيند به طور كامل قابل مقايسه با انسانها نيست ، زيرا وال ها براى توليد صدا هوا را به بيرون نمى دمند. آنها هوا را در داخل بدنشان به چرخش در مىآورند. ممكن است انحناهاى جمجمه اى ( cranial sinuses ) در توليد صدا در وال ها نقش داشته باشند ، اما تا كنون فرآيند هاى سلولى آن مشخص نشده است.
چون والهاى گوژپشت صداهاى پيچيده اى توليد مى كنند ، عده اى معتقدند كه صدا هاى ساده در اين وال ها براى انتخاب جفت مى باشد. صدا هاى ساده در ديگر وال ها در تمام طول سال استفاده مى شود.
دلفين ها قادرند كه به وسيله صدا ها جهت يابى كنند ( به وسيله ارسال امواج فرا صوتى ) و قادرند به اندازه و موقعيت اجسام به طور دقيق پى ببرند. در صورتى كه وال ها اين توانايى را ندارند. بويايى در وال ها پيشرفته نيست و صدا هايى كه براى انسان قابل شنيدن است در وال ها نقش قطب نما را دارد.
آواز وال هاى گوژپشت
اسپكتوگرام آواز وال ها
آواز هاى 2 گروه از وال ها ، وال هاى گوژپشت و زير گونه وال هاى آبى ، كه در اقيانوس هند زندگى مى كنند مورد بررسى قرار گرفته است. وال هاى گوژ پشت نر يك آواز مخصوص در فصل جفتگيرى دارند و دانشمندان حدس مى زنند كه هدف از اين آوازها انتخاب جفت است. به هر اين آوواز ها يك رفتار تعاونى بين وال هاى نر براى انتخاب جفت است. به عبارت ديگر با اين كار قلمرو خود را مشخص مى كنند و در مقابل وال هاى ماده جلب توجه مى كنند. اين آوازها در وال هاى ماده ديده نشده است.
جالب توجه است كه در طول اين آوازها وال ها تنها هستند و دنباله رو گله نمى باشند و به طور منفرد به وال ماده نزديك مى شوند.
2 دانشمند به نام هاى Roger payne و Scotmcvay آناليز آواز اين وال ها را در سال 1971 طراحى كردند. اين آناليز داراى يك سلسله مراتبى است كه اساس وپايه آن ارسال صداهاى منفرد در يك زمان كوتاه است. اين صدا ها فركانسى بين 20Hz تا 10kHz دارند ، ( رنجى كه در انسان قابل شنيدن است20Hz تا 20kHz است ). اسپكتوگرام اين صداها در تصوير بالا مشخص شده است. وال ها در اين گزارش صدا هايى قطعه هاى مشابهى به طور مكرر در طول 2 تا 4 دقيقه دارند. كه اين صداها به فراوانى در طول ساعت ها و روزها و به طور يكنواخت تكرار مى شود.
تصوير شماتيكى از آواز وال هاى گوژپشت
تمام آواز وال هاى يك منطقه تقريبا يكسان و شبيه هم هستند و در طول زمان و به آهستگى تكامل پيدا مى كنند. براى مثال در تحقيقات نشان داده شده است كه صداها ، در ابتدا به صورت خط صاف بالاى تصوير مى باشد و به آهستگى اين خط صاف شروع به موج دار شدن مى كند. در قسمت هاى بعدى صداها بلندتر است.
اين تكامل در آواز وال ها در طول سال و به سرعت انجام مى شود. و نمودارها در سال هاى بعدى داراى تفاوت هايى است.
وال ها در مناطق خاصى پيدا مى شوند كه بيشتر شامل اقيانوس ها و خليج هاى بزرگ است. وال هاى مناطق مختلف آوازهاى كاملا متفاوتى دارند. تكامل آوازها در وال ها نشان مى دهد كه الگو هاى قديمى در مورد آنها فاقد اعتبار است. يك آناليز از اين آوازها كه در 19 سال پيش در يك منطقه خاص تهيه شده ، داراى الگو و تركيبى است كه هرگز در آناليزهاى ديگر تكرار نشده است.
وال هاى گوژپشت داراى يك مراسم آواز خوانى خاص در دوران جفتگيرى هستند. در نهايت وال هاى گوژپشت يك سرى صدا توليد مى كنند كه در تغذيه به آنها كمك مى كند ( كه مدت آن 5 تا 10 ثانيه است ) وال ها معمولا به طور گروهى تغذيه مى كنند. آنها به طرف اعماق دريا شنا مى كنند و ناگهان به طور گروهى و همه با هم به سطح آب مى آيند ، در اين حركت رئيس گله صدايى توليد مى كند كه گروه براى پاسخ دادن به اين صدا همه با هم حركت مى كنند.
بيشتر Ballen whale ، صداهايى در حدود 15 تا 20 هرتز توليد مى كنند. با اين حال تحقيقاتى كه زيست شناسان دريايى بر روى وال هاى شمال اقيانوس آرام براى 12 سال انجام دادند متوجه شدند كه آواز آنها 52 هرتز است.
دانشمندان تا كنون نتوانسته اند يك مجموعه قواعد و دستورات خاصى براى اين آوازها مشخص كنند.
بکرزایی
بکر زایی(parthenogenesis) بکرزایی نوعی تولید مثل غیر جنسی است که در آن از تخمک لقاح نیافته یک فرد کامل به وجود می آید. این پدیده در تعداد زیادی از بی مهرگان و مهره داران شامل گونه هایی نظیر نماتودها، شکم پایان (Gastropods)، سخت پوستان (Crustaceans) ، حشرات به خصوص زنبور عسل و زنبور وحشی (Wasps) ، ماهی ها، دوزیستان و خزندگان دیده می شود. برخی گونه ها به ندرت و در شرایط خاصی اقدام به بکرزایی می کنند ومعمولا بکرزایی و تولید مثل جنسی به طور متناوب انجام می شود یعنی چندین نسل از طریق بکرزایی تولید مثل کرده و در برخی شرایط دوباره از طریق جنسی، تولید مثل صورت می گیرد. درحقیقت بکر زایی در برخی گونه ها به عنوان نوعی سازگاری برای بقا در شرایط فشارهای محیطی و کاهش شدید تعداد افراد جمعیت رخ می دهد.
انواع بکرزایی: بکرزایی نادر (Exceptional) : در این جانداران به طور معمول تخمک های لقاح نیافته از بین می روند و تنها به صورت تصادفی یا استثنایی در تخمکی بکرزایی انجام می شود. بکرزایی منظم (Regular) : در برخی گونه ها تخمک های لقاح نیافته بطور معمول از طریق بکرزایی نسل بعد را به وجود می آورند که به این نوع بکرزایی، فیزیولوژیک یا نرمال هم گفته می شود. بکرزایی اختیاری (Facultative) : تخمک ها چه بارور شوند یا نشوند توانایی ایجاد فرد جدید را دارند اما در اثر بکرزایی فقط یک جنس به وجود می آید (Thelytoky). در چندین گونه از حشرات بکرزایی از نوع اختیاری می باشد و تخمک های بارور نشده تنها یک جنس را به وجود می آورند و جنس دیگر از تخم های لقاح یافته به وجود می آید. به عنوان مثال در زنبور عسل (Apis mellifica) همیشه جنس نر از طریق بکرزایی و جنس ماده از طریق جنسی به وجود می آید و تنها بر اساس میزان تغذیه، لارو به ملکه (بالغ از نظر جنسی) و کارگر (نابالغ از نظر جنسی) تبدیل می گردد. اگر ذخیره اسپرمی ملکه (اسپرماتوفرها) فرسوده باشد و یا اینکه ملکه جفت گیری انجام نداده باشد در آن صورت ملکه قادر به گذاشتن تخمک بارور نخواهد بود و تمامی فرزندان در جمعیت نر خواهد بود و یا در صورت نبود ملکه در آن جمعیت، ماده های کارگرها اقدام به تخم گذاری خواهند کرد و باز جمعیت نر خواهد بود. موقعیت مشابهی در حشره ساس سپری (Shield bug) دیده می شود و از تخمک های لقاح نیافته ماده ها(thelytoky) به وجود می آیند و در شپشک- شته تخم های لقاح نیافته هم به جنس نر و هم به جنس ماده می توانند تبدیل شوند (amphitoky or deutrotoky). بکرزایی چرخه ای یا هتروژنی(cyclic or heterogeny): شکلی از زندگی می باشد که در آن بکرزایی و تولید مثل جنسی به تناوب صورت می گیرد. در کرم های روتیفر و کک آبی (water fleas) تخمک ها در صورت بارور شدن در طی زمستان به صورت غیر فعال باقی می مانند چنین تخمک هایی زرده بیشتر و اندازه بزرگتری نسبت به سایر تخمک ها و رشد و نمو آهسته تری دارند در مقابل تخمک هایی که در تابستان به تعداد زیاد تشکیل می شوند اندازه کوچک و رشد نمو سریع تری داشته و از طریق بکرزایی نسل بعد را به وجود می آورند. بکرزایی را میتوان بر اساس تعداد کروموزمهای سلول های حاصل نیز تقسیم کرد. در بکرزایی هاپلوئیدی (Haploid Parthenogenesis)، زاده ها از تخمک های هاپلوئیدی به وجود می آیند نظیر زنبورهای نر که هاپلوئید می باشند اما کارگران و ملکه دیپلوئید می باشند. بکرزایی هاپلوئید همچنین در تعدادی از گیاهان گلدار نظیر سیب خاردار، تنباکو، برنج، ذرت و گندم دیده می شود. بکرزایی دیپلوئیدی(Diploid Parthenogenesis) به چندین روش به وجود می آید. اول اینکه ممکن است هسته تخمک های هاپلوئیدی با همدیگر یا با هسته جسم قطبی ثانویه می توانند ترکیب شوند و یا در صورت عدم انجام کامل میوز، تخمک های دیپلوئید به وجود آیند. بکرزایی دیپلوئیدی بسیار معمولتر از نوع هاپلوئیدی می باشد که در حشراتی نظیر gall wasp و کرمهای حلقوی و کرم کبد گوسفند و در گیاهان گلدار نظیر گل قاصدک دیده می شود. بکرزایی به غیر از نوع طبیعی به طریق مصنوعی نیز قابل انجام است این عمل در اکثر شاخه های جانوری نظیر دوزیستان و پستانداران قابل انجام می باشد. در روش مصنوعی به روش میتوان تخمک ها را وادار به تقسیم و رشد ونمو نمود. قرار دادن تخمک ها در محیط هایی با محلولهای نمکی هیپوتونیک و یا هیپرتونیک ، اسیدهای رقیق، مواد قلیایی، سموم، مواد مخدر و یا با روش های فیزیکی نظیر تغییرات دمایی، تشعشع، شوک الکتریکی، اشعه ماورای بنفش و یا وارد کردن سوزن می توان انجام داد. Gynogenesis: در این روش اسپرم وارد تخمک شده ولی بدون ترکیب پرونوکلئوس ها ، اسپرم دژنره شده و تخمک شروع به تکوین می نماید. این عمل را می توان به صورت تجربی در توتیای دریایی یا تخم های دوزیستان با ورود اسپرم به درون تخمک و از بین بردن هسته ی اسپرم از طریق تشعشع انجام داد و یا می توان با وارد کردن اسپرم سایر گونه ها به تخمک اما بدون ترکیب هسته ها نیز انجام داد. Androgenesis: یا بکرزایی جنس نر که در آن زاده ها از طریق گامت های نر به وجود می آیند. آندروژنز مصنوعی در اسپرم توتیا، پستانداران و دوزیستان دیده می شود. این عمل را می توان با نفوذ اسپرم به درون تخمک بدون هسته انجام داد. آندروژنز مصنوعی در اسپرم موش از طریق ورود اسپرم به تخمک و سپس حذف هسته تخمک از طریق مکش ، امکان پذیر شده است. بکرزایی در زنبور عسل معروف ترین جامعه از میان چهار نوع حشره ی " اجتماعی " _ موریانه ها ، مورچه ها ، زنبور های عسل و زنبور های بزرگ – به زنبور عسل تعلق دارد . جمعیتی از این زنبور ها شامل سه طبقه اجتماعی با ساختمان بدنی کاملا مشخص است که عبارتند از یک ملکه ، ده ها یا صد ها زنبور نر و حدود 20 تا 80 هزار زنبور کارگر . ملکه و نرهای بدون نیش بارورند و عمل اصلی آنها تولید مثل کردن است . کارگر ها که جثه ای کوچکتر دارند ، همگی ماده های عقیمند . کارگر ها لانه یا کندو را می سازند ، از کلونی در برابر زنبور های غریبه و دشمنان محافظت می کنند ، غذا جمع می آورند ، به ملکه و نر ها غذا می دهند و از نوزادان پرستاری می کنند . هنگامی که جمعیت درون یک کندو.زیاد از حد شود ملکه ،چند زنبور نر و چندین هزار کارگر از کلونی جدا می شوند . این زنبور های مهاجر به طور موقت بر روی درخت یا جایگاه مناسب دیگری ساکن می شوند تاکندویی تازه یافت شود. درکندوی قبلی هم کارگرها ی باقیمانده به پرورش چند تخم ملکه درجایگاه های بزرگ و ویژه می پردازند . ازاین تخم ها،ملکه ای تازه پدید خواهد آمد . نخستین ملکه ای که از جایگاه خود خارج شود ،فورا" به جستجوی جایگاههای سایر ملکه ها می پردازد و بانیش زدن آنها را از پا درمی آورد . اگر اتفاقا" دو ملکه همزمان از جایگاه درآیند ،فورا" نبردی مرگ بار را آغاز می کنند ،تا آنکه فقط یکی از آنها باقی بماند . ملکه جوان و بی رقیب به زودی با یکی از نرها درمی آمیزد . ملکه درحین پرواز زفاف به هوامی رود و درآنجا میلیونها اسپرم دریافت می دارد . این اسپرمها درکیسه های واقع در درون شکم ذخیره می شوند . اسپرمهای دریافت شده از همین یک بار جفتگیری تاآخر دوره تخم گذاری ملکه ، باقی می مانند . درمیان تخم هایی که یکی یکی درجایگاه نهاده می شوند ،حتی دربدن ملکه ی جوان هم بعضی بارور نمی شوند . درملکه پیری که ذخیره اسپرم های خود را به پایان رسانده ،هیچکدام از تخم ها بارور نمی شوند و تخم های بارور نشده ،زنبورهای نررا می سازند . چنین رشد محروم از پدری راکه معمولا" درمیان حشرات اجتماعی فراوان است بکرزایی طبیعی گویند . تخم های بارور شده مبدل به ملکه ،یا زنبور های کارگر می شوند و این مسئله به نوع غذایی بستگی دارد که کارگرها به نوزاد تازه تشکیل شده می دهند . نوزادانی که باید مبدل به زنبور کارگر شوند،غذایی "معمولی "از دانه گرده گیاهان و عسل می خورند اما ملکه ها زمانی تشکیل می شوند که نوزادان باژله سلطنتی تغذیه شوند این غذا شامل دانه گرده ، عسل ، و مقدار نسبتا"زیادی ویتامین به ویژه اسید پانتوتنیک است . اما تا زمانی که ملکه اصلی سالم و باروری درکندو حضور داشته باشد ،ملکه های جدیدی پرورده نخواهند شد . اگر سرعت تخم گذاری ملکه از سرعت ساختن جایگاهها زیادتر باشد ،غذایی کمتر دریافت خواهد داشت . دراین صورت از سرعت تولید تخم کاسته می شود . برعکس ، اگر سرعت تخم گذاری اش کم باشد ، مراقبان، غذایی بیشتر دراختیارش می گذارند . سایر حشرات نیز مشابه همین رفتار تولید مثلی را دارند . فعالیت تولید مثلی معمولا" محدود به یک ماده است ، بنابر این تمام افرادجامعه را فرزندان همان یک حشره باید شمرد . درچنین مواردی ،تمام تشکیلات اجتماعی متکی بر ژنهای این حشره ماده است و ژنهای آن به تنهایی تداوم نسل را برقرار می دارند . چنین دودمان یک ماده ای نتایج اجتماعی مهمی دارد . رقابت بر سر جفت اصولا" در جوامع بسیار پیچیده حشرات وجود ندارد و بدین ترتیب از برخورد ها کاسته می شود و نظم اجتماعی برقرار می ماند . یک زنبور کار گر درطول 6هفته ای که زنده است درمواقع مختلف وظایف گوناگونی را در بر عهده می گیرد . زنبور های جوان ،ابتدا باید کندو داری کنند و پروازهایی که به منظور جمع آوری غذا صورت می گیرد برعهده کارگرهای مسن تر است . زنبوری که به جستجوی غذا می رود ، دانه گرده سر شار از پروتئین و شهد گل را که محلولی رقیق و شیرین است گرد می آورد . دانه های گرده درون سبد های گرده واقع برروی پاهای عقبی حمل می شوند ،اما شهد گل را زنبور وارد چینه دان مخصوص خود می کند که جزئی از لوله گوارش حشره است و در درون آن ،بزاق تا حدی شیره مذکور را گوارش می دهد . هر زنبور درهنگام بازگشت به کندو ،ابتدا درمدخل آن مورد بازرسی قرار می گیرد ،سپس دانه های گرده همراه رادر یک جایگاه می نهد و شهد گل رابه درون جایگاه دیگر بر می گرداند . زنبور های دیگر دانه های گرده را محکم بسته بندی و تبدیل شهد گل به عسل را آغاز می کنند . این زنبورها در روی جایگاه های پر از شهد گل به سرعت بال می زنند تا آب ان تبخیر شود . سپس در جایگاه پر از عسل را با موم می پوشانند. در زمستان که دانه گرده در دسترس نیست، عسل غذای اصلی زنبورها را تشکیل می دهد. با نزدیک شدن فصل سرما ، همه ی زنبورهای نر از کندو اخراج می شوند . نرها فقط غذای محدود داخل کندو را مصرف می کنند و هیچ کاری برای جمعیت انجام نمی دهند. زنبورهای باقیمانده به صورت توده های فشرده ای به هم می آمیزند و در همین حال ، آن ها که در درون توده اند ، رو به بیرون می آیند و آن ها که در سطح جمعیت هستند خود را به درون می رسانند. بدین وسیله است که توده ی زنبورها حتی در دمای بسیار پایین هم در برابر منجمد شدن مقاومت می کنند.
منابع: http://www.bookrags.com/research/parthenogenesis-wgo
رشد دانش زیست شناسی جلد دوم
بروشور گروه آموزشی زیست شناسی استان خراسان رضوی نقل
چرا آواز ؟
پرنده ها در هر محیطی که باشند، صدای آنها به گوش میرسد. آنها آواز خود را طوری تغییر
میدهند که در محیط زندگیشان به خوبی شنیده شود. آواز یک پرنده میزان قدرت، سلامت و هوشیاری او را نشان میدهد، چون خواندن به انرژی نیاز دارد. تنها پرندگان قوی میتوانند آوازی بلند و مداوم بخوانند و در عین حال مراقب باشند که طعمه درندگان نشوند.
جهت مطالعه متن كامل روي ادامه مطلب كليك كنيد
ادامه مطلب
موجودات زیراکسی (شبیه سازی یا همان کلونینگ)
دوقلوها پدیده ای بسیار عادی، ولی پیچیده در طبیعت هستند؛ دو نفر دقیقا شبیه به هم که به راحتی از سوی جامعه پذیرفته می شوند. حالا تصور کنید به جای دو نفر، ۲ هزار نفر آدم شبیه به هم در یک جامعه وجود داشته باشند، آن موقع چطور این تعداد انسان مشابه را تحمل می کنید. علم شبیه سازی، علمی است که ظرفیت چنین کاری را دارد و اگر صاحبان قدرت از آن در راستای اهداف بعید استفاده کنند، می توانند روزی ۱۰ هزار نسخه از یک نفر را تولید کرده و آنها را از یک تا ۱۰هزار نامگذاری کنند. فاجعه است، اما دست یافتنی، از این رو آشنایی با شبیه سازی چندان هم بی مورد به نظر نمی رسد.
شبیه سازی یا همان کلونینگ، بزرگ ترین اتفاق علمی دهه ۹۰ میلادی به شمار می رود که به لطف فیلم ژوراسیک پارک با اقبال عمومی هم مواجه شد. پس از آن، انتظارات مردم از این شاخه علم ژنتیک بی هیچ پشتوانه ای بدون دلیل بالا رفت. مردم دیدند که در فیلم ژوراسیک پارک، دانشمندان با استفاده از Dna مگس هایی که میلیون ها سال پیش دایناسورها را نیش زده بودند، دوباره دایناسورها را شبیه سازی کردند. این سوژه سینمایی باوری را برای مردم به وجود آورد که حالا که دایناسورهای میلیون ها سال پیش، از طریق Dna حشرات بازسازی شده اند، بازسازی حیوانات و سازه های زیستی که مثلا ۳۰ سال پیش منقرض شده اند، مثل آب خوردن است. دالی گوسفنده ، گوسفند شبیه سازی هم مزید بر علت شد تا مردم یکباره از دانشمندان ژنتیک بخواهند یک انسان شبیه سازی شده از کلاه جادوگری شان بیرون آورند، اما اکران ژوراسیک پارک، آغاز تاریخ شبیه سازی به شمار نمی رود. آغاز داستان شبیه سازی به اوایل قرن بیستم بازمی گردد؛ جایی که آدولف ادوارد دریش، تخم یک جانور دریایی را به دو تکه جداگانه تقسیم کرد و آنها را جداگانه رشد داد. در آن زمان خود آدولف هم نمی دانست که این عمل او پایه گذار علم شبیه سازی است. پس از او اتفاقات بسیار زیاد و مهمی در این زمینه اتفاق افتاد که مهمترین آنها که باعث ایجاد جهش بزرگی در شبیه سازی شد، شبیه سازی دالی گوسفنده در اسکاتلند بود.
● شبیه سازی چیست؟
شبیه سازی به بیان مختصر، خلق یک ارگان زیستی است که دقیقا کپی ژنتیک ارگان دیگری باشد. این بدان معناست که کوچکترین ساختارهای ژنتیک دو ارگان باید دقیقا مشابه هم باشند. برای این منظور در حال حاضر دو روش درجهان وجود دارد:
۱) جفت سازی مصنوعی جنینی: این روش از لحاظ فنی در سطح پایینی قرار دارد. همان طور که از اسم آن برمی آید، این فن آوری در واقع تقلیدی از روش طبیعی تولید جفت های شناسایی است. این کار در طبیعت در سلول تخم اتفاق می افتد و در نهایت دو ساختار زیستی که از لحاظ ساختار ژنتیک کاملا مشابه هستند، پدید می آید. جفت سازی مصنوعی جنینی هم درواقع انجام همین کار در بیرون از بدن مادر و در آزمایشگاه است.
۲) انتقال هسته سلول: انتقال هسته سلول، شیوه متفاوتی نسبت به جفت سازی مصنوعی جنینی است، اما با این حال نتیجه هم در این روش یکی است؛ کلون یا کپی ژنتیک دقیق از یک سلول. این روش همان روشی است که با آن دالی گوسفنده خلق شد. روش خلق دالی به این صورت بود: دانشمندان ابتدا یک سلول از یک گوسفند ماده را ایزوله کردند. سپس هسته آن را به سلولی که هسته آن قبلا از آن جدا شده بود، منتقل کردند. پس از انجام یکسری واکنش شیمیایی، این هسته توسط سلول پذیرفته شد و بعدا مراحل طبیعی تولید جنین در آن آغاز شد. خلق دالی در علم ژنتیک نقطه عطفی به شمار می رود، چون دالی اولین پستانداری به شمار می رود که بیرون از شکم مادر مراحل رشد جنینی را سپری کرده است. چرا شبیه سازی می کنیم؟ از چند سال پیش دانشمندان با پشتوانه محکم علمی اعلام می کنند ما در آینده هرچیز را که بخواهیم شبیه سازی می کنیم، از قورباغه گرفته تا میمون و از میمون گرفته احتمالا انسان در آینده ای نه چندان نزدیک، اما سئوال مهم آن است که اصلا چرا باید انسان شبیه سازی کند؟ جواب های غیرعلمی در این مورد بسیار زیاد است، اما دانشمندان چند دلیل برای آن اعلام می کنند که در اینجا مختصرا به آنها اشاره می کنیم.
۱) شبیه سازی مدل های حیوانی برای مطالعه بیماری ها: بیشتر چیزهایی که دانشمندان در مورد بیماری های انسانی می دانند حاصل نتایج تحقیقات آنها روی حیوانات آزمایشگاهی مثل موش هاست. در حیوانات آزمایشگاهی پیشرفته، ساختار ژنتیک حیوان موردنظر به گونه ای دستکاری می شود که بیماری خاص موردنظر دانشمندان در هر مرحله ای که آنها بخواهند، در بدن حیوان ایجاد شود تا محققان به راحتی روی آنها تحقیق کنند.
۲) شبیه سازی سلول های بنیادی: سلول های بنیادی، اجزایی هستند که مسئولیت رشد و نمو انسان در طول زندگی برعهده آنهاست؛ به همین خاطر به صورت گسترده در درمان بیماری های پیشرفته مورد استفاده قرار می گیرند. دانشمندان ژنتیک هم با دستکاری آنها، گام بلندی در درمان بیماری های خاص برداشته اند.
۳) شبیه سازی دارویی غذایی: در حال حاضر بسیاری از مواد کشاورزی و حیوانات مزرعه ای به کمک شبیه سازی ژنتیک طوری رشد می یابند که پروتئین ها، ویتامین ها و دیگر نیازهای غذایی انسان را در خود داشته باشند و همچنین مواد مضر برای بدن انسان از آنها حذف شود. ۴ کمک به گونه های در حال انقراض: در تئوری، نه تنها می توان این گونه ها را از خطر انقراض نجات داد که حتی می توان گونه هایی را که اخیرا منقرض شده اند، بازآفرینی کرد، اما در عمل این امر بسیار غیرممکن به نظر می رسد. برای این منظور دانشمندان باید به یک منبع بدون نقص از Dna گونه موردنظر دسترسی داشته باشند که اولا این میزان Dna به نظر دست نیافتنی می رسد و تازه اگر هم در دسترس باشد، امید قطعی به حصول نتیجه از آن نمی رود.۵ شبیه سازی انسان: شبیه سازی انسان بیشتر توسط مورد بحث واقع می شود، اما دانشمندان هم چندان آن را غیرمنطقی و دست نیافتنی نمی دانند. از منظر علمی دو دلیل عمده برای این کار عنوان می شود؛ کمک به رفع ناباروری زوجین و بازآفرینی فرزندانی که به هر دلیل از دست رفته اند. البته هنوز برای قضاوت در مورد حصول نتیجه از شبیه سازی انسانی بسیار زود است. خطرات شبیه سازی خطرات شبیه سازی بسیار زیاد هستند. اولین مورد، تهدید ساختار اخلاقی جوامع بشری است که در جوامع مختلف مخالفت های اخلاقی بسیار زیادی را در پی داشته است، علاوه بر آنکه بیشتر به علوم انسانی مربوط می شود تا علوم ژنتیک، از منظر علمی هم ایرادات زیادی برای این مسئله وارد است. درصد پایین موفقیت یکی از آنهاست، به گونه ای که تا به حال در تمامی موارد شبیه سازی، درصد موفقیت بین یک دهم تا ۳ درصد بوده است؛ یعنی از هر یکهزار شبیه سازی، یک تا ۳۰ مورد موفقیت آمیز بوده اند. از ایرادات وارده دیگر، عواقب بعدی آن است. حیوانات شبیه سازی شده غالبا غیرطبیعی هستند (مثلا ارگان های بزرگتری نسبت به نمونه های طبیعی دارند) و سریعا می میرند. مشکل دیگر الگوی پخش غیرمعمول ژنتیک است که باعث تغییر رفتار ژنتیک حیوان یا گونه شبیه سازی شده و عملا کارایی آن را به صفر می رساند.باید توجه کرد همه چیزهایی که در مورد شبیه سازی گفته شد، در مورد علمی است که به رغم تاریخ نسبتا طولانی، هنوز از ظرفیت های بالای خود استفاده خاصی نبرده است و شاید در آینده جامعه ای بدوی و رشد نیافته باشد که در آن شبیه سازی به صورت روزمره انجام نمی شود.
علم یا جادو شبیه سازی پیش از آنکه توسط دانشمندان ژنتیک مورد بحث قرار گیرد، در رسانه به صورت مقطعی تبدیل به سوژه می شود. اینکه چرا این شاخه پیچیده دانش بشری با چنین اقبالی مواجه شده است جای بحث زیادی دارد. مسئله مهم در اینجا این است که دانش بسیار پیشرفته تر از باور عمومی رشد کرده است، اما دانشمندان جادوگر نیستند که هرآنچه که مردم می خواهند با یک تردستی انجام دهند. به بیان ساده تر علم پیشرفته است، اما نه تا آن حد که فیلم های تخیلی نشان می دهند
منبع :
شبكه اطلاع رساني انديمشك
تار عنکبوت به نرمی ابریشم وبه سختی فولاد
● آیا می توان همانند پرورش کرم ابریشم به پرورش ورام کردن عنکبوتها نیز اقدام نمود؟ 
بعلت نرم بودن تارهای عنکبوت به مثل ابریشم و سختی این تارها بمانند فولاد ، اگر راهکاری مناسب جهت پرورش ورام کردن عنکبوتها ارائه شود، آنگاه می توان ازوجود عنکبوتها درجهت رشد وتوسعه اقتصادی ،استفاده وافر نمود. بدین منظور ، پیدایش شیوه های مخصوص جهت رام کردن ونیز تکثیر وپرورش عنکبوت از دست آوردهای مهم وباارزشی خواهد بود ، که درصورت موفقیت ، ثروتهای هنگفتی را ایحاد خواهد نمود. البته محققین شیوه ای غیرازپرورش عنکبوت جهت تهیه تارعنکبوت پیدا کرده اند ، زیرا بعلت ناسازگاری عنکبوتها بایکدیگر ، که همدیگر را می بلعند ، ازطریق پروش وتکثیر عنکبوتها به موفقیتهائی نائل نگردیده اند. بهمین علت موقع را غنیمت شمرده وبا ارائه این مقاله ، ازهمه محققین وپژوهشگران عزیز ایرانی که تمامی مساعی خودرا( درجهت فراهم کردن زمینه های لازم ومناسب )برای پرورش ورام کردن عنکبوتها بکار خواهند گرفت ، صمیمانه تشکر نمایم.
تارعنکبوت ماده ای است که از لحاظ مهندسی مواد به مراتب بهتر از ابریشم های معمولی است ، اما استفاده تجاری ازآن تا کنون یک مشکل بوده است.
تارعنکبوت همانند DNA ، بال پرندگان ومروارید درون صدف ، یکی از عجایب خلقت است. این ماده علاوه براین که صاف ، شفاف وقابل انعطاف است ، بسیار سبک نیز می باشد.
وزن هزاران متر ازابریشم بافته شده ازتارعنکبوت ، به بیش از یک گرم نمی رسدو عجایب آن به همین جا خاتمه نمی یابد. تاری که عنکبوتها درساختن شبکه هایشان ازان استفاده می کنند ، مقاومت ((کولار)) را دارد ، اما به طور قابل ملاحظه ای ازأن ارتجاعی تر است . نوع دیگری ازانواع این تارها مقاومت کمتری دارند اما هیچ خاصیت ارتجاعی ندارند. این نوع ازتارها وقتی کشیده می شوند مانند شکلات تافی درهمان طول جدید شان باقی می مانند. نوع دیگری ازانواع تارعنکبوت نیزوجوددارد که عنکبوتها ازآن برای شکار حشرات بالدار استفاده می کنند. این نوع تار حتی اگر تا دوبرابر طول اولیه اش کشیده شود، دوباره به حالت اولیه اش باز می گردد.
بیش از یک قرن ، محققان رویای استفاده ازویزگیهای تارعنکبوت را در سر می پروراندند. تارهائی که ازتار کرم ابریشم بسیار متنوع ترند. اما مشکل این است که عنکبوتها مانند کرمهای ابریشم نیستند. تازمانی که به کرمهای ابریشم مقدارکافی برگ توت برای تغذیه داده شود ، درچهارگوشهائی نزدیک هم با آرامش زندگی می کنند . درمقابل ، عنکبوتها بیش از آن پرخاشگر وقلمروطلب هستند که اهلی شوند.
((جفری تورنر))، رئیس مرکز بیو تکنولوژی ((نکزیا)) درمونترال می گوید : (( این کار مانند پرورش ببر است، أنها یکدیگر را می خورند.)) اما با توجه به دست آوردهای به دست آمده از تحقیقات زیست شناسی مولکولی توسط یک تیم دردانشگاه ویومینگ، مرکز نکزیا هم اکنون درحال راه اندازی فرایندی برای تولید تارعنکبوت است بدون آن که نیازی به تحمل عنکبوتهای بدخلق وجود داشته باشد.
طی دهه گذشته ، زندی لوییس وهمکارانش به دنبال آن بودند که ژنهائی را که برای پروتئین های کلیدی رمز داشتند برای تولید چهار نوع تارعنکبوت دنبال هم چیده وبافت زا کنند.اززمانی که این ژنها تعیین ودوباره سازی شدند ، گروه ویومینگ آنهارا به داخل باکتری وارد کردند تا پروتئین های مطلوب ساخته شوند . متاسفانه مقدار محصول آن قدر کم بود که از لحاظ اقتصادی فایده ای نداشت.ازطرف دیگر درهمین زمان دکترلوییس اجازه استفاده از فناوری خودرا که شیوه ای متفاوت درپیش داشت به نکزیا داد.
مرکز نکزیا که سهامش به ۴۰ میلیون دلار دریک عرضه عمومی اولیه رسید، موفق به ساخت پروتئینهای تارعنکبوت شده است. نکزیا این کاررا با استفاده از بزهائی انجام داده است که تحت مهندسی ژنتیک بوده و پروتئینهارا درشیرشان ترشح می کنند . پروتئینها به محض جمع آوری درشیره غلیظی ازدرخت افرا ریخته می شوند ، سپس روزنه ها ی باریک آنها پر می شودتا زنجیره های پروتئین به صورت رشته هائی قوی مانند زیپ درآیند.تقریبا۰۳۹; همانطوری که عنکبوتها از مجرای ظریفی برای بیرون دادن تارشان استفاده می کنند. خصوصیات گله بزهای مرکز نکزیا با اغلب معیارهای تولیدتجاری تارعنکبوت مفید مطابقت دارند. آقای تورنر می گوید هم اکنون مشکلات اصلی ، افزایش تعداد گله وتسریع درفرایند تبدیل پروتئین ها به تار است. وی معتقد است این ها مشکلاتی هستند که می توان آنهارا مهار کرد.
اما ازاین تار به چه منظور می توان استفاده کرد؟ نکزیا تمایل دارد استفاده ازاین تارهارا در کاربردهای معدود وبا ارزش درپزشکی متمرکز کند . آقای تورنر معتقد است می توان از تارهای مرغوب عنکبوت به عنوان نخ بخیه درجراحیهای چشم ، عروق یا اعصاب استفاده کرد . به نظر می رسد تار عنکبوت برای این کار ایده آل باشد چراکه ضمن اینکه انعطاف پذیری ومقاومت نایلون را دارد اما هیچکدام از سختی های نایلون را هنگام گره زدن به همراه ندارد . آقای تورنر می گوید : همچنین می توان ازتار عنکبوت به عنوان زردپی یا رباط های حسی استفاده کرد.
ازمحافظ غیرپزشکی این تارها می توان به زره محافظ بدن اشاره کرد که تارها برای این منظور بسیار سبکتر وقابل انعطافتر ازکولار هستند وهمچنین طناب ماهیگیری که دراین مورد هم مزیت تارعنکبوت قابل تجزیه بودن آن توسط محیط زیست است.
همچنین تارعنکبوت برای استفاده به عنوان طناب چترنجات نیز مناسب است و یا به عنوان کابلهای سرعتگیری که درکاهش سرعت جت های جنگی هنگام فرود آمدن روی باند هواپیما استفاده می شوند . نوعی تارعنکبوت قبل از پاره شدن می تواند مقدار زیادی انرژی را جذب کند . انواع دیگر تارعنکبوت می توانند برای طراحان مدلباس مورد مصرف داشته باشند. مرکز نکزیا انتظار دارد تا چند سال آینده محصولات تجاریی وارد بازار شوند که از تارعنکبوت ساخته شده باشند .
درپایان ضمن آرزوی توفیق برای همه پژوهشگران به ویژه برای محققین کشورمان که درراه سربلندی واعتلای ایران عزیز ازهرگونه کوشش وتلاشی فروگذار نمی نمایند ، موفقیت وپیروزی آرزو نمایم.
برگرفته از:
ـ مجله کارآفرین
ـ نشریه اکونومیست
ـ سايت آفتاب
تاثیر زمستانخوابی در سلول های ژرمینال سوسماران
نتایج تحقیقات جدید نشان داد زمستانخوابی تاثیری بسیار تعجب برانگیز روی سلول های ژرمینال سوسماران دارد. تحقیق حاضر در کشور ایران و در مرکز خصوصی FTEHCR انجام شده و در مجله علمی Salamandra در کشور آلمان به چاپ رسید.
سلول های لایه ژرمینال در امر تولید مثل نقش دارند و در نهایت بقاء اکثر موجودات رابطه مستقیمی با فعالیت این سلول ها دارد. به طور کلی در جانوارن فعالیت این سلول ها بستگی به شرایط محیطی دارد اما برخی جانواران همچون انسان تاثیر سردی یا گرمی هوا روی فعالیت لایه ژرمینال به حداقل ممکن کاهش میابد.
تاثیر زمستانخوابی روی سلول های لایه ژرمینال سوسماران ادامه فعالیت های مرکز تحقیقات اکولوژی و خزنده دوزیست شناسی FTEHCR میباشد. این مطالعه در سال ۲۰۰۶ به پایان رسیده و برای تایید و چاپ در سطح بین المللی فرستاده شد. سرانجام پس از حدود یکسال داوری توسط دانشمندان مطرح برای چاپ پذیرفته شد و در اواخر سال ۲۰۰۷ به چاپ رسید (رجوع شود به منبع).
تحقیق حاضر در شرایط طبیعی انجام گرفت و از متدهای بسیار ساده ای استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد برخی سوسماران در فصول سرد لایه ژرمینال آنها موقتا فعالیت خود را متوقف نموده (فاز خاموش یا Silent p.) و پس از دوره ای کوتاه مجددا فعالیت خود را آغاز مینمایند. اما فعالیت نمودن سلول های لایه ژرمینال تا مرحله ای خاص پیشرفت میکند (فاز فعال سازی یا Activation p.) و قبل از رسیدن به مرحله نهای (فاز فعال یا تولید اسپرم) برای مدت زمانی متوقف خواهد شد. فاز های بیان شده در سطح سلولی میباشند، اما یکی از نتایج رفتاری این فاز را میتوان به صورت زیر بیان نمود. تنها زمانی جنس نر میتواند رفتارهای عشق بازی را از خود نشان دهد که سلول های لایه ژرمینال موفق شوند به آخرین مرحله خود یعنی فاز فعال برسند. فاز کشف شده یک مرحله قبل از تولید اسپرم میباشد. بر طبق این تحقیق یکسری سکانس های DNA (ژن هایی) در این امر دخیل میباشند که در این مرحله (فاز فعال سازی) به مرحله تجلی نمیرسند.
اما نتیجه نهایی که عموم بتوانند آن را تا حدودی درک نمایند این است که رفتارهای ظاهری که در موجودات صورت میگیرد ریشه در فعالیت ماکرومولکول های حیاتی دارد. به بیانی دیگر: رفتارهای فردی و یا جمعی نشان دهنده تجلی ژن های خاصی (سکانس های DNA) میباشد.
متاسفانه این مرکز به دلیل نداشتن امکانات تحقیقاتی پیشرفته ادامه فعالیت ها را به اجبار متوقف نموده است. اما نویسنده امیدوار است که دانشمندان مولکولی در خارج ایران بتوانند مکانیسم فاز فعال سازی را از نظر مولکولی کشف نمایند و به تفضیل بیان نمایند که کدام سکانس های DNA عامل اصلی این توقف هستند؟ و متوقف کننده های این سکانس ها به چه صورت تحت تاثیر زمستانخوابی قرار میگیرند؟ رسیدن به این سوالات مساوی چاپ نمودن نتیجه تحقیق در بهترین ژورنال های دنیا است. علاوه بر این بسیاری از مجهولات دنیای اسپرماتوژنز- رفتارشناسی حل خواهد شد. به عقیده نویسنده مقاله، کشف نمودن مکانیسم این فاز از دیدگاه مولکولی رده پای بسیاری از سوالات اخلاقی- رفتاری در انسان ها حل خواهد شد. اما نویسنده مقاله نگران از کشف این مکانیسم از دیدگاه مولکولی میباشد، چرا که راه برای انقطاع نسل یک جامه توسط جامعه ای پیشرفته باز خواهد شد و از این طریق میتوان قومی را برای همیشه از سطح کره زمین محو نمود. اما نویسنده امیدوار است که اینچنین سوءاستفاده های اخلاقی از طرف کشورهای پیشرفته صورت نگیرد.
▪ نکته مهم:
باری دیگر مرکز تحقیقات اکولوژی و خزنده شناسی FTEHCR موقعیت خود را در سطوح بین المللی تثبیت نمود و باری دیگر افتخاری را (هر چند کوچک) نسیب ایران نمود. اما متاسفانه همچنان مرکز FTEHCR توسط هیچ سازمان و یا اداره دولتی حمایت نشد (بر خلاف مکاتبات فراوان انجام شده با مسئولین رده بالای نظام). به همین دلیل اگر تا اواسط سال ۲۰۰۸ حکومت ایران حمایت خود را از این مرکز اعلام ننماید این مرکز پس آن اسم ایران را از تحقیقات خود حذف خواهد نمود. حذف نمودن نام ایران و جایگزینی خاورمیانه پس از نیمه دوم سال ۲۰۰۸ شروع خواهد شد. دلیل این امر نیز بسیار واضح میباشد،
.... بی اهمیتی مسئولان امر در امر تحقیقات پایه توسط مرکز FTEHCR...
منبع :
References
Torki, F. ۲۰۰۷. The role of hibernation on testicular cycle and testicular activation during dormancy in the hibernate lizard Trapelus lessonae (Reptilia; Agamidae) in nature. Salamandera, ۴۳(۴): ۲۴۵-۲۴۸
مرکز تحقیقات اکولوژی و خزنده و دوزیست شناسی
(Farhang Torki Ecology and Herpetology Center for Research, FTEHCR)
لرستان- نورآباد- صندوق پستی: ۱۳۹-۶۸۳۱۵
فرهنگ ترکی
پرندگان چگونه پدید آمدند ؟
در سال 1861 میلادی فسیلی از جانوری به اندازهی كلاغ را یك كارگر معدن لا به لای سنگهای آهك در منطقهی باواریای آلمان پیدا كرد. آروارهی فسیل شدهی آن جانور ناشناخته به آروارهی خزندگان شباهت داشت و اگر آثاری از پر در آن فسیل دیده نمیشد، با در نظر گرفتن آروارهی منقار مانند اما مجهز به دندانهای استخوانی، پنجههای دارای چنگال و دم استخوانی و درازش، آن را در گروه خزندگان نابود شده جای میدادند. اما آن فسیل را آركئوپتریكس لیتوگرافیكا نام نهادند و آن را نیای پرندگان امروزی دانستند كه نزدیك 170 میلیون سال پیش میزیسته است.
جانورشناسان از سالها پیش به وجود همانندیهای بین خزندگان و پرندگان پی برده بودند كه از جمله میتوان همانندیهای ساختاری و كاركردی زیر را نام برد:
1. جمجمهی خزندگان و پرندگان با یك مفصل گوی و كاسهای به نام كندیل پس سری به نخستین مهرهی گردن متصل میشود.(پستانداران دو كندیل دارند)
2. پرندگان و خزندگان فقط یك استخوان در گوش میانی(از نوع ركابی) دارند.(پستانداران در گوش میانی سه استخوان دارند)
3. آروارهی پایینی در پرندگان و خزندگان از 5 تا 6 استخوان درست شده است.(آرواره ی پایینی پستانداران فقط یك استخوان است)
4. مواد دفعی در پرندگان و خزندگان به صورت اسیداوریك است.(پستانداران اوره دفع میكنند)
5. پرندگان و خزندگان تخمهای زردهدار همانندی دارند و جنین اولیه در سطح زردهی آنها در مراحل آغازین تقسیم سلولی دیده میشود.(پستانداران چنین تخمی ندارند)
این همانندیها و همانندیهای كالبدشناختی و تنكارشناختی دیگر باعث شد كه توماس هنری هاكسلی، جانورشناس انگلیسی، پرندگان را "خزندگان ستوده شده" بنامد و آنها را همراه با گروهی از دایناسورها به نام تروپودها كه برخی ویژگیهای پرندگان را داشتهاند، در یك دسته جای دهد و با هم مرتبط بداند. كشف فسیل آركئوپتریكس نخستین مدرك فسیلی برای نظریهی هاكسلی بود و خیلی زود این جانور به عنوان حلقهی بین خزندگان و پرندگان و به عنوان یكی از "حلقههای گمشده"ی داروین پذیرفته شد.
آركئوپتریكس نام شایستهای دارد كه به معنای "پرنده ی قدیمی" است. با وجود این، همانندی آن به پرندگان امروزی بسیار اندك است. این جانور به مانند پرندگان امروزی استخوانهای توخالی و كیسههای هوا نداشته و در آروارههای استخوانی و منقار مانند خود، دندانهای استخوانی داشته است. دنبالهی ستون مهرههای جانور به درون دم دراز آن كشیده شده و آن را نگه میداشته است. این جانور پرهایی داشته كه به گرم ماندن آن كمك میكردهاند، اما برای پرواز چندان كارایی نداشتهاند، زیرا این جانور ماهیچههای پروازی چندان نیرومندی نداشته است. در واقع همانندی این جانور به پرندگان به اندازهای اندك است كه وقتی چند سال بعد فسیل دیگری از همین جانور كشف شد، به دلیل مبهم بودن آثار پرها و دشواری تشخیص آنُ فسیل را از آن پتروداكتیلی كوچك شمرده بودند و این اشتباه خود نشان میدهد كه حتی یك متخصص تا چه اندازه اركئوپتریكس را به خزندگان نزدیك میدیده است.
توضیح سادهای كه اكنون پذیرفته شده، این است كه نیاكان اين جانور از درختان بالا میرفتهاند. پرهاي اين جانداران كه از تغيير شكل پولك خزندگان فراهم شدهاند تا عايقي براي بدن باشند، كم كم بزرگتر شده و سرانجام آركئوپتريكس را قادر ساختهاند تا از شاخهاي به شاخهي ديگر پرواز كند و همان كاري را بكند كه امروزه سوسمارهاي پرنده به كمك پردهي پهلوی بدن خود انجام ميدهند. آركئوپتريكس میتوانسته از درخت بالا برود. يكي از چنگالهاي چهارگانهاش روبه عقب و مقابل بقيه قرار میگرفته است و در نتيجه، جانور ميتوانسته چیزها را محكم بگيرد. چنگالهاي روي بالها نيز به جانور براي گرفتن شاخهها بسيار كمك ميكرده اند. بالا رفتن از درختان نه تنها آنها را از شكارچیان بزرگ روی زمین دور میكرد، بلكه خوراك خوبی برای آنها از شكار حشرهها فراهم میشد.
بالا رفتن از درختان باعث نیرومندتر شدن پنجهها شد و كم كم لوبهایی بینایی در مغز جانور بزرگتر و در نتیجه بینایی جانور تیزتر شد. مخچه رشد بیشتری كرد تا تعادل جانور بهبود یابد و آروارهها سبكتر شدند و كم كم به صورت منقار درآمدند. اما شاید مهمتر از همه این بود كه زادههای این جانوران آرام آرام خونگرم شدند و توانستند دمای بدن خود را حفظ كنند. جانور حشرهخوار خونگرم، میتواند حشرهها را هنگامی كه سرد هستند و جنبش اندكی دارند، به سادگی به چنگ آورد. همچنین، خونگرم بودن برای جانوری كه در محیط پر باد روی شاخهها زندگی میكند، برتری بزرگی است. پرها كمك زیادی به حفظ دما میكنند و شاید هم به همین دلیل پدید آمده باشند، گرچه پژوهشگران بسیاری بر این باورند كه آنها در اصل برای پرواز پدید آمدهاند.
نویسنده : حسین دانشفر
برگرفته از سایت جزیره دانش
نمایی از فسیل آركئوپتریكس
تصویر بازسازی شده از آركئوپتریكس
مراحل تكامل بال
تكامل پرندگان از خزندگان
دو سوسمار عظيم ماده در انگليس بدون جفتگيري تخمگذاري كردند
مسئولان دو باغوحش در "چستر" و نيز "لندن" در انگليس از باردار شدن نوع ماده از سوسمار عظيمالجثه موسوم به "اژدهاي كومودو" در اين باغوحشها در غياب نوع نر اين جانوران، شگفتزده شدهاند.
به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، يكي از اين سوسمارهاي خزنده در ماه مه ۲۵تخم گذاشت كه هفت عدد از آنها باقيمانده و نوزادان به زودي از آنها متولد ميشوند و اژدهاي كومودي ديگر، چندي پيش تخمگذاري كرده و چهار نوزاد از تخمهاي او خارج شده بودند.
پيش از اين باردار شدن برخي ديگر از انواع خزندگان ماده بدون تماس با نوع نر آنها در پديدهاي به نام بكرزايي( (Parthenogenesisمشاهده شده بود اما اين نخستين باري است كه مشاهده ميشود "اژدهاهاي كومودو" بدين شكل باردار شدهاند.
زيستگاه اصلي اژدهاهاي كومودو كه به برخورداري از هوش بالا در ميان تمامي انواع خزندگان مشهورند، كشور اندونزي است. اين جانداران بزرگترين خزندگان جهان محسوب شده و جزو معدود جانداراني هستند كه هيچ موجود زنده ديگري آنها را شكار نميكند.
بكرزايي پديدهاي است كه در آن جنين درون تخم در شكم مادر و بدون نياز به دخالت نوع نر ايجاد ميشود. اين نوع باروري پيش از اين در هفتاد نوع خزنده از جمله انواعي از مارها و مارمولكها مشاهده شدهاست. محققان انگليسي هنوز نميدانند كه آيا اژدهاهاي كومودو در گذشته نيز از اين توانايي برخوردار بوده و يا اينكه با توجه به زندگي در اسارت و با نوعي تكامل، بدين توانايي دست يافتهاند.
سوسمار كومودوي ساكن باغوحش "چستر" هشت سال سن دارد و از آنجا كه در اسارت بدنيا آمده و در تمام طول حيات خود در كنار خواهرش زندگي كرده، در هيچ زمان با هيچ سوسمار كومودوي نري در تماس نبودهاست. اين سوسمار در ماه مه ۲۵تخم برجاي گذاشته بود كه هماكنون هفت عدد از آنها باقي مانده و به زودي نوزادان كومودو از اين تخمها خارج ميشوند.
بررسي ژنتيكي جنين موجود در تخمهاي شكسته شده اين سوسمار نشان دادهاست هر چند اين جنينها دقيقا همتاي ژنتيكي مادر خود نيستند اما ديانآي آنها از هيچ كومودي ديگري به غير از مادر آنها مشتق نشدهاست.
به گفته دكتر ريك شاين پروفسور زيستشناسي تكاملي دانشگاه سيدني در استراليا، به نظر ميرسد اين سوسمارها در روند تكامل خود به اين توانايي دست يافتهاند كه در صورت نبود نوع نر براي جفتگيري طبيعي، انواع ماده آنها به تنهايي باردار شده و تخمگذاري كنند و اين درحالي است كه ساير موجودات بكرزا قادر به باروري از طريق جفتگيري طبيعي انواع نر و ماده خود نيستند.
هماكنون تنها حدود ۴هزار عدد از اين نوع سوسمار در حيات وحش جهان باقي ماندهاست و به نظر ميرسد اين خزندگان براي نجات نسل خود به بكرزايي در كنار جفتگيري طبيعي، روي آوردهاند.
نتايج اين مطالعه در شماره روز پنجشنبه نشريه "نيچر" منتشر شدهاست.
منبع : http://www.irna.com/fa/news/view/menu-273/8510027350092550.htm
بكرزايي در مارها
بكرزايي يا توليد مثل يك جاندار ماده ،بدون انجام لقاح ، تاكنون در چند نوع متفاوت از خزندگان شامل مارمولك هاي خانواده Teiidae و جنس Lacerta از خانواده Lacertidae و مارهاي خانواده Typhlopidae گزارش شده است. در تمام اين موارد جمعيت هاي ايجاد شده توسط بكرزايي ، بطور كامل از افراد نر با ماهيت ژنتيكي يكسان (كلون) تشكيل يافته اند.
هنگامي كه دكتر David shiszar از دانشگاه كلورادو دريافت كه ماري از گونة Crotalus horridus كه در آزمايشگاه او نگهداري مي شد و از زمان تولد با هيچ حيوان نري تماس نداشت، فرزنداني به دنيا آورده ، بسيار تعجب كرد. او و همكارانش متوجه شدند كه اين زاده ها شامل يك بچة زنده ، دو بچة مرده و سه تخم بارور نشده هستند. نكته عجيب تر اينكه حيوان زنده و دو بچة مرده همگي نر بودند. اين نوع بكرزايي كاملاً با آنچه قبلاً در خزندگان تك جنسي ديده شده بود، تفاوت داشت. ( اين اتفاق در ژانويه 1996 توسط دكتر Shiszar گزارش شد).
قبل از گزارش دكتر Shiszar ، تجربة ديگري در دانشگاه آريزونا توسط دكتر Schuett مشاهده شده بود كه طي آن ماري از گونة Thamnophis elegans vagrans در حالي كه به مدت ده سال در آزمايشگاه و به دور از مارهاي نر نگهداري شده بود، فرزنداني به دنيا آورد. دكتر Schuett از تكنيك انگشت نگاري DNA براي تعيين سهم DNA ي پدري در تشكيل اين فرزندان استفاده كرد. نتايج نشان داد كه تمام DNA ي فرزندان از نوع مادري است. اما تمام DNA ي مادري در اين فرزندان يافت نمي شود. لذا اين يك بكرزايي واقعي بود كه جنس نر در آن هيچ دخالتي نداشت. از طرفي فقدان بخشي از DNA ي مادري همراه با اين واقعيت كه تمام افراد نسل جديد را نرها تشكيل مي دهند، باعث شد كه دكتر schuett معتقد شود اين مورد، نوعي خاص از بكرزايي به نام بكرزايي اتوميكتيك Automictic Parthenogenesis (AP) است.
AP قبلاً در بوقلمون هاي اهلي و مرغ هاي خانگي گزارش شده بود و هميشه حاصل آن فرزنداني نر و ديپلوئيد بودند.
براي درك چگونگي بكرزايي اتوميكتيك (AP) بايد يادآوري نماييم كه در جريان تقسيم ميوز براي توليد سلول هاي جنسي ماده (تخمك) ، تقسيم بطور نامساوي انجام شده و در نتيجه يك سلول هاپلوئيد بزرگ و سه سلول هاپلوئيد كوچك (گويچه هاي قطبي) حاصل مي شود.
در (AP) دومين گويچة قطبي (كه در جريان دومين مرحلة ميوز همراه با تخمك حاصل مي شود) همانند يك اسپرم عمل كرده و دوباره وارد تخمك مي شود، يعني تخمك خودش را بارور مي كند. از آنجا كه اين گويچة قطبي داراي ذخيره ژنتيكي كاملاً يكساني با تخمك است و از تقسيم يك سلول هاپلوئيد كه در اولين مرحله ميوز ايجاد شده بود، بوجود آمده است ، پس فقط نيمي از انواع كروموزوم هاي سلول مادري در تشكيل سلول تخم شركت دارند. به همين دليل انگشت نگاري DNA ي فرزندان حاصل از AP فاقد برخي از نوارهاي DNA ي مادر است. اما چرا تمام فرزندان نر هستند؟ مي دانيم كه در پستانداران افراد داراي كروموزوم هاي جنسي XX ماده و افراد XY نر هستند. اما در دياپسيدها (diapsids) مانند پرندگان مارمولك و مارها كه داراي بكرزايي هستند، ماده ها داراي دو كروموزوم جنسي ناهمسان (ZW) و نرها كروموزوم هاي جنسي يكسان (ZZ) دارند. در جريان بكرزايي اگر تخمك و گويچة قطبي همراه آن هر كدام داراي يك كروموزوم (Z) باشند. از لقاح آنها يك جانور نر حاصل مي آيد و اگر هر دو (W) داشته باشند، سلول تخم حاصل (WW) ، زيستا نخواهد بود. دليل بالا بودن تعداد تخم هاي ناقص در بكرزايي نيز همين است.
منبع : زیست شناسی خراسان
ماهي قزل آلا
ماهیها رده ای از مهره داران هستند که خود به دو زیر رده ماهیهای غضروفی و استخوانی تقسیم میشوند. برخی از ماهیها ساکن آبهای شیرین و برخی ساکن آبهای شور هستند. ماهیهای ساکن آبهای شیرین دارای راسته های متعدد هستند. یکی از راسته ها ، راسته آزاد ماهی شکلان (Salmoni formes) است و تیره آزاد ماهیان که قزل آلا جزء آن است، یکی از تیره های این راسته است.
● خصوصیات تیره آزاد ماهیان Salmonidae
ماهیان ماده این تیره فاقد مجرای تخمبر هستند و تخم پس از رسیدگی در حفره شکمی افتاده و سپس از مجرای تناسلی به خارج هدایت میشود. از اینرو میتوان با کشیدن دست در زیر شکم ماهی مولد رسیده، تخمها را به آسانی از بدن آن خارج نمود. ماهیان این خانواده در آبهای سرد با اکسیژن فراوان زندگی میکنند و در پاییز و زمستان تخم ریزی میکنند.
در میان آنها ، نژادهای مختلف بر حسب شرایط محلی ایجاد شدهاند که از نظر شکل بدن و نحوه زندگی باهم متفاوت هستند و به همین جهت شناسایی آنها به دلیل تنوع زیادشان مشکل است. ماهیان این خانواده یعنی قزل آلا و ماهی آزاد از نظر اقتصادی بسیار باارزش و دارای گوشتی لذیذ هستند.
● مشخصات قزل آلا
ماهی قزل آلا دارای بدنی فشرده و باله دمی آن نسبت به ماهی آزاد بزرگتر است. ساقه دمی آن مرتفع ، سر کند و قسمت خارجی باله دمی تقریبا صاف است. تعداد فلس بین باله چربی و خط جانبی ۱۹ - ۱۴ عدد و بطور متوسط حدود ۱۶ عدد می باشد. تعداد خارهای اولین کمان آبشش بین ۵ - ۲ عدد است که به شکل شمشیر بوده و در پایین به شکل دکمه درآمده اند. حداکثر طول بدن ماهی قزل آلا ۱۴۰ سانتیمتر و وزن آن تقریبا به ۵ کیلوگرم میرسد.
● نحوه زندگی
ماهیان قزل آلا به هنگام ورود به رودخانه جهت جفت گیری و تخم ریزی لباس عروسی زیبایی به تن می کنند. تخم ریزی آنها بین ماههای بهمن و اسفند است. تعداد تخم ها حدود ۱۰ هزار عدد است که تقریبا برای هر کیلوگرم و وزن بدن ماهی ماده ۱۵۰۰ عدد تخم برآورد می شود. بیشتر ماهیان بالغ نر و ماده بعد از تخم ریزی زنده مانده و در سال بعد برای تخم ریزی مجددا وارد آب رودخانه می شوند.
لارو این ماهی بوسیله نوارهای تیره رنگ با نقطه های قرمز زیاد مشخص میشوند. بچه ماهیان ۵ - ۱ سال در آب شیرین زندگی میکنند که در شمال اروپا این مدت به ۵ سال میرسد. هنگامی که طول آنها به ۲۵ - ۱۵ سانتیمتر رسید وارد آب شده و بیشتر در ساحل دریا بسر می برند.
● قزل آلا رنگین کمان
این ماهی دارای یک نوار پهن به صورت رنگین کمان در هر طرف بدن است. دوره تخم ریزی از ماههای آخر زمستان تا اواخر بهار و تعداد تخم ها بین ۵ - ۱ هزار عدد است. امروزه ماهی قزل آلای رنگین کمان به صورت ماهی شماره یک اکثر کارگاههای تکثیر و پرورش ماهیان سرد آبی در بیشتر نقاط جهان درآمده است. از خصوصیاتی که این ماهی را مورد توجه قرار داده، سازش آن با شرایط پرورش متراکم است. از طرف دیگر این ماهی در انتخاب غذا زیاد سخت گیر نیست و از سرعت رشد خوبی نیز برخوردار است.
● ماهی قزل آلای دریاچه خزر
رنگ بدن این ماهی نقره ای است و در پهلوها ، لکه های ستاره ای شکل دیده می شوند. تعداد فلس بین باله چربی و خط جانبی ۱۹ - ۱۱ عدد است. قد متوسط ۷۷ سانتیمتر و وزن ۵ کیلوگرم است این ماهی که در قسمتهای کرانه شمالی ایران زندگی میکند در اواخر پاییز و اوایل زمستان ، جهت تخم ریزی وارد رودخانههای ورودی به دریاچه خزر میشود.
مواد غذایی این ماهی را در سنین پایین لارو حشرات و بچه ماهیان و در سنین بالا انواع ماهیان تشکیل میدهند. این ماهی از ماهیان باارزش این دریاچه است. صید بی رویه ، مسدود شدن راههای مهاجرت به سبب ساختن پلها ، در نظر نگرفتن راه مهاجرت ماهی و آلودگی آبها عواملی هستند که نسل ماهیان را به خطر انداخته اند.
● قزل آلای دریاچه شمالی
دو گونه از این ماهیها وجود دارد که هر کدام روش زندگی خاص خود را دارد نوع شمالی تر آن ، گونه مهاجران میباشد. آنها از آبهای شیرین مهاجرت کرده تا در آبهای آزاد تغذیه کنند و ادامه زندگی بدهند اما برای تولید مثل به رودخانه محل تولد خود باز می گردند. انواع جنوبی تر آن از گونه مهاجر خود کوچکتر بوده و تمام عمر خود را در دریاچه ای کوهستانی می گذرانند.
● قزل آلای پوزه دار
نوعی ماهی کشیده و لاغر با باله های براق است که در مناطقی ساحلی که بستر شنی دارند ، زندگی می کند. گونه های مختلف همگی دارای پوزه های گوشه داری هستند که از آنها برای حفاری ماسه و قرار گرفتن در آن استفاده می کنند. این ماهی هم به این خاطر به این اسم نامگذاری شده است. طول این ماهیها به ۶۰ سانتیمتر میرسد. این ماهی یک نوع ماهی شب خیز است که شب ها از بی مهرگان تغذیه میکند و در طول روز در سوراخی در میان گل و ماسه بسر میبرد. قزل آلای پوزه دار در بعضی مناطق به صورت تجاری صید می شوند.
منبع :
شبكه رشد
انتشار نخستين تصاوير ديدني از حيوانات در رحم مادر
به تازگي، محققان موفق به گرفتن عكسهاي جالبي از جنين حيوانات پيش از به دنيا آمدن در رحم مادرشان شدهاند.به گزارش سرويس بين الملل «بازتاب» به نقل از «تلگراف»، اين تصاوير به دقت نشان ميدهند كه جنين چگونه در رحم رشد مييابد و هر مرحله را تا زماني كه آماده تولد ميشود، به زيبايي به تصوير ميكشند.
محققان براي تهيه مستندي دو ساعته به نام «حيوانات در رحم»، تحقيقات زيادي را روي جنين فيل كه با 22 ماه، بيشترين دوره تكامل را در شكم مادر دارد، انجام دادند.
فيلهاي مادر، آموزش داده شده بودند كه با نحوه نشستن به اسكنرها و دوربينها اجازه بدهند تا عكسهاي روشنتري از آنها گرفته شود. در شانزده هفتگي، جنين شكل و شمايل يك فيل را به خود گرفت و دو هفته بعد، پاهايش را تكان ميداد و گوشهايش كه از هماكنون صدا را تشخيص ميدادند، شروع به رشد كرد.
در دوازده ماهگي، جنين فيل ماكتی كامل از چيزي بود كه ده ماه بعد به بيرون ميآمد. مستند «حيوانات در رحم»، همچنين بر زندگي اوليه دلفينها و سگها نيز تمركز ميكند و به وسيله همان تيمي تهيه شده كه برنامه زندگي پيش از تولد را در مورد جنين انسان ساخته بودند.«جرمي دير» از تهيهكنندگان فيلم ميگويد: اين عكسها در دنيا بينظيرند و پنجرهاي جديد را به دنياي ناديده قبلي باز ميكنند. نكته جالب شباهتهاي دوران جنيني انسان به عنوان يك پستاندار با اين جانداران است و روشنكننده بسياري وقايع تاريخي از نسلهاي گذشته.

براي مثال؛ نحوه رشد دلفين نشان ميدهد كه نسلهاي اوليه اين حيوان، پاهاي كوچك داشته و در خشكي زندگي ميكردهاند و يا فيل احتمالا موجودی دريايی بوده است.
اسكن تصوير جنين چهار ماهه فيل نشاندهنده لولههايي است كه معمولا در ماهيها و قورباغهها ديده می شود .
دير اضافه ميكند: «ما در اين راه مشكلات زيادي داشته و با عده بسیاري همكاري كرديم، اما همه سختيها ارزش كار را داشت. در يك صحنه كه رشد يك فيل را تعقيب ميكرديم، سرانجام زماني كه متولد شد، يك نفر هم نبود كه از شوق گريه نكند».
اين مستند براي شبكه چهارم و شبكه جغرافيايي ملي انگلیس تهيه شده که در تعطيلات كريسمس پخش خواهد شد .
منبع :
www.baztab.com
جدایی
انسان و میمون در سطح بیان ژن
بیش از ۹۸ درصد DNA و ۹۹ درصد ژنهای انسانها و شامپانزه ها یكسان است. با این همه، ما و آنها از نظر ظاهر و رفتار تفاوت زیادی با هم داریم. برای بیش از ۳۰ سال، پیش از آنكه توالی ژنوم انسان یا شامپانزهها تعیین شود، دانشمندان بیان كردهاند كه این تفاوت میتواند از شیوهی بیان ژنهای یكسان و نه تفاوت در خود ژنها، برخاسته باشد. پژوهش جدیدی كه در مجلهی Nature چاپ شده است، به نظر میرسد این نظریه را ثابت میكند.
برای مشاهده کل متن روی ادامه ی مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب



