تبليغاتX
× × زیست شناسی - پزشکی × ×
اوقات شرعی پنجشنبه هشتم مهر 1389 11 قبل از ظهر
 

برای مشاهده اوقات شرعی کلیک کنید

نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |

پاسخ ایمنی در مقابل عفونت های ویروسی سه شنبه هفتم مهر 1388 1 بعد از ظهر

 

پاسخ ایمنی در مقابل عفونت های ویروسی

به مجموع پاسخ های به کار گرفته شده برای مقابله با هجوم میکروارگانسم ها و ویروس ها سیستم ایمنی گفته می شود سیستم ایمنی به طور خیلی اختصاصی عمل می کند. گستردگی پاسخ ایمنی بدن به وسعت عفونت ویروسی بستگی دارد. سیستم ایمنی علاوه بر واکنش اولیه در برابر ویروس ها سلول هاي خاطره جهت پاسخ به همان ویروس در زمان دیگر نیز تولید می کند این سلول  ها از تبدیل لنفوسیت های B,T به سلول هاي کوچکتر با عمر طولانی تر ایجاد می شوند.

 

اجزاء تشکیل دهنده سیستم ایمنی : لنفوسیت های T,B سلول هاي رده مونوسیت / ماکروفاژ ، سلول هاي دندریتیک ، سلول هاي کشنده طبیعی (Nk) ، لنفوسیت های B به سلول هاي پلاسما ( وظیفه آنها تولید و ترشح آنتی بادی اختصاصی است) و لنفوسیت های T به سلول هاي فعالی که مواد محلول لمفوکین ها و انترلوکاین ها را ترشح می کنند (وظیفه آنها تنظیم فعالیت سلول هاي دیگر شرکت کننده در پاسخ ایمنی است) تبدیل می شوند. سلول هاي B مستقیماً اقدام به شناسایی آنتی ژن های بیگانه می کنند و باخته های T وقتی پروتئین های کمپلکس اصلی سازگاری نسجی (MHC) به آنها ارائه شوند این کار را انجام می دهند.

سلول هاي ارائه کننده آنتی ژن (APCs) : مؤثرترین آنها سلول هاي رده مونوسیت / ماکروفاژ و سلول هاي دندریتیک دارای MHC کلاس 2 شامل سلول هاي لانگرهانس پوست و سلول هاي دندریتیک غده های لمفاوی می باشند.این سلول  ها ویروس و یا پروتئین های ویروسی را آماده کرد و پپتیدهای ویروسی را در کنار پروتئین های MHC کلاس 2 در سطح خود عرضه می نمایند برخی پروتئین های ویروسی که در چرخه تکثیر ویروس تولید می شوند دچار پروتئولیز شده و پپتیدهایی که از این راه به وجود می آیند همراه پروتئین های MHC کلاس یک در سطح پرده سیتوپلاسم باخته آلوده عرضه می شوند .

 

محدودیت MHC: سلول هاي باغل T پپتیدهای بیگانه را فقط در زمانی که داخل شکاف MHC سلول هاي خودی قرار دارند شناسایی می نمایند نه در شکاف MHC بیگانه .

لنفوسیت های T : چهار نوعند :

1 – کمک کننده (Th) : دارای مارکر سطحی CD4 هستند و پپتیدهای ویروسی متصل به MHC کلاس 2 را تشخیص داده، سیتوکینهای فعال کننده خود Th را ترشح می کنند، سلول هاي B,Tc را فعال می کنند.

 

 

2 – سلول هاي کشنده سلول (Tc) : دارای مارکر CD8 هستند، پپتیدهای ویروسی متصل به MHC کلاس 1 را تشخیص می دهند، سیتوکینهای تخریب کننده سلول هاي آلوده دارای پپتید ویروسی متصل به MHC کلاس 1 ترشح می کنند.

3 – سلول هاي حساسیت بالای تأخیری (Td) : دارای CD4 , و یا CD8 هستند، پپتیدهای ویروسی متصل به MHC کلاس 2 و گاهی کلاس 1 را تشخیص می دهند, لمفوکاین هایی که باعث راه اندازی پاسخ تورمی شده و سبب افزایش پاسخ ایمنی بدن می شوند را ترشح می کنند.

      سلول  CD4+ آن دارای دو کلاس Th1 (سلول هاي T شرکت کننده در پاسخ تورمی) و 

 h2 ( سلول هاي T کمک کننده) است.

4 – سلول هاي T متوقف کننده (Ts): از راه های گوناگون باعث وقفه بازوهای پاسخ ایمنی می شوند :

1 – با ایجاد واکنش مستقیم با سلول  B یا Tc

2- ممانعت نمودن از سلول  Th به طور غیرمستقیم

3 – از طریق تولید عوامل محلول اختصاصی برای آنتی ژن ها و سیتوکین های غیراختصاصی برای آنتی ژن

سیتوکین ها: پروتئین هایی هستند که بر روی سلول هاي نزدیک خود اثر گذاشته و باعث تکثیر، تفکیک و یا بلوغ آنها می شوند و دو دسته اند.

الف) لمفوکارین ها که توسط لمفوسیت های T تولید می شوند

ب) مونوکاین ها که توسط مونوسیت ها / ماکروفاژ تولید می شوند.

 

راههای تأثیر سیتوکین ها بر بیماری زایی ویروس ها :

1 – افزایش پاسخ ایمنی

2 – تنظیم پاسخ ایمنی

3- متوقف کردن پاسخ ایمنی

4 – جلوگیری از تکثیر ویروس ها توسط انترفرون ها

5- افزایش ابراز ژن ویروس ها

 

لنفوسیت های T در غده تیموس باغل و تفکیک می شوند.

لنفوسیت های B : سلول هاي آن در زمان جنینی از سلول هاي کبدی و بعدها از مغز استخوان منشأ می گیرند و ایمونوگلوبین های سطح آنها به سلول هاي پلاسما تولید کننده آنتی بادی ها تبدیل می شوند سلول هاي بالغ دارای آنتی بادی های مونومر Igm ، مولکول های MHc کلاس 2، گیرنده ویروس اپشتین بار، گیرنده های میتوژن ها هستند .

 

 

این سلول  ها سه سرنوشت احتمالی دارند: ممکن است با یک آنتی ژن خودی واکنش دهند و از بدن حذف شوند و یا با یک آنتی ژن بیگانه واکنش داده، تکثیر یابند و تولید آنتی بادی بر علیه آنتی ژن کنند، یا این که عمر کوتاهی داشته و خیلی زود بمیرند. گیرنده سلول  B می تواند آنتی ژن را به طور طبیعی تشخیص دهد. در نتیجه می تواند به طور مستقیم با پروتئین ویروسی واکنش دهند یا حتی می تواند با ویروس کاملی هم واکنش دهد.

 

حافظه ایمنی : دسته ای از سلول  ها که عمر طولانی دارند، تقسیم نمی شوند تا این که در اثر یک عفونت مجدد تحریک شده و زیاد شوند،دارای مولکول های چسبنده و گیرنده های ویژه ای بر سطح خود هستند و به سلول هاي حافظه (خاطره) معروفند.

 

آنتی بادی ها : تولید آنتی بادی نتیجه نهایی فعال شدن و بلوغ سلول هاي B است. چهار کلاس اصلی از آنتی بادی ها وجود دارد:

1- LgG (ایمونوگلوبولین G) که دو ظرفیتی است و اصلی ترین کلاس آنتی بادی موجود در خون است که دارای چهار زیر کلاس LgG1-LgG4 است و اصلی ترین واسطه جهت حفظ بدن در برابر عفونت مجدد است. زیر کلاس های آن به علت تفاوت در بخش ثابت زنجیرهای سنگین از نظر کمپلمان، اتصال به فاگوسیت ها، انتقال به آغوز و شیر متفاوتند.

2 – LgE: دو ظرفیتی است

3 – LgM : چند ظرفیتی است و از 5 بخش مساوی شبیه LgG تشکیل شده، دارای 10 ظرفیت است (10 قطعه fab و 10 محل اتصال به آنتی ژن)، در ابتدای پاسخ ایمنی در برابر عفونت اولیه تولید شده و قابل عبور از جفت نیست.

4 – LgA: یک دیمر با 4 قطعه fab است، هنگام عبور از سلول هاي پوششی به LgA ترشحی تبدیل می شود و در مجاری تنفس، گوارش، ادراری تناسلی یافت می شود.

 

کمپلمان : سیستم کمپلمان تشکیل شده از مواد موجود در سرم می تواند از دو مسیر فعال شده و به کمپلمان تبدیل گردد : مسیر کلاسیک درحضور کمپلکس آنتی ژن – آنتی بادی و مسیر آلترناتیو بدون وابستگی به کمپلکس و عمدتاً پس از عفونت ناشی از ویروس های دارای پوشینه رخ می دهد . در مسیر کلاسیک ممکن است ویروس ها یا سلول هاي آلوده تخریب شده و تورم ایجاد می شود.

        سلول هاي کشنده طبیعی (NK): شامل گروهی از سلول هاي غیرهمگن از CD56+,CD16+,CD3-   هستند، به طور اختصاصی عمل نمی کنند،

دارای سلول  حافظه نبوده و به MHc محدود نیستند، به آنتی بادی ها وابسته نبوده و در دفاع اولیه بدن اهمیت دارند، انتروفرون و IL-2 به طور توأم باعث افزایش فعالیت آنها می شوند.

مجموعه پاسخ های ایمنی در برابر عفونت های ویروسی:

 

عبارتند از :

1) ایمنی با واسطه سلول  (cmi) که با شرکت لمفوسیت های T انجام می شود.

2) ایمن به واسطه آنتی بادی ها همراه کمپلمان و یا بدون آن و واکنشی که توسط سلول هاي وابسته به آنتی بادی باعث مرگ سلول  آلوده به ویروس (ADCC) می شوند.

3) سلول هاي کشنده طبیعی و ماکروفاژها

4) لمفوکاین ها

 

آنتی ژن های ویروسی : مقدار آنتی ژن های ویروسی در برابر دفاع های ایمنی میزبان به تکثیر ویروس در داخل سلول هاي میزبان و به واکنش های بین ویروس و سلول  بستگی دارد و با توجه به نوع آلودگی پاسخ ایمنی تغییر می کند.

 اويسي - سيستم ايمني 

ایمنی خونی : آنتی بادی هایی چون IgG، IgM، ISA می توانند عفونت زدایی ویروس ها را خنثی سازند. آنتی بادی ها به طور مستقیم و با اتصال به ویروس یا با افزایش فاگوسیتوز باعث ممانعت آلودگی سلول  می شوند. در روش اتصال به ویروس سه راه وجود دارد :

1 – جلوگیری از اتصال ویروس به گیرنده سطح سلول

2 – جلوگیری از ورود ویروس به داخل سلول

3 – جلوگیری از پوشش برداری ویروس

 

واکنش بین آنتی بادی و سلول هاي بیگانه به صورت

 

 

 

اتصال مستقیم آنتی بادی به سلول هاي فاگوسیتیک، بلغ کمپلکس آنتی ژن – آنتی بادی از طریق Fc سطح یاخته فاگوسیتیک، بلع کمپلکس های آنتی ژن – آنتی بادی – کملپمان توسط گیرنده c,b است.

 

 

تأثیرات آنتی بادی ها بر روی سلول هاي آلوده به ویروس :

 

تشخیص آنتی ژن های ویژه ویروس در سطح یاخته آلوده و واکنش با آن، پوشش کامل آنتی ژن ها و یا جابجایی آنها، لیز شدن سلول هاي آلوده پوشیده شده توسط آنتی بادی ها.

 

 

سدهای فیزیکی در برابر آنتی بادی ها :

 

سدهای پرده سیتوپلاسم سلول ها که مانع ورود آنتی بادی ها به داخل سلول ها می شوند و سدهای آناتومیک که مانع انتشار مولکول های بزرگ به داخل برخی ارگان ها می شوند.

 

اپسونیزاسیون :

 

به علت اتصال کمپلمان به ویروس یا به آنتی بادی متصل به آنتی ژن سطح ویروس فاگوسیتوز افزایش می یابد.

 

 

ایمنی با واسطه یاخته (cmi) :

 

این ایمنی در تمام سطوح و در داخل بدن فعال است و به وسیله لنفوسيت  های T، ADCC ، ماکروفاژ، سلول هاي NK، لمفوکاین ها ایجاد می شود.

 

 

لنفوسيت  های T :

 

باعث ظاهر شدن آنتی ژن ها قبل از خروج ویروس از یاخته میزبان در سطح آن لنفوسيت  های TC فرصت شناسایی و تخریب سلول ها را داشته و از سر هم شدن و بلوغ ویروس جلوگیری می کنند.

 

 

ADCC:

 

سلول هاي لوکوسیت که در سطح خود دارای گیرنده های متصل به بخش FC ملکول های IgG هستند می توانند با متصل شد به مولکول های آنتی بادی که به آنتی ژن های ویروسی سطح یاخته اتصال دارند باعث مرگ سلول ها شوند.

 

ماکروفاژها :

 

از دو راه بر علیه ویروس ها عمل می کنند:

1- به صورت فاگوسیت عمل نموده و با بلعیدن ویروس مهاجم آن را تجزیه می کند.

2 – یا با تخریب سلول هاي آلوده و یا با تولید مواد محلول و راه اندازی فعالیت های ضد ویروسی از تکثیر ویروس ها در بدن جلوگیری می کنند.

 

 

سلول هاي NK:

 

لنفوسيت  های بزرگ دانه داری با گیرنده های fc هستند که فعالیت ADCC را راه اندازی کرده و با تحریک توسط ویروس ها و یا سلول هاي آلوده انترفرون تولید کرده و فعالیت شان افزایش می یابد.

 

 

لنفوکاین ها و مونوکاین ها :

 

درجه و دوره پاسخ های ایمنی ایجاد شده توسط سلول هاي لنفوسيت  T,B و ماکروفاژها را تنظیم می کنند . دو عامل تنظیم کننده پاسخ های ایمنی IL-2 و انترفرون گاما هستند که انترفرون ها باعث تحریک ماکروفاژها و افزایش فعالیت فاگوسیتوزی آنها شده و در نتیجه باعث تخریب سلول هاي آلوده به ویروس می شوند.

 

ایمونو باتولوژی ناشی از ویروس :

 

ویروس هایی که در مقابل پاسخ های ایمنی مقاومت می کنند و عفونت پایدار ایجاد می کنند. تغییرات بیماری زا و بیماریهایی در بدن ایجاد می کنند که همراه با واکنش های ایمنی شناسی چون حساسیت بالای فوری، سندرم کمپلکس ایمنی با واسطه آنتی بادی، تخریب بافت به وسیله سلول هاي ایمنی و توسط آنتی بادی ها به علاوه کمپلمان را می توان نام برد.

 

 

ایمنی غیرفعال طبیعی :

 

عبارتست از ایمنی قابل انتقال از مادر به جنین و نوزاد جهت حفاظت بدن در برابر ویروس و پیشگیری از فعالیت مخرب ویروس ها و مقابله با برنامه های ایمن زایی فعال توسط آنتی بادی های منشأ گرفته از مادر همچنین با تزریق آنتی بادی ها می توان به طور موقت باعث حفاظت بدن در برابر بیماری ویروس مربوط شد.

آنتی بادی های مادری می توانند از راه جفت، آغوز و شیر( بسته به ساختمان جفت) در پستانداران و از راه زرده تخم در پرندگان به جنین و یا نوزاد منتقل می شوند. هر چه عیار آنتی بادی ضد یک ویروس بیشتر باشد دوره ایمنی نیز در نوزاد طولانی تر خواهد بود.

 

عوامل غیراختصاصی مؤثر بر پاسخ های ایمنی بدن:

1 – فقر زدایی : فقر غذایی می تواند با ایجاد آنتی بادی ها، ایمنی با واسطه یاخته، فاگوسیت ها و ساختار پوست و پرده های مخاطی به مقابله برخیزد.

 

 

2 – سن : نوزاد انسان و حیوان در زمان تولد از نظر ایمنی تقریباً بالغ هستند و دارای حساسیت بالایی در برابر ویروس ها هستند در حالی که کودکان بزرگتر راحت تر می توانند در برابر ویروس ها مقاومت کنند همچنین افراد بالغ و بزرگسال .

 

 

3 – هورمون ها : حساسیت نرها و ماده ها در برابر تعدادی از ویروس ها متفاوت است حاملگی احتمال ابتلاء به برخی بیماری ها را زیاد می کند برخی هورمون ها نیز مانند کورتیکوستروئید باعث وخامت عفونت های ویروسی می شوند.

 

 

4 – تب : اصلی ترین واسطه برای ایجاد تب یک عامل تنظیم کننده پپتیدی به نام انترکولین است که توسط ماکروفاژها و در پی راه افتادن پاسخ های ایمنی تولید شده و در ترشحات بخش های تورم یافته پیدا می شود که بر روی مرکز تنظیم دمای بدن واقع در قسمت قدامی هیپوتالاموس تأثیر می گذارد. انترفون ها نیز تب زا هستند.

 

5 – انترفرون ها : سه نوع آن وجود دارد . انترفرون های آلفا و بتا که در اثر تکثیر ویروس در تقریباً هر نوعی از سلول هاي بدن تولید می شوند و با هم باعث تولید خانواده ای از پروتئین های متصل شونده به گوانوزین تری فسفات به نام MX می شوند و نوع دوم انترفرون گاماست که توسط لنفوسيت  های T در پی تحریک آنها توسط آنتی ژن اختصاصی و یا میتوژن ها تولید می شود. نوع بتا و گاما تا اندازه ای اختصاص به گونه حیوان دارند و گیرنده مشترکی برای نوع آلفا و بتا و گیرنده دیگری برای نوع گاما وجود دارد. با اتصال انتروفرون به گیرنده اختصاصی آبشاری از وقایع بیوشیمیایی ایجادی می شود که در نتیجه آن پروتئین هایی کد می شوند که فعالیت هایی را مانند فعالیت زیر انجام می دهند :

 

 

کیناز p1: این پروتئین تحت تأثیر انترفرون آلفا، بتا، گاما، با واسطه RNA دو رشته ای توید می شود . کیناز P1 ابتدا خودش رافسفوریله نموده و بعد فاکتوز eif-2 رافسفوریله کرده و آن را غیرفعال می سازد و باعث پیشگیری از سنتز پروتئین های ویروسی می شود.

 

 

 

 

        سنتتاز :2-5a  این آنزیم از آ ث پ ATP با یک خانواده از الگونوکلئوتیدهای غیرمعمول با عمر کوتاه به نام 2-5A 

 

 

 

      را سنتز می کند که در مرحله بعد 2-5A باعث فعال شدن آنزیم آندو نوکلئاز به نام RNASEL شده که  

 

این آنزیم سبب تخریب mRNA و در نتیجه پیشگیری از تولید پروتئین یاخته میزبان می شود.

انترفرون ها تشکیل دهنده اولین خط دفاع غیراختصاصی بدن در برابر عفونت های ویروسی هستند که اثر ضد ویروسی مستقیم آنها بیشتر در بخش فوقانی دستگاه تنفس دیده می شود و نقش اصلی ضد ویروسی انترفرون ها حفظ یاخته هایی است که در همسایگی محل عفونت واقع شده اند.

 

6 – خصوصیات ژنتیکی : اختلافات ژنتیکی باعث بروز حساسیت های مختلف در گونه های مختلف حیوانات می شوند و عفونت های معمول ویروسی سبب بیماری زایی کمتری در میزبان های طبیعی خود نسبت به میزبان های غیر اصلی می شوند وجود گیرنده های مخصوص ویروس بر سطح سلول ها از جمله عوامل ایجاد کننده حساسیت های گوناگون در میزبان ها هستند.

 

 

 

 منبع:

http://www2.irib.ir/Amouzesh/f/page_sh.asp?key=10&ov=477

نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |

نقش پروتئین ها در دفاع غیر اختصاصی سه شنبه هفتم مهر 1388 1 بعد از ظهر

 

نقش پروتئین ها در دفاع غیر اختصاصی

دردفاع غير اختصاصي مولكولهاي پروتئيني هم نقش دارند . مثلا اينتر فرون كه از سلولهاي آلوده به ويروس ترشح ميشودهو سبب ممانعت ورود ويروس به سلولهاي سالم ميشه  يكي از اين پروتئين ها است . اينتر فرون مترشحه در برابر يك ويروس  ميتونه  از بدن در برابر ويروسهاي ديگر  هم دفاع كند. پس اين ماده در دفاع غير اختصاصي نقش دارد .

از مهمترين و جالب ترين پروتئينهاي سيستم ايمني در همه مهره داران  پروتئين هاي سيستم كمپلمان  يا پروتئين هاي مكمل هستند . اين پروتئين ها كار ديگر اجزاي سيستم ايمني رو كامل ميكنن . اين سيستم پروتئيني متشكل از تعداد لااقل بيست پروتئين هست كه در خون وجود دارن و از كبد يا ماكروفاژها و يا برخي سلولهاي جدار روده ترشح شده اند .  اين پروتئين ها بطور طبيعي در خون غير فعالند . اما اگر با باکتريها برخورد بكنند  به شكل آبشاري فعال ميشوند .

     

Complement

             

                                                      

تا اينكه در نهايت ميليونها عدد پروتئين فعال شود . پروتئن هاي آخري كه فعال ميشوند يك مجموعه پروتئيني سيلندر مانند مي سازند  كه بي شباهت به يك كانال نيست . اين كانال  به دليل خاصيت آبگريزي كه داره به راحتي در غشاي ميكروبها جاي ميگيرد و درون سلول رو به بيرون سلول  متصل ميكند . اين عمل باعث لیز یا تجزیه سلول می شود . از اين كانالها آب فراوان وارد ميكروب ميشود  تا اينكه باكترد بتركد و يا اينكه محتويات باكتري مجددا از طريق همين منافذ  تخليه شود . ماجراي فعال شدن اين پروتئين ها كه نهايتا به تشكيل  حلقه ها يا سيلندرهاي پروتئيني منجر ميشه ، بسيار جالب توجه وموضوع  پيچيده اي هست . در كنار تشكيل اين سيلندرها ( كه به آنها كمپلكس حمله غشايي نام  نهاده اند ) مواد دیگری هم تشكيل مي شوند كه در التهاب و جذب سلولهاي خوني سفيد به موضع زخم نقش دارند .

                         

      منبع :

زیست پویا با اندکی تغییر و تلخیص

نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |

رد شدن نظريه خلق الساعه سه شنبه هفتم مهر 1388 12 بعد از ظهر
 

رد شدن نظريه خلق الساعه (پيدايش خودبخودي ماده زنده از ماده ي غير زنده)

توسط لويي پاستور

 

مختصري در رابطه با پاستور :

  لويي پاستور دانشمند ، پزشك ، شيميدان ، زيست شناس و باكتري شناس بزرگ فرانسوي در دهكده ي دل (Dole) ناحيه ي ژورا زاده شد .

 

  او در دوران كودكي هيچگونه هوش زيادي از خود نشان نمي داد ولي بسيار كوشا و بردبار بود. به خاطر اينكه از استادان خود پرسش هاي شگفت آوري مي كرد ، از گروه شاگردان نخبه و ارزنده به شمار مي رفت .

 

  پاستور در جهان به پدر ميكروبيولوژي (ميكروب شناسي) مشهور است . نام او در ميان انديشمندان و نيكوكاران جهان ،‌هميشه به يادگار خواهد ماند .

 

آزمايشهاي مشهور پاستور كه منجر به باطل شدن نظريه خلق الساعه شدند :

 

آزمايش اول :

 

  پاستور لوله اي شيشه اي برگزيد و درون آن مقداري پنبه قرار داد . سپس با كمك تلمبه اي ، مقداري هوا به درون لوله كشيد . سطحي از پنبه كه هوا از آنجا وارد لوله مي شد ، رفته رفته رو به تيرگي گذاشت تا اينكه به كلي سياه شد .

 

 

  پاستور اين پنبه را در مخلوطي از اتر و الكل وارد ساخت و آنچه را كه در ته محلول رسوب كرده بود زير ميكروسكوپ ساده ي خود بررسي كرد .

 

در اين بررسي مشاهده كرد كه ذره هاي گوناگون گرد و غبار ،‌گرده هاي گل ها ،‌ باكتري ها ي فراوان ، هاگهاي گوناگون و حتي تارهاي پشم در رسوب وجود دارد .

 

 

پاستور از نخستين آزمايش خود نتيجه گرفت :

هوا ميكروب هاي فراوان دارد .

 

آزمايش دوم :

 پاستور مقداري آبگوشت كه در آن گوشت بدون چربي پخته و آب وجود داشت و محيط غذايي مناسبي براي ميكروب ها به شمار مي رفت را در شيشه ي دهانه بازي ريخت و آن را در مجاورت هوا قرار داد .

 

  پس از چند روز آبگوشت گنديده شد . او آبگوشت گنديده را زير ميكروسكوپ ساده ي خود نگاه كرد و آن را پر از ميكروب يافت .

 

پاستور براي اينكه اطمينان حاصل كند كه ميكروب هاي هوا سبب گنديدگي آبگوشت شده اند ، مقداري از آبگوشت تازه را در شيشه ي دهانه باريكي ريخت و پس از جوشاندن ، دهانه ي شيشه را گرما داد تا گداخته شد و با اين كار دهانه ي آن را بست .

 

  اين آبگوشت مدت ها بدون آنكه گنديده شود ، همچنان سالم باقي ماند . پاستور از اين آزمايش نتيجه گرفت :

جوشاندن آبگوشت ، ميكروبهاي هوا را كه عامل گنديدن آبگوشت هستند ،

از بين مي برد .

 

آزمايش سوم :

پاستور براي يافتن اطمينان بيشتر از اينكه ميكروب هاي هوا سبب آلوده شدن آبگوشت شده اند ، يك بالون انتخاب كرد و در آن آبگوشت ريخت و جوشاند . سپس ظرف و آبگوشت جوشيده ي درون آن را توسط يك لوله ي خميده ،  در معرض هوا قرار داد .مدت ها گذشت و فسادي حاصل نشد . در اين آزمايش ،  لوله ي خميده ،‌ مانع ورود ميكروب هاي زنده ي هوا به درون آبگوشت شده بود .

سپس پاستور با خم كردن ظرف ، مقداري از آبگوشت را وارد لوله ي خميده ي متصل به ظرف آبگوشت كرد  . سپس اين آبگوشت موجود در لوله را با خم كردن مجدد ظرف ، به ظرف آبگوشت برگرداند . پس از مدتي آثار فساد و گنديدگي در آبگوشت ظاهر شد .

 

 

پاستور نتيجه گرفت :

آبگوشت خودبخود گنديده نمي شود ، بلكه ميكروبهايي كه در ناحيه خميده لوله قرار داشته اند باعث گنديدن آبگوشت شده اند .

 

مقاومت مخالفان پاستور :

معتقدين به خلق الساعه به آزمايشهاي پاستور اين ايراد را وارد كردند كه :

 

 گرما دادن آبگوشت شرايط محيطي لازم براي خلق الساعه را از بين مي برد . و اگر گرما وجود نداشته باشد ، حتما همه ي ميكروب ها به وجود خواهند آمد .

 

پاستور براي رفع اين ايراد آزمايشي ديگر انجام داد كه به آزمايش چهارم پاستور مشهور است . با اين آزمايش ديگر شكي باقي نماند كه نظريه خلق الساعه باطل است .

 

آزمايش چهارم :

   پاستور ظرفي شيشه اي مطابق شكل تهيه كرد . اين ظرف را قبلا گرما داد تا بدون ميكروب شود  . سپس دهانه ي بالايي آن را از پنبه ي استريل (بدون ميكروب) پر كرد . نوك تيز لوله و پهلوي شيشه را با الكل پاك كرد و پوست گردن اسبي  را هم با الكل پاك كرد . سپس نوك تيز شيشه را به سياهرگ گردن اسب فرو كرد و كاري كرد كه سر آن بشكند . (كاري شبيه توليد سوزن سرنگ) .

  پاستور از بالاي پنبه هواي درون شيشه را با تلمبه بيرون كشيد .در نتيجه ي بيرون كشيده شدن هواي شيشه و ايجاد خلاء نسبي ، خون سياهرگ گردن اسب به درون شيشه سرازير شد . هنگامي كه مقدار كافي خون اسب درون شيشه جمع شد ، پاستور با احتياط  لوله ي نوك تيز را از گردن اسب بيرون آورد و بلافاصله نوك لوله را يست .

 

خون درون شيشه مدت ها بدون آنكه گنديده شود بلقي ماند و حال آنكه اگر خون در مجاورت هوا قرار مي گرفت فوراً فاسد مي شد .

 

پاستور در آزمايش چهارم بدون گرما دادن خون مانع آلوده شدن آن به ميكروب شد و ثابت كرد :

 

خون خودبخود ميكروب (موجود زنده) توليد نمي كند .

 

 

تهیه و تنظیم :

حمید رضا اویسی

نقاشی :

حمید رضا اویسی

 

 

ششم مهر ماه سالروز درگذشت لويي پاستور دانشمند فرانسوي

 بر همه دوستداران او تسليت باد

 

 

نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |

نقش ویتامین A در بدن سه شنبه دهم شهریور 1388 9 قبل از ظهر
 
نقش ویتامین آ در بدن

مطمئنا شما نام آن را زیاد شنیده‌اید و مطالبی راجع به آن مطالعه کرده‌اید.اکنون با معرفی ویتامین‌‌A متوجه خواهید شد که این ویتامین چیست و در بدن چه نقشی دارد. از نظر شما ویتامین‌‌A یک الکل نوع اول پلی‌اتیلنیک است.ویتامین‌‌A از مشتقات کربورهای ترپنی است و این کربورها خود از پلیمریزه شدن هیدروکربور سیر نشده بنام ایزوپرن حاصل می‌شوند.ویتامین‌‌A، ویتامینی محلول در چربی است. کاروتنها یا پرو ویتامین‌‌A پیش‌ساز این ویتامین؛ بتاکاروتن است که در بدن شکسته شده و تولید دو ویتامین‌‌A می‌کند.بتاکاروتن مهم‌ترین کاروتنوئید موجود در رنگدانه‌های گیاهان و به رنگ نارنجی است و در نتیجه میوه‌ها و سبزیجات زرد رنگ حاوی ویتامین‌‌A بیشتری هستند.بتاکاروتن برخلاف ویتامین‌‌A محلول در آب می‌باشد و در بدن ساخته نمی‌شود بنابراین مصرف بیش از اندازه آن ایجاد مسمومیت و مشکل نمی‌کند و می‌تواند توسط زنان حامله، بچه‌ها، بیماران کلیوی و کبدی مصرف ‌شود. ویتامین‌‌A در بدن ویتامین‌‌A در بدن 3 شکل دارد که عبارتند از: 1- ریتنوئیک اسید: که به پیشگیری از بروز بیماری‌های وخیم کمک می‌کند. 2- رتینول: این نوع بیشتر در غذاهای حیوانی یافت می‌شود.پروتئین ویژه‌ای رتینول را که در کبد ذخیره می‌شود، در خون به گردش در می‌آورد.چون این نوع منبع اصلی ذخیره‌ای ویتامین‌‌A می‌باشد نام شیمیایی ویتامین‌‌A رتینول است. 3- رتینال نقش ویتامین‌‌A در بدن در بینایی، حفظ پوست و لایه‌های پوششی، سیستم دفاعی و مقاومت بدن در برابر بیماری‌ها، رشد، تشکیل استخوان، بهبود زخم‌ها موثر است. بینایی:در حفظ سلامتی قرنیه چشم و مراحل تشخیص نور در شبکیه موثر است؛ به این صورت که نور بعد از ورود به چشم، رنگدانه‌های شبکیه نور را جذب و امواج عصبی تولید و به مغز ارسال می‌کند و تمامی این رنگدانه‌ها حاوی رتینال می‌باشند.بدون ویتامین‌‌A، چشم نمی‌تواند به راحتی با تغییرات نور تطابق پیدا کند.مثلا در بیماری شب‌کوری به علت کمبود این ویتامین در بینایی شب فاصله می‌افتد.فقط 001/0 کل این ویتامین در چشم است. سیستم ایمنی:در تشکیل لنفوسیت‌ها و سلول‌های ایمنی، مبارزه با عفونت‌ها و ایجاد سدهای دفاعی موثر است. رشد: در بافت‌های نرم با افزایش پروتئین‌های موثر در رشد و در بافت‌های استخوانی با جذب مجدد استخوان‌های قدیمی و ساخت استخوان‌های جدید به رشد کمک می‌کند. حفظ پوست و لایه‌های پوششی:بیشترین ویتامین‌‌A در پوست موجود می‌باشد.رتینول منجر به انسجام لایه‌های دهان، معده، روده، ریه، مثانه، رحم، پلک چشم، جدار سینوس می‌گردد.این لایه‌های پوششی با ترشح مخاط حفاظی در برابر عوامل بیماری‌زا ایجاد می‌کند. چگونگی فعالیت آنتی‌اکسیدان فرم بتاکاروتن ویتامین‌‌A یک آنتی‌اکسیدان قوی است. اکسیژن واکنش‌هایی را که منجر به آزادسازی رادیکال‌های آزاد می‌شود را ممکن می‌سازد و رادیکال‌های آزاد باعث تخریب ساختمان‌های سلولی شده و فعالیت سلول را مختل می‌کند و ایجاد بیماری‌های بدخیم و قلبی را تسهیل می‌کند.در حالی که آنتی‌اکسیدان‌ها با روند جلوگیری از واکنش با اکسیژن مانع تجربیات بافتی و سلولی می‌شود. منابع ویتامین‌‌A این ویتامین در منابع مختلفی بافت می‌شود و به ترتیب مقدار این ویتامین عبارتند از: جگر، هویج، اسفناج، کدو، طالبی، برگه زردآلو، شیر، کلم بروکلی، زرده‌ تخم‌مرغ، پنیر چدار، هلو، مارگارین، کره، پرتقال، سیب. نحوه مصرف ویتامین‌‌A چون این ویتامین جزو ویتامین‌های محلول در چربی است و برای جذب بهتر به چربی نیاز دارند بنابراین باید این ویتامین را همراه غذا یا به فاصله کوتاهی از غذا مصرف کنیم. جذب و دفع ویتامین‌‌A در حضور برخی از مواد جذب و یا دفع ویتامین‌‌A افزایش یا کاهش می‌یابد.ویتامین‌‌E و C و هورمون تیروکسین مترشحه از غده تیروئید جذب این ویتامین را افزایش می‌دهند.همانگونه که ذکر شد جهت خروج ویتامین‌‌A از کبد به پروتئین ویژه‌ی نیاز RBP می‌باشد که این پروتئین در حضور روی ساخته می‌شود در نتیجه وجود روی به طور غیرمستقیم موجب افزایش جذب ویتامین‌‌A می‌شود. موارد منع مصرف مصرف مکمل‌های این ویتامین‌ در خانم‌های حامله باعث سقط جنین و نقایص مادرزادی در جنین می‌شود.این مکمل‌ها با داروهایی که برای سیستم ایمنی، سرماخوردگی، چشم، پوست، جوش‌های صورت توصیه شده تداخل دارد. مسمومیت با ویتامین‌‌A مصرف بیش از 10 برابر مقدار RDA موجب مسمومیت می‌شود.به مسمومیت با ویتامین‌ها "هیپرویتامینوز" می‌گویند که در این نوع ویتامین غلظت زیاد آن موجب تخریب دیواره سلولی مخصوص گلبول قرمز و لیزوزوم می‌شود که منجر به کم‌خونی (آنمی) می‌شود. مصرف ویتامین‌‌A در موادغذایی کمتر موجب مسمومیت می‌شود و بیشتر این مسمومیت از طریق داروهای حاوی این ویتامین و مکمل‌های آن ایجاد می‌شود. علائم هیپرویتامینور درد و شکنندگی استخوان، بزرگی دورسر، استفراغ، پوست خشک و شکننده، ناخن شکننده، ریزش مو، التهاب لثه، زخم لب، بی‌اشتهایی، بی‌قراری، خستگی، تجمع مایع شکم(آسیت. ) در شیرخواران این مسمومیت باعث افزایش فشار مایع مغزی- نخاعی و در نتیجه برآمدگی ملاج شیرخوار می‌شود. کمبود ویتامین‌‌A تقریبا 90 درصد ویتامین‌‌A موجود در بدن در کبد ذخیره می‌شود.این ذخیره به‌تدریج افزایش می‌یابد.و در بزرگسالی به حداکثر خود می‌رسد و اگر دریافت برای 6 ماه بسیار کم باشد خطر بروز کمبود افزایش می‌یابد. بنابراین کمبود ویتامین‌‌A زمانی ظاهر می‌شود که دریافت و یا ذخائر کبدی به حدی کاهش یابد که قادر به تامین نیاز بدن نباشد.شایع‌ترین علت کمبود ویتامین‌‌A دریافت ناکافی موادغذائی از این ویتامین، اختلال در جذب، تبدیل و استفاده از ویتامین‌ در بدن باشد.این حالت در شرایطی که موارد ابتلا به عفونت و بیماری زیاد و یا مصرف چربی و پروتئین در رژیم غذائی کم باشد، اتفاق می‌افتد. عوارض کمبود 1- گزروفتالمی: اولین علائم بالینی کمبود این ویتامین، شب‌کوری(اختلال دید هنگام تاریکی) است.با ادامه این کمبود ضایعات چشمی بیشتر شده و به صورت خشکی چشم، ضعف قرینه، بروز زخم در چشم و در نهایت نابینائی ظاهر می‌شوند که به این تظاهرات چشمی به طور کلی "گزروفتالمی"گفته می‌شود.تا زمانی که 2/3 سطح کره چشم را گزروفتالمی فرا گرفته باشد می‌توانید با دادن ویتامین‌‌A، فرد را درمان کنید و اگر در این مرحله درمان نشود مبتلا به اتومالاشیا (زخم قرینه) می‌شود و هنگامی که فرد به این مرحله رسید کور می‌شود. 2- اختلال در رشد استخوان‌ها 3- خشکی بافت‌ها: در صورت کمبود این ویتامین سلول‌های تولید‌کننده ماده سخت کراتین، جایگزین سلول‌های تولید‌کننده ماده نرم موکوس می‌شوند و این امر موجب خشکی بافت می‌شود البته با تجویز ویتامین‌‌A این فرآیند قابل برگشت است. 4- کاهش مقاومت در مقابل عفونت 5- کم‌خونی: مکانیزم عمل این تداخل هنوز روشن نیست.ممکن است کمبود ویتامین‌‌A با جذب، انتقال یا ذخیره آهن تداخل پیدا کند و یا به‌طور مستقیم در خونسازی نقش داشته باشد. -والدین متاسفانه به محض بی‌اشتهایی کودکان خود به آنها انواع مولتی ویتامین می‌دهند و چون آنها معمولا کمبود ویتامین‌‌A ندارند؛ موجب مسمومیت‌شان می‌شود.اگر شما مولتی ویتامین مصرف می‌کنید احتمالا بیش از اندازه ویتامین‌‌A دریافت می‌کنید. از مکمل‌های این ویتامین نباید بیش از 2500 واحد روزانه مصرف کنید. -مصرف بیش از اندازه کاروتنوئیدها با ایجاد بیماری هیپرکاروتنمی منجر به زردی کف دست و پا می‌گردد و تفاوت آن با یرقان عدم زردی صلبیه چشم است که با کاهش مصرف میوه و سبزی درمان می‌شود.


منبع: سایت رسمی روزنامه اسرار و وبلاگ بابک صدیقی

نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |

فهرست عجیب‌ترین حیوانات جهان سه شنبه دهم شهریور 1388 9 قبل از ظهر
 
فهرست عجیب‌ترین حیوانات جهان
 


بر اساس اعلام نظر کارشناسان محیط زیست، 28 جاندار عجیب‌ترین حیوانات بر روی کره زمین لقب گرفتند!

 

به گزارش ایسنا، اولین این جانداران یک نوع «موش‌کور» است که اغلب در امریکای شمالی یافت می‌شود. ‌این موش کور از آن جهت لقب عجیب‌ترین حیوان روی کره زمین را از آن خود کرده که به جای بینی بر روی پوزه خود، 22 بازوچه و حسگر دارد و از طریق آن‌ها می‌تواند غذای خود را بیابد. این جانور در باتلاق‌ها، دشت‌ها و مناطق پست زندگی می‌کند و اغلب جانوران بی مهره، حشرات آبزی، کرم و جانداران نرم‌تن نظیر حلزون‌ها را می‌خورد.

 

دومین موجود عجیب در این رده‌بندی، یک نوع مار تیز دندان از نژاد افعی است که با داشتن آرواره و پوزه‌ای بلند و نوع خاصی از دندان می‌تواند زهر خود را به بدن شکارش وارد کند.

 

بر اساس تحقیقات صورت گرفته توسط کارشناسان محیط زیست، امروزه تنها دو نوع از این مارها در حیات وحش زندگی می‌کنند یکی در «هائیتی» و «جمهوری دومینیکن» و دیگری در کوباست.

 

سومین موجودات عجیب خوک‌های دریایی هستند که اکثرا یا بر روی آب اقیانوس‌ها و آب‌های آزاد زندگی می‌کنند یا آنکه می‌توان آن‌ها را در بستر و کف این آب‌های آزاد یافت. این موجودات آبزی خود را با گل و لای و لجن کف اقیانوس‌ها سیر نگه می‌دارند.

 

همچنین بر اساس گزارشات موجود، هنوز مشخص نشده است که این خوک‌های دریایی چگونه می‌توانند در عمق و قعر آب‌های آزاد زندگی کنند.

 

چهارمین موجود عجیب و خارق‌العاده جهان، یک ماهی از نوع ماهی حباب است که می‌تواند با باد کردن خود بر روی آب شناور بماند.

 

به گزارش ایسنا، «یتی خرچنگ» که در سال 2005 میلادی در جنوب اقیانوس آرام یافت شد، پنجمین موجود و جاندار آبزی عجیب است و در عمق دو هزار و 200 متری از سطح دریا زندگی می‌کند.

 

ششمین جاندار عجیب، «لاک پشت سفید – صورتی» است که البته رنگ کرمی و سفیدش بر بدن این جانور خونسرد غالب است و تنها لکه‌هایی از رنگ صورتی بر بدنش دیده می‌شود. این لاک پشت غول‌پیکر در فرهنگ چینی‌ها ارج و قرب فراوان دارد.

 

«موش دوپا» که هفتمین جانور عجیب جهان است، اکثرا شبانه شکار می‌رود و در بیابان‌های چین و مغولستان یافت می‌شود. این جاندار جونده دارای دمی بلند، پاهایی دراز و گوش‌هایی بزرگ است.

 

بر اساس گزارشات رسمی کارشناسان محیط زیست، این جاندار کمیاب و نادر بوده و به شدت در معرض خطر انقراض نسل قرار دارد.

 

«دارکوب آی‌.آی»، هشتمین جانور عجیب جهان است. این موجود با سوراخ کردن تنه درختان کرم‌های حشره را بیرون می‌آورد و اگر این کرم‌ها تلاش کنند تا از دست این جانور فرار کنند، او با دندان‌هایی همانند یک جونده سوراخ تنه درخت را عریض‌تر کرده و با انگشت وسطی خود غذایش را شکار کرده و می‌خورد.

 

نهمین جانور «سایگا» است که با بینی بسیار بزرگ و قابل انعطافش هوای سرد زمستان را گرم کرده و در تابستان گرد و غبار شدید را فیلتر می‌کند تا برای تنفس مناسب شود.

 

به گزارش ایسنا، «مارماهی دهان گرد» به دلیل عادات غذایی نامعمول و غیر متعادل، دهمین موجود عجیب جهان لقب گرفته است.

 

یازدهمین جاندار عجیب جهان یک نوع «ماهی هیولا» است که به دلیل قابلیت استتار شدن این لقب را از آن خود کرده است. این ماهی هیولا که در آب‌های سرد و آرام زندگی می‌کند، برای اولین بار در آب‌های استرالیا یافت شد و از سال 1982 میلادی تحت حمایت دولت این کشور قرار گرفت.

 

دوازدهمین موجود عجیب یک نوع «بوزینه تنبل لاغر» است که در نواحی پست و مرطوب و استوایی هندوستان و سریلانکا زندگی می‌کند و به دلیل نابود شدن زیستگاه‌ها و یا از بین رفتن محل زندگی به شدت در معرض خطر انقراض قرار دارد.

 

سیزدهمین موجود عجیب یک نوع «تمساح هندی» است که با طول تقریبی هفت متر یکی از بزرگترین سوسمارهای جهان بشمار می‌رود، اما به دلیل شکار بی‌رویه توسط قاچاقچیان و شکارچیان غیر‌مجاز نسل این جانور خونسرد به شدت در معرض انقراض قرار گرفته است.

 

به گزارش ایسنا، چهاردهمین موجود عجیب این فهرست یک نوع «قورباغه‌ماهی پرمو» است که در بستر دریاها منتظر شکار به کمین می‌نشیند و اکثرا در آب‌های اندونزی یافت می‌شود.

 

پانزدهمین موجود شگفت آور، ‌یک نوع «اختاپوس گوش دراز» است که «اختاپوس دومبو» لقب گرفته و در آب‌های پرعمق اقیانوس‌ها و آب‌های آزاد زندگی می‌کند.

 

نام این اختاپوس را از شخصیت کارتونی «دومبو» در فیلم‌های والت دیزنی گرفته‌اند.

 

یک نوع «مار ماهی آب‌های پرعمق» که دارای دندان‌هایی بلند و سوزنی شکل بوده و آرواره‌ای مفصلی است در رده شانزدهم این فهرست قرار دارد. گفته می‌شود این مار ماهی با حمله به شکارچی، جریانی از الکتریسیته از بدن خود به بدن شکارچی منتقل می‌کند که می‌تواند تا چند ساعت فرد یا حیوان شکارچی را بیهوش کند.

 

پرنده «شوبیل» نیز در رده هفدهم این فهرست قرار دارد. این پرنده که در مرداب‌های استوایی شرق آفریقا زندگی می‌کند که با گشودن بال‌هایش به دو متر می‌رسد. این پرنده عجیب سیاه رنگ در قرن نوزدهم میلادی و برای اولین بار توسط پرنده‌شناسان کشف شد.

 

یک نوع «آفتاب پرست» از راسته مارمولک‌ها نیز در رده هجدهم این فهرست است. این آفتاب پرست که «آکسوتول» نام دارد در نواحی پست و در بستر دریاچه‌ای واقع در مکزیکو‌سیتی یافت می‌شود. این آفتاب‌پرست از آن جهت عجیب است که بیش از هر خزنده دیگری قادر است پس از قطع عضو، آن را بازسازی کند.

 

به گزارش ایسنا، یک نوع «مرغ شاخدار پفی» نیز که در کشورهای حوزه اقیانوس آرام یافت می‌شود، ‌در رده نوزدهم این فهرست قرار دارد. طول این مرغ هنگام گشودن بال‌هایش به 50 سانتیمتر می‌رسد.

 

بیستمین جانور عجیب این فهرست یک نوع «مارمولک» است که تمام سرش به انضمام بالا تنه از چین و چروک‌هایی پوشیده شده و هنگام فرار از دست دشمن این چین و چروک‌ها جمع می‌شوند.

 

این نوع از مارمولک‌ها اغلب در صحراهای استرالیا یافت می‌شوند و در این کشور به «مارمولک دوچرخه سوار» مشهورند.

 

گفته می‌شود «اکیدنه» یا جوجه تیغی نوک دراز که یکی از دو نوع پستاندار تخم‌گذار محسوب می‌شود و در سال 2007 میلادی جزو حیوانات در معرض خطر انقراض قرار گرفت در رده بیست و یکم قرار دارد و دولت استرالیا برای حفاظت از این جاندار قوانین سختی را اعمال کرده است.

 

«میمون شبگرد هندی» نیز بیست و دومین حیوان عجیب جهان است و با وجود آنکه در اکثر نقاط دنیا زندگی می‌کند، اما امروزه گروه‌های عمده این حیوان در جزایر جنوب شرق آسیا نظیر اندونزی و فیلیپین یافت می‌شود. گفته می‌شود هر کدام از کره‌های چشم این حیوان 16 میلیمتر ضخامت داشته و به بزرگی مغزش هستند.

 

بیست و سومین حیوان عجیب این فهرست، «پاندای قرمز» است. این حیوان زیبا به اندازه یک گربه بوده و با داشتن پوست و خزی قطور و ضخیم، می‌تواند از سرمای سوزان فصل زمستان خود را مصون نگه دارد.

 

یک نوع میمون در معرض خطر انقراض نیز که به «میمون پوزه‌دار» معروف است در رده بیست و چهارم این فهرست قرار دارد.

 

«بوزینه کوچک امریکایی» که دم انبوه و کوتاهی دارد در رده بیست و پنجم این فهرست قرار گرفته و اکثرا در جنگل‌های انبوه غرب برزیل، جوب شرق کلمبیا، شرق اکوادور و شرق پرو زندگی می‌کند. این میمون زیبا همه‌چیز خوار بود و با انواع و اقسام خوراکی‌ها نظیر میوه‌های درختان، برگ، حشرات و حتی خزندگان کوچک شکم خود را از شر گرسنگی رها می‌کند.

 

به گزارش ایسنا، «خرس خورشیدی» که در رده بیست و ششم فهرست است، اکثرا در جنگل‌های استوایی جنوب شرق آسیا یافت می‌شود. قد این موجود تنها یک متر است و یکی از کوچکترین حیوانات خانواده خرس‌ها بشمار می‌رود. حتی گاهی اوقات شنیده شده است لقب «سگ خانواده خرس‌ها» را به دلیل کوچک بودن جثه این حیوان به او داده‌اند.

 

«کوموندور» سگ غول پیکر مجارستانی، به دلیل داشتن موهای بسیار بلند، ضخیم در رده بیست و هفتم فهرست قرار دارد و یکی از گنجینه‌های ملی و با ارزش مجارستان بشمار می‌رود.

 

همچنین در مقابل این سگ پشمالو، یک سگ روستایی مجار نیز وجود دارد که با داشتن موهای پرپشت و به هم گره خورده در رده بیست و هشتم فهرست است.

 

در رده آخر نیز یک گربه بی‌مو است که برای اولین بار در سال 1966 میلادی و در امریکا متولد شد. این گربه‌های بی مو که «اسفینکس» نام دارند، ‌اکثرا در تمامی نقاط جهان زندگی می‌کنند.

منبع: سایت تابناک و وبلاگ بابک صدیقی

نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |

کاهش PH خون در ديابت چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 4 بعد از ظهر
کاهش PH خون در ديابت 


  معمولاً اگزالواستات که شروع کننده ی چرخه ی کربس است توسط آنزيم پيرووات کربوکسيلاز از پيرووات که محصول گليکوليز است تشکيل می شود سپس در چرخه ی کربس با واحدهای استيل کوآنزيم A ی حاصل از تجزيه ی اسيدهای چرب , ترکيب شده و بدين ترتيب واحدهای استيل کوآنزيم A دچار اکسايش می شوند به همين دليل گفته می شود که چربی ها در آتش قندها می سوزند .

   درگرسنگی های طولانی مدت , رژيم غذايي کم قند و يا پرچربی , روزه داری و  يا ديابت نوع I , اگزالواستات که شروع کننده ی چرخه ی کربس است برای تشکيل گلوکز ( در مسير گلوکونئوژنز )  مصرف می گردد و بنابراين به منظور ترکيب با استيل کوآنزيم A در دسترس نخواهند بود . تحت اين شرايط استيل کوآنزيم A در ماتريکس ميتوکندری به سمت تشکيل بتا هيدروکسی بوتيريک اسيد , استواستيک اسيد و استون هدايت می شود که اصطلاحا اجسام کتونی ناميده می شوند. اجسام کتونی را می توان شکل قابل انتقال و فابل انحلال واحدهای استيل در آب دانست که به عنوان منابع انرژی حائز اهميت هستند . ماهيجه های قلب و بخش قشری کليه , استواستيک اسيد را بر گلوکز ترجيح می دهند و در گرسنگی طولانی مدت 75 درصد سوخت مغز توسط اجسام کتونی تامين می گردد . اما برخی شرايط می تواند منجر به احتمال مرگ ناشی از سطوح خونی اجسام کتونی شود . متداول ترين اين شرايط , کتوز ديابتی در بيماران ديابتی نوع I  است . در فقدان انسولين , کبد قادر به جذب گلوکز و توليد اگزالواستات به منظور وارد کردن واحدهای استيل کوآنزيم A  به چرخه ی کربس نيست بنابراين کبد مقادير فراوانی از اجسام کتونی را توليد می کند که اسيدهای نسبتا قوی هستند .نتيجه ی اين امر اسيدوز است کاهش PH  موجب آسيب بافتهای فعال به خصوص سيستم اعصاب مرکزی می گردد و آنزيم مهم مسير گليکوليز يعنی فسفوفروکتوکيناز را هم مهار می کند که از نظر حياتی برای سلول ها خطرناک است .   

منابع :

1) بيوشيمی استراير , جلد اول , ترجمه ی سعيدامين زاده و همکاران , انتشارات خانه زيست شناسی , 1383

2) بيوشيمی و بيوفيزيک متابوليسم , تدوين رضا خدارحمی , انتشارات نور دانش چاپ 1382

 

نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |

ISI چیست؟ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 4 بعد از ظهر

ISI چیست؟


سازمان ISI سازمانی است که در دنیا برترین مقالات جهان را در سایت خود قرار می دهد و معیار ارزشی دانشمندان در اکثر نقاط جهان است.

   
ISI چیست؟

موسسه اطلاعات علمی ( Institute for Scientific Information ) بانک اطلاعاتISI مرکزی برای فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترین مجلات علمی منتشره در دنیا به منظور تبادل اطلاعات میان پژوهشگران مختلف می باشد. شمار مجلات ISI ثابت نیست. یک مجله ممکن است در یک زمان٬ از مجلات ISI محسوب شود٬ اما به دلیل کاهش بار علمی٬ بعدا از لیست مجلات ISI کنار گذاشته شود. در حال حاضر بیش از ۱۶۰۰۰ مجله٬ در لیست ISI قرار دارند. هر ساله ۲۰۰۰ مجله جدید مورد ارزیابی قرار می گیرد و حدود ده درصد آنها به لیست ISI اضافه می شوند.
هر مجله علمی قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISIیکسری مراحل ارزیابی را پشت سر می گذارد. ازجمله عوامل مورد ارزیابی و رعایت استانداردهای بانک اطلاعاتی ISI ، کمیته علمی منتخب مجله، تنوع بین المللی مقالات چاپ شده در آن، نشر به موقع مجله و جایگاه نشرآن می باشد. لازم به ذکر است که هیچ یک از این عوامل به تنهایی مورد بررسی و ارزیابی قرار نمی گیرد بلکه با بررسی مجموع عوامل یک امتیاز کلی داده خواهد شد. از جمله مواردی که در ارزیابی مجله مورد توجه قرار دارد این است که عنوان مقالات، چکیده و کلمات کلیدی باید به زبان انگلیسی باشد همچنین توصیه می شود که منابع نیز به زبان انگلیسی نوشته شوند. اگر چه اطلاعات علمی مهم به تمامی زبانها به چاپ می رسد اما موارد ذکر شده باید به زبان انگلیسی باشد تا تحت داوری و ارزیابی ISI قرار گیرد زیرا ارزیابی کنندگان مجلات علمی در ISIنمی توانند عناوین و منابع بکاررفته در مقالات را به زبان انگلیسی ترجمه کنند. داوری علمی و تخصصی مقالات چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشنای علمی از جمله عمده ترین موارد مورد توجه ارزیابی کنندگان می باشد که گویای اعتبار و غنای علمی مجله است.

ارجاع به خود یا self citation چیست؟
اگر منابع ذکر شده در مقاله٬ پژوهش نویسندگان خود مقاله باشد٬ این کار از ارزش مقاله می کاهد زیرا جنبه بین المللی بودن آن را ضعیف می کند. درجه ارجاع به خود مجلات ISI معمولا کمتر از ۲۰٪ است.

ضریب تاثیر یا درجه تاثیر یا Impact factor چیست؟
این عامل همه ساله توسط ISI برمبنای ارجاعات به هر یک از مجلات علمی آن محاسبه می شود و نتیجه در گزارشات ارجاع مجله یا Journal Citation Reports یا به اختصار JCR ٬ منتشر می شود. این ضریب٬ نه برای مقاله یا نویسنده٬ بلکه برای مجله محاسبه می شود. محاسبه برمبنای یک دوره سه ساله صورت می گیرد. فرضا اگر در سال ۸۴ جمعا ۴۰ ارجاع به یک مجله صورت گرفته باشد و در آن مجله در سال ۸۲ تعداد ۲۶ مقاله و در سال ۸۳ تعداد ۲۴ مقاله چاپ شده باشد٬ ضریب ارجاع آن مجله٬ از تقسیم ۴۰ بر ۵۰ به دست می آید که ۸/۰ است. یعنی به طور متوسط٬ هر مقاله آن نشریه ۸/۰ مرتبه مورد استناد مقالات دیگر قرار گرفته است.

ISI بودن یک مجله را چگونه تعیین کنیم؟
بهترین راه٬ مراجعه به سایت هایی نظیر تامسون است. زیرا همچنان که گفته شد٬ هم تعداد مجلات زیاد است و هم ISI محسوب شدن یک مجله ممکن است همیشگی نباشد.هر نشریه با هر امتیاز علمی در کشور چاپ شود اگر ضریب تأثیرش صفر باشد، در این پایگاه قرار نمی گیرد. متأسفانه، در حال حاضر تمامی نشریات ایرانی دارای ضریب تأثیر صفر بوده و جایی در این پایگاه ندارند.

ISC چیست؟
ISC یا همان پایگاه استنادی علوم جدید و تکنولوژی که همانند ISI دارای مقالات دانشمندان است که خوشبختانه در ایران نیز چنین پایگاهی تاسیس شده است وهم اکنون به فعالیت می پردازد.

معیار اصلی ورود مجلات به نمایه های سه گانه ISI چیست؟
بر اساس قانون تجمع گارفیلد متون هسته برای تمامی رشته های علمی بیش از 1000 مجله نیست. همچنین مطالعه ای از سوی گارفیلد بر روی پایگاه اطلاعاتی اِس.سی.آی (Science Citation Index) نشان داده است که 75% ارجاعات در کمتر از 1000 عنوان مجله شناسایی شدند.
حال اگر لازم نباشد که یک نمایه استنادی چند رشته ای جامع بیشتر از چندهزار مجله را پوشش دهد، این مجلات را چگونه باید برگزید؟

هر چند برخی شائبه تاثیر پذیری این امر از سیاست و ... را مطرح می کنند ولی نظر ISI Thomson چیز دیگری است. یعنی هزینه- کارآیی. گارفیلد خود می گوید: چون مساله پوشش، وجهی عملا اقتصادی دارد، معیار برای آنچه انتخاب می شود، هزینه-کارایی است. هدف هزینه – کارآمدی یک نمایه به حداقل رسانیدن هزینه در ازای شناسایی یک مدرک مفید و به حداکثر رسانیدن احتمال دستیابی به یک مدرک مفید منتشره است. یک نمایه هزینه- کارآمد باید پوشش دهی خود را تا حد امکان محدود به آن مدارکی نماید که ممکن است افراد مفیدشان بدانند. به زبان ساده ISI Thomson مجلاتی را نمایه می کند که احتمال استناد به آنها بیشتر باشد.ولی چه شاخصی می تواند صلاحیت ورود دیگر مجلات به جمع مجلات منبع ISI Thomson را تایید کند. جواب بسیار ساده است: فراوانی استناد به مجلات در منابعی که پیشتر در این نمایه وارد شده اند.اگر دانشگاهها می خواهند مجلات خود را در نمایه های سه گانه ISI Thomson وارد کنند، علاوه بر رعایت ضوابط عمومی مانند وضعیت نشر، کیفیت مقالات، ترکیب سردبیری و تحریریه و ... باید در جستجوی راهکارهایی باشند که به مجلات آنها از سوی مجلات منبع ISI Thomson، استناد شود. شاید یکی از راهها تشویق محققان دانشگاه در استناد به مدارک مجلات داخلی، در مقالات ارسالی به مجلات تحت پوشش نمایه های سه گانه ISI Thomson باشد.

پيوستن پايگاه استنادي علوم ايران به ISI :
رئيس کتابخانه منطقه اي علوم و تکنولوژي گفت: پيوستن ISC به ISI با هدف افزايش سهم توليدات علمي ايران در جهان در نشستي با حضور مسئولين ISI در کتابخانه منطقه اي بررسي شد.با توجه به اينکه تمامي خصيصه هاي ISI در ISC نيز وجود دارد، کتابخانه منطقه اي علوم و تکنولوژي شيراز که متولي ايجاد ISC ( پايگاه استنادي علوم و تکنولوژي ) در کشور است، براي درج شدن مجلات بيشتري به زبان فارسي در ISI و ايجاد ارتباط بيشترISC با ISI تلاش مي کند .
با برقراري پيوند علمي ميان ISI و ISC شناسايي علم به زبان فارسي در سطح بين المللي بيشترمي شود و سهم ايران از توليدات علمي دنيا بيشتر خواهد شد . هم اکنون بيش از 6 هزار مقاله توسط مجلات معتبر در ISC توليد مي شود اما انعکاس اين توليدات علمي در سطح بين المللي کم است که با درج تعدادي از مجلات در ISI بازتاب علمي ايران در جهان بيشتر مي شود .

وي با بيان اينکه هم اکنون 25 مجله ايراني توسط ISI شناسايي شده و نمايه مي شود، افزود: در حال حاضر تلاش مي شود اين تعداد به 500 مجله افزايش يابد . مسئول راه اندازي ISC در ايران با بيان اينکه ايران چهارمين کشور داراي مطالعات استنادي علوم بر پايه ISI است، گفت: کشورهاي ژاپن و چين نيز توانسته اند مجلات خود را به همين روش در ISI درج کنند .

گفتني است کتابخانه منطقه اي علوم و تکنولوژي شيراز چندي پيش مأمور راه اندازي پايگاه استنادي علوم ايران و جهان اسلام شد و اين مرکز هم کانون در تلاش براي سنجش توليدات علمي در کشورهاي اسلامي، رتبه بندي نشريات کشورهاي اسلامي، توليد نمايه استنادي علوم کشورهاي اسلامي به منظور توسعه ISC در ميان تمامي کشورهاي اسلامي و پيوند دادن ISC به IS I است .

درد سرهای علم وارداتی

دكتر محمد قدسی استاد دانشكده مهندسی كامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف است. وی كه در سال ۱۳۸۴ از دانشیاری به مرتبه استادی ارتقا یافت هم اكنون رئیس گروه نرم افزار این دانشكده است. در میان مباحثاتی كه این روز ها درباره خوب و بد قوانین ارتقای استادان درگرفته است به سراغ ایشان رفتیم. دكتر قدسی نظرات قابل توجهی در این باره دارند كه در ادامه تقدیم می كنیم.

جناب آقای دكتر قدسی، با تشكر از این كه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید. در نخستین پرسش خود می خواهیم اصل مطلب را از شما جویا شویم.ISI چیست؟ خوب است یا خوب نیست؟
ISI مؤسسه ای خصوصی است كه نشریات و مقالات را فهرست می كند. این تنها مؤسسه در جهان نیست كه به فهرست كردن مقالات مشغول است. گروه های دیگری هم هستند اما ISI معتبرتر از بقیه است. این گروه ها مقالات را فهرست كرده و آمارهایی مانند تعداد ارجاعات، ضریب تأثیر مقالات و دیگر آمارهای مربوط به آن را در اختیار اعضا و مشتركان مركز خود گذاشته و درآمد كسب می كنند.

در مراكز علمی ایرانISI خیلی مشهور است اما در دیگر دانشگاه های معتبر دنیاISI چندان معروف نیست. زیرا ارتقای علمی در آن دانشگاه ها اساساً ربطی بهISI ندارد. در دانشگاه های خوب دنیا روش ارتقای استادان تقریباً مشابه حوزه های علمیه است. در این دانشگاه ها، مقالات، نوشته ها، تحقیقات و كارهای علمی فرد را برای چند استاد درجه یك در آن رشته بخصوص می فرستند و در صورت تأیید آنها فرد ارتقای علمی پیدا می كند. ما متأسفانه اعتماد به نفس كافی نداریم و داوری درباره خود را به مدد معیار ها و ارزیابی های خارجی انجام می دهیم.
اما مجلات ISI، مجلات خوبی هستند. چرا نباید به ارزیابی آنها اتكا كنیم؟

ISI مجلات بسیار خوبی را فهرست كرده اما مجلات ضعیف زیادی هم در آن وجود دارد. مقررات فعلی، دانشجوی دكترا را مجبور می كند تا در یك مجله فهرست شده درISI مقاله داشته باشد و به ضعف و قوت مجله چندان كاری ندارد.
● داستان چاپ شدن مقاله ای بی محتوا كه به وسیله یك نرم افزار تولید شده بود و دانشجویان دانشكده كامپیوتر دانشگاه شریف آن را در یك نشریه ISI به چاپ رسانده بودند چه بود؟
مقاله ای با یك نرم افزار معروف به صورت خودكار تهیه و توسط چند دانشجوی دكترای ریاضی شریف برای یك مجله ISI كه به وسیله ناشر معتبر Elsevierمنتشر می شود، فرستاده شد. با خواندن حتی خلاصه این مقاله به راحتی به هجو بودن آن می شد پی برد. این كار را به این دلیل انجام دادند تا نشان دهند برخی از این نشریات خیلی ضعیف هستند. مسئولان مجله مقاله را پس از دو هفته بدون ایرادی پذیرفتند و در نوبت چاپ قرار دادند. چند ماه در نوبت چاپ بود تا اخیراً پس از افشای این مطلب آن را برداشتند. افرادی هستند كه در مدت ۲ سال بیش از ۶۵ مقاله فقط در این نشریه چاپ كرده اند. هجوم زیادی از سوی برخی در ایران برای چاپ در آن دیده می شد. ناشر این نشریه معروف است ولی اعتبار یك نشریه را سردبیر و كمیته علمی آن تعیین می كند. خوشبختانه كار این دانشجویان خیلی تأثیر گذار بود.
● ولی در هر حال چاپ مقاله در نشریات ISI تا حدی كیفیت علمی مقالات را كنترل می كند؟!
هر چند كه ISI موجب نوعی نظارت حداقلی بر كیفیت علمی مقالات شده است، اما این به هیچ وجه كافی نیست. شناسایی مجلات نامعتبر در میان نشریات ISI بسیار ضروری است. اما در حال حاضر این كار انجام نمی شود. آئین نامه ها و مقررات فعلی تولید انبوه و افزایش كمی مقالات را تشویق می كند وبه كیفیت كاری ندارد.
● گاهی اوقات چیزهایی در باره جایگزینی معیارهای داخلی به جای ISI می شنویم. آیا با این جایگزینی نمی شود این گونه مشكلات ISI را برطرف كرد؟
آنچه درباره معیار داخلی می گویند به گمان من نقاط ضعف به مراتب بیشتری از ISI دارد و برداشت خیلی ها این است برخی كه نمی توانند در مقالات معتبر خارجی مقاله های خود را به چاپ برسانند به دنبال یك راه فرار هستند و آن هم معیار داخلی جایگزین ISI است. البته قبول دارم كه در برخی زمینه های علوم انسانی مجلات معتبر خارجی وجود ندارد. اما ما می توانیم این مجلات را ایجاد و آنها را پس از مدتی در ISI به ثبت برسانیم. به نظر من این جایگزینی آشفتگی ارتقای استادان را شدیدتر می كند.

● آیا در ایران مجله ای كه در ISIفهرست شود وجود دارد؟
قبلاً تعداد كمی بود كه یكی از آنها مجله «علوم و فناوری» دانشگاه شیراز است كه از سال های پیش در این فهرست قرار گرفته است.
ولی ظاهراً در حال حاضر بیش از ۲۰ مجله از ایران به صورت ISI ثبت شده است و این جای خوشحالی دارد. البته مجلات داخلی معتبر دیگری هم در ایران چاپ می شود كه به دلایلی هنور نتوانسته اند در این فهرست قرار بگیرند. قاعدتاً اگر یك مجله شرایط این مؤسسه را داشته باشد، پس از مدتی توسط آن فهرست می شود. بنابراین به جای ایجاد یك ISI دیگر بهتر است سعی كنیم مجلات خود را با كیفیت تر كنیم تا بتوانیم آنها را در این جا ثبت كنیم .
● آیا خود ISI هیچ برآورد كیفیتی از مقالات فهرست شده اش انجام نمی دهد؟
البته. در سایت Web of Knowledge این مؤسسه اطلاعات خیلی خوبی از مجلات و مقالات و حتی مؤلفان تهیه می شود (مانند ضریب تأثیر، درصد ارجاعات و . . .) كه از آنها می توان به كیفیت یك مجله یا مقاله پی برد. اخیراً هم ضریبی به نام hindex به عنوان شاخصی برای توان علمی مؤلفان محاسبه می شود. البته این شاخص هنوز عمومی نشده و بحث های زیادی در مورد آن در جریان است. این شاخص برای بیشتر محققان ایرانی خیلی پائین است و این یعنی این كه ما در مواجهه با مقاله نویسی علمی، كیفیت را فدای كمیت كرده ایم.
●چگونه كمیت به كیفیت ترجیح داده میشود؟
دانشجوی دكترا مجبور است در زمان كمی كه در اختیار دارد، مقاله ISI چاپ كند و این شرط فارغ التحصیلی او در مقطع دكترا است. نتیجه طبیعی این است كه در میان نشریات ISI، نشریات ضعیف و سهل گیر مورد توجه بیشتری واقع شود تا بتوان مقاله نه چندان قوی را در آن منتشر ساخت. این نكته قابل توجه است كه در برخی رشته ها مانند رشته كامپیوتر اصولاً كنفرانس های معتبر جایگاه مهم تری از مجلات دارند. و البته مقالا تی كه در این كنفرانس ها چاپ می شوند قطعاً پس از مدتی در یك مجله خوب هم قابل چاپ است. بسیاری از استادان خوب دانشگاه های خارج از كشور درچنین رشته هایی اصلاً تأكید چندانی بر مقاله نویسی دانشجویان در مجلات ندارند، بلكه به جای مجلات به كنفرانس های معتبر اهمیت می دهند كه هم سریعتر می توان در آن چاپ كرد و هم به عنوان مرز دانش توسط محققان دیگر در آن زمینه خوانده می شود.

● در خلال مباحثاتی كه درباره ISI درگرفته است، یكی از استادان گفته بود برخی با دادن پول مقاله های خود را در مجلات چاپ می كنند. آیا این موضوع صحت دارد؟
بله. مثلاً WSEAS ارگانی است كه ظاهراً در قبرس قرار دارد و سالانه تعداد زیادی كنفرانس برگزار می كند و تقریباً به طور خودكار مقالات ارائه شده در كنفرانس ها را درچیزی به نام ژورنال هم چاپ می كند. البته برای هر مقاله حدود ۷۵۰ دلار هم می گیرد! من خودم مقاله غلطی برای این ارگان عمداً فرستادم كه پذیرفته شد ولی چون پول ندادیم چاپ نشد! این یك مجله پولی است و البته الان دیگر در دانشگاه های داخل هم اعتباری ندارد. ولی قبل ازمعلوم شدن وضع آن در داخل بسیاری در آن مقاله نوشتند و شاید ارتقا هم پیدا كرده باشند. از این گونه مجلات كم نیستند. تشخیص آنها نیاز به دقت نظر دارد. توجه نكردن به این امر اثرات منفی زیادی روی استادان و دانشجویان دكترا گذاشته است.
● وجه دیگر انتقادی كه به معیار قرارگرفتن ISI برای ارتقای استادان می شود این است كه این رویكرد فاصله دانشگاه و مسائل جامعه را زیاد می كند، یعنی با این رویكرد دانشگاه مسائلی را برای پژوهش بر می گزیند كه مورد توجه مجلات ISI است و نه مسائل واقعی جامعه خود را. مثلاً در رشته های فنی چنین رویكردی موجب افزایش شكاف دانشگاه و صنعت می شود. نظر شما دراین باره چیست؟
پژوهش طیفی وسیع و امری جهانی است. ما باید مقالاتی در سطح جهان داشته باشیم و آن مقالات یقیناً به كار داخل نمی آید. ولی باید پژوهش هایی هم باشد كه به مشكلات داخل بپردازد. بزرگ ترین شركت های صنعتی در ایران D & R بسیار ضعیفی دارند و این موجب می شود كه نتوان برای آنها كار دانشگاهی كرد. پژوهشگرانی كه مقالات جهانی می نویسند به احتمال زیاد می توانند برای مشكلات داخلی هم چاره اندیشی كنند. گرفتاری عمده ما این است كه سطح پژوهشی موردنیاز داخل بسیار ضعیف است و حمایت مالی كافی هم نمی شود، در نتیجه دانشمند ما خود را وقف آن نمی كند، بلكه ترجیح می دهد به سمت كارهای جهانی برود.
سیاستگذاری در پژوهش هم اشكال جدی دارد و انتظارات كوتاه مدت است. مثلاً مراكز اقتصادی می خواهند اگر هزار تومان برای پژوهش سرمایه می گذارند، همان را هم برداشت كنند. در صورتی كه پژوهش آثار بلندمدت دارد و ممكن است در كوتاه مدت با سرمایه گذاری هزار تومان، فقط ۱۰ تومان بازده داشته باشد. اما اگر در این كار ممارست داشته باشیم به نتیجه می رسیم. ما نباید جلوی پژوهش های بین المللی را بگیریم زیرا رجوع دانشمند به سپهر جهانی علم امری طبیعی است، بلكه باید ساز و كار ها را به نحوی تغییر داد كه پژوهش درمسائل داخلی وسعت پیدا كند. رویكرد مثبتی برای سرمایه گذاری در بخش پژوهش به چشم نمی خورد و بودجه پژوهشی فعلی از آنچه در برنامه ۵ ساله هم آمده كمتر است.
در شوروی سابق ارتش سفارش دهنده اصلی پژوهش بود و در آمریكا هم ارتش و بازار سفارش دهندگان اصلی پژوهش هستند و آنها را در راستای مسائلشان جهت می دهند. اما پژوهش های ما در ایران عمدتاً معطوف به مسائلی است كه از بیرون می آید.
به طور قطع. بخش زیادی از علومی كه ما در دانشگاه ها تدریس می كنیم وارداتی است و فاصله علمی باموطن آنها خیلی زیاد است و طبیعتاً مسائل آن هم از آنجا می آید و نه از داخل. ساز و كار ارتباط پژوهش با صنعت در چنان كشورهایی به كلی متفاوت است. دانشكده ها در آن كشور ها با حمایت صنعت به وجود می آیند و یا از بین می روند.

اینجا فاصله نهاد علم و نهادهای صنعتی خیلی زیاد است. اما این نباید منجر به جلوگیری از پژوهش های مراكز پژوهشی بشودكه مسائلشان عمدتاً داخلی نیست. ما توان تحقیق روی مسائل داخلی را قطعاً داریم اما سیاست های پژوهشی باید به تدریج این توان را هدایت كند. باید فرد بتواند هم روی مسائل داخلی و هم بین المللی كار كند. افرادی در همین دانشگاه ما هستندكه به خوبی از پس هر دو برآمده اند و در هر دو مورد كاملاً موفق اند.

استانداردهای لازم برای مقاله نویسی در ISI:

گارگاه مقاله‌نويسي مركز تحقيق و توسعه علوم انساني (سمت) كارگاه مقاله‌نويسي با هدف عرضه معيارهاي آكادميك نگارش مقاله پژوهشي بر اساس استانداردهاي مؤسسه ISI برگزار شد.
مهم‌ترين بخشهاي كارگاه عبارت بودند از:

چرا يك مقاله پژوهشي مي‌نويسم؛
يك مقاله پژوهشي چيست؟
انتخاب موضوع
جستجوي منابع
يادداشت برداري
روند نگارش
طرح و پيش‌نويس
ساختار مقاله
الگوي بخشهاي مختلف مقاله
ويژگيهاي بخشهاي مختلف مقاله
شيوه‌هاي ارجاع دهنده
ذكرمنابع
ميزگرد نقش ISI در رشد علمي ايران:

عصر روز جمعه 16 آذر ماه  1386میزگردی در کتابخانه ملی ایران برگزار شد تحت عنوان «ارتباط پيشرفت علمي جامعه و نمايه سازي بين المللي مقالات» . مباحث عمدتا حول و حوش ISI و ISC دور می زد .

گزارشی از این میزگرد:
فقط ٢ درصد مقالات علمي چاپ شده توسط محققان ايراني در ISI (مكانيسم نمايه سازي مقالات علمي در سطح بين المللي)، در داخل كشور قابل استفاده است.دكتر محمد يلپاني، استاد رشته شيمي، در همايش و ميزگرد «ارتباط پيشرفت علمي جامعه و نمايه سازي بين المللي مقالات» كه با حضور معاون پژوهشي وزير علوم و جمعي از متخصصان رشته هاي مختلف شيمي، مهندسي، كتابداري، علوم اجتماعي و فني از دانشگاه هاي مختلف ايران و مسئولان پژوهشگاه اسناد و اطلاعات علمي ايران در محل كتابخانه ملي ايران برگزار شد، ضمن اعلام اين مطلب كه مورد تاييد حاضران نيز قرار گرفت، خاطرنشان كرد: بايد ديد كه آيا مقالات علمي ما در داخل كشور نيز قادر به حل مشكلات مي باشد يا خير. اين در حالي است كه طبق آمارهاي موجود تنها ٢ درصد مقالات ISI ايران در داخل كشور قابل استفاده است.دكتر منصور كبكانيان، معاون پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در اين گردهمايي ٦ ساعته اظهار داشت: با موضوع سيستم هاي نمايه سازي بين المللي و از جمله ISI، برخوردهاي رسانه اي صورت گرفته، در حالي كه موضوع مذكور بسيار حساس و مهم است و نمي توان به سادگي از آن گذر كرد. ٢ سال پيش هم گردهمايي در اين زمينه در دانشگاه تهران برگزار كرديم. همچنين در جلسات شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم بحث تندي در اين باره مطرح شد.شورا حتي درباره رتبه بندي دانشگاه هاي جهان و دلايل قرار نگرفتن دانشگاه هاي ايران در فهرست ٥٠٠ دانشگاه برتر جهان انتقادهايي به ما وارد كرد، حتي رهبر معظم انقلاب طي مكتوبي در قالب ١٣ تا ١٤ سوال دقيق از ما پرسيده اند كه چرا چنين شده است، حتي شاخص ها را پرسيده اند و اين سوال كه آيا برخورد سياسي شده است يا نه لذا مي بينيد موضوع از حساسيت بالايي برخوردار است.در همين راستا نتايج رتبه بندي دانشگاه هاي جهان اسلام تا پايان بهمن ماه سال جاري منتشر مي شود. دكتر كبكانيان گفت: من علاقه اي به رتبه بندي دانشگاه ها در داخل كشور ندارم، چون ابزارش را نداريم و نظر غير كارشناسانه دردي را دوا نمي كند. اما وقتي قضيه در سطح جهاني مطرح مي شود فرق مي كند براين اساس كشورهاي اسلامي نيز نسبت به قرار نداشتن نام دانشگاه هاي جهان اسلام در فهرست جهاني گله مند هستند، بانك اسلامي در جده قول داده است به ٢٠ دانشگاه برتر جهان اسلام بودجه خوبي براي رقابت بين المللي اختصاص دهد.معاون پژوهشي وزارت علوم اضافه كرد: وقتي به مسئله ورود پيدا كرديم، دريافتيم كه در خيلي از شاخص ها عقب هستيم. به عنوان مثال در رتبه بندي شانگهاي، ٩٠ درصد شاخص ها همان شاخص هاي ISI است، به همين دليل در ٢ همايش كه با شركت نمايندگان ٥٧ كشور اسلامي برگزار شد، درصدد برآمديم تا شاخص هاي جديدي مانند «معيارهاي آموزشي و تاثير دانشگاه ها بر صنعت» را در رتبه بندي ها وارد كنيم، ولي ٧٥ درصد ملاك هاي ارزيابي دانشگاه هاي جهان اسلام همان ملاك هاي بين المللي است.وي از مسئولان ميزگرد به طور اكيد خواست تا به صورت شفاف به موضوع ISI و مسائل مرتبط با آن بپردازند و راهكار عملي ارائه دهند، چرا كه روساي قواي سه گانه نيز در جلسات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين مورد از وي سوال مي كنند و او نمي خواهد نظر فردي خود را اعلام كند.دكتر كبكانيان اضافه كرد: مجله ها و نشريات علمي- پژوهشي در ايران طي سال هاي اخير از رشد كمي و كيفي خوبي برخوردار بوده است، حتي در حوزه علميه قم نيز تحرك مثبتي در اين زمينه صورت گرفته است كه بايد از اين فرصت ها براي توليد دانش استفاده شود.در ادامه، اعضاي ميزگرد كه شامل متخصصان مختلف بودند، به اظهارنظر و تبادل نظر پرداختند.از جمله اعضاي ميزگرد مي توان به دكتر فاطمي، مدير كل پشتيباني و خدمات پژوهشي وزارت علوم، دكتر محمد علي زلفي گل عضو هيئت علمي دانشگاه بوعلي سينا، دكتر حسين غريبي از پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران و دكتر عبدالرضا نوروزي چاكلي مدير گروه علم سنجي مركز تحقيقات سياست علمي كشور اشاره كرد.

محتواي مقاله هاي ارائه شده در ارتباط با نيازهاي جامعه نيست
دكتر يلپاني، استاد رشته شيمي، با اشاره به اين كه متاسفانه محتواي مقاله هاي ارائه شده ايرانيان و انديكس شده در ISI، در ارتباط با نيازهاي جامعه نيست، گفت: «اخلاق علمي در چاپ مقاله ها رعايت نمي شود. گاهي اسم مقاله عوض و دوباره در جاي ديگري چاپ مي شود. هيچ يك از مقاله هاي توليد شده قابليت تبديل به صنعت را ندارد، مثلا بيشتر مقاله هاي شيمي ايران، نه در ايران و نه در خارج، استفاده صنعتي ندارد. ما در واقع فقط در آمار و عدد و رقم رشد كرده ايم.»

براي توليد ثروت از دانش راهكاري نداريم
دكتر زلفي گل، عضو هيئت علمي دانشگاه بوعلي سينا در ادامه اين گردهمايي تاكيد كرد: «براي توليد ثروت از دانش هيچ راهكاري نداريم، توليد مقاله فقط يكي از شاخص هاي توسعه است، دانشگاه ها علاوه بر آموزش و پژوهش، بايد مشكل گشاي جامعه هم باشند بدون بودجه پژوهشي مناسب، مقاله توليد نمي شود. چرا اكثر پايان نامه هاي ما به چاپ مقاله يا كتاب منجر نمي شود در زمينه آموزش استاندارد داريم، اما در زمينه پژوهش خير. ايجاد پايگاه هاي اطلاعات علمي ضرورتي انكارناپذير است، هزار ميليارد تومان صرف بودجه پژوهش در يك سال مي شود، اما مقاله هاي توليدي به نحو صحيح نمايه سازي نمي شود، ISI يك شاخص است نبايد آن را انكار كنيم. بايد به فكر حل مشكلاتمان باشيم تا كار تكراري انجام ندهيم. توليد علم وابسته به تحصيلات تكميلي است ١٨ سال تا تحقق سند چشم انداز وقت داريم، ما مي توانيم در منطقه اول شويم.»

براي توليد علم بايد پايه زبان انگليسي تقويت شود
دكتر غريبي، از پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران با اشاره به اين نكته مهم كه ٩٠ درصد مقاله هاي علمي ISI به زبان انگليسي است، تاكيد كرد: «پس بايد براي توليد علم، به تقويت پايه زبان انگليسي در دانشگاه ها و نظام آموزشي بپردازيم. براي ارتقاي ارتباطات علمي، بايد سيستم «به اشتراك گذاري منابع» را راه اندازي كنيم. در واقع دانش و مهارت انساني، سياست هاي پژوهش و پشتيباني از پژوهش ٣ ركن اصلي پيشرفت علمي است».

براي رشد علمي بايد زمينه همكاري بين المللي را فراهم كرد
دكتر عصاره، از دانشگاه شهيد چمران اهواز معتقد است:«براي رشد علمي، بايد زمينه همكاري انديشمندان ايراني را با ديگر متفكران رشته هاي مرتبط در خارج از كشور فراهم كرد چرا كه يكي از ملاك هاي ISI، همكاري بين المللي در تاليف و تدوين مقاله هاي علمي است. همچنين آثار نويسندگان مختلفي كه در مقالات علمي مورد استناد قرار گرفته است شاخص مهمي در ISI محسوب مي شود، هر قدر استناد مقاله هاي علمي به مجله هاي علمي بيشتر باشد، اعتبار يا ضريب تاثير آن مجله ها بيشتر خواهد بود در حالي كه بررسي نشان مي دهد، بيشتر منابع و مآخذ مقاله هاي علمي توليد شده در ايران، كتاب ها و مقاله هاي داخلي است».

ملاك هاي علم سنجي
به گفته دكتر نوروزي، مدير گروه علم سنجي مركز تحقيقات سياست هاي علمي كشور، به مولفه هاي اطلاعاتي رشد و توسعه علم، علم سنجي گفته مي شود كه شامل اين موارد است: تعداد مقاله ها، پروانه هاي ثبت اختراع، نشريات علمي، قوانين مربوط به مرور زمان، انتشارات علمي، ساختار جريان گردش مدارك علمي و فرآيندهاي استنادي.به تازگي فاكتور جديدي به نام «پرستيژ فاكتور» جايگزين «فاكتور تاثير» شده است. درباره مجله هاي «دسترسي آزاد» بايد گفت هر مقاله بين ٥٠٠ تا ١٠٠٠ يورو براي ناشر هزينه دارد و بين ٣ تا ٥ هزار دلار از آن سود مي برد بنابراين اگر قرار باشد «دسترسي آزاد و رايگان» به آن مقاله ها ايجاد شود، اين پرسش ايجاد مي شود كه هزينه ناشر از كجا بايد تامين شود. يكي از راهكارها، اخذ هزينه از خود نويسنده است كه از او مطالبه ١٥ هزار يورو براي هر مقاله مي كنند، اما راه ديگري هم وجود دارد و آن انتشار ٥٠٠ كلمه از مقاله به صورت رايگان است.در ادامه گردهمايي دكتر غريبي در نقد عملكرد ISC، پايگاه نمايه سازي مقاله هاي جهان اسلام گفت:« من با ISC مخالفم، جهان اسلام زبان هاي متفاوتي دارد، مالايي، عربي، فارسي، روسي و انگليسي، چرا مقاله بايد به زبان انگليسي نمايه شود، در حالي كه حتي در خود ISI هم زبان فارسي قابليت ايندكس شدن دارد.»در همين رابطه دكتر حري، استاد رشته كتابداري و علوم اطلاع رساني، اظهار داشت:« اگر چكيده مقاله هاي نشريات علمي به انگليسي تبديل نشود و انتشار عمومي نيابد، قابل استناد و رديابي نيست. در اين صورت، مقالات ژورنال هاي علمي به مطالب روزنامه رسمي تبديل مي شود كه فقط براي درج در پرونده پرسنلي استادان در بايگاني دانشگاه ها به درد مي خورد»

اظهارات برخي از شركت كنندگان در همايش
-«وب سايت نشريات علمي ايران داراي آرشيو قوي نيست».
-«اسامي ژورنال هاي فارسي مشكل دارد مثلا در دانشگاه تهران «journal of scienc» داريم كه با مجلات مشابه خارجي همنام است».
- چين، بهترين آثار فيزيك دانان خود را انتخاب و بعد از ترجمه در مجله ديگري به نام «فيزيك در چين» منتشر مي كند، مي توان اين تجربه را در ايران نيز استفاده كرد.
- «مقاله هاي همين «journal of science» دانشگاه تهران در كدام ژورنال يا پايگاه استنادي ايران، مورد استناد قرار گرفته است»
- «مسئله ميلادي كردن تاريخ ما هم يك مشكل است كه بايد در تبديل مقاله هاي علمي به زبان انگليسي به آن توجه شود.»
- «از ١٥٠٠ نشريه منتشر شده در ايران ٣٨٠ نشريه علمي- پژوهشي يا علمي- ترويجي است و از اين ميان ٢٧٠ نشريه تحت نظر وزارت علوم و ١٠٨ نشريه تحت نظر وزارت بهداشت است.»
-«طبق تحقيقي كه در دانشكده فني دانشگاه تهران شده است، تا ٢ سال پيش كمتر از ٢٠ درصد دانشجويان ISI را مي شناختند، هم اكنون اين رقم به ٥٠ درصد رسيده است ولي باز هم فقط ١٠ درصد از آن ها روش استفاده از ابزار ISI را بلدند».
- «ISIابزاري است براي اين كه نسبت به تحقيقات ديگران اطلاع پيدا كنيم و چرخ چاه را دوباره اختراع نكنيم»
-«وزارت علوم هر ساله مبلغ سنگيني بابت عضويت در سيستم استفاده از ابزار ISI پرداخت مي كند، ولي استفاده مناسب از اين ابزار در دانشگاه ها نمي شود.»
-« بايد ديد آيا مقاله هاي علمي ما، در ساختار مشكلات كشور هم حل مشكل مي كند. برخي استادان رشته هاي برق و شيمي مي گويند فقط ٢ درصد اين مقاله ها در ايران قابل استفاده است، يعني ما با توليد مقاله هاي شيمي و انتشار در ISI به رشد علمي غرب كمك مي كنيم».
- «ايجاد يك سيستم نمايه سازي مقاله هاي علمي ايران و انتشار عمومي و رايگان اطلاعات در سطح ملي ضروري است».

 منبع:

http://www.articles.ir/article2295.aspx

نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |

۲۳ نکته برای سحرخیزی چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 4 بعد از ظهر

 

۲۳ نکته برای سحرخیزی


جایی که در آن می خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می تواند یک عامل برای سحر خیزی باشد هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید سر زمانی که با خود قرار گذاشته اید باید از خواب بیدار شوید.
  
خوب به سلامتی از فردا تقریبا محیط های آموزشی رونق خواهند گرفت هر چند که روزهای اول در مملکت ما چندان وضعیت این محیط ها دارای ثبات نیست.
من در تمام طول تحصیلم یک مصیبت بزرگ داشتم آن هم اینکه همیشه صبح زود از خواب بلند شدن برایم عذاب آورد بود فرقی هم نمی کرد که شبش کی خوابیده باشم کلا نمی توانستم صبح های زود بلند شوم. چند روزه گذشته مقاله ای را در اینترنت دیدم که در آن گفته شده بود صبح زود از خواب بلند شدن برای اکثریت انسان ها دشوار است و کلا کسانی که صبح زود از خواب بلند می شوند آن را به صورت یک عادت برای خود تبدیل کرده اند و برای همین است که می توانند هر صبح سحر خیز باشند و در اصل سحر خیزی یک مهارت نیست و کافی است آن را به صورت یک عادت روتین برای بدن خود تبدیل کنید.
در ادامه ی این مقاله ۲۳ نکته برای رسیدن به این عادت ذکر شده بود که در نوع خودشان جالب هستند و به نظرم اگر کسی اراده کافی داشته باشد می تواند به این نکات این عادت بسیار خوب و مفید را در خود ایجاد کند:
۱) محیط خوابتان را برای بیدار شدن مساعد کنید:
جایی که در آن می خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می تواند یک عامل برای سحر خیزی باشد هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید سر زمانی که با خود قرار گذاشته اید باید از خواب بیدار شوید.
۲) به اندازه کافی بخوابید:
این یکی از عوامل اصلی است که سبب می شود افراد با زود از خواب بیدار شدن مشکل داشته باشند، در اصل داشتن خواب کافی زود بیدار شدن از خواب را چندین بار آسان تر میکند.
این بدان معنی است که بایستی کمی با خودتان برای رفتن به موقع به رختخواب جدال کنید و سعی کنید بر نگرانی از دست دادن ساعات انتهایی شب و بعضا نیمه شب پایان دهید و البته جای نگرانی هم نیست می توانید این ساعات را با سحر خیزی در فردا صبح به دست بیاورید.
۳) کارهای روز بعدتان را در شب قبلش مشخص کنید:
نوشتن و یادداشت کردن کارهای مهمی که قرار است صبح بعد از بیدار شدن از خواب انجام دهید می تواند اراده شما را در سحرخیزی و شروع بی درنگ روزمرگی تان محکم تر کند. هر چه اراده قوی تری داشته باشید راحت تر می توانید سحر خیز شوید.
۴) در رختخواب مطالعه نکنید:
گذارندان چندین دقیقه در رختخواب و سعی در آرام کردن فکرتان و بدنتان بدن شما را متوجه میسازد که زمان خواب فرا رسیده است، با تمرین در این زمینه می توانید کم کم با ورود به رختخواب در کمتر از ۱۰ دقیقه به خواب بروید که البته هدف اصلی هم همین است پرداختن به کارهای جنبی مثل کتاب خواندن و غیره بیشتر باعث به هم ریختگی فکر و طولانی شدن زمان فرو رفتن به خواب خواهند شد.
۵) بلافاصله قبل از خواب چیزی نخورید:
اگر در فاصله ی زمانی کمتر از دو ساعت به خوابیدن چیزی بخورید و بعد به رختخواب بروید بدن شما درگیر هضم غذا خواهد بود و این امر می تواند در خواب شما اختلال ایجاد کند و یا اصلا زمان به خواب رفتنتان را طولانی کند.
۶) استرس را در خودتان از بین ببرید:
استرس یکی از مواردی هست که همیشه سبب کم خوابی می شود، می توان استرس را با تمرینات ویژه ی یوگا یا سعی بر کنترل نحوه ی تنفس و سایر موارد قبل از رفتن به رختخواب کاهش داد.
۷) به خودتان جایزه بدهید:
همیشه قرار نیست با این تفکر از خواب بیدار شوید که مثلا کلی کار دارید، می توانید برای خودتان در صورتی که زود از خواب بیدار شوید مواردی را به عنوان جایزه تعیین کنید، مثلا دیدن یک برنامه ی تلویزیونی صبحگاهی مورد علاقه، خوردن صبحانه یی خاص یا خوردن یک بستنی در شروع صبح یا هر چیز دیگری که می تواند برای بیدار شدن و ترک سریع رختخواب در صبح زود به شما انگیزه بدهد.
۸) نرمش های صبحگاهی:
قدری نرمش و یا ورزش خاص در شروع صبح میتواند بسیار مفید باشد، سبب گردش بهتر خون در بدن شود شما را در شروع صبح شاداب تر نماید و در نهایت روزتان را به بهترین شکل ممکن شروع کنید.
۹) در رختخواب به خودتان برای بیدار شدن دروغ نگوئید:
همیشه سعی کنید بلافاصله بعد از بیدار شدن رختخواب خودتان را ترک کنید، اینکه مثلا ۱۰ یا ۲۰ دقیقه ی دیگر از جایم بلند خواهم شد در حالی که بیدار شده اید اصلا به شما کمکی نخواهد کرد و هر چه بیشتر در زمانی که بیدار شده اید در رختخواب بمانید بدنتان تمایلش برای بازگشت به خواب عمیق بیشتر می شود.
۱۰) با پنجره های باز بخوابید:
هوای تازه برای همه ی ما خوب است و سبب می شود تا خواب عمیق تر و آرام تری داشته باشیم.
۱۱) سعی کنید با طلوع خورشید بیدار شوید:
بیدار شدن با طلوع خورشید از نظر روانشناسی باعث می شود در شروع روز بسیار سر حال تر باشید و بدنتان نیز کم کم برای بیدار شدن در این زمان خاص تبدیل به ساعت می شود.
۱۲) بر تمرین دادن بدن اصرار داشته باشید: سعی کنید همیشه راس یک ساعت خاص از خواب بیدار شوید بیدار شدن از خواب در یک ساعت خاص می تواند سبب ایجاد عادت برای بیداری در آن ساعت در بدن شود و فراموش نکنید سحرخیزی تنها یک عادت است.
۱۳) از خانه بیرون بزنید:
خروج از خانه در صبح زود پیاده روی و یا دویدن در اینگونه ساعتها بسیار لذت بخش است خصوصا که شنیدن صداهای صبحگاهی و نور خورشید در این ساعتها بدن را شاداب تر میکند و در عین حال تجربه ی این شرایط می تواند انگیزه یی باشد برای سحرخیزی در روزهای بعدی.
۱۴) به بدن خود گوش دهید:
بدن شما خیلی خوب می تواند احتیاجاتش را به شما اطلاع دهد، اگر هنگامی که صبح از خواب بیدار می شوید هنوز احساس خستگی میکنید سعی کنید شبها زودتر به رختخواب بروید بدن شما کم کم یک الگوی معین برای خوابیدن و بیدار شدن پیدا میکند و کاملا بر آن منطبق خواهد بود.
۱۵) زنگ ساعت خود را تغییر دهید:
اجازه ندهید هر روز با یک زنگ خاص و همیشگی بیدار شوید، علاوه بر اینکه این روند برای خودتان خوشایند نخواهد بود بعد از مدتی زنگ ساعتتان دیگر شما را نمی تواند بیدار کند.
۱۶) برای فردا صبح آماده باشید:
سعی کنید چیزهایی که برای فردا صبح احتیاج دارید را شب قبل آماده کنید، مثلا کیف وسائل تان، لباس هایتان و یا وسیله ی خاصی که باید همراه داشته باشید و .... در این شرایط دیگر نیازی ندارید در رختخواب به این موارد و آماده سازیشان فکر کنید.
۱۷) با رادیو بیدار شوید:
استفاده از رادیو به جای زنگ ساعت علاوه بر تنوع می تواند در بسیاری از افراد سبب ایجاد انگیزه در ترک رختخواب شود.
۱۸) از ساعات اضافی صبح بهره ببرید:
هدف از صبح زود بیدار شدن چیست؟ وقتی هر صبح زود از خواب بلند شوید مسلما در شروع بسیاری از روزهایتان یکی دو ساعت وقت آزاد و اضافی خواهید داشت که مغزتان در آن هنگام از صبح شاداب ترین ساعات و آماده ترین ساعتش را میگذارند می توانید از این ساعات استفاده ی بسیار مفیدی بکنید و بهتر است برای این ساعات برنامه ی خاصی داشته باشید در غیر اینصورت کم کم در سحرخیزی بی انگیزه می شوید.
۱۹) قرارهای مهم خود را در صبح بگذارید:
داشتن قرارهای ملاقات مهم در صبح می تواند انگیزه ی کافی به هر فردی برای بیدار شدن در صبح زود را بدهد.
۲۰) برای خودتان یک شریک مشابه پیدا کنید:
راستش در برخی موارد بد نیست برای سحر خیز شدن با یکی مثل خودتان که دوست دارد سحرخیز باشد ولی فکر میکند نمی تواند همراه شوید در این شرایط اگر هر دو واقعا برای بیدار شدن در صبح زود تصمیم گرفته باشید می توانید دراستواری بر این تصمیم در یکدیگر موثر باشید.
۲۱) به دیگران راجع به سحر خیزی خود بگوئید:
بگذارید همه ی اطرافیانتان بداند که شما صبح زود از خواب بیدار می شوید، اینکه وانمود کنید هنوز مثل گذشته هستید باعث می شوید مثل گذشته شوید!!!
۲۲) خواب های روزانه را ترک کنید:
این یک حقیقت مسلم است کسانی که در روز خواب حتی کوتاهی هم دارند برای خواب شب مشکل دارند، سعی کنید اگر به این نوع از خواب عادت دارید آن را به مرور ترک کنید چون اختلال در خواب شب یکی از علل اصلی عدم بیدار شدن در ساعت دلخواه صبح است.
۲۳) عملکرد خود را دنبال کنید:
بد نیست عملکرد خود را در زمینه ی سحرخیزی با سایتی مثل Joe&#۰۳۹;s Goals دنبال کنید و تجزیه تحلیلش کنید تا ببینید آیا واقعا دارید به هدف خود یعنی سحرخیزی نزدیک می شوید یا دور.
با چندین روز تمرین و سعی به راحتی می توان عادت سحرخیزی را ایجاد کرد فقط کافی است این امر را به صورت یک عادت دائم در بدن ایجاد کرد یا این تمرینات و داشتن اراده در روزهای آتی زمان خواب و بیدار شدنتان دیگر دست شما نخواهد بود و بدنتان به خوبی در این موارد برای شما تصمیم میگیرد.

 منبع:

http://www.articles.ir/article2353.aspx

نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |

«داس مرگ» چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 4 بعد از ظهر

«داس مرگ»

آیا ممکن است تکامل خود «داس مرگ» را پدید آورده باشد؟ در واقع بله. موجودات همواره در اثر وقایعی چون گرسنگی یا جراحت می میرند اما در گونه دیگری از مرگ، سلول ها- یا جنجالی تر بگوییم کلیه ارگانیسم ها- با انتخاب نابودی خویش، مجموعه ای بزرگ تر را از منافع آن بهره مند می سازند. به عبارت دیگر مرگ نوعی تدبیر تکاملی است. ساز و کاری خودویرانگر در هر ارگانیسم چندسلولی یافت شده و این خود روشن ترین نمونه در میان بسیاری از نمونه های دیگر مرگ برنامه ریزی شده سلولی است. دست شما پنج انگشت دارد چون سلول هایی که در اصل بین آنها می زیسته اند در زمان جنینی از میان رفتند. جنین ۸ یا ۱۶ سلولی- که تنها از ۳ یا ۴ تقسیم سلولی ایجاد شده- به مرگ سلولی وابسته است چون در غیر این صورت رشد آن نیز مختل می شود. اگر مرگی نبود ما حتی متولد نمی شدیم. حتی به عنوان افراد بالغ هم بدون مرگ زنده نمی مانیم، بدون آن همه در معرض سرطان قرار داریم. سلول های شما دچار جهش هایی می شوند که ممکن است تهدیدی برای افسارگسیختگی «تقسیم به شدت کنترل شده» سلولی باشد. اما سیستم های نظارت- مشابه آنچه با نام «محافظ ژنوم» با پروتئین p۵۳ در رابطه است- اغلب چنین لغزش هایی را کشف و سلول های بیمار را وادار به خودکشی می کنند. «مرگ برنامه ریزی شده سلولی» نقش مهمی را در زندگی روزمره ایفا می کند. برای نمونه گردش پیوسته سلول ها را در ایجاد بافت تضمین کرده و لایه بیرونی حفاظتی پوست را از سلول های مرده پدید می آورد. وقتی که سیستم ایمنی آلودگی را از بین برد، گلبول های سفید مازاد حاصل طبق روالی معمول خودکشی می کنند تا التهاب فرو بخوابد. گیاهان هم با استفاده از سلول های مرده و محصور کردن ناحیه آلوده و سپس کشتن تمام سلول های درون آن،سپری در برابر عوامل بیماری زا تشکیل می دهند. مشاهده اینکه چگونه یک ارگانیسم از قربانی کردن تعدادی سلول نفع می برد چندان مشکل نیست اما شاید تکامل هم در شکل گیری این مرگ دست داشته است. سلول های ارگانیسم های برتر مرتب بر سن شان افزوده می شود و با پیر شدن و پس از چند دو جین تقسیم سلولی، در نهایت منجر به مرگ خود ارگانیسم می شوند. در اصل مانعی دیگر در برابر رشد غیرقابل کنترل قرار گرفته ولی طبق نظریه جنجالی دیگری، این بخشی از برنامه ذاتی ژنتیکی سالخوردگی است که حدی نهایی برای طول عمر در نظر گرفته است.اکثر زیست شناسان تکاملی ایده «برنامه مرگ» ذاتی را نمی پذیرند، در عوض پیری را یک جور انبار خرت و پرت تکاملی می دانند. علاوه بر اینکه حیوانات در کهنسالی به شیوه های مختلفی می میرند و نه فقط به شیوه منحصر به سلول ها. انتخاب طبیعی دلیلی نمی یابد تا از شر نقص هایی که دیرهنگام ظاهر می شوند خلاص شود، چون تعداد منحصر به فرد اندکی آن قدر شانس می آورند تا به دوران پیری برسند. اما حالا که به طور معمول همه با سلامتی کامل از دوران تناسلی گذر می کنند، پیامدهای دستاوردی را تحمل می کنیم که تکامل هرگز نمی خواست برای ما رخ دهد، مرگ در اثر سالخوردگی.
●جنسیت
پرندگان جفت گیری می کنند، زنبورها هم همین طور. برای اکثر گونه ها تولیدمثل جنسی تنها گزینه پیش رو است و خاستگاه بسیاری از تماشایی ترین جلوه های زیست شناختی سیاره مادر، از تولید توده ای مرجان (به گونه ای که از فضا هم قابل مشاهده است) گرفته تا نمایش های پرشاخ و برگ جنسی مانند نزاع گوزن های نر- و به اعتقاد برخی زیست شناسان- شعر، موسیقی و هنر. حتی شاید جنسیت عهده دار حفظ حیات هم باشد، گونه هایی که آمیزش جنسی ندارند اغلب ظرف چند صد نسل منقرض می شوند. علاوه بر اهمیت جنسیت زیست شناسان هنوز هم بر سر چگونگی تکامل آن و اینکه اصلاً چرا باید تکامل می یافت، توافق ندارند. چون جنسیت در ظاهر تدبیری زیانده است تکامل باید به دو دلیل از تولیدمثل غیرجنسی حمایت کند. نخست اینکه در نبرد بر سر منابع، گونه های غیرجنسی توانایی از دور خارج کردن گونه های جنسی ای را دارند که می خواهند این منابع را به نسل بعدی منتقل کنند. دوم اینکه چون اسپرم و تخمک هرکدام تنها نیمی از مجموعه ژن های والدین را حمل می کنند، هر ارگانیسمی که از تولیدمثل جنسی بهره می برد تنها ۵۰ درصد از ژن هایش را به نسل بعدی منتقل می کند، درحالی که در گونه های غیرجنسی انتقال ۱۰۰ درصد ژن ها تضمین شده است. آشکارا این سلسله دلایل اشکالی دارد. درست است که بسیاری از گونه ها از جمله حشرات، گیاهان و مارمولک ها بدون آمیزش جنسی به خوبی به پیش می روند (حداقل برای مدت کوتاهی) اما به سرعت هم تعدادشان نسبت به گونه های جنسی کمتر می شود. موفقیت همچنان پایدار جنسیت به اصلی برمی گردد که طبق آن با به هم ریختن ذخیره ژنی و ایجاد دگرگونی های جدید، جهش های زیانبار فرصت محو شدن می یابند (جهش ها سرانجام پرتو حیات بسیاری از گونه های غیرجنسی را خاموش می کند). اهمیت دگرگونی در این است که فرصت می دهد حیات در محیط های متغیر مانند کنش با شکارچی، طعمه و به ویژه انگل ها واکنش نشان دهد. تولیدمثل غیرجنسی مشابه خریدن ۱۰۰ بلیت بخت آزمایی با شماره های یکسان است، پس چه بهتر که تنها ۵۰ بلیت با شماره های متفاوت داشته باشید. به هر حال شاید جنسیت سودمند همین چیزی باشد که از آن برخورداریم اما هیچ سرنخی از چگونگی آغاز آن در دست نیست. ممکن است به پیش پاافتادگی ترمیم DNA باشد. شاید ارگانیسم های تک سلولی و غیرجنسی خصلت مضاعف سازی گهگاهی ماده ژنتیکی خود را گسترش داده و در همین حین آن را دوباره به دو نیم تقسیم کرده اند. این کار به آنها امکان می دهد با روشن کردن مجموعه پنهان هرگونه آسیب DNA را ترمیم کنند. چنین پدیده ای هنوز هم در حین تشکیل تخمک و اسپرم دیده می شود.

منبع:
باب هلمز، کلیر ویلسون
ترجمه: الهیار امیری
روزنامه شرق

نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |

دوره ی نوری (فتوپریود) ، ملاتونین و تولیدمثل ماهیان چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 3 بعد از ظهر

 

دوره ی نوری (فتوپریود) ، ملاتونین و تولیدمثل ماهیان


یکی از مهمترین خصوصیات بارز ماهیانِ ساکن عرض های جغرافیایی بالا و میانه، فصلی بودن تولیدمثل آنها می باشد. این امر سبب می گردد که تولید ماهیان جوان ، منطبق با بهبود فصلی آب و هوا و منابع غذایی باشد.
   
مقدمه
یکی از مهمترین خصوصیات بارز ماهیانِ ساکن عرض های جغرافیایی بالا و میانه، فصلی بودن تولیدمثل آنها می باشد. این امر سبب می گردد که تولید ماهیان جوان ، منطبق با بهبود فصلی آب و هوا و منابع غذایی باشد. بدیهی است که تکامل غدد جنسی از آغاز تجدید رشد تا زمان آزاد سازی سلول های جنسی ، به دنبال آن تکامل زیگوت تا مرحله ی تغذیه ی آغازین، ممکن است یکسال یا بیشتر به طول انجامد، ضروریست که ماهی قادر به تعیین تقویم زمانی تولیدمثل و پیش بینی قابل اطمینان برای آینده ی دسترسی به مواد غذایی باشد.
الگوی فصلی تغییر طول روز ، دقیق ترین شاخص تغییر زمان را ، از سالی به سال دیگر برای بیشتر جانوران فراهم می کند و بسیاری از ماهیان از افزایش یا کاهش اجزاء این چرخه ی نوری برای تکامل تولیدمثل خود بهره می برند. اگرچه برای استفاده از نور در این روش، اولا، نور باید دریافت شود؛ دوما، تغییر طول روز باید به روش های مختلف مورد سنجش قرار گیرد و نهایتا این اطلاعات باید به یک پیام مناسب، برای ترکیب بوسیله ی غدد درون ریز عصبی( نورواندوکرین)، که سبب آغاز و تنظیم تکامل تولیدمثل می شود، تبدیل گردد. جنبه هایی از این مسیر کنترلی و روش هایی که برای تولید تخم در تمام سال برای مزارع تجاری استفاده شده است، در این مقاله مورد توجه قرار خواهد گرفت.

پاسخ به نور
اگرچه از زمان های دور تشخیص داده شده که بسیاری از ماهیان برای تعیین زمان تکامل تولیدمثل خود به راهنمایی های نوری یا زتیجیبرز متکی هستند، تنها اخیرا بدیهی گشته که مکانیسم اساسی کنترل این فرآیند، درون زا ست. بنابراین، قزل الای رنگین کمان، سی باس و گربه ماهی هندی از جمله ماهیانی هستند که تحت شرایط ثابت نوری، دمایی ، دسترسی غذایی و کمیت و کیفیت آب دارای چرخه ی تولیدمثلی مداوم هستند؛ بویژه در قزل الای رنگین کمان تخم ریزی مداوم در فواصل یکساله در تحت دوره ی روشنایی مدوام (LL) تا تاریکی مداوم (DD) مشاهده شده است(Bromage et al. 1992, 1993a, b).
عقیده ی رایج اینست که چرخه ی سالانه تولیدمثل بوسیله ی یک ریتم درون زا یا ساعت که تناوب آن بصورت چرخه ی سالانه است، کنترل می شود. تحت شرایط محیطی، تناوب این ساعت بصورت تنگاتنگی سازگار با الگوی تغییرات فصلی طول روز می باشد؛ به این دلیل که طول دوره ی آن دقیقا یکبار در سال تکرار می شود. باید در نظر داشت که هر گونه ی ماهی به روش های مختلفی به سازگاری های دوره ی نوری پاسخ خواهد داد، بنابراین آغاز تکامل غدد جنسی و تخم ریزی در زمانهایی از سال اتفاق می افتد که مختص همان گونه باشد.
تشریح بیشتر این فرضیه آنست که: قابل انتظار خواهد بود که تغییر آزمایشگاهی طول روز ، برای مثال روز های طولانی ابتدای سال نسبت به چرخه ی نوری طبیعی، بصورت یک ساعت داخلی که به عقب کشیده شده ثبت شده و به دنبال آن توسعه ی درست در ریتم داخلی اتفاق افتاده و به تبع آن افزایش رسیدگی جنسی و تخم ریزی زودتر انجام می شود.بر عکس، طول روز طولانی بعد از انقلاب تابستانه ، برای مثال در پاییز، نشان خواهد داد که ساعت به جلو رفته و به دنبال آن فاز تاخیر ریتم بوقوع می پیوندد و تخم ریزی دیرتر انجام می گیرد.
این تفسیر و مدل به خوبی اثر پارادوکسیکال ظاهری طول روز مشابه ایی را که پاسخ های متفاوتی در گروه های مختلف ماهی که در زمان های متفاوتی از سال مدیریت می شوند، ایجاد می نماید، تشریح می کند. سابق بر این، پیشنهاد شده بود که برای طول روز شاخص یا آستانه ی طول روز وجود دارد که بالا یا پایین آن، ممکن است یا ممکن نیست سبب ایجاد پاسخ تولیدمثلی شود. اگرچه مفهوم شاخص طول روز تشریح نشد، نتایج گزارش شده از گونه های مختلف نشان می دهد که هر طول روزی می تواند بلند یا کوتاه در نظر گرفته شود مشروط بر اینکه به ترتیب بعد از طول روز کوتاه تر یا بلند تر قرار گیرد. این نکته سمت وسوی تغییرات فتوپریودی که در تنظیم ساعت درونی و تعیین زمان تکامل و توسعه تولیدمثل حائز اهمیت می باشد، را مشخص می کند. در نتیجه، تاریخچه ی فتوپریودیکی شاخص مهمی برای آغاز آزمایش های فتوپریودی یا جا به جایی ذخایر تجاری مولدین بین امکانات محیطی -کنترلی متفاوت، می باشد.

دریافت و انتقال نور
علی رغم شناخت وسیع از اهمیت دوره ی نوری در تنظیم زمان تولیدمثل و دانش گسترده ی موجود در زمینه ی هورمون آزاد کننده ی گنادوتروپین( GnRH ) گنادوتروپین نوع یک و دو (GtHI و GtHII) و دیگر هورمون های کنترل کننده ی کارکرد غدد جنسی، اخیرا ما قادر به درک این شدیم که چطور مهره داران قادر به دریافت اطلاعات در زمینه ی تغییر روزانه و فصلی طول روز هستند. امروز کاملا مشخص شده که این اطلاعات از طریق تغییر پروفیل ترشح ملاتونین از غده ی صنوبری(پینه آل) فراهم می شود. در تمام مهره داران مورد آزمایش سطح ملاتونین پلاسما در طول شب افزایش یافته و در روز به سطح پایه تنزل می یابد.قرار دادن قزل آلا در روز های طولانی یا روزهای کوتاه به ترتیب موجب کاهش یا افزایش سطح ملاتونین می شود(نمودار 1 را ببینید) در طول روزِ متوسط، میزان افزایش ملاتونین در ارتباط با طول شب می باشد. پروفیل ملاتونین ترشح شده در روز-شب که تحت شرایط آزمایشگاهی در طول روزهای بلند یا کوتاه قرار می گیرند ، با الگوی ترشحی ملاتونین که به ترتیب در انقلاب تابستانه و زمستانه دیده می شود ، یکسان است. تحت تمام رویدادها، حداقل در ماهی قزل الا، غده ی صنوبری (پینه ال) طول شب را به الگوی افزایش ترشح ملاتونین ترجمه کرده که احتمالا در روز به روش های مختلف مصرف می شود و زمان مورد نظر[زمان تغییر فصلی طول روز] به عنوان منبع اطلاعاتی بوسیله ی سیستم های اندامی دیگر بدن از قبیل سیستم نورواندوکرین که در کنترل تولیدمثل نقش دارد ، مورد رجوع قرار می گیرد.
تا به امروز مشخص نشده که چه نقطه یا نقاطی از ملاتونین بر روی محور هیپوتالاموس – هیپوفیز-غدد جنسی تاثیر می گذارد.ما نشان دادیم در مناطق عصبی ماهی قزل الا، مکانهای ترکیبی با پیوستگی بالا برای یدوملاتونین، بویژه تکتوم بینایی و نوکلئوس روتوندوس و هیپوتالاموس شامل منطقه ی پری اُپتیک که محل برخی جسم سلولی هورمون آزاد کننده ی گنادوتروپین نیز می باشد، وجود دارد که درگیر پردازش سیگنال های بصری می باشند (Davies, et al. 1994).اگرچه، هنوز مطالعه ایی برای مدیریت ارتباط بین این اجزاء انجام نشده است. بنابراین، اینکه چطور غده ی پینه آل و ملاتونین با ساعت چرخه ی سالانه درون زا در ارتباط می باشد، شناخته نشده است.

کنترل نور و تولید تخم در تمام سال
هدف عینی تمام مراکز تکثیر، خواه آب شیرین خواه اب شور، تولید مناسب تخم و لارو با کیفیت بالا در زمان های مورد نیاز برای پرورش دهندگان تا مرحله ی بازاری می باشد. آبزی پروری زمانی موثرترین حالت را دارد که پرورش دهنده قادر باشد محصولی در اندازه ی مناسب و با کیفیت خوب در تمام سال تولید نماید و این هدف عینی تنها در زمانی تحقق می یابد که کنترل کاملی بر میزان رسیدگی جنسی و زمان های تخم ریزی و به تبع آن تولید تخم و لارو وجود داشته باشد.
دستکاری طول روز پیشنهادی نسبتا ساده و روشی ارزان برای تغییر زمان تخم ریزی می باشد و بنا بر این روش می توان تخم مورد نیاز برای پرورش تجاری را فراهم نمود.
این روش ها موثرتر از تزریق GnRH، GtH یا عصاره ی هیپوفیز می باشد چون در بهترین حالت با درمان مولدین با این هورمون ها، تنها چند هفته تخم ریزی ماهیان به پیش می افتد در صورتیکه با تغییر تخم ریزی بوسیله ی دوره ی نوری می توان در هر 6 ماه تخم ریزی داشت. این بدین خاطر است که موفقیت تزریق هورمون تنها در تغییر سرعت رسیدگی نهایی و زمان اوولاسیون می باشد ؛ این در حالیست کنترل طول روز بر تمام مراحل تکامل غدد جنسی از زمان تجدید رشد تا تخم ریزی تاثیر می گذارد.
شتاب دادن و طولانی نمودن چرخه ی روشنایی فصلی و ترکیبی از طول روز بلند و کوتاه ثابت در زمان های مختلف از چرخه ی سالانه، برای تغییر زمان تخم ریزی ذخایر تجاری قزل الای رنگین کمان و قزل آلای قهوه ای ، ازاد ماهی اقیانوس اطلس و آرام، سی باس اروپایی، سیم دریایی ، توربوت و هالیبوت و کفال مورد استفاده قرار گرفته است( Bromage et al. 1993 b). برای قزل الا با این روش می توان تخم هایی تولید نمود که دارای کیفیتی مشابه با تولیدات طبیعی باشد.(نمودار 2).
یکی از معایب این روش ها اینست که مولدین باید در وسایل سیاه رنگ تحت کنترل روشنایی اطراف حوضچه، زنده باقی بمانند.اخیرا ما داریم روی تکنیکی کار می کنیم که طبق آن مولدین در معرض دوره های کوتاه روشنایی مداوم قرار می گیرند و در باقی موارد در دوره ی نوری طبیعی نگهداری می شوند. این روش این برتری را دارد که احتیاج به ابزار و الات سیاه رنگ برای حوضچه ها نیست. اثر گذاری این رویکرد بر این واقعیت استوار است که کمتر از 6 هفته طول روز بلند، برای تولید یک فاز افزایشی ریتم درون زای کنترل تولیدمثل کافی می باشد؛ همچنین هر طول روزی قابل اجراست مشروط بر اینکه قبل از آن طول روز بلند باشد. نمودار 3 روشی را نشان می دهد که بصورت تجاری استفاده می شود. ماهیها تحت دو تغییر دوره ی نوری یا تغییر فاز قرار داشتند: یکی در اوایل فوریه زمانیکه ماهی از طول روزLD, 8:16[8 ساعت روشنایی، 16 ساعت تاریکی] به دوره نوری LL [تمام روشنایی] انتقال داده شدند و دومین فاز دو ماه بعد در اوایل آوریل زمانیکه طول روز کاهش یافته بود ، از LL به LD, 12.5:11.5 ، اجرا شد. تخم ریزی تا سه ماه جلو افتاد و کیفیت تخم مشابه با گروه طبیعی بود.
چنین تکنیک هایی نوید انقلابی در تولید مراکز تکثیر و مدیریت ذخایر می دهد چون این روش ها قابل اجرا در قفس ها یا دیگر مکان ها می باشد. این روش ها همچنین پرورش دهنده ها را قادر می سازد تا یک ورودی ثابتی از مولدین از طریق ابزار و آلات فتوپریودی داشته باشند و مولدین برای باقی سال در شرایط طبیعی نگهداری شوند.

منبع:
نیال برومیج، کلیو راندال، بریونی دیویز و مارک پورتر
انسیتوی آبزی پروری دانشگاه استرلینگ
مترجم: سید مرتضی ابراهیم زاده
Bromage, N., Randall, C., Davies, B., Porter, M., Photoperiod, melatonin and reproduction, International Congress on the Biology of Fish

نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |

معین فلاحتگر نفر اول کنکور سراسری 1388 در رشته ریاضی چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 8 بعد از ظهر

 

معین فلاحتگر نفر اول کنکور سراسری 1388 در رشته ریاضی

معین فلاحتگر - نفر اول کنکور سراسری در گروه ریاضی

نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |

عکسی از معین در حیاط منزلشان دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 8 بعد از ظهر
معین فلاحتگر
نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |

معین فلاحتگر - گفتگوی خبرنگار شبکه مازندران با پدر معین دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 8 بعد از ظهر
پدر معین فلاحتگر در حال گفتگو با خبرنگار شبکه استانی مازندران

معین فلاحتگر نفر اول کنکور سراسری درگروه ریاضی

نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |

دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 8 بعد از ظهر

معین فلاحتگر
نوشته شده توسط حمید رضا اویسی  | لینک ثابت |