سال نو را خدمت شما تبریک عرض می کنم و
امیدوارم که سال خوب و پر از موفقیتی داشته باشید .

آن جرقه كوچك در ذهن آدلمن به سرعت به يك پروژه جدی در مراكز تحقيقاتی و پژوهشی تبديل شد. درواقع همه میدانستند كه با سرعت فعلی رشد صنعت چيپ سازی، رايانههای ترانزيستوری و سيليكونی كه بيش از 40 سال است در مركز توجه جهان محاسبات قرار داشتهاند. بزودی به انتهای خط خواهند رسيد. چيپها كوچكتر و كوچكتر شدند و در هر 18 ماه تعداد قطعات الكترونيكی موجود روی چيپ دو برابر شد و سرعت چند برابر افزايش يافت، اما اين مينياتوری شدن چيپ ها و افزايش سرعتشان نهايت و حدی دارد و پس از آن متوقف خواهد شد، بنابراين توجه متخصصان به ميليونها سوپر رايانه طبيعی موجود در موجودات زنده جلب شد و به كار روی نظريه آدلمن پرداختند.
ماشينها و رايانههايی نيز ساخته شده است. گرچه اگر به دقت نگاه كنيد به جای رايانه تنها تيوپهای كوچكی میبينيد كه آب دارند.
مسائلی كه در حال حاضر از سوی اين رايانهها حل میشوند بسيار ابتدايی و مقدماتی هستند و كودكان با كاغذ و قلم سريعتر به پاسخ میرسند، اما چيزی كه متخصصان را همچنان دلگرم نگه داشته است و آنها را به كار بيشتر روی اين پروژه واداشته است. مزايايی است كه يك رايانه DNA خواهد داشت. DNA ارگانيسم سلولی است. بنابراين در همه موجودات زنده وجود دارد و هميشه يك منبع DNA در دسترس است. از طرف ديگر در دسترس بودن DNA باعث ارزان شدن آن به عنوان منبع ساخت رايانه میشود. همچنين بر خلاف مواد فعلی كه سمی و غيرقابل جذب در طبيعت هستند، DNA بخشی از محيط و موجود زنده است. از طرف ديگر اگر يك رايانه DNA را با يك رايانه امروزی مقايسه كنيم، نتايجی بسيار شگفتانگيز به دست میآوريم. رايانههای DNA بسيار كوچكتر از رايانههای امروزی هستند. در حالی كه حجم بسيار بيشتری از اطلاعات را میتوانند در خود نگهداری كنند. يك پوند (453 گرم) DNA ظرفيتی بيشتر از تمامی رايانههای الكترونيكی ساخته شده دارد. از نظر قدرت محاسباتی نيز اين رايانهها با رايانههای فعلی قابل مقايسه نيستند. قدرت محاسباتی يك رايانه DNA با اندازه اشك چشم بيشتر از قویترين سوپر رايانههای جهان است.
" "
بيش از 10 تريليون مولكول DNA در يك سانيتمتر مكعب جا میگيرد. با اين حجم از DNA میتوان 10 ترابايت (1000گيگابايت) اطلاعات را ذخيره كرد و 10 تريليون محاسبه را در يك لحظه به انجام رساند.
" "
برای اينكه قدرت پردازش و دخيره سازی اين نوع رايانه برای شما بيشتر مشخص شود، مثال ديگری میزنيم. بيش از 10 تريليون مولكول DNA در يك سانيتمتر مكعب جا میگيرد. با اين حجم از DNA میتوان 10 ترابايت (1000گيگابايت) اطلاعات را ذخيره كرد و 10 تريليون محاسبه را در يك لحظه به انجام رساند، همچنين میتوان گفت كه يك گرم DNA خشك شده كه تقريبا به اندازه نصف يك حبه قند است، میتواند اطلاعات يك تريليون سیدی را در خود ذخيره كند.
حالا متوجه شديد كه چرا دانشمندان وقت زيادی را صرف اين ايده میكنند و میكوشند تا اين نسل جديد را به واقعيت تبديل كنند. اما مشكلاتی نيز وجود دارد. DNAها، هميشه آنطور كه انتظار میرود رفتار نمیكنند. پس يكی از مهمترين مسائل متخصصان كنترل توليد و توسعه آنها برای دريافت نتايج دقيق از محاسبات است. يكی از متخصصان توانسته است رايانهای را در سال 2001 به نام خود ثبت كند كه در يك قطره آب جای دارد و از مولكولهای DNA و آنزيمها به عنوان ورودی، خروجی، نرمافزار و سختافزار استفاده میكند. در سال 2003 اين دانشمند به كمك همكارانش يك منبع تغذيه نيز به رايانهاش اضافه كرد. اين منبع، انرژی خود را از شكسته شدن مولكولهای DNA تامين میكند. وی مطمئن نيست كه ژنتيك بتواند جايگزين سيليكون شود. اما معتقد است كه اين دو نسل به شيوهای مسالمت آميز و در كاربردهای مختلف، كنار هم زندگی خواهند كرد و آخرين خبر اين كه در اواسط آگوست امسال( اواخر مردادماه) گروه ديگری از دانشمندان طی يك مقاله اعلام كردند كه رايانهای ساختهاند كه مبتنی بر بيلوژيك است و برای انجام يك بازی با نام Tic-Tac Toe ( بازی xo در يك محيط 3x3 ) طراحی شده است. آنها معتقدند كه اين رايانه هيچگاه اين بازی را به انسان نمیبازد. به نظر میرسد استفاده هوشمند از رايانههای DNA آغاز شده است، اما آيا زمانی خواهد رسيد كه من و شما به جای اين رايانههای الكترونيكی از يك قطره آب برای انجام محاسبات استفاده كنيم؟

این هم عکسی که آقای سعید عرب یکی از دانش آموزان عزیزم فرستاده است
قهوه مهم ترین منبع آنتی اکسیدان است
طبق پژوهش های دانشگاه پنسیلوانیا، در رژیم غذائی آمریکائیها قهوه مهم ترین منبع آنتی اکسیدان است. بر اساس این بررسی مردم آمریکا بیشترین آنتی اکسیدان مورد نیاز خود را در مقایسه با سایر مواد غذایی از قهوه دریافت می کنند. یافته های جدید، شگفت انگیز بود زیرا این نخستین بار است که قهوه به عنوان منبع اصلی آنتی اکسیدان در رژیم غذائی مردم آمریکا معرفی می شود. از آنجا که مردم آمریکا هر روزه قهوه می نوشند، آنتی اکسیدان به میزان کافی جذب می کنند. گفتنی است آنتی اکسیدان ها برای بدن انسان خواص زیادی دارند و بدن را در برابر بیماریهای قلبی و سرطان مقاوم می کنند. بیش از صد ماده غذائی حاوی آنتی اکسیدان هستند از جمله سبزی، میوه، خشکبار، ادویه، و برخی نوشیدنی ها. آنتی اکسیدان موجود در خرما از سایر میوه ها بیشتر است اما از آنجا که در رژیم غذائی مردم آمریکا خرما جایگاه اساسی ندارد، بیشتر آنتی اکسیدان مورد نیاز خود را از قهوه دریافت می کنند.
رابطه مصرف نوشابه و افزایش فشار خون :
محققان بین مصرف قهوه وافزایش فشار خون رابطه ای پیدا نکردهاند اما بـر اساس نتایج مطالعات آنان مصرف نوشابههـا با افزایش فشار خون مرتبط است. پژوهشگران دانشگاه هاروارد در بیش از33000 زن که دچار فشار خون بالا شده بودند ، مصرف قهوه و نوشابه را مورد توجه قرار دادند و در یافتند از نظر افزایش فشار خون تفاوتی بین مصرف نوشابه های معمولی و نوشابههـای رژیمی وجود ندارد.
خاصیت ضد سرطانی سیب
خوردن سیب در پیشگیری از ابتلا به سرطان روده موثر است . بررسی موسسهای پژوهشی در استراسبورگ فرانسه نشان داده است، سیب، حاوی مـواد آنتی اکسیدانی اسـت که از رشـد سلولهای سرطانی جلوگیری میکند و سلولهایی را که اسـتعداد سرطانی شدن دارند ،از بین میبرد. دانشمندان توصیه میکنند، بـرای محافظت از بدن در برابر سـرطان روده ، روزانه2 عدد سیب مصرف شود
گیاهخواری برای پایین آوردن کلسترول
غذاهای فوری اضافه وزن می آورند
براساس تحقیقات تازه محتویات غذاهای آماده (fast food) به گونه ای است که مردم را به زیاده روی در خوردن ترغیب می کند و خطر چاقی مفرط را افزایش می دهد. کارشناسان "شورای تحقیقات پزشکی" بریتانیا دریافته اند که اکثر غذاهای آماده (مثل همبرگر و سیب زمینی سرخ شده) سرشار از کالری است به گونه ای که خوردن تنها مقدار کمی از آن، کالری مصرف شده توسط بدن را به شدت بالا میبرد. پژوهشگران همچنین دریافتند که غذاهای "پرکالری" می تواند مردم را به خوردن مقدار بیشتری از آن ترغیب کند. در نتیجه این تحقیقات که در نشریه (Obesity Review) منتشر شده است، یک وعده غذای آماده در مقایسه با سایر غذاها حاوی مقدار زیادی انرژی است. برای مثال میزان کالری این نوع غذا یک برابر و نیم بیش از یک وعده غذای سنتی بریتانیایی و دو برابر و نیم بیش از یک وعده غذای سنتی آفریقایی است. پژوهشگران نتیجهگیری کردند که مصرف زیاد غذاهای آماده در رژیم غذایی، خطر افزایش وزن و چاقی مفرط را بالا می برد. پروفسور اندرو پرنتیس از دانشگاه لندن که در این تحقیق شرکت داشته است گفت: "همه ما دچار یک ضعف ذاتی در شناسایی غذاهای پرکالری هستیم. ما عادت داریـم غـذا را براسـاس اندازه آن بسنجیم، درحالی که میزان کالری غذاهای آماده خیلی بیشتر از یک وعده غذای سالم است." به گفته وی سیستم هایی که اشتهای انسان را تنظیم میکند از سرآغاز پیدایش کشاورزی تاکنون، براساس غذاهای کم انرژی تکامل پیدا کرده است. این غذاها را امروزه ساکنان نواحی روستایی در کشورهای درحال توسعه، جایی که چاقی پدیده ای تقریبا ناشناخته است، مصرف می کنند. وی گفت: "بدن ما هرگز برای جذب غذاهای پرکالری که در غرب مصرف می شود آمادگی ندارد و همین به افزایش شدید چاقی کمک می کند." پروفسور پرنتیس به خصوص نسبت به تبعات یک رژیم غذایی مملو از غذاهای آماده برای کودکان هشدار می دهد. وی اظهار می دارد: "کودکان هنوز هیچ یک از عادات اکتسابی خویشتن داری در برابر خوردن را، که برای لاغر ماندن در جوامع نوین ضروری است، در خود پرورش ندادهاند." دکتر سوزان جب، از مرکز پژوهش های خوراک انسانی در بریتانیا نیز بر این باور است که: "گزینه های مصرفکننده در اکثر مراکز عرضه مواد غذایی چنان محدود است که حتی امکان انتخاب ترکیبی از غذاها با کالـری متوسـط نیـز وجـود ندارد." به گفته وی مردم باید تنها مقداری از یک وعده غذای آماده را بخورند تا از مصرف مقدار زائد انرژی و چربی اجتناب نمایند. وی اظهار میدارد: "تحقیقات علمی بارها نشان داده است که برای حفظ وزن در حدی که سلامتی را تضمین کند، باید غذاهای کم چرب تر، که شکر نیز به آنها افزوده نشده است، مصرف کنیم و به ورزش روی آوریم."
گوجه فرنگی سیستم دفاعی بدن را افزایش می دهد
یک تحقیق جدید توسط مرکز سرطان دانشگاه اوهایو، نشان می دهد که مصرف قرص های حاوی ماده لیکوپین Lycopene که در گوجه فرنگی یافت می شود، در تقویت سیستم دفاعی بدن تاثیر چندانی ندارد. اما تحقیقات متعددی نشان داده است که خود گوجه فرنگی سیستم دفاعی بدن را علیه بیماری ها به ویژه سرطان پروستات تقویت می کند. به گفته محققان دلیل خاصیت ضد سرطانی گوجه فرنگی وجود ماده قرمز رنگی به نام لیکوپین در گوجه فرنگی است که باعث قرمزی رنگ آن می شود. انتشار نتایج تحقیقات فوق منجر به تولید مکمل های لیکوپین و تشویق مردم به مصرف آن شد. ولی به گفته محققان دانشگاه اوهایو، پژوهش های جدید نشان داده است که قرص های مکمل لیکوپین مانع از کاهش خطر مرگ ناشی از بروز سرطان پروستات نمی شود، در حالی که مصرف گوجه فرنگی خطر مرگ ناشی از سرطان پروستات را کاهش می دهد. لیکوپین نوعی آنتی اکسیدان است که در مقابله با بیماری ها نقش مهمی در بدن به عهده دارد.
دیالیز
علاپم فردي كه كليه خود را از دست داده است:
عرق فرد بوي ادرار ميدهد –
رنگ پوست تيره ميشود و... .
مدت زمان دياليز در دنيا 16 ساعت است.
دستگاههاي دياليز:
فرزينوس 8 بي و فرزينوس 8 سي.
موارد استفاده از عمل دياليز :
خوردن سم
كسي كه در كما به سر ميبرد
كسي كه كليه خود را از دست داده است.
عوارض استفاده از عمل دياليز :
انباشتن اوره باعث خارش ميشود-عمل جنسي را مختل ميكند-در مايعات محدوديت ايجاد ميكند -باعث افزايش فشار وارد بر قلب ميشود-مشكلات ريوي ايجاد ميكند-درد استخوان بوجود مي آيد-محدوديت لبنيات و ميوه به خصوص موز بوجود ميايد زيرا كه فسفر جاي كلسيم را مي گيرد.
انواع دياليز:
1- دياليز صفاقي: در زير شكم پرده صفاق وجود دارد با متصل كردن يك لوله به پرده صفاق روزانه يك ليتر مايع وارد بدن ميشود كه پس از چند ساعت مواد دفعي و زاپد توسط همان لوله از بدن خارج ميشود. اين نوع دياليز بايد در محيط استريل انجام گيرد و فرد نيز بايد انسان منظم و تميزي باشد تا از عوارض بعدي جلوگيري شود.
2-دياليز به كمك دستگاه فرزينوس :ابتدا بايد با استفاده از يك جراحي كوچك سياهرگ بدن را به سرخرگ متصل كرد زيرا كه فشار درون سرخرگ براي انجام اين كار مناسب نيست و بعد سرخرگ را توسط سياهرگ به دستگاه متصل ميكنند و بعد از 45 روز عمل دياليز انجام ميگيرد .
حقايقی درباره كانابيس (حشيش يا ماري جوانا)
كانابيس (حشيش يا ماري جوانا) از ۵۰۰۰ سال پيش هم براي مقاصد تفريحي و هم براي مقاصد طبي مورد استفاده بود.اين ماده كه منشاء آن را چين يا آشور دانسته اند، قرن ها براي بيماري هايي مانند روماتيسم، جراحات و بيماري هايي مربوط به مواد زائد بدن به كار مي رفته است. در كشورهاي غربي پس از دوره اي از رواج مصرف آن در دهه هاي ۶۰ و اوايل ۷۰ كه آن را به يكي از نمودهاي اعتراض اجتماعي جوانان بدل كرد، طي دو دهه گذشته مصرف آن به شدت افزايش يافته است، به طوري كه در بعضي از كشورها مصرف آن حتي از سيگار هم بيشتر شده است. در عين حال اختلاف نظرهاي عمده اي حتي بين پژوهشگران در مورد ميزان اثرات مضر آن و اثرات مفيد آن در درمان بعضي از بيماري ها و نحوه مواجهه با مصرف آن در سطح جامعه بروز كرده است.
فرآورد ه هاي كانابيس
كانابيس از گونه مونث گياه شاهدانه «كانابيس ساتيوا» به دست مي آيد.ماده اصلي روانگردان آن امگا _ ۹ _ تتراهيدروكانابينول (THC) است. محتواي THC در سرشاخه هاي گلدار گياه در بالاترين حد است و به ترتيب در برگ ها، برگ هاي تحتاني، ساقه و دانه هاي گياه كاهش مي يابد.فرآورد ه هايي كه از اين گياه به دست مي آيد، شامل ماري جوانا (با محتواي THC ۰/۵ تا ۵ درصد) كه از سرشاخه هاي گلدار و برگ هاي خشك شده گياه به دست مي آيد، حشيش (با محتواي THC ۲ تا ۲۰ درصد) كه از رزين خشك شده و گل هاي فشرده شده گياه تهيه مي شود و روغن حشيش كه حاوي ۵ تا ۱۵ درصد THC است.كانابيس به صورت سيگارت يا با قليان كشيده مي شود و گاهي آن را با توتون مخلوط مي كنند. افرادي كه حشيش يا ماري جوانا مي كشند، معمولاً پك هاي عميق مي زنند و نفس خود را نگه مي دارند تا جذب آن را به حداكثر برسانند. ماري جوانا يا حشيش ممكن است خورده شوند.
تاثيرات حاد مصرف كانابيس
مصرف كانابيس باعث سرخوشي و آرامش، تغييرات ادراكي، تحريف درك زمان تشديد تجربيات حسي معمول مانند خوردن، تماشاي فيلم و شنيدن موسيقي مي شود. حشيش هنگام مصرف در محافل جمعي ممكن است باعث خنده و پرحرفي مسري شود.مصرف زياد اين ماده و نشئگي حاصل از آن باعث اختلال در توجه و حافظه كوتاه مدت، مهارت هاي حركتي، زمان واكنش و فعاليت هاي مستلزم مهارت مي شود.شايع ترين عارضه زودرس مصرف كانابيس در افرادي كه بار اول از آن استفاده مي كنند حمله اضطراب و وحشت زدگي است كه يكي از دلايل رايج ادامه ندادن مصرف آن است. اين حالت همچنين در افرادي كه مداوماً كانابيس مصرف كنند، هنگام مصرف بيش از حد معمول آن، ديده مي شود.بعد از كشيدن حشيش در عرض چند دقيقه ضربان قلب ۵ تا ۲۰ درصد افزايش مي يابد، فشار خون در حال نشسته افزايش و با ايستادن كاهش مي يابد. اين اثرات در يك فرد سالم عارضه چنداني ايجاد نمي كند و نسبت به آنها تحمل به وجود مي آيد. مسموميت حاد كانابيس احتمال بسيار كمي دارد و تا به حال موردي از مسموميت از آن در انسان گزارش نشده است.كانابيس بر حسب ميزان مصرف باعث اختلال در كاركرد شناختي و رفتاري مي شود كه بالقوه مي تواند باعث اختلال در رانندگي وسايل نقليه يا كار با ساير ماشين ها كه مستلزم مهارت است شود. يك پيامد احتمالي وخيم مصرف كانابيس در صورتي كه در حد نشئگي استفاده شده باشد مي تواند تصادفات رانندگي باشد. گرچه در شبيه سازهاي آزمايشگاهي اثر مصرف تفريحي كانابيس به مهارت هاي رانندگي معادل غلظت هاي ۰/۰۷درصد تا ۱/۰ درصد الكل در خون بوده است، بررسي اثرات كانابيس در شرايط واقعي جاده ها اثرات خفيف آن است، شايد به علت آنكه مصرف كنندگان كانابيس بيشتر از مصرف كنندگان الكل به اختلال مهارت هاي خود آگاهي دارند و از رانندگي پرهيز مي كنند.نتايج بررسي هاي همه گير شناسي در مورد نقش حشيش در حوادث رانندگي در جاده ها دوپهلو بوده است و به نظر مي رسد كه در اين موارد نقش كانابيس تنها افزايش اثرات الكل است.
اثرات درازمدت مصرف كانابيس
- دستگاه ايمني: گرچه بررسي ها در حيوانات آزمايشگاهي نشان دهنده مهار اجزاي مختلف دستگاه ايمني به وسيله كانابيس است، در حال حاضر هيچ شاهد قطعي وجود ندارد كه مواد شبه كانابيس كاركرد ايمني انسان را مختل كنند.
- دستگاه تنفس: دود كردن طولاني مدت و به مقدار زياد كانابيس باعث افزايش علائم تنفسي در مبتلايان به برونشيت مزمن مانند سرفه كردن، توليد خلط وخس خس سينه مي شود و با كاهش كاركرد ريوي همراهي دارد.كشيدن طولاني مدت حشيش يا ماري جوانا ممكن است باعث افزايش خطر ابتلا به سرطان هاي دستگاه تنفس شود و ميزان اثر آن در اين رابطه دست كم در حد كشيدن سيگار معمولي است.
- دستگاه توليد مثلي: گرچه تجويز مزمن THC به حيوانات آزمايشگاهي باعث بعضي اختلالات توليد مثلي در آن ها شد، اثرات مشابه در انسان مشاهده نشده است.تنها مورد ثابت شده كاهش وزن جنين در مادراني است كه در طول بارداري به كشيدن حشيش ادامه داده اند.
اثرات رفتاري: نتايج مطالعات در مورد ميزان رابطه بين مصرف زياد كانابيس در نوجواني و اختلال تحصيلي در دوران تحصيلي و دوران كاري متعارض بوده است.
- اثرات شناختي: مصرف طولاني مدت و به مقدار زياد كانابيس باعث ايجاد نقصان شديد و شديداً ناتوان كننده حافظه، توجه و كاركرد شناختي مانند آنچه در الكل ديده مي شود نمي شود، اما ممكن است اختلال خفيفي در توجه و حافظه به وجود آيد كه پس از قطع مصرف كانابيس احتمالاً برگشت پذير است.
- وابستگي به كانابيس: در افرادي كه به طور مزمن مقدار زيادي كانابيس مصرف مي كنند و به رغم عواقب ناگوار شخصي به مصرف آن ادامه مي دهند وابستگي به كانابيس به وجود مي آيد. معمولاً از هر ده نفري كه به مصرف كانابيس مبادرت مي كنند، تنها يك نفر در حين ۴ تا ۵ سال بيشترين ميزان مصرف به آن وابسته مي شود.خطر اين وابستگي كمتر از خطر وابستگي به نيكوتين (۳۲ درصد) و مواد افيوني (۲۳ درصد) و در حد مشابه الكل (۱۵ درصد) است.بعضي از گروه هاي اجتماعي بيشتر در معرض خطر ابتلا به عوارض زودرس يا ديررس مصرف حشيش يا ماري جوانا هستند، از جمله نوجواناني كه سابقه مشكلات تحصيلي دارند، مصرف حشيش را خيلي زود در سال هاي ابتدايي زندگي شروع مي كنند، در معرض خطر مصرف ساير موادمخدر يا محرك هستند و يا به حشيش وابسته مي شوند. زناني كه حين بارداري به مصرف حشيش ادامه مي دهند ممكن است در معرض خطر بالاي به دنيا آمدن نوزادان كم وزن باشند و بالاخره در افراد دچار بيماري هاي ريوي مانند آسم و برونشيت يا بيماري هاي رواني مثل اسكيزوفرني يا وابستگي به الكل و ساير موادمخدر مصرف حشيش ممكن است بيماري اصلي فرد را تشديد كند.
آيا مصرف حشيش زمينه ساز اعتياد به ساير مواد مخدر قوي تر است ؟
همه بررسي هايي كه در آمريكا انجام شده است نشان دهنده توالي مصرف ابتدايي ماري جوانا و سپس روي آوردن به داروي غيرقانوني «قوي تر» مانند مواد محرك (آمفتامين ها) و مواد افيوني بوده است. اما پژوهشگران در تفسير اين توالي اختلاف نظر دارند.
فرضيه كمتر قانع كننده اين است كه مصرف كانابيس مستقيماً باعث افزايش مصرف ساير موادمخدر يا محرك مي شود. اما دو فرضيه ديگر كه بيشتر حمايت متخصصان را جلب كرده است، يكي اين است كه نوجوانان ناسازگاري كه به مصرف حشيش روي مي آورند، در عين حال مستعد مصرف ساير موادمخدر هم هستند؛ دوم آنكه مصرف حشيش باعث تعامل اجتماعي آنها و همسالان مصرف كننده موادمخدر و دسترسي بيشتر به فروشندگان اين مواد مي شود، بنابراين احتمال بيشتري دارد كه به ساير مواد مخدر هم آلوده شوند.
مصارف طبي كانابيس
كانابينوئيد هاي صناعي در حال حاضر به صورت قرص خوراكي نابيلون (nabilone) در انگليس و دانابينول (danabinol) در ايالات متحده به عنوان داروي ضداستفراغ قوي براي بيماران مبتلا به سرطان كه تحت شيمي درماني هستند مورد استفاده است.با توجه به اثرات افزاينده اشتهاي مواد شبه كانابيسي از آنها در درمان بيماران مبتلا به بي اشتهايي، تهوع و استفراغ ناشي از ايدز، مصرف مواد افيوني و داروهاي ضدويروسي نيز استفاده مي شود.اثرات ضد درد و شل كننده عضلاني كانابيس، امكان استفاده از آن را در درمان دردهاي مزمن چه به تنهايي و چه همراه ساير دارو ها فراهم مي آ ورد، هر چند در اين مورد تحقيقات زيادي تا به حال انجام نشده است. استفاده از مواد شبه كانابيسي در مدل هاي حيواني بيماري MS اسكلروز متعدد) نشان دهنده كاهش لرزش و گرفتگي عضلاني بوده است. همچنين گزارش هاي موردي زيادي در مورد اثرات مفيد كانابيس در برطرف كردن عوارض MS وجود دارد. در حال حاضر تحقيقات در مورد اثبات اثرات مفيد كانابيس در درمان MS ادامه دارد.پژوهش ها در دو دهه گذشته دو نوع گيرنده كانابينوئيدي را در بدن مشخص كرده است. گيرنده هاي CB1 كه در دستگاه اعصاب مركزي (عقده هاي پايه اي، مخچه، قشر مخ، هيپوكامپ و طناب نخاعي) و نيز در بافت هاي محيطي مانند رحم و قلب وجود دارند و گيرنده هاي CB2 كه در بافت هاي محيطي، در طحال و ماكروفاژها قرار دارند و نقشي در تنظيم فعاليت لنفوسيت ها به عهده دارند اين گيرنده ها داراي ليگاندهاي درون زا نيز هستند. اميد بر اين است كه در آينده با ساخت داروهايي كه به طور اختصاصي بر اين گيرنده ها اثر كنند، بتوان اثرات درماني ناشي از كانابيس را بدون عوارض جانبي احتمالي به دست آورد.
اختلاف نظر ها در مورد نحوه برخورد با حشيش و ماري جوانا
گسترش بي سابقه مصرف كانابيس در كشورهاي غربي و نيز ادعاها در مورد كم ضرر بودن يا حتي منافع آن باعث تقاضا هاي فراوان براي قانوني كردن مصرف آن شده است، همچنان كه مثلاً مصرف سيگار و الكل در اين كشورها قانوني است سياست كشورهاي غربي در اين باره متفاوت بوده است، در حالي كه در كشوري مانند هلند مصرف كانابيس در كافه هايي خاص آزاد و قانوني است، در بعضي مكان ها در ايالات متحده مصرف آن غيرقانوني است.موافقان قانوني شدن مصرف كانابيس بر چند نكته تاكيد مي كنند؛ يكي اينكه هزينه هاي زيادي براي كنترل مصرف آن بايد صرف كرد بدون اينكه تاثيري در جلوگيري از گسترش استفاده از آن داشته باشد. نكته ديگر اين است كه اعمال مجازات هاي قانوني در مورد مصرف كنندگاني كه از پيش ممكن است دچار محروميت هاي اجتماعي باشند، را در معرض بدتر شدن وضعيت شغلي يا تحصيلي قرار مي دهد.از طرف ديگر منع مصرف آن باعث روي آوردن افراد به قاچاقچيان مي شود كه ممكن است آنها را به ساير موادمخدر خطرناك تر آلوده كنند و بالاخره اينكه آنها به نتايج بررسي هايي استناد مي كنند كه آزاد شدن مصرف كانابيس در هلند يا ۱۱ ايالت آ مريكا باعث افزايش رواج مصرف آن نشده است.در مقابل مخالفان آزادسازي مصرف كانابيس از يك طرف به خطرات مربوط به سلامتي و امكان وابستگي به آن و عدم اثبات اثرات مفيد را مطرح مي كنند و نيز منافع قانوني شدن آن را مانند سيگار و الكل رد مي كنند.
به گفته آنها سيگار و الكل به رغم قانوني بودن سالانه باعث مرگ افراد بسيار مي شوند و اين خطر نيز وجود دارد كه شركت هاي توليد كننده سيگار كه در كشورهاي غربي با خطر از دست دادن بازارهاي خود و نيز دعواهاي قضايي متعدد براي جبران خسارات وارده بر سلامت افراد روبه رو هستند، با سوءاستفاده از بازار جديد ايجاد شده، به ترويج مصرف حشيش و ماري جوانا بپردازند در عين آنكه از نظر آنها كنترل كردن بازار قانوني كانابيس نيز غيرممكن است.
ابننفيس قرشی
كاشف گردش خون ششي
علاءالدين ابوالحسن بن علي بن ابيالحزم قرشي، در قرن هفتم هجري قمري در روستاي قرش(Gharash) در آن سوي رود سيحون، كه خاندانش از آنجا برخاستهاند، به دنيا آمد(البته، برخي زادگاه او را قرشيه در نزديكي دمشق ميدانند). او پزشكي را در بيمارستان بزرگ نوري، كه به فرمان سلطان ترك نورالدين محمود زندگي در قرن ششم هجري ساخته شده بود، زير نظر مهذب الدين عبدالرحيم بن علي الدخوار فراگرفت.
ابننفيس پس از فراگيري پزشكي به مصر رفت و در آنجا در بيمارستاني، كه هنوز به درستي مشخص نيست، به آموزش پزشكي پرداخت و سرانجام به رياست پزشكان رسيد. او در سالهاي پاياني عمر خود، كتابخانهاش را وقف دارالشفايي، كه بيمارستان منصوري ناميده ميشد، كرد. آن بيمارستان را سلطان مملوك، المنصور سيف الدين قلاوون الفي بنيان نهاده بود. ابننفيس در دوران فرمانروايي آن سلطان به سال 687 هجري قمري در سن هشتاد سالگي در قاهره درگذشت.
كتابهاي ابننفيس
ابننفيس كتاب الشامل في صناعه الطيبه را بين سي و چهل سالگي نوشت. اين كتاب شامل بخش جالب توجهي پيرامون شيوههاي جراحي است و اطلاعات فراواني دربارهي ابننفيس جراح به ما ميدهد. در اين بخش سه مرحله براي هر عملي برميشمارد: الاعطاء(مرحلهي تشخيص، كه بيمار به جراح اعتماد ميكند و جسم و جان خود را به دست او ميسپارد)، العمل(جريان عمل و جراحي) و الحفظ(نگهداري پس از عمل) و بهخوبي وظيفهي جراحان و رابطهي بين جراح و بيمار و پرستاران را شرح ميدهد. او حتي به چگونگي درازكشيدن بيمار، وضعيت بدنش، حركتهاي بدنش و كار كردن با ابزارهاي جراحي ميپردازد.
كتاب ديگر ابننفيس، شرح طبيعه الانسان لبقراط(شرحي بر طبيعت الانسان بقراط) است كه نسخهي خطي آن در يك كتابخانهي خصوصي در دمشق نگهداري ميشد تا اين كه در سال 1312 استاد يهودا آن را خريد و به لندن برد. اين نسخه اكنون در كتابخانهي ملي طب در بتسداي مرينلند نگهداري ميشود.
مشهورترين كتاب ابننفيس، شرح تشريح ابن سينا(شرح بر علم تشريح در كتاب يكم و سوم القانون ابنسينا) است كه 47 سال قمري پيش از درگذشتش نوشته است و اكنون در دانشگاه كاليفرنيا در لوسآنجلس نگهداري ميشود. او در اين كتاب نخستين توصيف از گردش خون ششي را نوشته است.
شرح القانون خود در چهار كتاب است: شرح بر كليات؛ شرح بر مفردات طبي و داروهاي مركب؛ شرح بر امراضي از فرق سر تا نوك پا؛ شرح بر امراضي كه اختصاصي به عضو خاصي ندارند. اين نفيس در نخستين كتاب از اين اثر، كه شرح كليات است، توصيف خود از گردش كوچك خون را اين گونه نوشته است:
اين حفرهي راست از دو حفرهي قلب است. هنگامي كه خون در اين حفره رقيق ميشود بايد به حفرهي چپ جابهجا شود كه در آنجا روح حيواني توليد ميشود. ولي راهي بين اين دو حفره وجود ندارد و مادهي قلب در اين جا سوراخ ندارد، نه راه ناديدني كه گذشتن خون را، چنانكه جاليونس تصور ميكرد، امكانپذير سازد. در اين جا سوراخهاي قلب مسدود و ديوارهي قلب ضخيم است. در اين صورت بايد چنين باشد كه هنگامي كه خون رقيق مي شود، از رگ شرياني به ريه ميرود تا درون ريه پراكنده شود و با هوا درآميزد. آنگاه رقيقترين بخشهاي خون در فشار قرار ميگيرد و درون وريد ريوي ميشود و از اين راه به حفرهي چپ ميرسد و در اين حال با هوا درآميخته و براي ايجاد روح حيواني مناسب است ...
اين كشف بزرگ سه قرن پيش از آن كه سروتوس و كولومبو، از كالبدشناسان دورهي نوزايي، به آن بپردازند، با كوشش ابننفيس به دست آمده است. مشخص شده است كه سديد الدين محمد بن مسعود كازروني(در سال 723 يا 745) و علي بن عبدالله زين العرب مصري(در سال 729 يا 751) در شرح خود بر كتاب اول از كتاب قانون، دربارهي گردش كوچك خون بحث كردهاند و زين العرب از كتاب شرح تشريح القانون ابننفيس بهره گرفته است.
كتاب ديگر ابننفيس، الموجز يا موجز القانون(چكيدهي قانون)، كتاب فشردهاي است كه مانند كتاب قانون ابنسينا، چهار بخش اصلي دارد. اين كتاب بسيار مورد توجه پزشكان قرار گرفت و بسياري به نوشتن شرح بر آن و ترجمهي آن به زبانها ديگر پرداختند. دو ترجمهي تركي و يك ترجمهي عبري از آن در دست است. شرحهايي گوناگوني بر اين كتاب نوشته شده است:
1. شرح عزالدين ابواسحاق ابراهيم بن محمد بن طرخان سويدي
2. جلال الدين محمد بن عبدالرحمن قزويني
3. مظفرالدين ابوالثنا محمد بن احمد عينتايي ابن الامشاطي
4. شهاب الدين محمد ايجي بلبلي
5. شرح سديد الدين كازروني به نام المغني في شرح الموجز
6. شرح جمال الدين محمد بن محمد آقسرايي به نام حل الموجز
7. شرح برهان الدين نفيس بن عوضي كرماني به نام النفيسي
ابن نفيس آثار ديگري نيز دارد كه از آن جمله است: منافع الاعضاء الانسانيه؛ شرح ابيذميا(اپيدميا) لبقراط؛ شرح مسائل حنين؛ المهذب في الكحل؛ بغيه الطالبين و حجه المتطببين؛ شرح الهدايه ابنسينا؛ فاضل ابن ناطق و آثاري در فقه و الهيات
شيوهي پژوهشي ابننفيس
مهمترين ويژگي ابننفيس نگاه انتقادي به نظرهاي پيشينيان و نپذيرفت نظرهاي نادرست آنهاست. چنان كه در شرح تشريح قانون نيز به آن اشاره كرده و گفته است كه همواره در پي آن بوده است كه:
"... باورهاي درست را روشن كند و از آنها دفاع نمايد و آنچه را نادرست است درگذارد و آثار آن را محو گرداند."
اين ويژگي باعث شد او به درستي بر نظر جالينوس دربارهي وجود سوراخها ريز و ناديدني در ديوارهي بين دو بطن قلب خرده بگيرد و نظر خود را مطرح كند. مشهور است كه او به جاي بسنده كردن به كتابها پيشينيان، تجربهها و مشاهدهها و برداشتهاي خود را ثبت ميكرد، چنانكه در شرح تشريح قانون نوشته است:
"... در تعيين و بازشناسي فايدهي هر عضو، هر جا كه نياز باشد، بر آزمايشهاي مستند و پژوهشهاي مستقيم اعتماد خواهيم كرد و اعتنايي نخواهيم داشت كه آيا باورها و نظرهاي ما با نظرهاي پيشينيان سازگاري دارد يا ندارد."
ابن نفيس ميگويد كه پايبندياش به دين اسلام و رحمآوردنش به جانوران او را از تشريح جانوران باز ميداشته است. اكنون جاي اين پرسش است كه او با وجود پذيرش اين محدوديت، چگونه به كشف گردش كوچك خون دست يافته است وچگونه در اين باره " بر آزمايشهاي مستند و پژوهشهاي مستقيم" اعتماد كرده است.
منبع:
اسكندر، آلبرت زكي. ابن نفيس( از مقالههاي زندگينامهي علمي دانشوران، بهخ كوشش احمد بيرشك). بهاءالدين خرمشاهي. شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1366
فيزيولوژی غده آدرنال
غدد فوق کلیوی (Adrenal )
این غدد روی کلیه ها قرار دارند و وزن هر غده حدود 5 گرم است. هر غده از دو بخش قشر(Adrena Cortex ) و مغز ( Adrenal Medulla) تشکیل شده است که هر بخش هورمون های جداگانه ای ترشح می کنند.
بخش قشری غده آدرنال
اهمیت قشر غده آدرنال از مغز یا مدولای آن بیشتر است. بطوریکه برداشتن این بخش موجب مرگ می شود در حالیکه تخریب و یا برداشتن بخش مدولا فقط اختلالاتی را ایجاد می نماید.قشر غده آدرنال هورمون هایی با عنوان کورتیکوستروئید را تولید می کند که از جنس استروئید هستند. قشر آدرنال به ترتیب از خارج به داخل از سه لایه تشکیل شده است که عبارتند از :
· بخش گلومرولا که نسبتا نازک بوده و ترشح مینرالوکورتیکوئیدها مانند آلدوسترون را بر عهده دارند که در متابولیسم ترکیبات معدنی بویژه سدیم و پتاسیم نقش دارند.
· بخش فاسیکولا که ضخامت بیشتری دارد و ترشح گلوکوکورتیکوئیدها مانند کورتیزول و کورتیکوسترون را بر عهده دارد که بر متابولیسم مواد قندی اثر گذاشته و قند خون را زیاد می کنند. همچنین بر متابولیسم پروتئین ها و چربی ها نیز نقش دارند.
· بخش رتیکولا که در مجاورت قسمت مرکزی غده آدرنال قرار دارد ترشح آندروژن ها را بر عهده دارد که فعالیت آنها شبیه هورمون های جنسی نر و ماده می باشد.
اثرات فیزیولوژیک هورمون های قشر آدرنال
هورمون های قشر آدرنال دارای دو اثر مهم مینرالوکورتیکوئیدی و گلوکوکورتیکوئیدی و اثرات ضعیف آندروژنی هستند. تقریبا تمام اثرات گلوکوکورتیکوئیدی مربوط به کورتیزول و اثرات مینرالوکورتیکوئیدی مربوط به آلدوسترون است.کورتیزول دارای اثر مینرالوکورتیکوئیدی مختصری نیز است ولی اثر آلدوسترون در احتباس سدیم 500 برابر قوی تر از کورتیزول است. با توجه به میزان ترشح آلدوسترون ( 150 میکروگرم) و کورتیزول (20 تا 25 میلی گرم) در شبانه روز مسلم است که اثرات گلوکوکورتیکوئیدی منحصر به کورتیزول است و این هورمون بعلت ترشح بسیار زیادتر از آلدوسترون، قسمتی از اثرات مینرالوکورتیکوئیدی در بدن را نیز انجام می دهد.
· اثرات گلوکوکورتیکوئیدها : به علت پخش گیرنده های کورتیزول در نقاط مختلف بدن این هورمون آثار فیزیولوژیک وسیعی را در همه جای بدن موجب می شود. مهمترین اثر کورتیزول افزایش مقاومت بدن در مواقع استرس و تداوم حیات است.اثرات عمده کورتیزول عبارتند از :
1. اثر در سوخت و ساز مواد قندي : اثر اصلی کورتیزول هنگامیکه گلوکز مورد احتیاج نباشد، افزایش ذخیره گلیکوژن در کبد و به مقدار کمتر در عضلات و قلب است. ولی در شرایط بی غذایی موجب می شود که بافتهای مهم بدن گلوکز کافی دریافت کنند، اگر فردی از خوردن غذا خودداری کند پس از مدتی ذخیره گلوکز تمام می شود، در صورتیکه وجود گلوکز برای فعالیت مغز ضروری است. در چنین شرایطی کورتیزول از طرق مختلفی قند خون را افزایش می دهد.
2. اثر بر سيستم عصبي : تغییرات میزان کورتیزول سبب تغییراتی در آستانه حس ها ، حافظه ، هوش و تمرکز مغزی می شود. این اثرات در کمبود کورتیزول بصورت افسردگی ، خمودگی و ندرتا روان پریشی و نیز تغییراتی در حس های شنوایی، چشایی و بویایی می گردد. این تغییرات احتمالا از طریق کاهش جریان خون مغزی و اثر بر هدایت جریان های عصبی و تحریک پذیری سلول های عصبی ایجاد می شوند.
3. اثرات ضد التهابي : کورتیزول از طریق کاهش نفوذپذیری مویرگ ها از نشت پلاسما بداخل بافتها جلوگیری کرده و سبب کاهش التهاب و التیام سریعتر زخم ها می گردد
همچنین کورتیزول در متابولیسم مواد پروتئینی و چربیها، در حفظ فشار خون طبیعی ، مقاومت عضلات، افزایش اسید معده ، در تکامل رشد ریه در جنین، جذب آب و سدیم در کلیه ها ، کاهش لنفوسیت های خون و در بعضی از حیوانات در شروع و ادامه زایمان نقش موثری ایفا می نماید.
· اثرات مینرالوکورتیکوئیدی: اگر چه بعضی از استروئید های قشر آدرنال مانند کورتیکوسترون و کورتیزول دارای اثرات مینرالوکورتیکوئیدی هستند ولی مهمترین مینرالوکورتیکوئید در انسان آلدوسترون است که دارای اثرات زی ر می باشد:
1. کاهش دفع سدیم از ادرار
2. افزایش دفع پتاسیم و یون هیدروزن در ادرار
3. افزایش جذب آب در کلیه و جلوگیری از هدر رفتن آب بدن
· اثرات آندروژنی: در قشر غده آدرنال چند هورمون جنسی نر ( آندروژن ) و به مقدار کمتری هورمونهای جنسی ماده ( استروژن و پروژسترون ) ساخته می شوند. آندروژن های قشر آدرنال در جنس نر به رشد اندام های جنسی در دوران کودکی کمک می نمایند.آندروژن های قشر آدرنال اثرات خفیفی در زنان نه تنها قبل از بلوغ بلکه در سراسر زندگی دارند.قسمت زیادی از رشد مو های زیر بغل و زهار در زنان ناشی از عمل این هورمون هاست. در زنان اگر ترشح آندروژن های قشر آدرنال از حد طبیعی بیشتر شود ، نشانه هایی از صفات ثانویه جنسی مردانه مانند بم شدن صدا ، پرمویی (Hirsutism ) کاهش رشد پستان ها و بزرگ شدن کلیتوریس(Clitoris ) ظاهر می گردد.که به این اختلال سندرم آدرنوژنیتال گویند.
هیپوکورتیکوئیدی و هیپرکورتیکوئیدی:
کمبود هورمون های قشر غده آدرنال(هیپوکورتیکوئیدی ) باعث بیماری آدیسون(Addison ) و افزایش غیر طبیعی آنها موجب بیماری کوشینگ می شود. در بیماری آدیسون که در اثر تحلیل و کوچک شدن قشر آدرنال ایجاد می شود، حجم خون و فشار آن و بازده قلبی کاهش می یابد و ضعف و رخوت عمومی همراه با پیگمنتاسیون ( ایجاد لکه های قهوه ای و سیاه ) در نواحی نازک پوست بویژه در مخاط لب ها و نوک پستان ها می گردد. اگر بیمار درمان نشود در ظرف چند روز تا چند هفته بعلت ضعف شدید و شوک گردش خونی می میرد.
در بیماری کوشینگ که از رشد بیش از حد قشر آدرنال(هیپرکورتیکوئیدی ) به وجود می آید، بافت چربی در نواحی گردن و پشت افزایش می یابد ولی دست و پا ها لاغر می شوند، ضعف عضلانی عارض می شود و پوست نازک و استخوان ها شکننده شده و افسردگی و اضطراب و اختلال در حافظه نیز ایجاد می شود.بعلاوه در این بیماران صورت خیزدار و پف کرده و حاوی جوش های فراوان همراه با رشد زیاد مو در صورت مشاهده می گردد.
تنظیم ترشح کورتیکوستروئیدها
ترشح کورتیزول و کورتیکوسترون و آندروژن های غده آدرنال به وسیله هورمون آدرنوکورتیکوتروپین(ACTH ) که محرک قشر آدرنال است و از هیپوفیز قدامی ترشح می شود، تنظیم می گردد. ترشح ACTH نیز به نوبه خود توسط فاکتور آزادکننده کورتیکوتروپین(CRF ) تنظیم می شود.
درد و ناراحتی های عصبی و روانی با تاثیر بر هیپوتالاموس ، ترشح CRF را افزایش می دهند که در نتیجه آن به افزایش ترشح کورتیکوستروئید ها منجر می شود.بالا رفتن میزان کورتیزول در خون با اثر مستقیم بر هیپوتالاموس و هیپوفیز باعث کاهش ترشح CRF و ACTH می گردد.بر عکس هنگام کاهش کورتیزول در خون ترشح هورمون های مذکور افزایش می یابد. ترشح هورمون های کورتیزول و CRF و ACTH در شبانه روز حالت نوسانی دارد ، بطوریکه در ساعات اولیه صبح زیاد و در هنگام غروب کم است.
بررسی انقراض ها
براي زيست شناسان حرفه اي ترديدي باقي نمانده است كه زمين اكنون با انقراض فزاينده گونه هاي در خطر تهديد ، مواجه شده است كه با پنج انقراض بزرگ زمين شناختي پيشين برابري مي كند. مدتي پيش در ۱۹۹۳، ادوارد ويلسون، زيست شناس دانشگاه هاروارد، تخمين زد كه سياره زمين در حال حاضر گونه هايش را با نرخ ۳۰ هزار گونه در سال از دست مي دهد كه اين ميزان حتي رقم دلهره آور سه گونه در هر ساعت را نيز پشت سر مي گذارد. برخي از زيست شناسان گمان مي كنند كه اين بحران تنوع زيستي كه آن را انقراض ششم ناميده اند، حتي شديدتر و قريب الوقوع تر از آن چيزي است كه ويلسون حدس زده بود.
انقراض هاي پيشين
نوشدگي هاي بيوتا (Biotic turnover انقراض گونه ها در يك ناحيه و جانشين شدن آنها توسط گونه هاي ديگر. بيوتا مجموعه گياهان و جانوران و موجودات ذره بيني يك ناحيه- م) در مقياس جهاني همگي از رويدادهاي فيزيكي ناشي شده اند كه در محدوده آشفتگي هاي عادي اقليمي و ساير اختلالات فيزيكي كه گونه ها و كل اكوسيستم طعم آن را مي چشند و از آن جان سالم به در مي برند، نمي گنجد. پس علت آنها چيست؟
نخستين انقراض بزرگ ۴۴۰ ميليون سال پيش روي داد. به نظر مي رسد كه تغييرات اقليمي (سرد شدن نسبتاً شديد و ناگهاني اقليم جهان) به انقراض توده اي پايان دوره اردوويسين انجاميد و باعث دگرگوني هاي شديد در حيات دريايي شد. در آن دوره حيات ناچيز در خشكي وجود داشت و شايد هم هنوز آثار حيات در خشكي پديدار نشده بود.) در نتيجه اين انقراض ۲۵ درصد از كل خانواده هاي موجود از دست رفتند. هر خانواده (Family) ممكن است داراي گونه هاي اندك يا هزاران گونه مختلف باشد.
دومين انقراض بزرگ ۳۷۰ ميليون سال پيش و در اواخر دوره دونين رخ داد. علت اين انقراض نيز احتمالاً تغييرات اقليمي در مقياس جهاني بوده است. شايد هم علت ديگري داشته. در هر صورت در اثر آن ۱۹درصد از خانواده هاي موجود از بين رفتند.
سومين انقراض بزرگ ۲۴۵ ميليون سال پيش به وقوع پيوست. تمامي سناريوهايي كه دست كم تاكنون در تبيين بزرگترين انقراض توده اي جهان در پايان دوره پرمين ساخته و پرداخته شده است، علت آن را ملغمه اي از تغييرات اقليمي مي دانند كه احتمالاً در جابه جايي هاي زمين ساخت _ پهنه اي ريشه دارند. با اين همه شواهد بسيار تازه اي حاكي از آن است كه شايد همانند انقراض پايان دوره كرتاسه، برخورد يك شهاب سنگ منجر به اين انقراض شده باشد كه به نابودي ۵۴ درصد از كل خانواده هاي موجود انجاميد.
چهارمين انقراض بزرگ ۲۱۰ ميليون سال پيش و در اواخر دوره ترياس، درست اندكي پس از آنكه دايناسورها و نخستين پستانداران تكامل يافته بودند، روي داد. از روي بقاياي به جا مانده تعيين علت دقيق اين واقعه كه طي آن ۲۳ درصد از خانواده ها از بين رفتند، دشوار است.
پنجمين انقراض بزرگ كه مشهورترين و شايد تازه ترين وقايع از اين دست باشد، ۶۵ ميليون سال پيش و در پايان دوره كرتاسه روي داد. براساس شواهد سنگواره اي طي اين انقراض بازمانده دايناسورهاي خشكي زي و آمونيت هاي دريايي (گروه منقرض شده اي از سرپايان با صدف هاي مارپيچ- م) و بسياري از گونه هاي موجود در كل طيف فيلوژنتيك در تمامي زيستگاه ها نابود شدند. در دهه گذشته نظر اكثريت دانشمندان اين بوده كه انقراض مذكور در اثر برخورد يك (شايد چند) شهاب سنگ آسماني (احتمالاً ستاره دنباله دار) با سياره زمين رخ داده است. با وجود اين برخي از زمين شناسان يك حادثه آتشفشاني بزرگ را كه تله هاي ديكن (Deccan Trap) هند را به وجود آورد، بخشي از زنجيره وقايع فيزيكي مي دانند كه اكوسيستم هاي موجود را به اندازه اي متلاشي ساخت كه بسياري از گونه هاي خشكي و دريا به سرعت رو به انقراض نهادند. طي اين انقراض ۱۷درصد از خانواده ها از بين رفتند. تا بدين جا هر پنج انقراض توده اي بزرگ بر اثر عوامل طبيعي روي داده اند.
چه چيزي انقراض ششم را از پنج انقراض پيشين متمايز مي سازد؟ در نگاه نخست شايد به نظر برسد كه انقراض هاي پيشين كه تحت تأثير عوامل فيزيكي روي داده اند چيز زيادي براي گفتن درباره انقراض ششم كه اكنون و آشكارا توسط انسان در حال روي دادن است، ندارند. ترديدي وجود ندارد كه در دنياي مدرن انسان به واسطه فعاليت هايي نظير تغيير شكل و انهدام زيستگاه هاي فيزيكي، بهره برداري بي رويه از گونه ها، آلودگي و معرفي گونه هاي بيگانه عامل بلاواسطه نابودي گونه ها و تخريب اكوسيستم ها شده است و از آنجايي كه Homo sapiens آشكارا يك گونه جانوري است (هر چند كه به لحاظ رفتاري و بوم شناختي حيوان منحصر به فردي است) به نظر مي رسد كه انقراض ششم نخستين انقراض جهاني ثبت شده اي است كه به جاي عامل فيزيكي داراي علت زيست شناختي است. براساس شواهد نحوه برخورد انسان با زمين كاملاً شبيه برخورد شهاب سنگ دوران كرتاسه است. ۶۵ ميليون سال پيش كه آن برخورد فرازميني با تمامي قدرت انفجاريش روي داد، بلافاصله با القاي خرده ريزها و توده سنگ هاي متراكمش به لايه هاي بالايي اتمسفر منجر به كاهش درجه حرارت جهاني و از همه مهمتر سركوب شديد فرآيند فتوسنتز شد و خسارت هاي ويرانگري را به سيستم هاي زنده زمين وارد آورد. اين دقيقا همان بلايي است كه انسان اكنون بر سر زمين مي آورد. انسان عامل تغييرات فيزيكي گسترده اي بر روي سياره خاكي است. انسان پس از پيدايش بر روي زمين بي درنگ نابودي محيط زيست را آغاز كرد.
انقراض ششم چيست ؟
انقراض ششم را مي توان به دو مرحله جدا از هم تقسيم كرد. مرحله نخست زماني آغاز شد كه نخستين انسان هاي كنوني نزديك به ۱۰۰ هزار سال پيش شروع به پراكنده شدن در نقاط مختلف جهان كردند. مرحله دوم نيز تقريباً از ۱۰ هزار سال پيش و پس از روي آوردن انسان به كشاورزي، آغاز شد. مرحله نخست اندكي پس از آنكه Homo sapiens در آفريقا تكامل يافت و اين انسان به لحاظ آناتوميكي مدرن شروع به مهاجرت به خارج از آفريقا و پراكنش در سرتاسر جهان كرد، آغاز شد. انسان مدرن ۹۰ هزار سال پيش به خاورميانه رسيد و تقريباً ۴۰ هزار سال پيش شروع به مهاجرت به اروپا كرد. نئاندرتال ها كه از مدت ها پيش در اروپا زندگي مي كردند كمتر از ۱۰ هزار سال پيش پس از رسيدن ما به اروپا همچنان زنده ماندند، اما پس از آن به طور ناگهاني و غير منتظره ناپديد شدند. به اعتقاد بسياري از ديرين انسان شناسان قربانيان رسيدن ما يا از طريق نبردي تمام عيار از پا درآمدند يا به روشي زيركانه تر، در اثر باختن در رقابتي بوم شناختي كه در قياس با نبرد رودررو آثار ويرانگر كمتري در پي داشت، براي هميشه از صفحه روزگار محو شدند. در همه جا بسياري از گونه هاي بومي (به ويژه گونه هاي بزرگ جثه تر) اندكي پس از رسيدن انسان مدرن منقرض شدند. انسان مانند نره گاوي بود كه در يك فروشگاه ظروف چيني رها شده باشد. او اكوسيستم ها را با شكار بيش از اندازه گونه هاي شكارچي كه تا پيش از آن هيچ تجربه اي از رويارويي با انسان نداشتند، ويران ساخت و با انتشار ميكرواورگانيسم هاي بيماري زا موجب نابودي و انهدام اكوسيستم ها شد. هرجايي كه انسان مدرن پاگذاشت ساير گونه ها منقرض شدند. شواهد سنگواره اي، نابودي اكوسيستم ها توسط انسان را تاييد مي كند.
انسان ها نزديك به ۱۲۵۰۰ سال پيش در تعداد بسيار زياد به آمريكاي شمالي رسيدند و مكان هايي كه حاكي از قصابي ماموت ها و ماستودون ها و نيز انقراض بوفالوها هستند در سرتاسر قاره پيدا شده اند. اين انقراض عظيم فلور و فون دوره پلئيستوسن در حفره قير «لابرين» (La Brea) با رسيدن ما به آمريكاي شمالي همزمان شده است. كارائيب نيز شماري از گونه هاي بزرگش را پس از رسيدن انسان به آنجا در حدود ۸ هزار سال پيش از دست داد. انقراض بخش هايي از مگافون (بزرگ ترين حيوانات همچون گوزن، گربه هاي بزرگ، فيل و شترمرغ. جانوراني با بيش از ۱۰ كيلوگرم وزن- م) استراليايي به مدت ها پيشتر يعني ۴۰ هزار ساله پيش كه انسان به آنجا رسيد، مربوط مي شود. ماداگاسكار كه تا اندازه اي يك مورد غير عادي و استثنايي است و انسان تنها ۲۰۰۰ سال پيش براي اولين بار به آنجا رسيد، باز هم به خوبي با الگوهاي انقراض جور در مي آيد. در اين جا نيز گونه هاي بزرگ تر (فيل مرغ، گونه اي از اسب آبي به علاوه لمورهاي بزرگ) اندكي پس از ورود انسان به سرعت ناپديد شدند. در واقع تنها در مكان هايي كه آدمسانان ابتدايي تر از گذشته هاي دور زندگي مي كردند (آفريقا و همچنين اروپا و آسيا) جانوران با حضور آدمسانان از قبل سازگاري داشته و توانستند تا اندازه زيادي از نخستين موج هاي انقراض ششم جان سالم به در ببرند. مابقي گونه ها كه تا پيش از آن هيچ گاه با آدمسانان در اكوسيستم هاي محلي خود مواجه نشده بودند به اندازه تمامي گونه هاي جزاير گالاپاگوس- جز آخرين گونه هايي كه به آنجا رسيده اند نظير مگس گير ورميليون- به طرز ساده لوحانه اي در برابر آدم سانان بي احتياط بودند. گونه هاي گالاپاگوس تا به امروز نيز همچنان بي احتياط مانده اند.
اما چرا انقراض ششم همچنان ادامه مي يابد؟ دومين مرحله انقراض ششم در حدود ۱۰ هزار سال پيش و با اختراع كشاورزي آغاز شد. كشاورزي ظاهراً در چند زمان مختلف و در چند جاي مختلف جهان اختراع شد و در خلال سال ها در سرتاسر جهان انتشار يافت. كشاورزي به تنهايي دگرگوني هاي بوم شناختي بسيار شديد و اساسي را در كل تاريخ ۵/۳ ميليارد ساله حيات به وجود آورد. با اختراع كشاورزي انسان ديگر مجبور نبود كه براي ادامه بقايش با ساير گونه ها ارتباط متقابلي داشته باشد به علاوه با اين اختراع او توانست با مهارت بسيار ساير گونه ها را براي استفاده هاي شخصي خود تحت كنترل درآورد. او ديگر مجبور نبود كه تابع ظرفيت تحمل اكوسيستم ها باشد و از اين رو توانست جمعيت اش را به طور بي رويه اي افزايش دهد.
انسان نه با طبيعت بلكه خارج از آن زندگي مي كند. Homo sapiens نخستين گونه اي است كه از زندگي در اكوسيستم هاي محلي دست كشيده است. ساير گونه ها از جمله نياكان آدمسان ابتدايي ما، تمامي انسان هاي پيش _ كشاورزي و بازمانده جوامع شكارچي_ جمع آوري كننده كه هنوز هم به صورت جمعيت هاي نيمه منزوي وجود دارند، در اكوسيستم هاي محلي خود نقش ويژه اي داشتند يا به عبارت ديگر آشيان بوم شناختي خاصي را اشغال مي كردند. اما اين در مورد انسان هاي انقلاب پسا _ كشاورزي كه پا را از اكوسيستم هاي محلي خود فراتر گذاشته اند، صدق نمي كند. در واقع براي توسعه كشاورزي رويارويي با اكوسيستم ها _ تبديل زمين به مكاني براي توليد يك يا دو محصول غذايي و نابودي ساير گونه هاي گياهي بومي كه اكنون در رديف علف هاي هرز قرار مي گيرند _ و تمامي گونه هاي جانوري نه چندان اهلي شده كه اكنون آفت تلقي مي شوند، ضروري و اجتناب ناپذير به نظر مي آيد. اما زمين ديگر قادر به تحمل روند رو به رشد جمعيت انسان نيست. زمين اكنون به حد نهايي ظرفيت تحمل خود نزديك مي شود. تعداد كل افراد يك گونه خاص در نتيجه عوامل مختلفي كه مهم ترين آنها، ظرفيت تحمل اكوسيستم آن منطقه است، محدود مي شود. با توجه به نيازهاي وابسته به انرژي و سازش هاي فراهم سازي انرژي در يك گونه خاص تنها تعداد معيني از يك گونه نظير سنجاب، بلوط و قوش مي تواند در قطعه معيني از يك زيستگاه ساكن شود. اما كشاورزي محدوديت هايي را كه اكوسيستم هاي طبيعي بر اندازه جمعيت انسان اعمال مي كردند، از ميان برداشته است. با آنكه هنوز هم محصولات كشاورزي مرتباً نابود مي شود و بيماري و قحطي بر زمين سايه مي گستراند اما ترديدي نيست كه كشاورزي توانسته تاثير شگرفي بر اندازه جمعيت انسان بگذارد. برآورد ها متفاوت است اما جمعيت يك تا ۱۰ ميليون نفري انسان طي ۱۰ هزار سال گذشته اكنون از مرز ۶ ميليارد نفر گذشته است. جمعيت انسان به طور لگاريتمي در حال افزايش است تا جايي كه تا سال ۲۰۲۰ به ۸ ميليارد نفر خواهد رسيد. احتمالاً يك حد نهايي براي ظرفيت تحمل انسان بر روي زمين وجود دارد _ حدي كه كشاورزي قادر به حمايت از آن است _ و تخمين زده مي شود كه اين رقم مي تواند بين ۱۳ تا ۱۵ ميليارد نفر باشد.
در حالي كه برخي گمان مي كنند كه رقم نهايي شايد بيش از اينها باشد. رشد بيش از اندازه جمعيت، گونه هاي مهاجم و بهره برداري بي رويه آتش انقراض را شعله ورتر مي سازد. انفجار جمعيت انسان به ويژه در سال هاي انقلاب پساصنعتي طي دو قرن گذشته و نيز توزيع و مصرف نابرابر ثروت هاي زمين دليل واقعي انقراض ششم است. در نتيجه تمامي اين ها يك چرخه خطرناك به وجود آمده است: هر چه زمين هاي بيشتري پاك تراشي مي شوند و تكنيك هاي كارآمدتري به ياري رشد جمعيت انسان مي آيند (به ويژه پيشرفت هايي كه اخيراً در مهندسي ژنتيك به وجود آمده) بر ميزان جمعيت انسان افزوده تر مي شود.
مصرف سوخت هاي فسيلي بيشتر بر دامنه كشاورزي مي افزايد و در نتيجه تغييرات بيشتري را بر محيط اعمال مي كند. انسان همچنان به صيد ماهي ادامه مي دهد (در حال حاضر ۱۲ ذخيره گاه از ۱۳ ذخيره گاه بزرگ ماهيان سياره زمين به شدت تهي شده است) و درختان را براي تهيه الوار قطع مي كند. مصرف بي رويه سوخت، آلودگي و فرسايش خاك در اثر كشاورزي مناطق مرده اي را در ذخيره گاه هاي زمين به وجود آورده كه خليج مكزيك نمونه اي از اين دست است. پراكندگي يهودي مانند انسان منجر به پراكنش گونه هاي بيگانه اي است كه غالباً به اندازه گونه هاي بومي دچار خسارت نمي شوند. به عنوان مثال گونه هاي مهاجم در ايجاد ۴۲ درصد از تمامي گونه هاي در خطر تهديد و در خطر انقراض ايالات متحده آمريكا سهم بسزايي داشته اند.
طي انقراض توده اي سوم تنها ۱۰ درصد از كل گونه هاي جهان جان سالم به در بردند. آيا در اين انقراض نيز همين تعداد گونه زنده خواهند ماند؟ آيا اقدامات حفاظتي مي تواند انقراض ششم را متوقف سازد. اكنون اكوسيستم هاي جهان غرق در آشوب و اغتشاش اند. برخي از زيست شناسان طرفدار حفظ محيط زيست معتقدند كه هيچ سيستم و حتي هيچ اقيانوس پهناوري از حضور انسان در امان نمانده است.
آیا می دانستید که ......... (3)
نقطه کور چشم نقطه ای است روی شبکيه که محل خروج رشته های عصبی چشم از آن است و در اين محل کوچک هيچ گونه سلول بينايی وجود ندارد (چه مخروطی و چه استوانه ای) لذا وقتی تصوير روی اين محل بيفتد ديده نخواهد شد. سازوکار مغز طوری است که اين محل خالی را با استفاده از تصوير ساير نقاط حدس ميزند و ما معمولا متوجه اين نقطه تاريک نمی شويم ولی اگر دقيقا يک تصور کوچک در اين محل بيفتد ما واقعا آنرا نخواهيم ديد.
- ايا ميدانستيد علاوه بر جامد مايع و گاز و پلاسما حالت پنجم ماده چگالش بوز انيشتين است كه به اثرات كوانتومي اين دسته مواد مربوط است. در اين حالت ماده فاقد چسبندگي، كشش سطحي است و ميخواهد خود را در حداكثر سطح بگستراند و از ديواره هاي ظرف خود بالا ميرود. ظاهري شبيه مايع دارد و لي كاملا مثل كاز ايده ال عمل ميكند و اگر آنرا به حركت در آوريم تا ابد به حركت خود ادامه ميدهد. هليم ۴ در دماهاي بسيار پايين نمونه اي از آن است. حالت ششم ماده هم اخيرا كشف شده است.
- جالب است بدانيد كه انرژي حاصل از تبديل يك گرم از هر ماده به انرژي برابر با انرژي پتانسيل موجود درسد آبي به ارتفاع 100 متر كه در پشت آن نود ميليون متر مكعب آب جمع شده باشد.
- علت جرقه زني در سنگ چخماخ چيست؟
سنگ چخماخ با نام flint معروف مي باشد، تيره رنگ مي باشد و در شاخه کوارتزها قرار مي گيرد Flint نوع کوارتز آلفا مي باشد که تا دماي 573 درجه سانتيگراد پايداري دارد و به صورت گرهکهايي در گچ و سنگ آهک يافت مي شود .از سنگهاي حاوي سيليس SiO2 كه عموماً منشاء رسوبي دارند مي باشد. اين سنگها يك پارچه بوده كه به علت نقص ساختماني در برخورد با يكديگر جرقه زده و O-3 آزاد مي نمايد اين سنگ بانام سنگ آتشزنه معروف ميباشد .
- چرا لايه ازن در نواحي قطبي كه آلايندها كمتر است سوراخ شده است ولي در مناطق ديگري كه عملياتهاي صنعتي و آلايندهها وجود دارد سوراخ نشده است ؟
مهمترين عامل وجود ابرهاي استراتوسفري در نواحي قطبي است به دليل سردتر بودن قطب جنوب اين ابرها در آنجا پايدارترند تابش پرتوهاي فرا بنفش خورشيد در آغاز بهار باعث آزاد شدن راديکال هاي کلر در مجاورت بلورهاي يخ موجود در اين ابرها مي گردد .
- اطلاعات جالبی در مورد جيوه:
بيشترين معادن جيوه دنيا در اسپانيا و ايتالياست و مهمترين سنگ معدن آن سينابار يا سولفور جيوه است با گوگرد و هالوژنها تركيب مي شود اما با اسيدها به جز اسيدنيتريك بي اثر است جيوه و تركيبات آن توسط پوست و بلعيدن و تنفس جذب بدن مي شود ماكسيمم مقدار مجاز بخار جيوه در هواي محيط كار 1.0 ميلي گرم در متر مكعب و ماكسيمم مقدار جيوه مجاز موجود در ادرار 3.0 ميلي گرم در ليتر است كليه ها نقش مهمي در دفع جيوه از راه ادراري دارند ضمن اينكه بيشترين تجمع جيوه در اعضاي بدن نيز در كليه هاست .
- سرعت آب دهانی كه هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!
- ۸ دقيقه و ۱۷ ثانيه طول میكشد تا نور خورشيد به زمين برسد!
- جويدن آدامس هنگام خوردن پياز، مانع از اشكريزی شما میشود!
- در تايوان بشقابهای گندمی درست میشود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم میخورند!
- يكچهارم استخوانهای بدن، در پای او قرار دارد!
- آيا ميدانستيد که مغز انسان فقط دو درصد از وزن بدن را تشكيل ميدهد ولي بيست و پنج درصد از اكسيژن دريافتي بدن را به تنهايي مصرف ميكند
- آيا ميدانستيد که زکريای رازی بغير از الکل کاشف گوگرد هم هست
- آيا ميدانستيد که با نگاه کردن به گوش جانوران ميتوانيم پي به تخمگذار بودن و يا بچه زا بودن آنها ببريم، بدين صورت که تخمگذاران گوششان ناپيدا و بچه زايان گوششان نمايان است تنها در اين مورد يک استثنا وجود دارد و آن نوعي افعي بچه زا است که گوشش دقيق پيدا نيست
- آيا ميدانستيد که بيشتر سردردهای معمولي از کم نوشيدن آب ميباشد.
- آيا ميدانستيد که انسانهای امروزی بطور متوسط شش سال از عمرش را تلويزيون نگاه ميکند و شش سالش را هم صرف غذا خوردن ميکنيم و يک سومش را هم ميخوابد؟
آیا می دانستید که ................... (4)
هيچكس نمیداند چرا صدای اردكها اكو نمیشود!
- پشهكشها پشه را نابود نمیكنند، بلكه تو را مخفی میكنند! آنها حس پشهها را از كار میاندازند، بنابراين پشهها نمیتوانند بفهمند كه تو كجایی!
- ماه در هر سال به انــدازه 1.5 اينچ از زمين دور ميشود.
- بـراي جلــوگيـري از جـوانـه زدن سـيـب زميــني كافي است درون سبد آن يك سيب قرار دهيد.
- OK مخـفـف كـلمـات Oll Korrect مي باشد
- تا زمانيكه كه غذا با بزاق دهان مخلوط نشده باشد مزهاش احساس نميگردد.
- چرا عمل سزارين بدين نام معروف شده است؟ ميگويند برای اولين بار ژوليوس سزار قيصر روم به طريق سزارين بدنيا آمده است و بدين خاطر سزارين به نام او نامگذاری شده است. البته در لاتين کلمه ايي نيز وجود دارد بدين مضمون «سه داره» که معني «برش» ميباشد.
- گير کردن اعصاب بين استخوانهاست باعث خواب رفتن دست و پا ميشود
- چرا سمت دگمه های لباسهای مردانه و زنانه با هم فرق دارد؟
همه ميدانيم که دگمه های لباسهای زنانه به سمت چپ بسته ميشود و برعکس دگمه لباسهای آقايون به سمت راستد بايستي جواب اين سئوال را در سالهای بسيار قديم جستجو کرد. زمانيکه در دربار شاهان ، زنها و دختران شاهان برای خود نديمه ای داشتند که لباس به تن آنها ميکردند ، همانطور که ميدانيد پوشيدن لباسها آن زمان به تنهايي ميّسر نبود و احتياج به کمک داشت و اين نديمه ها بودند که دگمه لباسهای خانومها را مي بستند و از آنجا که درصد انسانهای راست دست زياد تر است از اين رو اگر خوب توجه کنيد ، کسي که ار روبرو دگمه ها را مي بندد از راست به چپ مي بنددد از اين روی دگمه های لباسهای زنانه از چپ به راست بسته ميشود
- آيا ميدانستيد دانشمندان مدعي هستند که انگشت کوچک پای انسان به مرور زمان ناپديد خواهد شد، چرا که ما کمترين استفاده از آن را داريم؟
- آيا ميدانستيد تشخيص تخم مرغ سالم از خراب با قرار دادن آن در کاسه ای پر از آب ميسر است، بدين صورت که اگر تخم مرغ ته نشين شود سالم است و اگر روی آب شناور شود خراب است؟
- آيا ميدانستيد پنگوئن نــــــــر ميتواند ماهي را در معده خود بيش از يک هفته بدون اينکه هضم اش کند نگه دارد و هر موقع لازم شد مقداری از آن را بالا مي آورد و به بچه های خود ميدهد؟
- اكثر افراد در كمتر از 7 دقیقه خوابشان میبرد!
- اگر تار عنکبوت به کلفتي مغز يک مداد به هم تنيده شود ميتواند سنگيني يک هواپيمای بزرگ بوينگ را تحمل کند
- كومولونيمبوس (يك نوع ابر باران زا), ميتواند كفتي به اندازه 10 كيلومتر داشته باشد.
- آيا ميدانستيد براي توليد هر 1000 كيلوگرم كاغذ جديد بايد 15 درخت جنگلي قطع شود؟
- آيا ميدانستيد براي توليد هر 1000 كيلوگرم كاغذ بازيافتي فقط حدود 1500 كيلوگرم كاغذ كهنه مورد نياز است كه با اين شيوه نزديك به 90 درصد در مصرف آب ، بيش از 50 درصد انرژي و 75 درصد آلودگي هوا كاهش ميابد؟
- آيا ميدانستيد كاغذ هم مثل پارچه پشت و رو دارد . روي كاغذ آن طرفي است كه در كارخانه كاغذ سازي به طرف نمد قرار مي گيرد و صافتر است . پشت كاغذ آن طرفي است كه در كارخانه زير كار است و روي آبكش قرار ميگيرد.براي تشخيص پشت و روي كاغذ آن را برش مي دهند ، پس از برش ، لبه الياف به سوي پشت كاغذ خم مي شوند و اگر لبه كاغذ را با انگشتان لمس كنيم متوجه لبه دار بودن يك طرف آن مي شويم. چاپ بر طرف روي كاغذ مرغوب تر خواهد بود .چاپ رنگي بر طرف روي كاغذ نتيجه بهتري دارد !
- آيا ميدانستيد که مساحت درياچه اروميه شش هزار کليومتر مربع و عميق ترين جای آن چهارده متر ميباشد
- آيا ميدانستيد نعناع سسکه و تنگي نفس را شفا ميدهد .
- ايا ميدانستيد كه در حدود يك سوم سرطانهايي كه در نهايت منجر به مرگ ميشوند با آنچه كه ميخوريم در ارتباط هستند.
- ايا ميدانستيد كه بيش از 200 نوع ويروس شناخته شده است كه به دستگاه تنفسي فوقاني اثر گذاشته و باعث سرماخوردگي ميشوند.
- شير در بين فرهنگ و آداب و رسوم ملل مختلف جايگاه خاصي را به خود اختصاص داده است. براي مثال در آيين اسلاميشير خوردن دو نوزاد مختلف از يك مادر، بين آنها پيوند برادر/خواهر خواندگي ايجاد ميكند. يا در هندوستان هندوها گاو را حيوان مقدسي ميدانند. بنابراين شير حاصله از اين دام را نيز مقدس دانسته و هر هندي در روز يك فنجان يا يك ليوان شير ميآشامد. به اين دليل هند بزرگترين كشور توليد كننده شير (80 ميليون تن در سال) و در عين حال بزرگترين مصرف كننده آن ميباشد. تركيبات عمده شير را آب، چربي، پروتئين، لاكتوز (قند شير)، ويتامينها و مواد معدني تشكيل ميدهند. شير يك تركيب مغزي و كامل ميباشد. هر ليوان شير (250 ميلي ليتر) حدود 315 ميلي گرم كلسيم دارد كه 30 درصد كلسيم روزانه مورد نياز بدن انسان را تامين ميكند. بنابراين مصرف روزانه سه ليوان شير ميتواند نياز بدن به كلسيم را كاملا مرتفع سازد
- آيا ميدانستيد دريای مديترانه بين سه قاره اروپا ، آسيا و آفريقا قرار دارد
- آيا ميدانستيد جرم زمين هشتاد و يک برابر ماه است؟
- تمامي مرکبات دارای ويتامين «پ» هستند که اين ويتامين به کمک اشعه راديو اکتيو که در مرکبات وجود دارد ، موی رگها را باز و لاروبي مينمايد و رسوباتي را که در جدار رگها نشسته و عامل اصلي پيری و فرتوتي است از بين ميرود پس پرتقال و ليمو ترش و ليمو شيرين و نارنگي و... فراموش نشه .
-چرا در زمستان روزخانه ها يخ نمي زنند؟
زيرا آب از رو يخ مي زند نه از زير. پس آب زير گرم است. جريان داشتن باعث مي شود كه دائم آب گرم و سرد جايشان عوض شود. بنابراين در شرايط متعارف يخزدگي رخ نمي دهد.
-آيا ميدانستيد انسان هاي اوليه (ناندرتال ها) و اجداد اوليه انسان ها هر دو در يک زمان در اروپا مي زيسته اند .
- ايا ميدانستيد كه وزن کره زمين چيزي در حدود : 6,000,000,000,000,000,000,000,000 كيلوگرم است كه اين مقدار با استفاده از فرمول ( F = G * M1 * M2 / R2 ) بدست امده است.
- چرا وزن انسان روي خط استوا كمتر مي شود ؟
بله اين درست است . البته اگر فكر مي كنيد براي خلاص شدن از شر اضافه وزن كافي است يك بليط هواپيما به مقصد يك شهر استوايي بگيريد ، دست نگه داريد و اول بقيه مطلب را بخوانيد :
شهرهايي كه روي خط استوا قرار دارند ، حدودkm 3 نسبت به شهرهاي اروپا و آسياي ميانه دورتر از مركز زمين هستند و اين باعث مي شود در آنها شتاب جاذبه ضعيف تر باشد . همچنين گردش زمين هم روي اين امر تأثير مي گذارد و باعث مي شود يك نيروي رو به خارج ناچيز به اجسام واقع در اين مكان وارد شود . درست مثل لباس خشك كن هاي گردشي كه به آب درون لباسها يك نيروي گريز از مركز وارد مي كنند . نيروي وارد شده بر اجسام به دليل حركت گردش زمين يك نيروي شعاعي است و چون جهت آن خلاف جهت نيروي گرانش است ، باعث كم شدن تأثير گرانش مي شود .
وقتي دو تأثير گفته شده با هم جمع شوند ، در مجموع چيزي حدود 3 درصد از وزن هر شخص در استوا كم مي شود . يعني يك فرد 70 كيلويي ، در استوا تنها 200 گرم از وزنش كم مي شود . پس شما مي توانيد در خانه خود بنشينيد و به جاي سفر به استوا ، براي كم كردن وزن خود ، يك رژيم ساده غذايي بگيريد و همان قدر وزنتان را كم كنيد .
- تلويزيون
در عصر كنوني رونق بازار تلويزيون نيز به ترقي و پيشرفت راديو افزوده شده است . فكر تلويزيون قديمي است و آغاز اين فن را بايد از زمان كشف يك تن فيزيك دان به نام May درسال 1873 درباره خواص مقاومت در مقابل عكس سلنيوم Selenium دانست كه بنابراين خاصيت تصويرهاي نوراني را به نيروي الكتريك تبديل مي كند .
در 1876 كاري Carey سيستمي از تلويزيون پيشنهاد كرد كه با استفاده از اصل ياد كرده نمونه اي بطور تقليد از چشم انسان بوسيله تركيبي از سلولهاي كوچك فتوالكتريك سلنيوم درست مي كرد ، آزمايشهاي بسيار كردند تا صفحه نيپ كو Dispuede Nipkow را پديد آوردند . اين اسباب در حالت خيلي ساده از صفحه اي تشكيل مي شود كه داراي يك رديف سوراخهاي مارپيچي است و پس از يك
دور گردش تغيير جاي آن با ارتفاع تصويري كه مي خواهند متصل كنند تطبيق پيدا مي كند و به بيان ديگر بايد گفت تصوير را به چند جزء قسمت مي كنند و نور هر جزء را پس از تبديل به جريان الكتريك انتقال مي دهند ، در پست گيرنده ، دستگاه بعكس عمل مي كند . اصل انتقال تصوير عامل تازه اي را پديد آورد كه سپس مورد استفاده قرار گرفت از اين قرار كه م در پست فرستنده و هم در پست گيرنده
لوله هاي اشعه كاتوديك Ccsillographes را مورد استعمال قرار دادند . تكميلات پي درپي كه در اين اصول به عمل آمد منتهي به اختراع ايكونوسكپ Iconoscope توسط دانشمند امريكايي زوريكين Zworykin كه اصلاً روس بود گرديد . اين اسباب امروز بمنزله چشم فرستنده راديو است و تصوير را درون صفحه ظريف موزائيك خود كه نسبت به عكس حاسيت دارد ظبط مي كند . تلويزيون اختراعي است كهملاً الكترويكي و اختراعات ديگري در زمينه رويت الكترونيكي از آن متفرع گرديده است مانند ميكروسكوپ و تلسكوپ الكترونيكي . با اين وسايل مي توان اشياء را بي اندازه بزرگ كرد و يا در تاريكي چيز ها را ديد .
- در بدن يك شخص بالغ در حدود 206 قطعه استخوان مجزا وجود دارد .
- بدن نوزادان در حدود 300 استخوان دارد ، اما همزمان با رشد ما بعضي از آنها به يكديگر جوش مي خورند .
- تقريباً يك سوم وزن يك زن و يك دوم وزن يك مرد را ماهيچه تشكيل مي دهد
- انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلک می زند!
- خورشيد ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمين است!
- يک گالن روغن سوخته، میتواند تقريبا يک ميليون گالن آب تميز را آلوده کند!
- ناخنهای انگشتان دست، تقريبا چهار برابر ناخنهای پا رشد میکنند!
- حرف E بيشتر از تمام حروف انگليسی، در كلمات بكار میرود در حاليكه حرف Q كمترين كاربرد را دارد!
- خوردن يك عدد سيب اول صبح، بيشتر از يك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی میشود!
- دلفينها هم مانند گرگها هنگام خواب يك چشمشان را باز میگذارند!
- سرعت آب دهانی كه هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!
- ۸ دقيقه و ۱۷ ثانيه طول میكشد تا نور خورشيد به زمين برسد!
- جويدن آدامس هنگام خوردن پياز، مانع از اشكريزی شما میشود!
- در تايوان بشقابهای گندمی درست میشود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم میخورند!
- يكچهارم استخوانهای بدن، در پای او قرار دارد!
- اثر لب و زبان هر كس، مانند اثر انگشت او منحصربهفرد است!
- آيا ميدانستيد درخشندگي کرم شب تاب از چيست نور كرم شب تاب كاملا شبيه نورهاي ديگر است ، ولي اصلا گرما ندارد به اين گونه نورافشاني ، « نورافشاني سرد » گفته مي شود اين نور بر اثر ماده اي به نام « لوسي فرين » ايجاد مي شود كه در بدن كرم شب تاب وجود دارد وقتي اين ماده با اكسيژن تركيب مي شود ، مي درخشد.
- آيا ميدانستيد که مغز انسان فقط دو درصد از وزن بدن را تشكيل ميدهد ولي بيست و پنج درصد از اكسيژن دريافتي بدن را به تنهايي مصرف ميكند
- آيا ميدانستيد که زکريای رازی بغير از الکل کاشف گوگرد هم هست
- آيا ميدانستيد که با نگاه کردن به گوش جانوران ميتوانيم پي به تخمگذار بودن و يا بچه زا بودن آنها ببريم، بدين صورت که تخمگذاران گوششان ناپيدا و بچه زايان گوششان نمايان است تنها در اين مورد يک استثنا وجود دارد و آن نوعي افعي بچه زا است که گوشش دقيق پيدا نيست
آيا ميدانستيد كه ...
- مقاومترين ماهيچه در بدن، زبان است.
- كلمه «ماشينتحرير» (TYPEWRITER) طولانيترين كلمهاي است كه ميتوان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.
-چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است.
- شما نميتوانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد.
- محال است كه آرنجتان را بليسيد.
- وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتي عطسه ميكنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه ميايستد.
- خوكها به لحاظ فيزيك بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند.
- وقتي كه به شدت عطسه ميكنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد.
- جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برفپاككنهاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند.
- تنها غذايي كه فاسد نميشود، عسل است.
- كروكوديل نميتواند زبانش را به بيرون دراز كند.
- حلزون ميتواند سه سال بخوابد.
- در سال 1987 خطوط هوايي «امريكن ايرلاينز» توانست با حذف يك دانه زيتون از هر سالاد سرو شده در پروازهاي درجه يك خود، چهل هزار دلار صرفهجويي كند.
- فيلها تنها جانوراني هستند كه قادر به پريدن نيستند.
- مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود، سقوط ميكند.
- قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند.
- موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.
- صندلي الكتريكي توسط يك دندانپزشك اختراع شد.
- استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتريهاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش ميدهد.
- نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است.
- در يك سانتي متر پوست شما دوازده متر عصب و چهار متر رگ و مويرگ وجود دارد.
- در تمام وجود شما بيش از يك مشت گچ «كلسيم» وجود دارد.
- حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند.
- که هورمون PYY مسئول چاقي است . در تحقيقات مشخص شده است که ميزان اين هورمون در افراد چاق يک سوم افراد معمولي است و چنانچه اين هورمون به افراد چاق تزريق شود اشتهاي انان کاهش مي يابد .
- شن خيس از شن خشک سبکتر است.
- در هر ميليمتر مكعب خون شما پنج مليون رعيت به نام گلبول قرمز وجود دارد.
- اعصابي كه در بدن شما وجود دارد به اندازه فاصله زمين تا ماه است.
- جنگ جهاني دوم خونين ترين جنگ بوده كه در آن حدودا" پنجاه و شش ميليون نفر جان باختند.
- مساحت سطح کره زمين ۵۱۵ ميليون کيلومتر مربع است .با مقايسه با مساحت وسعت ايران ميتوان نتيجه گرفت که ايران ۳۲/۰ ٪ از سطح زمين را تشکيل ميدهد.
- چاي سبز داراي خواص فراواني است .به علت داشتن فلوئور ميناي دندان را تقويت کرده و از پوسيدگي ان جلوگيري مي کند .زياده روي در خوردن ان رنگ دندانها را زرد مي کند اما دندانهاي زرد شده ديرتر خراب مي شوند .همچنين بوي بد دهان را از بين مي برد مخصوصا خشک شده ان بوي شراب ، پياز و سير را رفع مي کند . دمکرده ان نشئه اور و سردرد را تسکين مي دهد .چاي در كنار فايده هاي فراوانش خاصيت ضد سرطاني نيز دارد .
- فک انسان میتواند هنگام جویدن 200 پوند فشار وارد کند. در حالی که فک یک سوسمار میتواند 2000 پوند فشار وارد کند!
خون دماغ
طبق آمار به طور تقريبي يك نفر از هر 10 نفر دست كم يكبار سابقه خونريزي شديد از بيني داشته است. خونريزي ممكن است جزئي و يا خيلي شديد باشد. بعد از خونريزيهاي قاعدگي، خونريزي بيني شايعترين خونريزي خودبخودي در انسان است كه به علت پارگي عروق مخاط بيني كه بدون محافظ ميباشد اتفاق ميافتد. شايعترين محل خونريزي در اطفال و بالغين جوان قسمت قدامي تيغه بيني است ( كه ناحيه كيسلباخ kisselbakh يا ليتل little ناميده ميشود). خونريزي اين ناحيه را ميتوان به آساني كنترل نمود. مشكلترين و پيچيدهترين محل خونريزي در قسمت خلفي – فوقاني جدار خارجي و تيغهي وسط بيني در اشخاص مسن است.
شايعترين علت خونريزي بيني ضربه يا تروما است. ضربههاي شديد باعث شكستگي استخوان بيني شده و ضربههاي خفيف نظير دستكاري بيني با انگشت آسيب به ناحيه ليتل وارد آورده و سبب از بين رفتن موكوس محافظ آن ناحيه ميشود.
عوامل مهم در كنترل خونريزيهاي بيني عبارتند از: علت، محل خونريزي، نحوه معالجه آن.
عوامل موضعي:
در ميان عوامل موضعي كه سبب خونريزي بيني ميشوند، ميتوان از ضربههاي وارده به صورت، واكنش التهابي تغييرشكل ساختماني، وجود جسم خارجي، تماس با مواد شيميايي سمي، مداخله جراحي و تومورهاي داخلي بيني نام برد. ضربهي موضعي يكي از شايعترين علل خون دماغ است. وارد كردن لوله بيني- معدي (افزايش مداوم فشار هوايي بيني) دستكاري داخلي بيني و بازيابي جسم خارجي داخل بيني كه سبب پاسخ التهابي شديد شده است، همه ميتوانند مسئول خونريزي بيني باشند عملهاي جراحي داخلي بيني و شكستگيهاي استخوان بيني، ديواره سينوسهاي صورت- كاسه چشم و قاعده جمجمه هم ميتواند سبب خون دماغ شوند.
بد شكليهاي ساختماني:
به شكل مادرزادي يا اكتسابي ميتوانند سبب درگيري قسمت غضروفي يا استخواني تيغهي بيني يا شاخكها شوند. در اين حالت هواي دميده شده با سرعت و تلاطم بيشتري وارد بيني ميشود. اين مسئله سبب خشكي غشاي مخاطي- التهاب و دلمه بستن ميشود. برداشتن دلمهها از طريق پاك كردن بيني يا با فشار وارد كردن هوا از راه بيني انسداد يافته عروق خوني سطحي را در معرض قرار ميدهد و موجب خونريزي ميشود.
سرطانهاي متعددي ميتوانند با خونريزيهاي خودبخودي بيني تظاهر كنند يكي از عوامل خونريزي شديد بيني در پسران، آنژيوفيبروم است. اين تومور خوش خيم عروق كه از ناحيه بيني- حلقي منشاء ميگيرد ممكن است به صورت خودبخودي يا در پاسخ به ضربه خونريزي كند.
درمان كلي:
1- حفظ خونسردي
2- بيمار بايد بنشيند و بالاتنهي خود را به جلو خم كند و دهان خود را باز نمايد او در اين حالت ميتواند خون را تف كرده و آن را قورت ندهد سرانجام بالاتنه بايد به حالت معمول در آيد.
تنها اگر به مدت 5 دقيقه قسمت جلوئي بيني را در سمت خونريزي به روي تيغهي بيني با انگشت دست بفشاريم بسياري از خونريزيهاي بيني مهار ميشوند به بيماران گوشزد ميشود كه پنبه يا دستمال در بيني خود نگذارند. زيرا ممكن است هنگام در آوردن آنها دچار مشكل شوند و مخاط بيني بيشتر دچار آسيب شوند. اگر سابقه خونريزي شديد يا طولاني وجود دارد يا در حين معاينه بيمار دچار افت فشار خون ارتوستاتيك (كاهش فشار خون وضعيتي) ميشود. تعيين سطح هموگلوبين و هماتوكريت جهت تصميمگيري در مورد ضرورت تزريق خون به بيمار الزامي است.
3- كمپرسهاي سرد بايد پشت گردن و همچنين پشت بيني گذارده شود.
4- پايين آوردن فشار خون
5- قطع داروهاي ضد انعقادي
عسل معجزه طبيعت

برای خواندن مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
اندوکرینولوژی (فیزیولوژی غدد داخلی(
جهت خواندن مطالب روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
آيا نانوذرات به سلامتي انسان آسيب ميرسانند؟
خلاصه :
فناوريهاي نانو در زمينههاي گوناگوني همچون توسعه داروها، آلودگيزدايي آبها، فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي توليد مواد مستحکمتر و سبکتر داراي مزاياي بالقوه ميباشند. در حال حاضر شرکتهاي زيادي نانوذرات را به شکل پودر، اسپري و پوشش توليد ميكنند که کاربردهاي زيادي در قسمتهاي مختلف اتومبيل، راکتهاي تنيس، عينکهاي آفتابي ضدخش، پارچههاي ضدلک، پنجرههاي خود تميزکن و صفحات خورشيدي دارند. اما اثرات افزايش بيش از حد توليد و استفاده از نانومواد در سلامت کاركنان و مصرف کنندهها، سلامت عمومي و محيط زيست بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد. از آنجايي که فرآيند رشد و واکنشهاي شيميايي کاتاليستي در سطح اتفاق ميافتند، يک مقدار مشخصي از ماده در مقياس نانومتري بسيار فعالتر از همان مقدار ماده با ابعاد بزرگتر ميباشد. اين ويژگيها ممکن است بر روي سلامتي و محيط زيست اثرات منفي داشته و منجر به سميت زياد نانوذرات شوند.
ادامه مطلب
آموزش چگونگي پاسخدادن به پرسشهاي چرايي
هنگامي كه درباره صفتهاي زيستي معمول، پرسشهاي چرايي مطرح ميشود، منظور چيست ؟ وقتي ما ميپرسيم چرا بعضي از انسانها پوست تيرهاي دارند، چرا جانوران ميخوابند يا چرا هنگام عفونت تب ميكنيم، انتظار چه نوع پاسخي را بايد داشته باشيم؟ زماني كه ميپرسيم چرا صفت شايعي كه از ژنها تاثير ميپذيرد، آن گونه است كه هست، آيا به نوع متفاوتي از پاسخ نياز نداريم ؟
ادامه مطلب
یک وعده ماهی در هفته خطر بیماری های قلبی را 40 درصد کاهش می دهد
مصرف یک وعده ماهی در هفته تا چهل درصد ابتلا به بیماری قلبی در افراد را کاهش می دهد. غذاهای دریایی می توانند به علت دارابودن پروتئین فراوان و میزان اندک چربی نقش مهمی در رژیم غذایی انسان به ویژه زنان باردار داشته باشند. اهمیت مصرف ماهی برای زنان باردار از آنجا اهمیت دارد که در طول حاملگی، جنین مقدار زیادی اسید چرب امگا 3 را از مادر دریافت می کند، با افزایش سن جنین از میزان این نوع چربی مفید در بدن مادر کاسته می شود، به علت جبران نشدن به موقع این نوع چربی در بدن مادر در حاملگی بعدی میزان دی اچ ای که یکی از مشتقات امگا 3 است و باید در اختیار کودک بعدی قرار گیرد کمتر از کودک اول خواهد بود. از آنجا که دی اچ ای نقش بسیار مهمی در تکامل اعصاب و سلول های مغزی جنین دارد، مصرف ماهی برای زنان باردار بسیار حیاتی است.
واتسون و کریک الگویی از مولکول DNA ارائه کردند که موفق شدند جایزه نوبل را به خود اختصاص دهند .

سيستيك فايبروسيس يكي از شايع ترين ناهنجاري هاي ژنتيكي است كه در ميان سفيد پوستان به مراتب بيشتر از سياه پوستان ديده مي شود. تا يك دهه ي پيش اين بيماري يكي از بيماري هاي ناشناخته ي ژنتيكي بود كه مبتلايان را تا سنين جواني از بين مي برد ولي امروزه با شناخت پايه ي ژنتيكي و بهبود روش هاي درماني، بيماران مبتلا به CF قادر به زندگي تا 30 الي 40 سالگي بوده و زندگي راحت تري دارند.
CF يك بيماري ارثي است كه بر روي اشك، عرق، بزاق و شيره هاي گوارشي تاثير مي گذارد. در حالت معمولي اين ترشحات ابكي و لزج مي باشند اما در بيماران CF اين ترشحات غليظ و چسبنده خواهد شد. اين ترشحات روغني شكل، لوله ها و مجاري عبور ترشحات به ويژه در پانكراس و ريه ها را مسدود مي كند. در واقع بيماري هاي ريوي و نارسايي هاي تنفسي دو پيامد خطر ناك CF هستند.
افراد عادى داراى 46 كروموزوم هستند كه به صورت 23 جفت كروموزوم مرتب شده است. موارد استثنا عبارتند ازاسپرم و سلولهاى تخم كه هر كدام داراى 23 كروموزومند كه به صورت جفت جفت در برابر هم قرار نگرفتهاند. اين كاهش تعداد كروموزوم طى فرايند ميوز meisis روى مىدهد كه مستلزم دو تقسيم سلّولى است. در ميوز دو كروموزوم ازهر 23 جفت كروموزوم به سلولهاى ديگرى تجزيه وتقسيم مىشوند. بعد از ميوز هر اسپرم يا تخمك رسيده عضوى از يك جفت كروموزوم را در بر مىگيرد. آنگاه اسپرم و تخم در اثر لقاح تركيب مىشوند و سلّول واحدى را با 46 كروموزوم تشكيل مىدهند كه نيمى از كروموزومها مربوط به يكى ازوالدين يعنى پدر يا مادر است. اين فرايند ازهر نوزاد جديد با تركيبى از ويژگيهايى كه از والدين خود به ارث برده است، فردى بى همتا مىسازد.
ادامه مطلب
دقت ( Fidelity ) و بيدقتي ( Infidelity )
آیا نظامهای زنده اشتباه می کنند ؟!!!
ادامه مطلب
بيوتكنولوژي، بيونانوتكنولوژي و نانوبيوتكنولوژي: مرزها و هم پوشاني ها، تشابهات و تمايزات
ادامه مطلب
متخصصان علم زيست شيمي از مدتها پيش و حتي همان زمان كه ساختمان DNA مشخص نشده بود، حدس ميزدند كه اين مولكول فقط يك ذخيره كنند هي اطلاعات ژنتيكي نيست و ميتوانند نقشي فراتر از اين هم داشته باشند. آنان براساس ساختمان شيميايي DNA اين فرض را پيشنهاد كردند كه: اين مولكول ميتواند مانند يك سيم مسي الكتريسته را دريافت و جابهجا كند. نيم قرن بعد نشان دادند، DNA خالص ميتواند هادي جريان الكتريسته باشد.
ادامه مطلب
تاريخ زيستشناسي : بازخواني داستان كشف مارپيچ دوتايي
ادامه مطلب
آلرژی بیماری هزار چهره
حتماً تا به حال كلمه آلرژى يا حساسيت به گوشتان خورده است و احتمالاً با شنيدن آن به ياد عطسه و آبريزش بينى و خارش چشم در فصل بهار افتاده ايد. اما آلرژى ممكن است چهره هاى متفاوت و گاه خطرناكى به خود بگيرد و بيمارى هاى مختلفى جزو بيمارى هاى مربوط به آلرژى طبقه بندى مى شوند.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
دستاتو بزار زیر بارون
هر چند قطره که تونستی بگیری
به همون اندازه منو دوست داری
اما هر چند تا که نتونستی بگیری
به همون اندازه من تو رو دوست دارم
سلول بنيادى مادر همه سلول ها
دانشمندان انتظار دارند كه منافع بسيارى از اين افزايش شديد پژوهش ها پيرامون سلول هاى بنيادى رويانى نصيب انسان شود. ولى احتمالاً يك يا دو نسل طول خواهد كشيد كه آثار حاصل از اين رويدادهاى بزرگ به طور كامل ظاهر شود.
برای اطلاعات بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
نقش آسپیرین در جلوگیری از بیماریهای عروقی
مردان بیش از آنچه تصور می شد می توانند با مصرف آسپرین از بیماری عروقی جلوگیری کنند.
به گزارش هلث دی(Health Day) محققان دانشگاه کارولینای شمالی دریافته اند مصرف آسپرین برای جلوگیری از حملات قلبی و دیگر ناراحتی های عروقی در مردانی که ریسک 10 ساله آنها برای بیماری قلبی 7.5 درصد یا بیشتر بوده ، مقرون به صرفه و موثر است.
همچنین محققان به این نتیجه رسیدند که درمان با آسپرین برای مردانی که احتمال قرار گرفتن آنها در معرض بیماری قلبی کمتر از 5درصد است تاثیری ندارد زیرا خطر اثرات گسترده ناشی از خونریزی گوارشی فوائد قلبی عروقی آسپرین را خنثی می کند.
متاسفانه بیمارانی هستند که با وجود های ریسک بودن برای بیماری های قلبی آسپرین مصرف نمی کنند و چه بسا افرادی که در معرض خطر زیاد قرار ندارند و با آنکه نباید آسپرین بخورند این دارو را مصرف می کنند.
محققان می گویند افزودن داروی استاتین پایین آورنده کلسترول همراه با آسپرین تنها راه مقرون به صرفه است زمانی که ریسک 10 ساله بیمار برای بیماری های قلبی بیش از 10 درصد است.
افراد باید بدانند چقدر در معرض خطر بیماری قلبی قرار دارند و بر اساس این ریسک در باره درمان پیشگیرانه تصمیم بگیرند.
بيماري " آلكاپتونوريا " نوعي بيماري ژنتيكي است كه در اثر نارسايي در فرايند تجزيهي اسيدآمينههاي فنيل آلانين و تيروزين به وجود ميآيد. اين بيماري پيامد كمبود آ نزيمي است كه اسيد هموجنتيسيك (آلكاپتون) را به اسيد ماليل استواستيك تبديل ميكند. در اثر كمبود اين آنزيم، كه هموجنتيسيك اسيد اكسيداز نام دارد، آلكاپتون در بدن بيمار انباشته ميشود و از راه ادرار به بيرون راه مييابد . اين نارسايي به بيماري خطرناكي نميانجامد، اما وقتي ادرار در برخورد با هوا قرار ميگيرد، آلكاپتون با اكسيژن واكنش ميدهد كه پيامد آن، تبديل آلكاپتون به فراوردهاي تيره رنگ است و اين فراورده باعث تيره شدن رنگ ادرار ميشود. از اين رو، مردم عادي نوزادني را كه با اين نارسايي به دنيا ميآمدند، انسانهايي سياه بخت و تيره روز ميپنداشتند.
ادامه مطلب
همگرایی زیست فناوری و فناوری نانو
دانش بشر در زمينه شيمي و فيزيك، که حاصل هزاران سال تجربه و آموختن است، به وسيله پيشرفتهايي همچون تخمير، جدول تناوبي، كشف تشعشع، به كنترل درآوردن قدرت اتمي، ميكروسكوپي، ميكروسكوپهاي الكتروني روبشي، پيشرفت در رياضيات و محاسبات به ترقي رسيده است که هر كدام از اين اكتشافات سهم مهمي در دانش بشري داشته و موجب پيشرفتها و نوآوريهاي بزرگ علمي گرديده است.
ممكن است به نظر آيد كه انقلاب حاضر در زمينه زيستشناسي و فناورينانو به صورت ادامه منحني لگاريتمي يادگيري بشر است كه براي قرون متمادي ادامه داشته است. با اين حال اين لحظه در تاريخ از نظر من بسيار متفاوت است. همگرايي زيستفناوري و فناوري نانو و پيشرفتهاي ايجاد شده در 30 سال اخير در هر دو زمينه، ميتواند دانش فني و علمي را به نحوي بيسابقهدر تاريخ بشر افزايش دهد.
گروهي بر اين باورند، اين قضيه شرايط خطرناك و تهديد كنندهاي ايجاد ميكند. به نظر من الان زمان بسيار نويدبخشي است و ميتوان به شكل فوقالعادهاي به حفظ بشر در مقابل خطرات شناخته شده و ناشناخته كمك كرد.
آندرو وان، مدير بخش خدمات بهداشتي سازمان ملي بهداشت ايالات متحده پيشبيني ميكند، در اثر اين همگرايي و نيز در اثر شتاب در پيشرفت دانش بشر و تحقيقات در زمينه فناورينانو، تا سال 2015 مشكل سرطان حل شود. تنها به عنوان يك بخش كوچك از اين پيشرفت بزرگ، در اثر افزايش تصاعدي توان ما در حل مشكلات، كيفييت زندگي بسيار بهبود خواهد يافت. من فكر ميكنم حق با اوست و ما ميتوانيم مالاريا، بيماريهاي قلبي و ديابت را نيز به اين فهرست اضافه كنيم.
ما همچنين درصدد افزايش توان خود در مقابله با تهديدهاي غيرمنتظره همانند ويروسهاي جهش يافته و مرگبار جديد يا سلاحهاي ميكروبي خارج از كنترل هستيم. اپيدميهايي همچون طاعون و آنفلوآنزا اثرات ناگهاني و ويران كنندهاي در طول تاريخ داشتهاند. ما حتي با وجود تمام آگاهيها و سيستمهاي بهداشتي امروز، در مقابل بلاها مصون نيستيم. با اين حال به دليل پيشرفتهاي علمي حاضر، قدرت مقابله با آنها را پيدا ميكنيم.
در حال حاضر ما چندين محدوده از فناوري را ميشناسيم كه در امواج جديد اكتشاف به هم نزديك ميشوند. ابزارهاي جديد آشكارسازي و دستكاري در مقياس نانو به ما اين امكان را ميدهد كه هم نظم فيزيكي مواد در مقياس اتمي را درك كرده و هم به اثرات كوانتومي و الكترومكانيك در اين سطح پي ببريم.
در مقياس نانو، سيستمهاي زيستي الگوي خوبي هستند. مثلاً مجموعهاي از توالي هزاران آمينواسيد موجود در طبيعت ميتواند مولكولها و برهمكنشهاي مورد نياز ما را توليد نمايد و ابزاري را در اختيار ما قرار ميدهد كه تاكنون هرگز وجود نداشته است.
اين سيستمهاي زيستي عملكردي مشابه نانورباتهاي پيشبيني شده براي آينده دارند. آنها آنقدر كوچك هستند كه ميتوانند در درمان سرطان، خالصسازي آب، توليد نيروي الكتريكي و بسياري از اهداف ديگر به كار روند. اين ساختارها غيرقابل توصيف و بينظم به نظر ميآيند؛ امّا بسيار شبيه نانورباتهاي مشابه اسباببازيهاي ساختماني جادويي ميباشند که امروزه در دسترس هستند.
به عنوان چند مثال ميتوانيم چند نمونه از قابليتهاي بسيار زياد آنها را توضيح دهيم. هر كدام از آنها تنها قسمتي از بخش عظيمي ميباشند كه در مقايسه با كل آن بخش بسيار كوچك به نظر ميآيند. بياييد يك مثال كوچك پايين به بالا از قسمتي از دنياي نانو كه من فعاليت كردهام بياوريم.
در سال 1999 من و ويلسون گريت بچ، مخترع اولين دستگاه موفق تنظيم ضربان قلب و باتري ليتيم- يد به كار رفته براي تأمين نيروي آن، شركت بيوفان را تأسيس كرديم تا مشكل روبش بسياري از ابزارهاي گيرنده پزشكي به وسيله MRI (تصويربرداري تشديد مغناطيسي) را حل نماييم. ويلسون فناورينانو را به من معرفي كرد. با اين حال من نميتوانستم ببينم كه چگونه فناورينانو بر كار ما تأثير ميگذارد. او همگرايي بين علومي را پيشبيني كرد كه با زيستشناسي مولكولي به هم ميآميزند چرا كه اين علم به ما ياد داد كه چگونه مابين دنيايي كه ميشناسيم و دنيايي كه ميخواهيم، ارتباط برقرار نماييم. سلولهاي كوچك طبيعت در مورد شيمي، فيزيك، ساختارهاي مكانيكي، طرحهاي نوري و چيزهايي ديگر مطالب زيادي ميدانند.
اولين راه حل ما براي مشكل MRI استفاده از فوتونيك و فركانس راديويي بود. به طور موازي شروع به مطالعه فناورينانو كرده و ياد گرفتيم چگونه نانوذرات مغناطيسي را تنظيم نماييم تا به انرژي تشديد مغناطيسي MR به شكل بسيار ويژهاي پاسخ دهند. ما يك سري ابزارهاي پزشكي ساختيم كه در MRI نامرئي بودند و موجب کاهش تصاوير مجازي ميشدند كه ديدن بافتهاي اطراف، اين ابزارها را با مشكل مواجه ميكردند در حال حاضر اين فناوري را در اختيار سازندگان ابزارآلات پزشكي قرار ميدهيم.
ما ياد گرفتيم چگونه نانوذرات مغناطيسي مرتعش كننده با فركانس ويژه را توليد نماييم. در حال حاضر از دانش به دست آمده از اين تجربه براي اتصال اين نانوذرات مغناطيسي به مولكولهاي دارويي استفاده مينماييم. با اتصال اين نانوذرات به داروها، آنها غير فعال ميشوند تا زماني كه اعمال يك ميدان مغناطيسي ملايم باعث جدا شدن نانوذرات و فعال شدن مجدد دارو گردد. ابزارهاي قابل كاشت همانند يك كفل مصنوعي ميتواند حاوي داروهاي ضدفسادي باشد كه در تاريخ خاصي پس از كاشت جاگذاري عضو در بدن آزاد شود.
ما همچنين عوامل بهبود كنتراستMR ساختهايم كه روشنتر و بادوامتر از گادولينيوم بوده و قابليت اثرگذاري چندين MR را دارند. همچنين نانوذرات مغناطيسي به ما كمك ميكنند كه مولكولهاي دارويي را به سمت هدفشان راهنمايي كنيم. يك پوشش از نانوذرات مغناطيسي در اطراف يك دانه brachy راديواكتيو را ميتوان به طور ملايم حرارت داد و آن را براي درمان هيپوترميك با تشعشع و حرارت فعال نمود. تمام اين كارها با نانوذرات قابل تنظيم سادهاي صورت ميگيرند كه در زير MRI به صورت نانوذرات مغناطيسي قابل مشاهده بوده و همچنين فركانس MR مخصوص براي ديدن آنها نيز قابل تنظيم است. نيازي به هيچ مدار منطقي يا الكترومكانيكي درون اين نانوذرات نيست. در موقع نياز، انرژي خارجي، ماده فيلم نازك را فعال كرده و دارو رها ميشود.
با اينكه ما بيش از 100 اختراع در اين زمينه به ثبت رساندهايم تنها يك دانه شن در ساحل وسيع همگرايي فناورينانو وزيستفناوري هستيم.
به زودي همزمان با به هم پيوستن فناورينانو و زيستفناوري و در نتيجه دانش مشترك و شتابزا و انفجار نوآوريها، پيشرفتهاي معجزهآسايي ايجاد خواهد شد.
انقراض نسل ماموت ها
برخي از دانشمندان دليل انقراض گونه هاي عظيم الجثه پستاندار آمريکاي شمالي را ورود انسان به دنياي طبيعت مي دانند . آنها مي گويند ماموتهاي بزرگ حدود 10 هزار سال پيش از بين رفته اند و ممکن است دليل اين مسأله کشته شدن تعداد کثيري از آنها توسط انسانهاي نخستين باشد . پژوهشگران تحقيقات همه جانبه اي را آغاز کردند . نتيجه تحقيقات از اين قرار است : جثه ماموت هاي عظيم آمريکاي شمالي از حدود 12500 سال پيش به تدريج کوچک شد . و دليل اين مساًله تغييرات اقليمي است نه حضور انسان . اين مساًله با کمک استخوانهاي به دست آمده از ماموتهاي قديمي کاملا"قابل رويت است . پژوهشگران مي گويند : انسانها سالها پس از کوچک شدن جثه ماموتها يا به عبارتي منقرض شدن نسل ماموت هاي عظيم الجثه وارد دنياي طبيعت شوند . و اين تغييرات جوي است که , عامل اصلي انقراض آنها به حساب مي آيد.
عنکبوت داراي اشتهاي بسيار زيادي است ؛ به طوريکه روزانه بيست برابر وزن بدن خود غذا ميل مي کند . چنانچه يک انسان بالغ با همين اشتها غذا بخورد ، بايد هر روز به طور متوسط دو گاو ، شش گوسفند ، چهار گوساله ، به اضافه 200 مرغ تناول نمايد .
فیزیولوژی خواب
اگر می خواهید در رابطه با خواب مطالبی بدانید ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
|
امید به درمان سرطان با استفاده از نانو بیوتکنولوژی خلاصه : در رابطه با اهداف و چالشهاي انستيتوملي سرطان در خصوص رنج مبتلايان به اين بيماري و مرگ و مير ناشي از آن و به منظور دسترسي به اين اهداف تا سال 2015، تعدادي از زمينههايي که ميتواند سهم عمدهاي از کاربردهاي فناورينانو در سرطان داشته باشد، توجه بسياري را به خود جلب نمود. |
ادامه مطلب
نمونه سوالات زیست شناسی سال سوم تجربی در امتحانات نهایی
برای مشاهده سوالات روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
خواص طبي سير
سير از مدتها پيش، براي كاربردهاي پزشكي مورد استفاده قرار گرفته است و بيشترين مورد استفاده آن در سالهاي اخير براي موارد قلبي - عروقي و خاصيت ضد ميكروبي آن بوده است.
تركيبات سولفور شامل آليسين، ظاهرات تركيبات فعالي در ريشه پياز گياه سير است. مطالعات نشان دهنده تاثيرات مهم اما علائم كاهش دهنده چربي و فعاليت ضد پلاكتي هستند. معمولا اثرات جانبي مصرف سيرخفيف و غير متداول است.
سير ظاهرا تاثيري بر متابوليسم داروها ندارد، اما بيماراني كه از داروهاي ضد انعقاد استفاده ميكنند، بايد در مصرف سير احتياط كنند. از اين رو افرادي كه جراحي ميكنند بايد ٧ تا ١٠ روز پيش از جراحي از خوردن سير خودداري كنند چرا كه سير زمان خونريزي را طولانيتر ميكند.
سير هزاران سال براي اهداف پزشكي مورد استفاده داشته است. اين گياه حداقل ٣٠٠٠ سال در طب چين كاربرد داشته است.
مصريان، بابليها، يونانيها و روميها از سير براي موارد شفابخش استفاده ميكردهاند. در جنگهاي جهاني اول و دوم نيز از سير بعنوان ماده ضد عفوني كننده براي پيشگيري از قانقاريا استفاده ميشود.
در طول تاريخ، سير در سرتاسر دنيا براي درمان ناراحتيهاي مختلف شامل فشار خون بالا، عفونتها و مارگزيدگيها استفاده شده و برخي فرهنگها از آن براي دفع ارواح شيطاني استفاده ميكردند.
در حال حاضر از سير براي كاهش ميزان كلسترول و كاهش خطر بروز بيماريهاي قلبي - عروقي و نيز براي بهره مندي از خواص ضد ميكروبي آن استفاده ميشود.
پياز ريشه گياه سير مصرف پزشكي دارد. از آن ميتوان به صورت تازه، خشك و يا روغن گرفته شده استفاده كرد. از آنجا كه برخي تركيبات مفيد در اين گياه در اثر حرارت ديده غير فعال ميشوند، لذا سير پخته قدرت طبي كمتري دارد.
سير تاكنون در سطح وسيعي در آزمايشهاي باليني بر روي حيوانات و انسان و در لوله آزمايش و در بررسيهاي اپيدميولوژيك براي خواص چندگانه پزشكي آن مورد مطالعه قرار گرفته است. كيفيت آزمايشها بر روي انسان متفاوت بوده است كه مقايسه را در آزمايشهاي مختلف دشوار كرده است.
در بسياري از آزمايشهاي كلينيكي متنوع و اتفاقي تاثيرات سير برروي سطح ليپيد (چربي) مطالعه شده است.
در آزمايشاتي در سالهاي ١٩٩٣ تا ١٩٩٤ صورت گرفت، مشخص شد كه مصرف سير در كاهش سطح كلسترول خون نقش اساسي دارد. بر اساس توصيههاي مهم كلينيكي، به بيماران گفته ميشود كه سير تاثير خفيف و كوتاه مدت در كاهش چربي خون دارد.
بيماراني كه سابقه ابتلا به بيماري ترومبوس (تشكيل لخته خوني در عروق يا قلب) را دارند بايد بدانند كه سير ميتواند تاثير اندك اما مهم به روي تجمع پلاكتها داشته باشد. به علاوه بايد به بيماران توصيه شود كه اين گياه خاصيت كاهش خطر ابتلا به سرطان بويژه سرطان معده و روده را دارد.
منبع : BBC
مراحل تقسیم میتوز
مقدمه
مرحله میتوز تقسیم یاختهای نسبت به جنبههای دیگر چرخه یاختهای یوکاریوتها توجه بیشتری را به خود جلب کرده است. بر اساس سنتی که وجود دارد میتوز را به چهار مرحله پروفاز ، متافاز ، آنافاز و تلوفاز تقسیم میکنند. این گونه تقسیم بندی آسان به نظر میرسد، اما روند تقسیم حقیقتا پیوسته است و مراحل تقسیم به آرامی از یک مرحله به مرحله دیگر وارد میشود.
پروفاز
اولین مرحله تقسیم یاختهای که با متراکم شدن کروموزومها (که آغاز آن از مرحله است) آغاز میشود و شاید طولانیترین مرحله بوده و چند ساعت طول میکشد، پروفاز نام دارد. متراکم شدن کروموزومها در طی مرحله پروفاز ادامه مییابد. بنابراین کروموزومهایی که در آغاز پروفاز به صورت رشتهای ظریف بودند، در آخر این مرحله کاملا حجیم میشوند. هنگامی که بخشی از کروموزوم که حاوی ژنهای RNA ریبوزومی است، متراکم میشود، سنتز RNA ریبوزومی کاهش مییابد و در نتیجه هستک که قبلا مشخص شود، ناپدید میگردد.

در حین متراکم شدن کروموزومها یک سری رویدادهای مهم دیگر رخ میدهد. هستک ناپدید شده و دستگاه ریزلولهای ، جهت جدا کردن کروموزومهای دختر تشکیل میگردد. در اوایل مرحله پروفاز دو جفت سانتریول از یکدیگر دور میشوند و بین آنها محوری از ریزلولهها تشکیل میگردد که رشتههای دوک نامیده میشوند. سانتریولها از هم دور میشوند تا در دو قطب مخالف روبروی هم قرار گیرند و پلی از ریزلولهها بین آنها بوجود میآید. در یاختههای گیاهی چنین پلی متشکل از رشتههای دوک بین قطبهای مخالف یاخته تشکیل میگردد، اما در این حالت مرکز سازمان دهنده ریزلولهها با میکروسکوپ نوری دیده نمیشود.
هنگام تشکیل دستگاه دوک ، غشای هسته خرد میشود و مواد آن بوسیله شبکه آندوپلاسمی جذب میگردد. بنابراین دوک ریزلولهای از یک قطب به قطب دیگر کشیده میشود. موقعیت دوک صفحه تقسیم را مشخص میکند که از مرکز هسته میگذرد و عمود بر دوک است. هنگامی که سانتریولهای یاختههای جانوری در حال تقسیم ، به قطبهای یاخته میرسند، در اطراف خود رشتههایی از ریزلولهها را به صورت شعاعی بیرون میفرستند که همانند داربستی سانتریولها را در برابر غشای یاخته نگاه میدارند. این نوع آرایش ریزلولهها را ستاره (آستر) میگویند.
یاختههای گیاهی که دیواره سخت یاختهای دارند، فاقد سانتریول هستند. در حین ادامه پروفاز دومین گروه ریزلولهای از هر سانترومر منفرد به قطبهای دوک کشیده میشوند. از هر کروموزوم دو ریزلوله خارج میشود که دو طرف سانترومر را به دو قطب دوک متصل میکنند. دو ریزلوله متصل به سانترومر به پیشروی خود ادامه میدهند تا هر دو با دو قطب یاخته تماس حاصل کنند. این امر سبب کشیدگی کرومزومها به خط میانی یاخته میشود. در مرحله پروفاز ATP به مقدار فراوان مصرف میشود. اگر فهالیت تنفسی یاخته در ابتدای این مرحله متوقف گردد، میتوز هم متوقف خواهد شد. در اواخر این مرحله ، اگرچه یاخته مقدار زیادی ATP ذخیره میکند، با این وجود کاهش فعالیت تنفسی هیچ اثری بر میتوز ندارد.
دومین مرحله میتوز ، یعنی متافاز ، هنگامی آغاز میشود که کروماتیدهای جفت در مرکز یاخته در یک سطح قرار بگیرند. در این مرحله کروموزومها به آسانی قابل شمارش هستند. ریزلولهها که به دو طرف قطب کشیده شدهاند، آشکارا قابل مشاهدهاند. کروموزومها هم موازی یکدیگر نیستند، بلکه بازوی بلند آنها در هر جهتی قرار میگیرد. سانترومرها به یک فاصله از دو قطب در یک سطح قرار میگیرند.
در تقسیم میتوز کروموزومها ، سانترومرهای خود را بطور غیر فعال دنبال میکنند. هر سانترومر دو طرف دارد و یک ریزلوله سانترومری به هر طرف آن متصل شده و به قطبهای مخالف کشیده میشود. این نظم و ترتیب برای روند میتوز کاملا مهم است. هر اشتباهی در استقرار این ریزلولهها خطرناک است. به عنوان مثال ، اتصال دو ریزلوله سانترومری به همان قطب سبب جدا نشدن کروماتیدهای خواهر و در نتیجه باقی ماندن آنها در همان یاخته دختر میشود.
زیست شناسان برای متوقف کردن میتوز در مرحله متافاز ، از مادهای به نام کلشیسین استفاده میکنند تا ساختار ریختی و تعداد کروموزومها را مطالعه کنند. در بسیاری از گونهها ، اندازه کروموزومها متغیر است. کروموزومهای بزرگتر در بیرون و کروموزومهای کوچکتر در مرکز قرار میگیرند. در این مرحله کروموزومها ضخیم و کوتاهاند. کرومونما به حداکثر انقباض خود میرسد. در پایان مرحله متافاز ، سانترومرها تقسیم میشوند. تقسیم سانترومر همه کروموزومها همزمان صورت میگیرد. شکل استوانهای کروموزومهای متافاز نتیجه محکم کلاف شدن کرومونماست. کوتاه شدن کروموزومهای پروفازی و تبدیل آنها به کروموزومهای متافازی هنگام تقسیم 3 تا 6 برابر است.
آنافاز
در بین مراحل میتوز ، ATPی رانده شده در اثر تغییرات ساختاری پروتئینهای پل ریزلولههای جفت است. چون هر یک از ریزلولههای جفت از نظر فیزیکی ، به قطبهای مخالف قلاب شدهاند، سر خوردن هر یک از آنها روی دیگری سبب دور شدن قطبها از یکدیگر میشود.

سانترومرها به طرف قطبها حرکت میکنند. با جابجا شدن پیاپی اجزای توبولین از انتهاهای قطبی خود ریزلولههای سانترومری کوتاه میشوند. این روند کوتاه شدن ، یک انقباض نیست، چون ریزلولههای سانترومری مرکز تنظیم کننده جابجا میشوند. هر قدر اجزا توبولین بیشتر جابجا شوند، بی نظمی پیشرفته ریزلوله حامل کروموزوم سبب کوتاهتر شدن آن میگردد و کروموزوم را به قطب یاخته نزدیکتر میکشاند. رشتههای اکتین در دوک هم دیده میشوند.
تلوفاز
جدا شدن کروماتیدها که در مرحله آنافاز صورت میگیرد، تقسیم صحیح ژنوم همانندسازی شده را که عنصر اصلی میتوز است، کامل میکند. با این تکمیل ایفای نقش تلوفاز که از بین بردن تشکیلات دوک و تشکیل دو هسته است، آغاز میشود. دستگاه دوک متلاشی میشود. ریزلولهها نظم خود را از دست میدهند و به صورت مونرمرهای توبولین در میآیند و آماده استفاده مجدد در ساختار اسکلت یاختهای جدید میشوند.

غشای هسته در اطراف هر گروه کروماتیدهای دختر شکل میگیرد. این کروماتیدها که هنوز به شکل کروموزوماند، شروع به باز شدن میکنند و کاملا کشیده میشوند و به صورت کروماتین تجلی مییابند. یکی از ژنهایی که به سرعت ظاهر میشود، RNA ریبوزومی است که سبب ظهور مجدد هستک میگردد.
توليد يک پلاستيک تازه به وسيله پوست پرتقال

دانشمندان آمريکايی توانسته اند به وسيله پوست پرتقال و دی اکسيد کربن، يک نوع پلاستيک جديد بسازند. اين شيوه در آينده ممکن است جايگزين استفاده از نفت به عنوان ماده اصلی برای توليد مواد پلاستيکی شود.
پژوهشگران دانشگاه کرنل با ترکيب دی اکسيد کربن که عمده ترين گاز گلخانه ای است و يک نوع روغن موجود در پوست پرتقال يک پليمر تازه ساخته اند.
جزئيات اين مطالعه در نشريه "انجمن شيمی آمريکا" منتشر شده است.
پلاستيک ها يک نوع پليمر هستند که از ملکول های بلند زنجيره ای با پايه کربنی تشکيل شده است.
ليمونين يک نوع ترکيب کربنی است که 95 درصد روغن موجود در پوست پرتقال را تشکيل می دهد و از آن برای خوشبو کردن مواد پاک کننده استفاده می شود.
جفری کوتس، استاد شيمی دانشگاه کرنل آمريکا و همکارانش از يکی از مشتقات اين روغن به نام اکسيد ليمونين به عنوان يکی از مصالح توليد پليمر استفاده کردند.
محققان از يک ملکول کمکی يا کاتاليزور استفاده کردند تا اکسيد ليمونين وادار کنند طی فعل و انفعالی شيميايی با دی اکسيد کربن، پليمر تازه ای به نام "کربنات پلی ليمونين" تشکيل دهد.
ویژگی پلاستیک تهیه شده از پوست پرتقال
اين پليمر دارای بسياری از خصوصيات پلی استيرين است که در بسياری از محصولات پلاستيکی يک بار مصرف استفاده می شود.
پروفسور کوتس گفت: "تقريبا تمامی پلاستيک های موجود، از پلی استيرين در لباس گرفته تا پلاستيک هايی که برای بسته بندی مواد غذايی و محصولات الکترونيکی استفاده می شود، با استفاده از نفت، به عنوان يک ماده اصلی تشکيل دهنده، ساخته شده است."
"اگر بتوان مصرف نفت را کنار گذاشت و در عوض از منابع فراوان، قابل تجديد و ارزان استفاده کرد، در آن صورت بايد درباره آن تحقيق کنيم."
"نکته هيجان انگيز در مورد اين مطالعه اين است که ما با استفاده از منابع کاملا قابل تجديد قادريم پلاستيکی با کيفيت خيلی خوب بسازيم."
تيم آقای کوتس علاقه مند است از دی اکسيد کربن نيز به عنوان جايگزينی برای مصالح سازنده پليمرها استفاده کند.
اين گاز را می توان جدا کرده و از آن برای توليد پلاستيک هايی مانند اکسيد پلی ليمونين استفاده کرد.
دی اکسيد کربن عمده ترين گاز گلخانه ای است که در اثر سوزاندن سوخت های فسيلی و قطع درختان جنگل ها در هوا متصاعد می شود.
منبع: BBC
موريانه ها غذاي خود را با گوش دادن انتخاب مي كنند
گرچه موريانه ها مشهورند به اين كه غذاي خود را انتخاب نمي كنند اما در واقع مي توانند كاملا انتخابي عمل نمايند.
در واقع علاوه بر انتخاب چوب از لحاظ سختي و خوشايند بودن ، گونه هاي مختلفي هستند كه اندازه هاي خاص چوب را مي پسندند كه اين يك راه اجتناب از رقابت با ديگر موريانه هاست. چگونگي دقيق كنترل اين اندازه گيري دانشمندان را متحير ساخته اما اين موجودات نابينا هستند و ابعاد قطعه چوب را قبل از آن كه در داخل آن جاي گيرند نمي سنجند. به گزارش سايت scium.com ، تحقيقات جديد نشان مي دهد اين موجودات چوب منتخب خود را با گوش دادن برمي گزينند.
محققان استراليايي موريانه هاي چوب خشك (كريپتوترس دامستيكوس) را مورد بررسي قرار دادند تا دريابند چه فاكتورهايي تصميم آنها را براي خوردن تحت تاثير قرار مي دهد.اين محققان قطعات چوب به اندازه هاي مختلف را در اختيار اين حشرات گذاشتند و صداهايي كه بهنگام حركت و جويدن چوب ايجاد مي كردند را ثبت نمودند. موريانه ها قطعات كوچكتر چوب را ترجيح مي دادند اما زماني كه دانشمندان ويبراسيون ها را در چوب تازه با اندازه مشخص ثبت كردند و اين قطعات چوبي با اندازه هاي مشخص را به گروه جديدي از موريانه ها دادند ، دريافتند كه حشرات ترجيحا به نمونه هايي كه صداهاي «بلوك كوچك» را داشتند تونل زدند حتي زماني كه قطعه چوب واقعا بزرگتر بود.
منبع:جام جم آنلاين
فشار خون بالا ( هیپرتانسیون)
1- آیا از این حقایق درباره فشار خون اطلاع دارید ؟
• به فشار خون بالا " قاتل آرام " می گویند چون ممکن است سال ها به آن مبتلا باشید اما از آن خبر نداشته باشید .
• فشار خون بالا علت اصلی حملات قلبی ، سکته های مغزی و بیماری مزمن کلیه است .
• کنترل فشار خون خطر بروز این حوادث را کاهش می دهد .
• کاهش وزن ، ورزش منظم ، ترک سیگار و کم کردن مصرف نمک به کنترل فشار خون کمک زیادی می کنند .
2- فشار خون چیست ؟
فشار خون نیرویی است که خون شما به دیواره های سرخرگ هایتان وارد می کند . این فشار، خون را از قلب به اعضاء بدن از جمله مغز ، کلیه ها و معده می رساند .
3- فشار خون چگونه اندازه گیری می شود ؟
فشار خون به وسیله دستگاه فشارسنج اندازه گیری میشود . بازوبند یا کاف فشارسنج دور بازو بسته می شود به طوری که لبه تحتانی آن 5/2 سانتی متربالاترازچین جلوی آرنج قراربگیرد . دراین هنگام کسی که میخواهد فشار خون را اندازه گیری کند ، گوشی پزشکی را به آرامی روی شریان بازویی ( تقریبا وسط چین جلوی آرنج ) قرار می دهد ؛ سپس کاف فشارسنج را به اندازه ای باد می کند که نبض مچ دست ناپدید شود . بعد اجازه می دهد تا باد آن به آرامی خارج شود به طوری که بتواند صدای نبض را به وسیله گوشی بشنود . اولین صدایی که شنیده می شود نشان دهنده فشار خون سیستول است . فشار سیستول ، بالا نوشته میشود . کار تخلیه باد فشارسنج ادامه داده می شود تا صدای نبض گنگ و سپس ناپدید شود . نقطه ناپدید شدن صدای نبض ، معادل فشار دیاستول است . فشار دیاستول پایین نوشته می شود . برای مثال فشار 80/120 را چنین می خوانند :120 روی 80 (120 فشار سیستول و 80 فشار دیاستول است ) .
4- فشار خون بالا ( هیپرتانسیون ) چیست ؟
فشار خون بالا ( که به آن هیپرتانسیون هم می گویند ) زمانی اتفاق می افتد که نیرویی که خون به دیواره سرخرگهای شما وارد می کند ، آنقدر زیاد می شود که می تواند به اعضاء مختلف بدن آسیب برساند . اگر یک بار فشار خون شما بالا باشد ، نمی توان گفت که به هیپرتانسیون مبتلا شده اید . ابتلا به فشار خون بالا زمانی تایید میشود که در چندین ویزیت ، فشار خون شما بالا باشد . در بیشتر بزرگسالان ، وقتی فشار خون سیستول ( شماره بالایی ) 140 یا بیشتر یا فشار خون دیاستول ( شماره پایینی ) 90 یا بیشتر باشد ، می گوییم که فرد به بیماری فشار خون مبتلاست . شانس ابتلا به هیپرتانسیون در کسانی که فشار سیستول 120 تا 139 یا فشار دیاستول 80 تا 89 دارند ، بسیار زیاد است به همین دلیل باید با پزشک خود صحبت کنند تا با تغییر در سبک زندگی ، از ابتلا به فشار خون بالا پیشگیری نمایند . برای افراد مبتلا به دیابت یا بیماری مزمن کلیه ، فشار خون کمتر از 80/130 مطلوب است .
5- هر چند وقت یکبار فشار خونم را اندازه بگیرم ؟
فشار خون شما باید حد اقل سالی یک بار و هر بار که به پزشک مراجعه میکنید ، اندازه گیری شود . اگر فشار خونتان بالاست ، باید هر چند مرتبه که پزشکتان توصیه کرده است ، آن را اندازه گیری کنید . اگر فشار خونتان بالا باقی بماند لازم است که برای کنترل آن دارو تجویز شود . پزشک ممکن است از شما بخواهد تا فشار خونتان را طبق یک برنامه منظم در خانه اندازه گیری ویادداشت کنید . این کار به پزشک کمک می کند تا در مورد روش کنترل فشار خون شما بهتر تصمیم گیری کند .
6- چگونه فشار خون بالا به بدنم آسیب می رساند ؟
اگر فشار خون بالا درمان نشود به قسمت های مهم بدن شما از جمله قلب ، مغز ، چشم ها و کلیه ها آسیب می رساند . این آسیب می تواند باعث حمله قلبی ، سکته مغزی و نا رسایی کلیه شود . اگر دیابت هم داشته باشید ، شانس شما برای ابتلا به این عوارض خیلی بیشتر است . به همین دلیل ، ضرورت دارد که قند خونتان را به خوبی کنترل کنید و درمان فشار خونتان را با دقت پیگیری نمایید .
7- چه عواملی باعث افزایش فشار خون می شوند ؟
علت دقیق فشار خون بالا در بیشتر موارد ناشناخته است . اما شانس شما برای ابتلا به فشار خون بالا افزایش می یابد اگر :
• به بیماری مزمن کلیه مبتلا باشید .
• اضافه وزن داشته باشید .
• نمک ، غذاهای بسته بندی شده و آماده زیاد مصرف کنید .
• خانمی باشید که از قرص های ضد بارداری استفاده می کند .
• دیابت داشته باشید .
• مقادیر زیادی الکل بنوشید .
احتمال ابتلاء مردان به فشار خون بالا بیشتر از زنان است . بعلاوه ، شانس ایجاد فشار خون بالا در مردانی که بیشتر از 30 و زنانی که بیشتر از40 سال سن دارند ، افزایش می یابد .
8- فشار خون بالا و بیماری کلیه چگونه با هم ارتباط دارند ؟
بعضی از بیماری های کلیه ممکن است باعث افزایش فشار خون بشوند ، اما عمدتا فشار خون بالاست که باعث بیماری کلیه می شود . به علاوه ، فشار خون بالا سرعت از کار افتادن کلیه را در افرادی که به بیماری کلیه مبتلا هستند ، افزایش می دهد .
واحدهای کاری کلیه ( که نفرون نام دارند ) ، سال ها طول می کشد تا در اثر استرس ناشی از فشار بالا تحت تاثیر قرار بگیرند . پزشک شما میتواند میزان آسیب دیدگی کلیه را به وسیله مقدار پروتئینی که از طریق ادرارتان دفع میشود ، ارزیابی کند . همچنین پزشک با محاسبه سرعت فیلتراسیون گلومرولی یا GFR ، وضعیت کار کلیه های شما را تخمین می زند . او این کار را به کمک یک آزمایش ساده خون انجام می دهد . بیماری مزمن کلیه ناشی از فشار خون بالا علت اصلی نارسایی کلیه است به طوری که فرد مبتلا به آن برای ادامه زندگی به دیالیز یا پیوند کلیه احتیاج پیدا می کند . اگر فشار خون کنترل شود ، شانس ایجاد بیماری مزمن کلیه و سایر عوارض ناشی از آن به طور قابل ملاحظه ای کاهش پیدا می کند .
افرادی که فشار خون بالا دارند به شدت در معرض ابتلا به بیماری مزمن کلیه قرار دارند لذا ضرورت دارد که از نظر بیماری کلیه مورد بررسی قرار گیرند . این بررسی باید شامل موارد زیر باشد :
• آزمایش ساده ای برای بررسی وجود پروتئین در ادرار . پروتئین یکی از عناصر مهم ساختمان بدن است . بطورطبیعی نباید پروتئینی درادراروجود داشته باشد . وقتی کلیه ها آسیب می بینند ، قادر نیستند پروتئین را بازجذب نموده وآن را در بدن نگه دارند ؛ در نتیجه پروتئین وارد ادرار می شود . اگر طی چند هفته ، دو بار آزمایش شما از نظر وجود پروتئین در ادرار مثبت باشد ، آسیب دیدگی کلیه های شما تایید می شود .این از علائم اولیه و زودرس بیماری کلیه است .
• آزمایش خون برای اندازه گیری کراتینین . کراتینین ماده زائدی است که در اثر فعالیت ماهیچه ها تولید می شود . وقتی کلیه های شما خوب کار نمی کنند ، کراتینین خونتان افزایش می یابد . میزان کراتینین برای محاسبه سرعت فیلتراسیون گلومرولی یاGFR به کار می رود . GFR به پزشک می گوید که وضعیت کار کلیه های شما چگونه است . وقتی میزان GFRکم باشد بدان معناست که کلیه های شما به اندازه کافی خوب کار نمیکنند لذا نمی توانند مواد زائد را از بدنتان دفع کنند . اگر فشار خون بالا دارید باید عدد GFRخود را بدانید و حساب آن را داشته باشید .
9- فشار خون بالا چه علائمی دارد ؟
ممکن است هیچ علامتی از فشار خون بالا نداشته باشید . بیشتر کسانی که فشار خون بالا دارند ، احساس بیماری نمی کنند . به همین دلیل است که اندازه گیری فشار خون ، آزمایش ادرار ، آزمایش خون ، محاسبه GFRو پیگیری آنها اهمیت دارند . اینها اثرات فشار خون بالا را مدت ها قبل از بروز علائم وعوارض آن ، نشان می دهند . گاهی اوقات ، افراد مبتلا به فشار خون سردرد دارند . بعضی از بیمارانی که فشار خونشان خیلی بالاست ، دچار تغییر دروضعیت چشم ها و بینایی می شوند .
10- فشار خون بالا چگونه درمان می شود ؟
فشار خون بالا ریشه کن نمی شود اما به خوبی قابل کنترل است . برای بیشتر بیماران ، هدف این است که فشار خون زیر 90/140 برسد . اگربه دیابت یا بیماری مزمن کلیه مبتلا باشید ، فشار خون شما باید از 80/130 کمتر باشد . وقتی فشار خونتان بالا باشد ، پزشک از شما خواهد خواست که تغییراتی در سبک زندگی خویش ایجاد کنید ازجمله :
• اگر اضافه وزن دارید ، وزن خود را کم کنید .
• بیشتر ورزش کنید .
• مصرف نمک را کم کنید .
• از مصرف الکل بکاهید .
• کلسیم موجود در رژیم غذایی را با افزایش مصرف فرآورده های لبنی کم چرب مثل شیر و ماست کم چرب ، افزایش دهید .
• مقدار پتاسیم موجود در رژیم غذایی را به کمک افزایش مصرف آجیل ( بی نمک ) ، کشمش ، برخی میوه ها و سبزیجات تازه و میوه جات خشک زیاد کنید . در صورتی که به بیماری مزمن کلیه مبتلا هستید ، قبل از هر گونه تغییر در میزان مصرف پتاسیم ، با پزشک خود صحبت کنید .
• اگر سیگاری هستید ، آن را ترک کنید . سیگار و فشار خون بالا در کنار هم خطر ابتلاء شما به عوارضی مثل حملات قلبی و سکته های مغزی را افزایش می دهند .
پزشک تغییراتی را که لازم است در سبک زندگی تان ایجاد کنید به شما توصیه می کند . اگر با اجرای این تغییرات فشار خون شما به خوبی کنترل نشود ، پزشک برا یتان دارو تجویز میکند . گاهی اوقات برای رسیدن به فشار خون مطلوب ، بیش از یک دارو مورد نیاز است . اگر دیابت یا بیماری مزمن کلیه داشته باشید ، پزشک ممکن است ترجیح دهد که داروی ضد فشار خونی از گروه مسدود کننده های گیرنده آنژیوتانسین ( که نام آنها به –" زارتان " ختم می شود مثل لوزارتان ، والزارتان و ... ) یا مهار کننده های آنزیم مبدل آنژیوتانسین ( که نام آنها به – " پریل " ختم می شود مثل کاپتوپریل ، انالاپریل و ... ) برایتان تجویز کند . مطالعات نشان داده اند که این داروها به حفظ کار کلیه ها کمک می کنند .
11- در صورت بروز اثرات جانبی داروها چه کار باید بکنم ؟
گاهی اوقات داروهای پایین آورنده فشار خون باعث مشکلاتی می شوند از جمله :
• گیجی
• خستگی
• سردرد
• ناتوانی جنسی در مردان
اگر دچار هر عارضه ای شدید باید آن را به پزشکتان اطلاع دهید . ممکن است پزشک بتواند مقدار داروی شما را تغییر داده یا آن را به داروی دیگری که روی شما بهتر اثر می گذارد ، تبدیل کند . هرگز شخصا و بدون اطلاع پزشک داروهای خود را قطع نکنید یا داروی دیگری به جای آن مصرف نکنید .
12- خودم برای کنترل فشار خون بالا چه کاری میتوانم انجام دهم ؟
برای اندازه گیری و کنترل فشارخونتان به طورمنظم به درمانگاه یا پزشک مراجعه کنید . شناسایی به موقع بیماری و درمان دراز مدت آن کلیدهای زندگی طولانی تر و سالم ترند . اگر فشار خون بالا دارید ، لازم است که برای کنترل آن با پزشک همکاری کنید . توصیه های پزشک خود را در مورد هر گونه تغییری که لازم است در سبک زندگی تان ایجاد شود ، اجرا کنید . اگر در مورد رژیم غذایی سوالاتی دارید پزشک یا درمانگاه می توانند شما را به یک متخصص تغذیه معرفی کنند تا در مورد انتخاب غذای مناسب و مقدار صحیح آن به شما کمک کند ؛ به این ترتیب می توانید وزن و فشار خونتان را بهتر کنترل کنید .
اگر برای کنترل فشار خونتان دارو تجویز شده است باید آنرا همیشه - حتی وقتی احساس بهبودی می کنید - مصرف کنید چون فشار خون بالا ممکن است اصلا علامتی نداشته باشد . به خاطر داشته باشید که داروهایتان را باید سر ساعتی که به شما گفته شده است ، میل کنید . اگر احساس می کنید که ممکن است زمان خوردن داروهایتان را فراموش کنید ، می توانید از جعبه های مخصوصی که برای نگهداری دارو تهیه شده و روی آن روزهای هفته و ساعت مصرف دارو نوشته شده است ، استفاده کنید . ساعت های مچی زنگ دار هم می توانند در به خاطر آوردن زمان مصرف دارو به شما کمک کنند . از اعضاء خانواده خود بخواهید تا آنها نیز در صورت امکان زمان خوردن داروها را به شما یادآوری کنند .
13- خانواده ام چطور می توانند برای پیروزی در مبارزه با فشار خون به من کمک کنند ؟
اگر فشار خون بالا دارید ، خوب است از تمام افراد خانواده بخواهید تا در برنامه مراقبتی شما مشارکت داشته باشند . سابقه خانوادگی یکی از علل بروز فشار خون است ، بنابراین بعضی از اعضاء خانواده شما نیز ممکن است به شدت در معرض خطر ابتلا به فشار خون بالا قرار داشته باشند . باید تشویق کنید تا آنها نیزهمه چیزهایی را که لازم است ، درباره فشار خون یاد بگیرند و فشار خونشان راحداقل سالی یک مرتبه اندازه گیری کنند . همچنین این روش کمک می کند تا اعضاء خانواده برای ایجاد تغییر در سبک زندگی ، به منظور دستیابی به زندگی سالم تر، به شما ملحق شوند . مسلما انجام گروهی کارهایی مثل ورزش ، ترک سیگار و درست کردن غذای سالم ، آسان تر و سرگرم کننده تر خواهد بود .
به خاطر داشته باشید ...
• فشار خون بالا علت اصلی حملات قلبی ، سکته های مغزی و بیماری مزمن کلیه است .
• کنترل فشار خون شانس ابتلا به این عوارض را کاهش می دهد .
• باید فشار خونتان را حداقل سالی یک بار اندازه گیری کنید ؛ منتظر نمانید تا اعضاء بدن شما آسیب ببینند .
• درباره فشار خون بالا با اعضاء خانواده و دوستانتان صحبت کنید و تشویق کنید تا آنها هم فشار خونشان را اندازه گیری نمایند .
• اگر فشار خونتان بالاست ، دستورات پزشکتان را درباره تغییر در سبک زندگی و روش مصرف داروها اجرا کنید
منبع : سایت رسمی دکتر حسین میرزایی
نوع جدید انسولین که با نام تجاری اگزوبرا Exubera و توسط شرکت دارویی فایزر Pfizer Inc تولید و برای
بررسی در اختیار اداره نظارت بر مواد غذایی و دارویی امریکا قرار گرفته بود به جای تزریق از طریق استنشاق وارد بدن می شود و در نتیجه، نیاز بیماران به تزریق روزانه را از میان می برد یا لااقل تقلیل می دهد.
هنوز این نوع از انسولین روانه بازار نشده است اما با کسب مجوز دولتی، انتظار می رود میلیون ها نفر از مبتلایان به بیماری قند در آمریکا و سایر کشورها به استفاده از آن روی آورند و کارشناسان دارویی فروش سالانه بیش از دو میلیارد دلار از این دارو را تنها در آمریکا پیش بینی کرده اند.
این دارو با همکاری فایزر و دو شرکت فرانسوی تهیه می شود که تحقیقات یکی از آنها منجر به کشف فرمول جدیدی برای انسولین شد که از طریق بافت های ریوی قابل جذب است و می توان آن را استنشاق کرد.
در عین حال، نوع جدید انسولین که زمان تاثیر آن کوتاه مدت تر از نوع تزریقی است، لااقل در حال حاضر به طور کامل جایگزین انسولین تزریقی نمی شود.
به گفته کارشناسان، مبتلایان به بیماری قند می توانند از این نوع انسولین قبل از صرف غذا استفاده کنند اما احتمالا اکثر بیماران همچنان به نوع تزریقی، با تاثیر بلند مدت تر هم نیاز خواهند داشت.
انسولین به طور طبیعی در لوزالمعده افراد سالم تولید و ترشح می شود و از انسولین دارویی برای نخستین بار در سال 1921 برای مقابله با عوارض بیماری قند استفاده شد.
دیابت تیپ 1
انسولین نوع جدید برای تمامی مبتلایان به بیماری قند مناسب نیست و خاص کسانی است که به دیابت تیپ 1 مبتلا هستند.
بدن این گروه از بیماران، که معمولا در سنین کمتر به مرض قند مبتلا می شوند، قادر به تولید انسولین مورد نیاز بدن برای تنظیم میزان گلوکز خون نیست و در نتیجه، بیمار به دریافت انسولین دارویی نیاز دارد.
تاکنون از انسولین تنها به شکل تزریقی - گاه چند بار در روز - برای مقابله با عوارض مرض قند و جلوگیری از بروز دشواری های دیگر مرتبط با آن استفاده می شده است.
از آنجا که این ماده در اثر مواد موجود در معده انسان تجزیه می شود و خاصیت خود را از دست می دهد، استفاده از نوع خوراکی انسولین امکانپذیر نبوده و در حال حاضر، نوع استنشاقی آن، که از طریق بافت های ریه جذب می شود، تنها جانشین تزریق است.
نوع دیگر مرض قند با نام دیابت تیپ 2 شناخته می شود که معمولا در دوران بزرگسالی بروز می کند و در بسیاری از مبتلایان، عوارض این بیماری از طریق رژیم غذایی کنترل می شود و در برخی دیگر، استفاده از دارو، معمولا به شکل قرص، نیز ضرورت دارد.
هرگاه عوارض این نوع مرض قند از طریق رژیم غذایی و داروی خوراکی قابل کنترل نباشد، استفاده از انسولین نیز توصیه می شود که در این موارد، انسولین استنشاقی نیز ممکن است موثر باشد.
نوع استنشاقی انسولین، که در بریتانیا و چند کشور دیگر نیز در دست بررسی است، به شکل گردی بسیار نرم تهیه شده که نحوه استفاده از آن بی شباهت به داروهای استنشاقی مورد کاربرد مبتلایان به آسم نیست.
یکی از پژوهشگران بریتانیایی که در بررسی اگزوبرا شرکت داشته گفته است که با به بازار آمدن داروی جدید، بسیاری از مبتلایان به مرض قند این امکان را می یابند تا به جای چند بار تزریق انسولین در روز، نیاز خود به آن را تنها یک بار از طریق تزریق و در موارد دیگر از راه استنشاق تامین کنند.
منبع :تارنگار دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد
MDMA يا 3 و 4 متيلن دياكسي متآمفتامين كه به نامهاي اكستاسي ، اكستازي ، XTC ، E , X هم معروف است نوعي جديدي از مواد مخدر است كه به دليل ايجاد احساس نشاط فراوان امروز در ميان محافل جوانان جذابيتي خاص پيدا كرده است اين مواد توهمزا كه در اشكال متنوع داروئي عرضه ميشود بر مغز اثر گذاشته و تصاوير آن را مخلوط ميكند.
اكستاسي خالص پودري سفيد شامل كريستالهاي ريز است . از اين پودر بوي كپك به مشام ميرسد . در صورت وجود ناخالصي اكستاسي به رنگهاي قرمز و قهوهاي نيز ديده ميشود. اين ماده به اشكال قرص خوراكي و جويدني ، كپسول ، پودر استنشاقي ، برچسبهاي پوستي و مواد تدخيني و تزريقي موجود است.
MDMA با تأثير بر نرونهاي حاوي سروتونين و آكسونها باعث اختلال در حواس شده و آثار چون: تغيير در ادراك زماني، تغيير در ادراك بينايي، تغييرات گفتاري، كاهش دفاعي بدن و ... را 2 تا 4 دقيقه پس از مصرف ايجاد ميكند و در ادامه باعث كاهش خواب، كاهش توان و تمايل به انجام كارهاي فكري و بدني، خستگي و ... ميشود .
ميزان ماده مخدر در هر قرص از 9 تا 117ميليگرم متفاوت است كه اين ميزان بر سرعت و شدت و همچنين مدت زمان ماندگاري اثر ماده تأثير ميگذارد . ناخالصيهايي كه به قرص افزوده ميشود شامل مواد شيميايياي است كه غالباً خاصيت تحريك كننده و فعالكننده سيستم عصبي را دارند . به علت سهولت ساختاري اين مواد به طوريكه امكان تهيه آن در لابراتورهاي داخلي نيز وجود دارد خطر وجود مواد اضافي خطرناك و تركيبات كشنده در آن بالاست .
با بلعيدن قرصهاي حاوي اين مواد اثرات آن پس از 20 تا 90 دقيقه ظاهرشده و 2 تا 3 ساعت اثرات آن در يك حد حفظ شد ه و بعد افت ميكند و از 3 تا 24 ساعت اثرات آن باقيست. اين قرصها به علت تأثيرات خاصي كه دارند در ميان جوانان با نامهاي مختلف شناخته ميشوند مانند قرصهاي شادي يا قرص عشق (LOVE PILL ) ، قرص فراري ، قرص انرژيزا ، ديسكو بيسكويت ، قهوهاي بزرگ ، دنيس شيطونه و …
حالت بعد از مصرف اين مواد را اصطلاحاً سفر يا trip ميگويند كلمه اكستاسي در گذشته براي سرمستي عارفان و خاصه شاعران به كار ميرفته است .
قرصهاي موجود در بازار ايران در قالب طرحها و ماركهاي مختلفي عرضه ميشوند كه برخي از آنها عبارتند از : دلفين ، لنگر ، صليب سرخ ، رنو ، سان شاين ، سوپر من ، هوندا ، امگا ، پليكان ، لاو ، مرسدس ، ميتسوبيشي و …
اكستاسي نخستين بار در سال 1914 توسط شركت داروسازي « مرك » (Merck ) در آلمان ساخته شد و به عنوان داروي ضد اشتها و لاغري به ثبت رسيد اما درآن زمان وارد بازار نشد و استفاده از آن تا اواخر دهه 1970 به تعويق افتاد . در اين زمان اكستاسي به عنوان درمان اختلالات رواني و عاطفي توسط پزشكان و روانپزشكان معرفي شد و در سال 1980 در دسترس متقاضيان قرارگرفت . به ويژه اين دارو جهت استفاده سربازان آلماني در جنگ جهاني اول به كاررفت كه بعدها با شناخته شدن آثار مخرب و خطرات روحي بسيار زياد آن از چرخه مصرف خارجشد . طي اين مدت قربانيان و تلفات زيادي برجاي گذاشت . در اين باره معروف است كه ميگويند: « سربازان آلماني را دوباره قرباني كردند . يك بار وقتي مجبورشان كردند براي فتح دنيا سينههاشان را آماج گلوله كنند و يكبار وقتي براي درمان آسيبهاي رواني جنگ ، آنها را به خوردن داروهاي توهمزا واداشتند داروهايي كه ميتوانست هراس شبهاي جنگ و فريادهاي همسنگرهاي زخمي را از ياد ببرد و در مقابل چنان نشاطي را به بيماران جنگي بدهد كه انگار هرگز گرفتار جنگ و خونريزي نشدهاند .»
به هر حال بعد از مشخص شدن آثارسؤ مصرف قرصهاي اكستاسي توليد و توزيع و مصرف آنها غيرقانوني اعلام شد. در سال 1986 مطالعات انجامشده روي حيوانات آزمايشگاهي آثار مخرب اكستاسي را روي سيستم عصبي نشان داد .
در سالهاي اخير مصرف آن در آمريكا در پارتيهاي شبانه مرسوم به ريو افزايش يافته است و در كشور ما نيز در پديدهاي مشابه به نام اكسپارتي مصرف آن دچار افزايش گشته است .
مكانيسم عمل اوليه MDMA تأثير بر نظام سروتونين است و نيز تعداد ديگري از گيرندهها را نيز تحت تأثير قرار ميدهد MDMA بوسيله نرونهاي داراي سروتونين جذب ميشود و منجر به آزادسازي سروتونين انباشته شده و سپس باز جذب آن ميشود مانند ديگر داروهاي مورد سوءمصرف بجز كوكايين MDMA دارويي آشفته ساز است كه نرونهاي حاوي سروتونين و دوپامين بعلاوه مجموعهاي از نظامهاي انتقالدهنده عصبي را تحت تأثير قرار ميدهد. تأثيرات تغيير دارو مانند بياشتهايي، برانگيختگي رواني – حركتي، ايجاد اشكال در تكميل چرخه پاسخ جنسي انسان، احساس همدردي و هم حسي رانيز ميتوان بعنوان اثرات ايجاد شده از طريق نظام سروتونين اشباع شده توصيف نمود. بدليل مكانيزمهاي فيزيولوژيكي اين تركيب دارويي، الگوي مصرف اين ماده غير معمول است. يافتن الگوي مصرف افزايش يابنده با اين دارو معمول نيست از آنجا كه اين دارو منجر به تخليه انباشتههاي سروتونين ميشود مقادير بعدي بطور فزاينده اثر كمتري دارد و با افزايش اثرات جانبي، بجاي افزايش اثر مورد دلخواه همراه ميگردد. افرادي كه اين دارو را مصرف ميكنند سريع اين موضوع را كشف نموده والگوي مصرف خود را تطابق ميدهند، بعلاوه بيشتر مصرفكنندگاني كه براي اولين بار با اين ماده مواجه ميشوند، علاقه آنها با ذكر اثرات جانبي قابل توجه در مراحل بعدي كاهش مييابد، ضربالمثلي نيز در اين باره وجود دارد كه اين پديده را بهتر نمايان ميكند ، « تازه واردها به آن عشق ميورزند، سال دوميها،آنرا دوست دارند، سال سوميها نسبت به آن تمايل متضادي دارند و سال چهارميها از آن ميترسند» وكساني كه مصرف دارو را در دورههاي زماني طولاني ادامه ميدهند بطور معمول تمايل به مصرف پيوسته آن ندارند و ترجيح ميدهند آنرا بصورت دورهاي و متناوب مصرف نمايند.
در تابستان سال 1992 بيش از 15 مرگ ناشي از مصرف اكس تيسي در انگلستان گزارش شده كه به نظر ميرسد اين مرگ و ميرها با شاخصههاي معين از هردونشانگان سروتونين و نشانگان خطرناك نورولپتيك (Neuroleptic Malignaut Syndrome)شباهت داشت. اغتشاشات غالبا در گرما و در موقعيتهاي شلوغ بوجود ميآمدند. برخي از باشگاههايي كه اغتشاشات را سازماندهي مينمودند، عرضه آب را در تابستان براي افزايش سود فروش شيشههاي آب قطع نمودند ( در هواي گرم تغييرات جسمي و دي هيدروژنه شدن منجر به كاهش جذب مايعات و افزايش تعريق ميشود كه اينها اگر با اثرات دارو تركيب شود باعث مرگ خواهد شد ) در آن زمان دولت انگستان عرضه آب را در تمام باشگاهها آزاد كرد و بطور آشكار مرگ و ميرها، متوقف شد. مسموميت عصبي مهمترين مسئله در مورد مصرف اين داروهاست. اين مسئله موضوع تحقيقات زيادي بود كه برخي از آنها بحث انگيز بودهاند، MDMAممكن است آسيب پايداري بر نرونهاي سروتونين در انسان بجا بگذارد. تلويحات كاركردي اين اثرات به هر حال قابل پرسش باقيمانده است ولي ديدگاه آسيبديدگي نظام سرتونرژيك در انسانها بايد جدي قلمداد شود، بطور كلي با بالا آمدن در نردبان تكاملي پستانداران، آسيب سروتونين بيشتري توسط MDMA بوجود ميآيد و براي انسان اين بدين معني است كه MDMA ممكن است عامل اصلي مسموميت آكسونهاي سروتونين كه آسيبي پايدار است باشد، اين مسئله احتمالا بر روي خلق، بخصوص افرادي كه مستعد بيماريهاي عاطفي هستند تأثير منفي ميگذارد، در حاليكه مصرف اين ماده را در هيچ شرايطي نميتوان توصيه نمود. افرادي كه داراي بيماريهاي عاطفي هستند بخصوص ممكنست در خطر جدي باشند، قيمت بالاي MDMA بين 3 تا 15 هزارتومان براي هر قرص، مصرف گسترده آنرا وخيمتر ميكند و باعث ميشود تا داروهايي ارزانتر جايگزين آن شود. جواناني كه با MDMA وارد دنياي پر غوغا و اغتشاش مواد مخدر ميشوند غالبا داروهاي ديگري را نيز امتحان نموده و حشيش و گراس را بخوبي ميشناسند.

در دهه هشتاد ميلادي پارتيهاي شبانه مرسوم به ريو (Raves ) بحران جديدي در اروپا و امريكا به وجودآوردند . اكستاسي به طور غيرقابل مهاري در ميان جوانان نفوذ كردهبود و روز به روز بر تعداد مصرفكنندگان آن افزوده ميشد . كساني كه به اين قبيل مهمانيها ميرفتند هماهنگ و عجيب بودند . يكسان لباس ميپوشيدند تا خود را به صورت يك گروه درآورند . بزرگترين گروه اكس بازها فرقه لاين پت ( lion path ) بودند . كه گمان ميكردند با خوردن قرصهاي اكستاسي به روشنايي ميرسند . اما اصطلاح اكسپارتي مربوط به مجالسي است كه شركت كنندگان آن ساعات متمادي با موسيقي الكترونيكي و رقصنور به رقصهاي تند و طولاني ميپردازند. در اين ميهمانيها قرصهاي اكستاسي مصرف ميشود . اين مجالس را معمولاً در فضاهاي باز يا غيرقابل كنترل مانند پاركهاي جنگلي و انبارهاي متروكه برگزار ميكنند ولي گاه در محافل خانگي نيز چنين مجالسي بر پا ميشود. هزاران جوان در اين ميهمانيها كه بيش از دو روز طول ميكشد شركت ميكنند.
اكستاسي ميل به خوردن و خوابيدن را مهار ميكند و در نتيجه اين افراد ميتوانند بدون نياز به خوردن و خوابيدن در ميهمانيهاي چند روزه شركت كنند . البته گاه كمآبيهاي بسيارشديد و خستگيهاي مرگبار شركت كنندگان را از پا درميآورد . از اين قرص با عنوان كوكائين ميهماني ريو نيز نام ميبرند . اين مجالس مكان مناسبي جهت تبليغ فروشندگان اكس براي مشتريان جوان خود است و تمامي افراد شركتكننده در آن در معرض خطر استفاده از اكس قراردارند .
مصرف كنندگان اكستاسي تمايل زيادي به استفاده گروهي از آن دارند . به طوركلي تمايل به مصرف گروهي در مورد تمام مواد مخدر وجود دارد . اما در اكستاسي از دلايل مطرح ، نياز به وجود يك فرد حمايت كننده است . مصرف انفرادي اين دارو در تنهايي خطرآفرين است . از سويي ديگر ، احساس سرخوشي دستهجمعي براي هر كدام از مصرفكنندگان حكم تأييد را دارد و فرد متقاعد ميشود كه كار درستي انجام ميدهد. دليل ديگر ، نياز مصرف كنندگان به برقراري ارتباطات صميمانه اجتماعي است . آنها همديگر را در آغوش ميگيرند و در توهم از بودن در كنار هم لذت ميبرند.
عوارض و اثرات
به طوركلي انگيزه انسان براي عملي از سه عامل نشأت ميگيرد : عشق ،ترس ، گناه . اين نوع داروهاي روانگردان احساس ترس و گناه را در روان به حداقل ميرسانند . در نتيجه اعتماد به نفس فرد افزايش مييابد و تمايل طبيعي او براي برقراري ارتباط صميمانه نزديكي و عاطفي زنده ميشود هرفرد با رشد مكانيسمهاي رواني خود احساس امنيت ميكند و با محيط پيرامونش سازگار ميشود .
در ابتداي مصرف اين مواد آثار و عوارض بسيار جذاب ومهيجي از اين قبيل و نشاط و سرخوشي فراوان پس از مصرف آن ( كه تمامي آنها از جانب فروشندگان اين مواد نيز تبليغ ميشود ) باعث گرايش افراد به مصرف اين داروها ميشود اما با اين حال اثرات و عوارض منفي بسيارشديد و مخرب اين داروها كه تمامي آنها قابل شمارش نيست آنقدر رسيع و خطرناك است
• كاهش اشتها
• تغييرات بينايي
• گشاد شدن مردمكها ( ميدرياز ) افراد مصرفكننده در محلهاي مصرف مثل پارتيها با وجود كم بودن نور به استفاده از عينكهاي آفتابي در شب هستند كه علت آن تحريك پذيري با نور است .
• حركات غيرطبيعي چشم ( نيستاگموس )
• توهم بينايي ( هالوسيناسيون )
• افزايش ضربان قلب و فشارخون ( تاكيكاردي و هيپرتانسيون)
• تغيير در نظم دماي بدن
• فك زدنهاي طولاني ( افراد مصرف كننده براي جلوگيري از حالت قفلشدن فك مجبور به مصرف آدامس هستند ، تا ساعتها پس از مصرف اين حالت فكزدنهاي غيرطبيعي موجود است ).
• لرزيدن ، عصبيشدن ، عدم تمايل براي استراحت
• تمايل شديد براي مصرف مجدد اين ماده پس از افت تأثير اوليه
اثرات منفي شديد :
• اثرات شديد احساسي ، اختلال خواب ، كابوسهاي شبانه حملات ناگهاني اضطراب ( Panic Attack ) ، ديوانگي ( Psychosis )
• انقباض شديد فك و پارگي زبان در اثر فكزدنهاي طولاني (Trisma ) { در صورت بسته بروز اين حالت بايد از آمپول ديازپام ويا قرصهاي خوراكي آن استفاده كرد .
• عدم تمركز ، فراموشي ، اختلال در يادگيري ( Confusion)
• افزايش دماي بدن و كاهش آب بدن ( در پارتيهايي كه دارو مصرف ميشود افراد مجبور به مصرف آب فراوان و مكرر هستند و اين مساله خطرات خاص خود را به دنبال دارد).
• تهوع و استفراغ
• كاهش سديم خون در اثر مصرف زياد مايعات ( هيپوناترمي )
• سردرد و سرگيجه و تشنج
• آنمي آپلاستيك ( سركوب شديد و خونسازي مغز استخوان )
• افت شديد خلق در روزهاي پس از مصرف
• خستگي و افسردگي شديد تا يك هفته پس از مصرف
• احتمال اعتياد جسمي كم است ولي احتمال اعتياد رواني بسيار زياد است .
• احتمال سميت كبدي
• صدمه به اعصاب مغزي
• بزرگ شدن پستان در آقايان ( ژنيكوماستي )
• احتباس ادراري ( Retension )
• تخريب عضلات مخطط ( رابدوميوليز ) كه در نتيجة افزايش دماي بدن رخ ميدهد و ميتواند بعلت رسوب مواد حاصل از اين تخريب در كليه باعث آسيب به اين ارگان شود.
• دختران جوان بعلت اثرات هورمونهاي جنسي زنانه ، در صورت مصرف اكستاسي در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به افت سديم خون و بدنبال آن تشنج هستند .( ميزان بروز SIADH در ارتباط با استروژن خون افزايش مييابد ).
آمار و تيپ مصرف كنندگان اكستاسي :
در فاصله سالهاي 1998 تا 1999 موارد مرگ ناشي از اكستازي 400 درصد افزايش يافته است .
از سال 1996 تا 1999 اورژانس بيمارستانهاي سراسر دنيا با 9 برابر افزايش شمار مسموميت با اكستازي مواجهشده به طوري كه تعداد موارد مسموميت در اين دوره زماني از 319 نفربه 2850 نفر رسيده است سن اكثر قربانيان كمتر از 25 سال بوده است .
سازمان غذا و داروي آمريكا شمار مصرف كنندگان اكستاسي را در سال 2001 يک ميليون نفر ذكر كرده است .
در سال (2004) اين رقم در حدود 5/6 ميليون نفر افزايش يافته است .
در فاصله سالهاي 1995 تا 2001 تعداد افراد 10 تا 18 ساله مصرف كننده اين ماده حدود 140 درصد افزايش يافته است . ميزان مصرف اين قرصها در آمريكا ميان جوانان و نوجوانان به شدت در حال افزايش است . طبق آمار تعداد كسانيكه حداقل يكبار از اين ماده مصرف كردهاند بين دانشآموزان كلاس آخر دبيرستان آمريكا از 9 درصد به 12 درصد افزايش يافته است . طبق آماري كه در سال 1380 از يك تحقيق به دست آمده بيش از 40 هزار نفر در ايران اين دارو را تجربه كردهاند .
البته با توجه به سرعت شيوع اين ماده درميان جوانان اين آمار به هيچ عنوان براي جامعه امروز ايران قابل تعميم نيست يكي از مهمترين دلايل رشد سرسامآور گرايش به اين ماده مخدر در كشور ما نزول يكباره قيمت آن است . طبق اطلاعات به دست آمده متوسط قيمت اين قرصها تا سال گذشته ده هزار تومان بوده است اما امسال ميتوان قرصهاي حاوي اين تركيبات را حتي با قيمت 300 تومان و حتي کمتر در بازار تهيه كرد كه اين نزول قيمت به دليل ساخت دستساز اين داروها در لابراتورهاي غيرمجاز داخلي است و همين امر سبب شده ناخالصيهاي موجود در اين داروها افزايش پيدا كرده و در نتيجه باعث بالارفتن خطرات و عوارض ناشي از آن شود .
به عنوان عوامل ديگر افزايش گرايش ميتوان از سهولت دسترسي و همچنين آشنايي جوانان با اين ماده مخدر بدون اطلاع صحيح از آثار و عوارض مخرب آن نام برد .
همان طور كه گفته شد مصرف اين قرصها در ايران به خصوص در يكسال اخير در پارتيهاي شبانه به شدت افزايش يافته است طبق آمارهاي غيررسمي بيشترين مصرف كنندگاه اكستاسي در ايران جوانان تحصيلكرده و مرفه هستند . اين جوانان عمدتاً در خانوادههاي از هم پاشيده رشد كرده يا به تنهايي زندگي ميكنند و علت گرايش آنان به اين ماده تمايل به افزايش انرژي و احساس شادي است . اين در حالي است كه عموم جامعه از عوارض مصرف اين قرصها كه در اكثر موارد خطرآفرين نيز هست و گاه حتي يكبار مصرف آن باعث ايجاد عوارض بلند مدت ميشود ، اطلاعي ندارند .
موضوع پراهميت ديگر در مورد مصرف داروهاي نشاط آور الگوي مصرف آن است . در مقايسه با ساير مواد مخدر تمايل زنان به مصرف اكستاسي به مراتب بيشتر است . اگر در مصرف مواد مخدري نظير هروئين به ازاي هر ده مصرف كننده مرد يك مصرف كننده زن وجود دارد در مورد اكستاسي اين نسبت دو به يك است .
به طور كلي افسردگي و اختلالات اضطرابي در ميان زنان شيوع بيشتري دارد و از طرف ديگر زنان به درمانهاي بي سر و صدا علاقهمندند . از آنجا كه حالت نئشه و خمودگي كه در اعتياد به ساير مواد مخدر ايجاد ميشود در مصرف اين دارو مشهود نيست ، به علاوه استفاده از آن سريع و راحت است وهمچنين به دليل حمل و نقل راحت و آسان اختفاء زنان ترجيح ميدهند از اين قرصها جهت درمان حالات نامناسب رواني خود استفاده كنند.
با توجه به اينكه شيوع استفاده از اكستاسي در جامعه ما پديده جديدي است و اطلاعات چنداني از آن در اختيار نيست لازم است چند نمونه از تجربيات اشخاصي كه بهطور مستقيم با اين پديده درگير بودهاند براي آشنايي بيشتر با آن ذكر شود :
1.الكساندر شوليگين بيوشيميست آمريكايي كه براي اولين بار روي عوارض اين دارو كارميكرد پس از يكبار مصرف اكستاسي مينويسد : به كوهي كه نزديك منزلم بود و هر روز آن را ميديدم پس از مصرف اكستاسي طوري به نظرم ميآمد كه دوست داشتم ساعتها آنرا تماشا كنم.
2.يكي از دانشجويان رشته تربيتبدني : «شنيده بودم مصرف اكس نشاط و شادي زيادي فراهم ميكند فكر ميكردم براي انجام تمريناتم ميتوانم از آنها استفاده كنم . اول احساس خوبي داشتم ولي تا سه روز پس از آن گيج بودم ، عضلاتم خشك شده بود ، اصلاً نميتوانستم ورزش كنم در عين خستگي خوابم نميبرد . افكارم پراكنده بود . نميتوانستم چيزي بخورم و گفت كه يكي از دوستانش در آخرين مصرف سكته كرده .
3.اولين بار كه اين قرص را مصرف كردم در ميهماني شبانه بود. پس از مصرف به سفري بزرگ در قطب شمال رفتم به گونهاي كه با يك بالن سرتاسر قطب را ديدم . خرسهاي قطبي و.. . اما به شدت احساس گرما ميكردم . بار بعد پس از مصرف فقط آب ميخوردم . انگار از تشنگي به مرز نابودي رسيده بودم . آب ميخوردم و ميرقصيدم و فرياد ميكشيدم . بار بعد ضعف شديد بدني ، خشكي عضلات و تشنگي شديد به سراغم آمد . دندانهايم قفل شده بود ، به خود كه آمدم متوجه شدم كه 5 ساعت در آن حالت بودهام.
4.در يك ميهماني ريو ، مردي كه به طور مداوم و به تعداد زياد اكستازي مصرف ميكرد خود را پرتقال ميدانست يكي ديگر از مصرفكنندگان فكر ميكرد كه مگس است و به دفعات سرش را به شيشه پنجره ميكوبيد .
يك مصرف كننده دائمي اكستاسي ميگويد : « اگر هر شب اكستاسي بخوريد ، سرما وجودتان را فرا ميگيرد . كليههايتان از كار ميافتد و پادرد خواهيد داشت . لبها و انگشتانتان را آنقدر ميجويد كه به خونريزي ميافتند .
منبع :
پدیدار شدن دورنمای سیستم نرم افزاری بيو انفورماتيک(بخش اول)
ائتلاف رشته کامپیوتر و زیست شناسی تخصصی، نرم افزار بیوانفورماتیک یک وسیله قدرتمند برای سازمان دادن و استخراج مقدار زیادی از اطلاعات ژنتيكي فراهم می کند . زیست شناسی به سرعت به یک علم مرتبط با داده ها تبدیل می شود . امر حتمی، توان عملیاتی بالا در استفاده از تکنولوژی برای تحقیق پدیده های زیستی است که یک فاکتور مهم در این جریان به حساب می آید. مثلا آخرین اجرا از انسان ، برنج ، گيا هان شكوفه دار ) Arabidopsis thaliana ) تصویر ژنها حکایت از مرحله مهمی در جمع آوری داده ها دارد. توسعه محصولات جدید فناوری از الگوریتم های جدید و مجموعه برنامه هایی که به کاربر اجازه ایجاد، تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده می دهد و افزایش تلاش ها و تولید مقدار زیادی از داده ها و تلاش محققین می تواند بسیار مهم باشد . پتانسیل برای دانشمندان برای استنباط کردن دانش بيولوژيكي محاسباتی از یک دسک-تاپ جذاب و واقعی است . در این بحث ما چشم انداز هاي مقالات و گزارش ها را برای نشان دادن غیر قابل اجتناب بودن و اهمیت نرم افزار بیوانفورماتیک را مانند یک انتظام در حق مالكيت آن جمع آوری کرده ایم .
زیست شناسی مولكولي برای دانشمندان پس زمینه های وابسته به اطلاعات فراهم می کند .
موضوعات سیستم نرم افزاری بیو انفورماتیک :
محققان و دانشمندان کامپیوتر متقابلا سیستم نرم افزاری مفید بیوانفورماتیک را خلق می کنند، با چند ین موضوع و مباحث تکرار شونده ما هفت موضوع را مشخص می کنیم:
1-ماهیت اطلاعات و داده های زیستی
2-ذخیره سازی اطلاعات ،تجزیه و تحلیل و بازیابی
3-محاسبه،مدلسازی و شبیه سازی
4-بیولوژی با معنی اطلاعات و یکپارچگی انها
5-کندوکاو در داده ها
6-مجسم کردن پردازش و تجسم فکری ان
7-خاتمه این چرخه
انجام هر یک از این موارد خصوصیات و چگونگی برخورد با یک یا چند موضوع دیگر را پوشش میدهد.
ماهیت داده های زیستی
حیات دانش های ادبیات و هنر رهاورد نتایج زیست شناختی مبتنی بر جمع اوری دقیق،تجزیه و تحلیل و بررسی داده هایی است که پژوهشگران با اطمینان زیاد از انهاا ستفاده می کننداگر چه هر روزه بیو_ انفورماتیک رسیدگی میکند به داده های خام و ناقص جمع اوری شده از تحقیقات کامل اخیر به فرم تصویر،نمودار،اعداد و همچنین مرتب کردن داده های جمع اوری شده با تنوع زیادازdatabaseموجود در شبکه.ما باید توجه داشته باشیم به چنین داده هایی با مقداری شک و بد بيني هر مجموعه مهم و معنا دار از ازمایشهای اولیه روی داده ها شامل خطاهای تجربي، اصولي و یا تصادفی برا به دست اوردن داده های اماری با معنا احتیاج دارد به طرح های ازمایشی دقیق و تعدد نتایج.ازمایش ها در شرایط حرفه ای کار،واکنش گرها،تجهیزات و زمان پر خرج هستند.به عنوان یک نتیجه داده های زیستی همیشه نا تمام هستند.
زیست شناسی مولكولي برای دانشمندان کامپیوتر
هر اندام موجود زنده میتواند به طور صحیح به یک یا سه قلمرو باکتری،Archaea- Eucarya -Eulcaryote طبقه بندی میشود.یک بخش از حوزه eucarya یک عضو یک یا چند سلولی است.هر سلول از هر کدام یک غشاي نیمه تراوا دارد و پوسته داخلی مرز اجزاي تشكيل دهنده می باشد که organelles نامیده میشود.هسته مرکزی یکی از organelles ها تشکیل شده است از اطلاعات ژنتیک اندام های اولیه و مکانیزم پاسخ گویی ژنتیکی.گیاهان و جانوران eulcaryote هستند.در مقایسه هر عضو متعلق به حوزه باکتری یا archaea یک prokaryote است.یک عضو تک سلولی با یک غشاي نیمه نفوذ ناپذیر که شامل هیچ organelles داخلی نیست.به خصوص یک prokaryote هیچ هسته ای ندارد.اولین prokaryotic سلولها
در زمین 3.5بیلیون سال پیش ظاهر شد.باکتری و archaea جداگانه نمو کرد ند از یک جد مشترک تقریبا 3 بیلیون سال پیش.eucarya نمو کرد ند از archaea تقریبا 1.8بیلیون سال پیش.
ژنها و کپی برداری
کروموزوم ها-مولکول های بزرگ متشكل از دو جفت استاندارد درزوکسی ریبو نوکلئیک اسید (DNA) و پروتئین 3،2در بردارند اطلاعات ژنتيكي یک عضو را. اطلاعات روی یک DNA مولكولي تفسیر میکند فرمی از یک کد طولی از چهار مبنا:A برای ادنین (نوعی باز پور ين به فرمولC5H5N5،C برای سیتوزین،A برای گانین وT برای تیمونی.د و تا از زمینه های تکمیلی شكل ضعیف نیروهای بین مولكولي که هر کدام مقید به دیگری است مي باشد.Aکامل میکند T را وقتی C کامل میکند G را در یک کروموزوم ، دو DNA کناری هر کدام اطلاعات يكسان حمل می کتند . اما یک گوشه دار منشا تکمیل پایه های کناری است . در دستورالعمل این کدها یک بار معکوس و بار دیگر کامل می شود . کد ATGGCAACC به GGTTGCCAT تبدیل می شود و اتصال شیمیایی می تواند بصورت زیر نمایش داده شود:
DNA
C - C - A - A - C - G - G - T - A
| | | | | | | | |
T - A - C - C - G - T - T - G - G
DNA کناری متمایل هستند از انتهای 5-به انتهای 3. همچنین کد روی دو رشته کناری خوانده می شود ATGGCAACC وGGTTGCCAT ژن یک عضو شامل DNA سالم که محتوی کروموزوم های هر سلول است و این کروموزوم ها شامل ژن عضو است هر کدام زير دنباله منحصر به فردی هستند از کد خطی . هر ژن شامل زنجیره های منظم و فرمول قابل خواندن است . ORF یک زنجیره است داخل ژنی که در یک فرآیند نسخه برداری نامیده می شود. و به عبارت دیگر کپی ORF روی کد کناری DNA در مولكول های RNA ، mRNA نامیده می شود . ریبو نوکلئید اسید (RNA) یک مولكولي شبیه DNA است که در بر دارنده یک کد خطی چهار بنیادی A ،C ، G، U. U برای uracil ، U جایگزین T میشود به عنوان اساس تکمیل A. نسخه برداری اتفاق می افتد وقتی مولكول mRNAتولید می شود از DNA های کناری بدون کد به عنوان مثال:
mRNA
C - C - A - A - C - G - G - U - A
| | | | | | | | |
G - G - T - T - G - C - C - A - T
مولكول mRNA به این دلیل حمل میکند یک کپی کامل از کد کناری .فرایند بردن کپی ها ممکن است به هم متصل کند تعدادی زير دنباله از مولكول mRNA که نامیده میشوندintrons:.eucaryote,archaea ها اینترونز دارند اما باکتریها ندارند.
مرکز تولید پروتئین
یک مولكول mRNAش میکند بیرون نوکلئون های داخل کتیزول.جایی که کد مولكولها تعیین ميكنند چگو نه پروتئین ها ساخته میشوند.زنجیره مولکولی mRNA رمز گشائی میشود تا معلوم شود یک زنجیره از بیست امینو اسید به فرم ساختاری پروتئین اولیه است. یک زنجیره سه پایه ای کشیده میشود از A,C,G,U کدهای مخفی برای یک امينو اسيد بر طبق کدهای ژنتيكي است.
برای آگاهی از این پیشرفت ما باید استدلال قیاسی که استوار بر اطلاعات زیستی موجود است را با نتایج تجربی جدید بیامیزیم .بر استي بعضی اطلاعات زیستی بطور ذاتی غیر قابل ادراک هستند . مانند ژنهایی که بیشتر نوع آنها از بین رفته است . توسعه دهندگان سیستم نرم افزاری بیو انفور ماتیک باید آگاه باشند که در هر پیامدی از سیستم خلق کردن تعداد نامعلومی وجود دارند . بدین گونه توصیف و کمیت چیز نامعلومی را تعیین کردن ارزش رسیدگی را دارد.
ذخیره سازی اطلاعات ، تجزیه و تحلیل و بازیابی :
حجم بالای داده های رانده شده از آزمایشهای مدرن زیستی منجر شد به ایجاد DB زیادی که شامل ژن ها ، پروتئین زنجیری و داده های ژنتیک و دیگر نوع داده ها بود شد . محققان اغلب کلید می کردند باز یابی های اطلاعات خود را از بعضی DB اصلی روی یک خصوصیات ، از قبیل نوکلئید یا زنجیره آمینواسید ، ترکیب موجود زنده ، ژنهای حاشیه ای یا نام پروتئین . پاسخ دادن به تحقیقات، اغلب بعضی فرم های تجزیه و تحلیل از قبیل مفاهیم آماری ، دسته بندی یا جستجوی ترتیبی و همانند سازی را در گیر می کرد. اساسی ترین ابزار دسته بندی موضوعی تحقیقات است در زمینه بيو انفورماتيک . یک زیست شناس از این ابزار استفاده کرده و هنگام آزمایش یک DNA جدید یا زنجیره پروتئین ها را ( blast) با همه زنجیره های DB برای یافتن بیشترین شباهت بین زنجیره ها مقایسه می کرد.
مدل سازی کامپیوتر و شبیه سازی
در افزایش تولید داده های تجربی شبیه سازی کامپیوتر نقش مرکزی را در فهمیدن فرایند های زیستی بازی می کند . مثلا محققان می توانند مطالعه کتند فرایند هایی از قبیل تقسیم سلول با مدل سازی و انعکاس شبکه به عنوان یک مجموعه معادله دیفرانسیل . آنها می توانند از ابزار اعداد و محاسبات عملی برای نشان دادن موضوعاتی چون " این انزیم تقسیم سلول ها را در جه سرعتی کاتالیز می کند." در مارس 2002 یک نشریه علمی پیشرفت های مهمی در سیستم زیست شناختی که مبتنی بر شبیه سازی بودند را نمایش داد.
مثلا َAUG کد گذاری می کند برای آمینو اسید متینین M ، GCA برای آلانین A و ACC برای ترونینT بنابراین قطعات کوچک mRNA ،AUGGCAACCکد می گذارد برای زنجیره آمینو اسیدی MAT فرایند های انتقال یافته از 1 کد ژنی مولکول mRNA برای ساختن یک زنجیره پروتئینی استفاده می کنند . پروتئین ها مولکول هایی ضروری برای ساختن سلول ها هستند. یک پروتئین ممکن است یک آنزیم باشد که کاتالیز می کند یک فعل و انفعال شیمیایی را .اجزای یک سلول بنیادی به عنوان یک مبدل به طبیعت پاسخ می دهند و یا به عنوان عناصری قدرتمند و نظم دهنده مانع تعدادی از فرایند های داخل سلول از قبیل سوخت و ساز ، نسخه برداری و نقل و انتقال ، قرار دادن پروتئین ها در یک شكل هندسی سه بعدی و خواص شیمیایی ، ساختار پروتئین ها را تعیین می کند . در یک سلول همه ژن ها در هر زمان داده شده فعال نیستند ،به خصوص نسخه برداری عوامل _مولکول هایی که بطور تفاضلی محصور می شوند در زنجیره های منظم ژنی . کنترل و تنظیم کردن یک نسخه از ژن . ژن هایی که در mRNA نسخه برداری می شوند باید واضح و صریح باشند . داخل یک سلول صدها یا هزاران ژن ممکن است اظهار داده شوند . در اصل در تعیین کردن چگونگی اینکه یک ژن بطور معمول بیان می شود ودر چه حد و اندازه محققان می توانند تعداد مولکول های mRNA با کد زنجیره ای یکسان به عنوان ژنی که در هر زمان داده شده وجود دارد را اندازه بگیرند.
رشد و نمو تکنولوژی
استنتاج سریع محاسبه تکنولوژی فراورده های اطلاعات اساسی بيولوژيكي را رشد داد. ابتدا ترتیب گذاری می تواند تعیین کند سلسله مراتب پایه ها را در مولکول DNA که طول آن از اندکی از صد تا اندکی از هزار پایه گذاری شده اند . محققان می توانند قطع کنند یک مولکول DNA بزرگ را از قبیل یک کروموزوم در میان هم پوشانی قطعات متلاشی شده از اندازه ای که بتوان آن را اداره کرد اداره کرد . زنجیره تمام قطعات و باز سازی مولکول های اصلی از طریق محاسبه کامپیوتری . ترتیب دهی و همبستگی محاسبات اکنون آن قدر پیشرفته هستند که ما می توانیم باز سازی کنیم یک ژن کوچک چند میلیون پایه ای بلند را در چند ين روز محدود.Micro arrays ها فراهم می کنند یک متد برای شناخت حالت بسیاری یا همه زوج ژنهای یک عضو در برابر کردن در هر زمان معین.اکنون زیست شناسان میتوانند بدست او رند یک تصویر لحظه ای یا یک طرح حالت ژن مطابق واکنش اعضا که فقط زنجیره اطلاعاتی ایستا و بدون حرکت فراهم میکند.ازمایشهای Micro array تولید میکند طرحی از حالت ژن که فراهم میکند اطلاعات پو يا و دینامیک در مورد ساختار سلولها اين اطلاعات برای رسیدگی و تحقیق فعل و انفعالات پیچیده درون سلولها لازم است از میان دگرگونی هایی در ژنتیک نوع جدید اعضا نمو داده میشود.اگر ما توجه کنیم به اولین گونه انسانی در زمین به عنوان ریشه در یک درخت دودویی ، همه گونه هایی که بطور جاری وجود دارند همواره یک فرم تکاملی یا تکاملی نژادی داشتند . به خاطر دو گونه در مجاورت نزدیک روی درخت تکاملی پویا که ژن هایی داشت که نزدیک بودند در زنجیره . محققان می توانند و به راستی باید مطالعه کنند DNA و زنجیره پروتئین را برای باز سازی و رابطه فیزیولوژیکی میان گونه ها .
مراجع:
1. C.R. Woese, O. Kandler, and M.L. Wheelis, “Towards a Natural
System of Organisms: Proposal for the Domains Archaea, Bacteria,
And Eucarya,” Proc. Nat’l Academy of Sciences USA, Nat’l Academy
Of Sciences, Washington, D.C., vol. 87, no. 12, 1990, pp. 4576-4579.
2. B. Alberts et al., Essential Cell Biology, Garland, New York, 1998.
3. G.M. Cooper, The Cell: A Molecular Approach, 2nd ed., ASM Press,
Washington, DC, 2000.
4. G. Gibson and S.V. Muse, A Primer of Genome Science, Sinauer,
Sunderland, Mass., 2002.
5. L.S. Heath et al., “Studying the Functional Genomics of Stress
Responses in Management System,” Comparative and Functional Genomics,
Vol. 3, no. 3, June 2002, pp. 226-243.
Loblolly Pine with the Expresso Micro array Experiment
در جنگ نامانوس جنس های نر و ماده مورچه های کوچک آتشین روش جدیدی برای تحمیل کردن ژن های خود ایجاد نموده اند. به نظر می رسد اسپرم مورچه های نر قادر است تا DNA جنس ماده را در تخم لقاح یافته نابود نماید و در نتیجه باعث تولد مورچه نری شود که دقیقا کپی پدرش می باشد. در ضمن ملکه ها نیز کلون های خود را ایجاد می کنند تا تبار سلطنتی را حفظ نمایند.
نتیجه این فرآیند آن است که نر ها و ماده ها دارای گنجینه های ژنی خاص خود می باشند به عبارت دقیق تر هر جنس گونه ای مجزا می باشد. شاید بتوان نرها به عنوان گونه هایی انگل در نظر گرفت که از تخم های میزبان برای تولید مثل خود استفاده می کنند.
در بسیاری از حشرات همانند زنبورهای عسل ، زنبورها و مورچه ها به منظور تولید ملکه ها و کارگرهای ماده عقیم به تولید مثل جنسی می پردازند. نرها هنگامی ایجاد می شوند که تخم ها لقاح نشده باقی بمانند. برخلاف انسان ها که نرها نیازمند ورودی ژنتیکی از پدر خود می باشند، این حشرات نر دارای ماده ژنتیکی کم تری نسبت به ماده ها هستند. با این وجود آن چه که در مورچه های آتشین
Wasamannia auropunctata دیده می شود ، موردی کاملا متفاوت است.
کشف این سیستم ژنتیک فوق العاده ، به طور کاملا تصادفی توسط دانشمندان بلژیکی صورت گرفته است. این محققان هنگامی که قصد مقایسه کلونی های موجود در نواحی انسانی و جنگل های بارانی را داشتند با الگوی کاملا متمایزی مواجه شدند. آن ها پس از جمع آوری و مقایسه و تحلیل ژنوم ملکه و کارگرهای مربوط به 34 کلونی و بررسی اسپرم نمونه های نر متوجه یک الگوی غیر عادی شدند. اگرچه همانطور که انتظار می رفت کارگرها دارای مجموعه کرومورزوم های پدر و مادری بودند اما نرها فقط دارای کروموزوم های پدری و ملکه ها فقط دارای کروموزوم های مادری بودند. چنین سیستم ژنتیکی تاکنون در هیچ جانور دیگری مشاهده نشده است.
ملکه این حشرات دو نوع تخم ایجاد می کند: تخم هایی که به طور کامل دارای ژن های مادری هستند و بدون لقاح کلون های جدیدی از ملکه را ایجاد می کند و تخم هایی که فقط یک مجموعه کروموزومی مادری را حمل می کنند و به وسیله اسپرم لقاح می شوند. در این گروه برخی از تخم ها به کارگرهای عقیم تبدیل شده و برخی دیگر از تخم های لقاح شده به کلون های جنس نر تبدیل می شوند.
حالت مشابهی در برخی از ماهی ها، دوزیستان و حشرات مشاهده است. در این جانوران ژن های پدری می توانند از تخم در حال تکوین حذف شوند. اما حذف ژن های مادری پدیده ای غیر طبیعی است. علت این فرآیند هنوز ناشناخته است، اما می توان این مورد را به عنوان یکی از موارد حاد Conflict بین جنس ها در نظر گرفت.
البته این یک استراتژی خودخواهانه است که توسط ماده ها شروع می شود. بر اساس این استراتژی ملکه ها 100% ژنوم خود را به ملکه های بعدی منتقل می کنند. در نتیجه نر ها باید با این استراتژی سازش یابند یا از بین بروند از این رو، نرها با ملکه ها از طریق حذف ژن های جنس ماده از تخم لقاح یافته به مقابله می پردازند.
منبع : تارنگار دانشگاه فردوسی مشهد
با اینكه دیگر در انسان از مو به عنوان محافظ، نگهدارنده حرارت و یا پوشش استفاده نمی شود، هنوز عامل مهمی در ظاهر و شناخته شدن افراد می باشد. ظاهر خوب و آراسته در روابط اجتماعی و انسانی مهم است.
بدن انسان نزدیك به 5 میلیون فولیكل مو دارد، در حالی كه پوست سر 150-100 هزار از این تعداد را در بر می گیرد. افراد با موهای بلوند بیشترین تعداد فولیكول ها را در سر داشته و بعد از آنها مو قهوه ای ها و موقرمزها به ترتیب قرار دارند. رویش طبیعی موی سر cm1-6/0 در ماه است.
سیكل طبیعی رشد مو
برای درك علت ریزش مو لازم است كه سیكل طبیعی رشد مو را بدانیم. فولیكول مو برای تولید و بیرون فرستادن مو تكامل یافته است. مو از پروتئین هایی به نام كراتین ساخته شده است. موی انسان به صورت دوره رشد- استراحت رشد می كند. این سیكل سه مرحله دارد:
1- آناژن: مرحله رشد 2- كاتاژن: مرحله تخریب 3- تلوژن: مرحله استراحت
به دنبال دوره های رشد 8-2 ساله (آناژن) یك دوره كوتاه 4-2 هفته ای داریم كه طی آن مو كاملاً تخریب می شود (كاتاژن) سپس مرحله استراحت (تلوژن) شروع شده و 4-3 ماه طول می كشد. ریزش مو تنها هنگامی اتفاق می افتد كه سیكل رشد بعدی شروع شده و یك موی دیگر رشد می كند. به طور متوسط روزانه 100-50 موی در مرحله تلوژن می ریزند. این ریزش موی طبیعی است و همان ریزشی است كه در دوش گرفتن و برس زدن مو می بینیم. این موها دوباره رشد خواهند كرد. در هر زمان كمتر از 10% موها در مرحله استراحت هستند.
عوامل مختلفی می توانند روی سیكل رویش مو اثر گذاشته و باعث ریزش موی دائمی یا موقت شوند: سابقه تب بالا، بیماری های تیروئید، كم خونی، رژیم های غذایی خاص، زایمان و شیردهی، مصرف بعضی داروها، بیماریهای التهابی یا عفونی پوست سر، مواد شیمیایی، شیمی درمانی، استرس و غیره
شایعترین علت ریزش موی سر، ریزش موی سر مردانه با زمینه ژنتیك می باشد. آندروژن ها مهمترین فاكتورهای كنترل رشد موی سر انسان هستند. رشد سبیل، موهای زیربغل و ناحیه شرمگاهی به آندروژن ها وابسته است. رشدموی سر وابسته به آندروژن ها نیست ولی آندروژن ها برای ریزش موی تیپ مردانه و زنانه لازم هستند.
ریزش موی آندروژنتیك
"آندرو" ازهورمانهایی گرفته شده كه برای ریزش موی تیپ مردانه لازم هستند و "ژنتیك" از ژن به ارث رسیده ای كه برای بروز این ریزش مو لازم است. در مردها این ریزش مو، بعد از بلوغ هر زمانی كه میزان آندروژن های خون بالا رود، شروع می شود.
دومین تغییر عقب رفتن خط رویش مودر شقیقه ها می باشد. این حالت در 96% مردان سفیدپوست، چه آنهایی كه ریزش موی سر در آینده پیدا می كنند و چه آنهایی كه پیدا نمی كنند، دیده می شود. سپس این ریزش به نواحی عقب تر پیشروی و به قله سر ختم می شود.
موهای پشت و بغل سر چون فاقد گیرنده های هورمون مردانه می باشند، معمولاً نریخته و تا آخر عمر باقی می مانند.
با اینكه تراكم مو با افزایش سن كاهش پیدا می كند، نمی توان در یك مرد جوان كه ریزش موی آندروژنتیك دارد، میزان و نهایت ریزش را پیش بینی كرد. معمولاً در كسانی كه در دهه دوم زندگی ریزش مو شروع می شود، كاهش مو شدیدتر است.
در بعضی مقالات گزارش شده كه مردان در 20 سالگی 20%، در 30 سالگی 30 % و در 40 سالگی 40% احتمال ریزش موی آندروژنتیك را دارند.
میزان آندروژن ها برای بروز ریزش مو لازم نیست بیشتر از حد طبیعی باشد. اگر ژن ریزش مو موجود و آندروژن ها در حد طبیعی باشند، ریزش موی آندروژنتیك بروز می كند.
روی سلول های حساس گیرنده های آندروژنی وجود دارند و بیشترین تمایل را برای جذب به ترتیب برای دهیدروتستوسترون، تستوسترون، استروژن و پروژسترون دارند. دهیدروتستوسترون پس از اتصال به گیرنده، وارد سلول شده و روی هسته سلول تأثیر گذاشته و از تولید پروتئین توسط DNA جلوگیری می كند. در نهایت رشد فولیكول متوقف می شود.
به این طریق، تعداد موهای موجود در مرحله رشد (آناژن) و زمان مرحله رشد كاهش پیدا كرده و منجر به موهای كوتاه تر می شود. موهای بیشتری به مرحله استراحت (تلوژن) میروند و این موها در برابر آسیب های روزانه چون برس زدن و شستن حساستر می شوند. در مردان با ریزش موی آندروژنتیك، تمام موهای ناحیه گرفتار به تدریج (ولی نه حتماً) درگیر این جریان شده و با گذشت زمان توسط موهای كركی نازك پوشیده می شوند. تولید پیگمان (دانه رنگی) نیز كاهش پیدا می كند و موها كمرنگ می شوند. ناحیه مبتلا كم پشت به نظر رسیده و ممكن است طی زمان از مو خالی شود.
ریزش موی آندروژنتیك ارثی است و ژن آن می تواند از طرف پدر و یا مادر و یا هر دو به ارث برسد.
مدل های ریزش مو در زنان
مدل های ریزش مو در زنان متنوع بوده و به راحتی قابل تشخیص نیستند. در بیشتر موارد، ریزش موی زن ها به طور مؤثری درمان می شود. برخلاف مردها، در سنین 50 سالگی و بالاتر شروع می شود و ممكن است هیچ ارتباط ارثی واضحی نداشته باشد. می تواند به صورت "ریزش موی تیپ زنانه" نبوده و از هیچ الگویی پیروی نكند.
تشخیص ریزش مو در یك زن باید توسط یك متخصص پوست و موی باتجربه صورت گیرد. در زنها نیز چون مردها شایعترین علت ریزش مو، آندروژنتیك میباشد. اگرچه ریزش موی خانم ها با این علت معمولاً به سمت طاسی كامل چون مردها نمی رود.
مدل های ریزش موی آندروژنتیك در زنها متنوع بوده و به شكل های زیر دیده می شود.
- كم پشت شدن منتشر سر با كاهش واضح و بیشتر در قسمت پشت سر
- كم پشت شدن منتشر سر با كاهش واضح و بیشتر در قسمت جلوی سر بدون درگیری شقیقه ها
- كم پشت شدن منتشر سر با كاهش واضح و بیشتر در قسمت جلوی سر و درگیری خط رویش مو
باید بدانیم كه ریزش مو در زنانی كه زود بالغ شده اند می تواند در سنین 20-18 سالگی شروع شود و در صورت درمان نشدن پیشرفت وسیعی داشته باشد.
از علل دیگر ریزش مو كه در خانمها بیشتر دیده می شود می توان از موارد زیر نام برد:
1- تریكوتیلومینیا Trichotillomania
كندن موی غیر ارادی: معمولاً به صورت تكه ای وجود دارد. چرا كه عادت دارند از یك ناحیه مشخص مو بكنند. درمان این بیماری بدون شناختن منشاء روانی آن امكان پذیر نیست.
2- آلوپسی آرئاتا Alopecia Areata
یك مشكل سیستم ایمنی كه باعث ریزش اغلب به صورت تكه ای می شود. می تواند از كاهش منتشر تا تكه های وسیع جزیره ای كاهش مو در سر دیده شود. معاینه برای تشخیص الزامی است.
3- آلوپسی مثلثی
كاهش مو در شقیقه ها كه گاهی در بچگی شروع می شود. ریزش مو می تواند كامل باشد یا چند خط نازك باقی بماند. علت واضح نیست ولی درمان طبی و جراحی دارد.
4- تلوژن افلوویوم
یك نوع شایع ریزش مو كه طی آن درصد بالایی از موها واردمرحله ریختن می شوند. علل آن عبارتند از: هورمونی، دارویی، تغذیه ای و در ارتباط با تنش
5- آلوپسی تحت كشش
بیشتر در زنان سیاهپوست با مدل های موی خاص كه با كشیدن بیش از اندازه مو همراه هستند، دیده می شود.

منبع سایت دکتر عباسی
كلسـترول
كلسترول يک ماده مومي شبيه به چربي است که توسط کبد در بدن ساخته مي شود.اين ماده بخشي از هر سلول بدن را تشکيل مي دهد و اعمال بسيار حياتي دارد.بدن ما به چند دليل به کلسترول نيازمند است که عبارتند از:
- حفظ ديواره هاي سلولي سالم
- ساختن هورمون ها (مواد شيميائي پيام رسان در بدن)
- ساختن ويتامين د
- ساختن اسيدهاي صفراوي که به هضم چربي کمک مي کنند.
به گزارش بخش بهداشت سايت اينترنتي ياهو ، گاهي اوقات بدن بيش از حد نياز كلسـترول توليد مي کند و اين کلسـترول زيادي وارد جريان خون مي شود. رسوب چربي و ايجاد پلاک در ديواره رگ ، نهايتا منجر به باريک شدن آن و اختلال در جريان خون مي شود و احتمال حملات قلبي را افزايش مي دهد.
علاوه بر کلسـترولي که خود بدن مي سـازد ، درصدکمي از آن را هم از غذاها دريافت مي کند. با مصرف چربي هاي اشـباع شده ، نوعي از چربي که در غذاهاي حيواني از جمله گوشـت و محصولات لبني موجود است ، بدن كلسترول بسيار زيادي را توليد مي کند.البته تنها غذاهاي حيواني مانند گوشت ، تخم مرغ ، و فرآورده هاي لبني حاوي کلسترول هستند. غذاهاي گياهي مانند ميوه ها ، سبزيجات و دانه ها کلسترول ندارند.
انواع مختلف کلسترول
- کلسترول ليپوپروتئين با دانسيته کم (LDL) نوع بد کلسترول است و احتمال بيشتري دارد که موجب انسداد عروق و در نتيجه افزايش احتمال حمله قلبي شود.
- کلسترول ليپوپروئتين با دانسيته بالا (HDL) که نوع خوب کلسترول است و به خروج کلسترول بد از رگهاي خوني کمک کرده احتمال حمله قلبي را کاهش مي دهد.
بخش اعظم کلسترول توسط کبد ساخته مي شود ، و تنها درصد کمي از آن از طريق غذا وارد بدن مي شود. اما هر چه مصرف چربي اشباع شده بيشتر باشد بدن ما هم کلسترول بيشتري مي سازد.
بسياري از افراد بدون مصرف دارو و تنها با رعايت رژيم غذائي مناسب و داشتن فعاليت بيشتر ، مي توانند کلسترول خونشان را پايين نگه دارند.
با توجه به اينکه تنها غذاهاي حيواني حاوي کلسترول هستند ، غذاهاي گياهي که فاقدكلسترول مي باشند مي توانند جايگزين مناسبي باشند.
چربي هاي اشباع شده
اين گروه از چربي ها بزرگتـرين عامل افزايش کلسـترول نوع بد در خون محسوب مي شوند. اين نوع چربي در محصولات با منشاء حيواني از جمله: کره ، پنير ، شير ، بستني ، خامه و گوشت هاي چرب موجود است. البته در برخي روغن هاي گياهي مانند روغن نارگيل ، روغن خرما و روغن هسـته خرما نيز وجود دارد. لازم به ذکر است که اکثر ديگر انواع روغن هاي گياهي حاوي چربي اشباع نشده و سالم هستند.
مصرف غذاهاي حاوي چربي اشـباع شده باعث افزايش کلسـترول مي شود که نهايتا منجر به تنگ شدن ديواره عروق مي گردد، در نتيجه افزايش فشار خون و فشار وارده بر قلب براي حفظ جريان خون کافي در سراسر بدن الزامي است.
چربي هاي اشباع نشده
اين نوع چربي ها در صورتي که جايگزين چربي اشباع شده شوند ، کلسترول بد خون را کاهش مي دهند.
دونوع چربي اشباع نشده به اشکال Monoو Polyوجود دارند.اکثر روغن هاي گياهي مايع (بجز روغن نارگيل و خرما) از نوع غير اشباع هستند.از انواع چربي هاي اشـباع نشده Monoمي توان به روغن زيتون و کانولا اشاره کرد و از انواع روغن هاي اشباع نشده نوع Poly ، روغن آفتاب گردان ، روغن ذرت ، و روغن سويا را مي توان نام برد.
اما بايد توجه داشت چربي هاي اشباع نشده با آنکه بر نوع اشباع شده ارجحيت دارد و در کاهش کلسترول بد خون موثر است ، به دليل آنکه که از کالري بالايي برخوردارند ، بايد در مصرف آن نيز محدوديت قائل شد.
اسيدهاي چرب ترانس
اين نوع از چربي ها بهنگام جامد شدن روغن هاي گياهي (همان فرآيند هيدروژناسيون) تشکيل مي شوند و مي توانند باعث افزايش کلسترول نوع بد و کاهش کلسترول نوع خوب شوند.
اين نوع اسيدهاي چرب در غذاهي سرخ شده ، کالاهاي غذائي آماده (مانند دونات ، بيسکويت ، شيريني هاي خشک و کلوچه) غذاهاي فرآيند شده و انواع مارگارين يافت مي شود.
چربي هاي هيدروژنه
به روغن هايي که جامد شده اند (مانند مارگارين و کره جامد) گفته مي شود.از مصرف غذاهاي تهيه شده با اين روغن ها بايد اجتناب کرد،چرا که حاوي مقادير زيادي از اسيدهاي چرب ترانس هستند که با ايجاد بيماري هاي قلبي ارتباط دارند.
به هنگام خريد مواد غذائي به برچسب آنها دقت کنيد. واژه هيدروژنه يا اشباع شده بهم مرتبطند.
زماني که هيدروژن به روغن آن اضافه گردد در واقع به چربي اشباع شده تبديل مي شود که اين همان معناي واژه هيدروژنه است.
چربي هاي نسبتاً هيدروژنه
اين اصطلاح به روغن هايي اطلاق مي شود که بخشي از آنها بصورت جامد در آمده است.از غذاهاي تهيه شده با اين نوع چربي نيز بايد پرهيز نمود ، زيرا آنها هم حاوي سطوح بالائي از اسـيدهاي چرب ترانس هستند که در ايجاد بيماري هاي قلبي نقش دارند.
دوقلوهاي بههمچسبيده شكل نادري از دوقلوها هستند كه در هر 40 هزار تولد، يك مورد از آنها بروز ميكند. اما تنها يك مورد از هر 200 هزار تولد زنده دوقلوي بههمچسبيده هستند. دوقلوها از يك سلول تخم واحد بهوجود ميآيند. اين سلول تخم در دوقلوهاي طبيعي به دو توپ سلولي جدا از هم تبديل ميشود و هر كدام از توپهاي سلولي يك انسان كامل را بهوجود ميآورد. در هنگام تشكيل جنين طبيعي، هر سلول ميداند كه بايد در كجاي بدن قرار گيرد. اين قدرت تشخيص به كمك سلولهاي همسايه و از طريق ترشح مواد شيميايي مخصوص ايجاد ميشود. بنابراين، سلول پوست بهخوبي ميداند كه چه نوع سلولي است و به كدام قسمت از بدن تعلق دارد. در دوقلوهاي بههمچسبيده، سلولهاي جنيني در تصميمگيري دچار سردرگمي ميشوند. پيامهاي شيميايي نيز به اين سلولهاي سردرگم كمك چنداني نميكنند. نتيجة نهايي چنين رخدادي بسيار حيرتانگيز است: تولد يك موجود زنده با دو سر، دو قلب يا چهار دست و پا و حتي دو انسان بههمچسبيده به نام دوقلوهاي سيامي.
از آنجا كه دوقلوهاي بههمچسبيده هر دو از يك سلول تخم بهوجود ميآيند، داراي يك جنسيت هستند. سلول تخم تشكيلدهندة جنين، پس از گذشت دو هفته از لقاح، شروع به تقسيم شدن به دو جنين مجزا ميكند. اگر اين روند پيش از كامل شدن تقسيم متوقف شود، سلول تخمي كه هنوز بهطور كامل تقسيم نشده به رشد خود ادامه ميدهد و در نتيجه دوقلوهاي بههمچسبيده ايجاد ميشوند. عوامل متعددي در تشكيل دوقلوهاي بههمچسبيده دخيلاند، نظير وراثت، محيط و داروها.
تولد دوقلوهاي بههمچسبيده بسيار پرخطر است. در حدود 40 تا 60 درصد اين تولدها به مردهزايي منجر ميشود و حدود 35 درصد آنان فقط يك روز زنده ميمانند. بهطور كلي، شانس بقا در اين دوقلوها 5 الي 25 درصد گزارش شده است. بر اساس اسناد تاريخي، از حدود 500 سال قبل تاكنون، بيش از 600 جفت دوقلوي بههمچسبيده در سراسر جهان به حيات خود ادامه دادهاند. در حدود 70 درصد از اين دوقلوهاي بههمچسبيده دختر بودهاند. بهطور كلي، ميتوان گفت نسبت زن به مرد در اين دوقلوها سه به يك است. بيشترين تعداد دوقلوهاي بههمچسبيده در افريقا و هند و كمترين موارد از اين نوع در چين و امريكا مشاهده شده است. همچنين تاكنون هيچ گزارشي از تولد سهقلو يا چهارقلوي بههمچسبيده در جهان بهدست نيامده است.
تقسيمبندي دوقلوهاي بههمچسبيده
چندين نوع مختلف از دوقلوهاي بههمچسبيده در سراسر دنيا وجود دارند. پزشكان اين افراد را به انواع متقارن و قرينه و نامتقارن و غيرقرينه تقسيم ميكنند. در اين طبقهبندي، وجه افتراق دوقلوهاي بههمچسبيده بر اساس محل اتصال آنها به يكديگر است.
كرانيوپاگوس (Craniopagus): واژة يوناني پاگوس به معناي اتصاليافته است. كرانيوم نيز به معناي قسمت فوقاني سر يا جمجمه است. اين دوقلوها از ناحية سر به هم اتصال يافتهاند. فراواني اين موارد در حدود 2 درصد است. جداسازي دوقلوهاي كرانيوپاگوس يكي از دشوارترين و پيچيدهترين عملهاي جراحي محسوب ميشود. پيشرفت علم پزشكي باعث شده است كه 35 جفت از اين نوع دوقلوها با عمل جراحي از هم جدا شوند. مثال اين قبيل دوقلوها، دوقلوهاي ليتواني است كه در سال 1989 با موفقيت از هم جدا شدند.
توراپاگوس (Thoraopagus): اين گروه شايعترين نوع اتصال در دوقلوهاي بههمچسبيده است و حدود 35 تا 40 درصد موارد را شامل ميشود. دوقلوهاي توراپاگوس در قسمتي از قفسة سينه مشترك هستند. گاه ممكن است قلب يا عضوي ديگر نيز در آنها مشترك باشد.
پيگوپاگوس (Pygopagus): در اين نوع چسبندگي، دوقلوها پشت به پشت هم قرار ميگيرند و معمولاً از ناحية باسن به هم ميچسبند. اين گروه در حدود 20 درصد از موارد دوقلوهاي بههمچسبيده را شامل ميشود.
ايسكيوپاگوس (Ischiopagus): حدود 6 درصد از دوقلوهاي بههمچسبيده در اين گروه قرار دارند. اين دوقلوها از ناحية تحتاني ستون مهرهها به يكديگر چسبيدهاند.
امفالوپاگوس (Omphalopagus): اين گروه 34 درصد موارد را تشكيل ميدهد. دوقلوهاي امفالوپاگوس از قسمت كمر تا پايين قفسة سينه بههمچسبيدهاند.
ديسفالوس (Dicephalus): اين دوقلوها يك بدن و دو سر و گردن دارند.
تاريخچه دوقلوهاي بههمچسبيده
مشهورترين دوقلوهاي بههمچسبيده اِنگ و چانگ بانكر هستند. اين دوقلوها در دهم ماه مه سال 1811، در سيام (تايلند)، به دنيا آمدند. به افتخار اين دوقلوها، انواع بههمچسبيدة بعدي هم دوقلوهاي سيامي ناميده شدند. اين دو برادر به كاروليناي امريكا رفتند و در آنجا تاجران بسيار موفقي شدند. اين دوقلوها در سن 62 سالگي، در 17 ژانوية 1874، به فاصلة چند ساعت از يكديگر فوت كردند. آنان صاحب 21 فرزند بودند. تحقيقات بعدي نشان داد كه دوقلوهاي سيامي ميتوانستند بهراحتي از هم جدا شوند، اما به دليل كمبود امكانات پزشكي در آن دوران براي تمام عمر متصل به هم باقي ماندند. بر اساس مدارك موجود، تولد اولين جفت دوقلوي بههمچسبيده در سال 945 ميلادي در ارمنستان ثبت شده است. مثال زنده از دوقلوهاي بههمچسبيدة ديسفالوس، ماشا و داشا كريوو شياپوي هستند. اين دوقلوها، كه دو سر و چهار دست و پا دارند، در سال 1950 متولد شدهاند.
جداسازي دوقلوهاي بههمچسبيده
در سال 2000، والدين جودي و ماري، دوقلوهاي بههمچسبيدة انگليسي، به دنبال راهي براي جداسازي فرزندان خود بودند. جراحان اطفال بيمارستان سنت ماري، بيآنكه تجربهاي دربارة جداسازي اين نوع دوقلوها داشته باشند، والدين آنها را از عمل جداسازي ترساندند. به گفتة اين متخصصان، اعضاي داخلي بدن ماري، برخلاف عضوهاي ظاهري او، بسيار ضعيف و ناكامل بودند و او بدون اتصال به جودي نميتوانست زنده بماند. والدين اين دوقلوها از قبول عمل سر باز زدند، ولي دادگاه رأي به انجام شدن اين عمل داد.
اولين جراحي موفقيتآميز جداسازي دوقلوها در سال 1689 بهدست يك پزشك آلماني انجام شد. از آن زمان تاكنون، بيش از 200 عمل جداسازي صورت گرفته است. امروزه بيشتر دوقلوهاي بههمچسبيده در دوران بارداري و طي مراقبتهاي پيش از زايمان تشخيص داده ميشوند. برخي از انواع دوقلوهاي بههمچسبيده بهسادگي از هم جدا ميشوند و بعضي انواع نادر، در نتيجة عمل جراحي، به عوارض بسيار شديدي دچار ميشوند. بخصوص اگر دوقلوها داراي اعضاي مشتركي باشند (مانند جودي و ماري)، تصميمگيري براي پزشكان جداكنندة آنها بسيار مشكل ميشود. در مورد اين دوقلوي انگليسي، به يكي اجازة ادامة زندگي داده شد و دادگاه حق حيات را از ديگري گرفت.
همانطور كه پيشتر اشاره شد، تاكنون بيش از 200 عمل جداسازي روي دو




